راي شماره 154-14/12/47 راي اصراري هيات عمومي ديوان عالي كشور ( برحكم فرجامخواسته ازحيث رعايت اصول وقواعددادرسي اشكالي كه مستلزم نقض باشدبنظرنمي رسدوحكم مزبوربه اكثريت آراءابرام مي گردد) * سابقه * فرجامخواه :دادسراي استان سوم . فرجامخوانده :(ح ) فرجامخواسته :دادنامه شماره 44/195صادره ازشعبه 2جنائي دادگاه استان سوم . گزارش كار: (ي )هشتادساله (شوهرخواهرفرجامخوانده )وخودفرجام خوانده به اتهام قتل عمدي طفل يك سال ونيمه فرجامخوانده درتاريخ 2/1/37و همچنين (ي )به اتهام نگاهداري 5/1گرم ترياك درزندان موردپيگرددادسراي شهرستان خوي واقع گرديده انداجمال جريان امرحسب محتويات پرونده وكيفر خواست تنظيمي بدين قراربوده كه دونفرمزبوربرمبناي تصرف ماترك پدر(ح ) كه ضمناپدرزوجه (ي )نيزبوده ازچندي قبل احتلافات شديدي داشته وعليه يكديگرشكاياتي به مراجع دولتي مي كرده اندتادرشب 2/1/37طفل يكسال ونيمه فرجامخوانده بضرب گلوله تپانچه كشته مي شودفرجامخوانده (ي )شوهرخواهر خودرامتهم معرفي وشكايت كرده است كه نامبرده درشب واقعه نزديكيهاي صبح به قصدقتل وي باپسرانش بخانه وي آمده و(ي )به قصدكشتن اوچندتير انداخته ولي تيربه طفل اواصابت كرده است (ي )وپسرانش درموقع بازجوئي منكرورودبه خانه شاكي بوده ومعتقدبوده اندكه خود(ح )طفلش راعمدابه قتل رسانيده تاآنهارامتهم كندپس ازارجاع رسيدگي به بازپرسي واقدام بمعاينه جسدومحل وتحقيقات ازكسان مقتول ومتهمين دليل ارتكاب قتل راازناحيه (ي ) ومداخله پسرانش رادرقضيه محرزندانسته بلكه بلعكس (ح )راشخصاقاتل فرزندش تشخيص وقرارمنع تعقيب (ي )وپسرانش وقرارمجرميت (ح )راصادر مي نمايدولي دادستان معتقدبوده كه دليل برعليه (ي )نيزموجودبوده است وبا حدوث اختلاف درعقيده پرونده به دادگاهه استان سوم ارجاع ودادگاه مزبور دلائل توجه اتهام به (ي )رانيزكافي دانسته وقرارجلب اورابه دادرسي صادر مي نمايدسپس دادستان شهرستان بموجب كيفرخواست شماره 67مورخ 2/4/37 باتطبيق موردباماده 175مكررقانون مجازات تقاضاي صدورحكم شايسته رادر باره دونفرمزبوروبموجب كيفرخواست شماره 3597/1/5تقاضاي مجازات (ي ) رادرمورداخفاء5/1گرم ترياك مستندابه ماده 197آئين دادرسي ازدادگاه جنائي نموده وپس ازطرح پرونده دردادگاه جنائي دادگاه شعبه اول بموضوع رسيدگي نموده وبشرح حكم شماره 23-28/1/42اجمالاچنين راي داده است : "دليل كافي درپرونده امرمبني براينكه متهمان مداخله درقتل طفل خردسال داشته اندموجودنيست چه تنهادليل عليه (ي )راجع به ورودبه خانه (ح ) وتيراندازي اواظهارات (س )زن (ح )وشخص خود(ح )مي باشدكه (ح )نزد بازپرس اظهارداشته ديده است حاجي (ي )همراه پسرش واردخانه اوشده اندو دست حاجي (ي )اسلحه ودست پسرش سنجاق (تبرزين )بوده است واظهارات (س ) هم حاكي است حاكي است كه حاجي (ي )وفرزندان اوبه خانه آنان آمده وپس از اينكه حاجي (ي )تيراندازي كرده اوفريادكشيده دراين موقع حاجي دهان اورا گرفته ونسبت به وي فحاشي كرده است اظهارات اين دونفربااوضاع واحوال وفق نمي دهدزيراورودعده اي بخانه وتيراندازي بدون هدف معقول نيست ازطرفي اظهارات (ح )مختلف است ابتداگفته چندين تيربطرف اوتيراندازي شده و بعداظهارداشته دوتيربطرف اوتيراندازي كرده اندوگفته است بلافاصله به قهوه خانه كدخدارفته وجريان راگفته است درحالي كه كساني كه ازقبيل ابوالقاسم وقلي وغيره درقهوه خانه بوده انداظهاري درخصوص اينكه (ح ) حمله كنندگان رابه اسم معرفي نموده باشدنكرده انددرصورتي كه اگرحاجي (ي ) وفرزندان اوبخانه (ح )مزبورواردشده تيراندازي مي كردند(ح )بلافاصله پس ازفرارجريان ادرقهوه خانه به كساني كه آنجابوده اندحكايت مي كردبعلاوه (ق )و(ف )فرزندان (ح )وهمچنين (م )وزن وسايرافرادخانواده (م )كه همسايه (ح )مزبورمي باشنداظهاري دخصوص اينكه صداي تيراندازي شنيده اند نكرده اندبااين ترتيب معلوم مي شودادعاي (ح )راجع به اينكه تيراندازي شبانه واقع شده مقرون به حقيقت بنظرنمي رسدبعلاوه وجودسگ درمنزل (ح )و نشان دادن حاجي (ي )وفرزندانش به سگهاوحمله سگان به آنهامويداين مطلب است كه ورود(ي )وفرزندان اوبخانه (ح )ميسرنبوده وادعاي (ح )دراين خصوص برخلاف حقيقت است باتوجه به مراتب مزبورواينكه آثارردپائي درپشت بام ديده نشده آمدن حاجي (ي )بخانه (ح )وتيراندازي اومسلم نيست وراجع به اينكه ادعاشده (ح )طفل خودراكشته است تا(ي )رامتهم كنددراين موردهم دليلي وجودنداردچه معقول نيست پدري طفل خودرابكشدتاديگري رامتهم معرفي نمايد وازطرفي اسلحه ازيد(ح )وخانه اووخانه (ي )كشف نشده بنابه مراتب يادشده بنظركليه دادرسان دادگاه عليه (ي )وبه نظراكثريت عليه (ح )دليل كافي وجود نداردوبرائتشان ازاين جهت اعلام مي گرددولي اتهام حاجي (ي )راجع به نگاهداري 5/1گرم ترياك مسلم است وباتطبيق اتهم اوباشق 2ازماده 9 آئين نامه اجرائي قانون منع كشت خشخاش دادگاه اورابارعايت ماده 45مكرر به يازده روزجبس تاديبي وپرداخت مبلغ پنجاه ريال جريمه محكوم مي نمايد" نظريه اقليت برمجرميت (ح )به استنادسابقه اختلاف باحاجي (ي ) اعلام شده وبااشاره به اظهارات حاجي (ر)اقليت معتقدبه خالي شدن تيري به خطاءازاسلحه كه دردست (ح )بده واصابت آن به طفل بوده است براثرفرجام خواهي دادساي استان ازبرائت (ح )وتقاضاي رسيدگي ماهوي جناب آقاي دادستان كل شعبه 12ديوان عالي كشوربه موضوع رسيدگي نموده وباقبول اعتراضات فرجامي نماينده دادسراي ديوان عالي كشورحسب دادنامه مورخ 13/4/43حكم دادگاه جنائي درقسمت برائت (ح )مستندابه ماده 430مكررآئين دادرسي كيفري نقض ورسيدگي مجددبه شعبه ديگردادگاه جنائي استان سوم ارجاع نموده وپس ازطرح مجددموضوع درشعبه 2دادگاه جنائي استان مذكورو انجام تشريفات مقرره سرانجام دادگاه مذكوربه موضوع رسيدگي نموده و بموجب دادنامه فرجامخواسته اجمالاچنين راي داده است "باتوجه به انكار متهم دمراحل تحقيق ودرمحضردادگاه واينكه بعيدمي نمايدكسي بنابه اختلاف جزئي باشوهرخواهرخودوبراي متهم كردن اومبادرت به قتل طفل خردسال خود بنمايدبه لحاظ فقددليل كافي برائت وي ازاتهام انتسابي اعلام مي گردد"اين حكم درتاريخ 16/6/44اعلام گرديده ودادياراستان درتاريخ 23/6/44به اين عنوان كه حكم دادگه برخلاف مندرجات پرونده است فرجام خواسته وجناب آقاي دادستان كل پس ازلاحظه پرونده نظرداده اندكه موضوع اصراري وقابل طرح درهيئت عمومي است سپس پرونده برحسب سابقه به اين شعبه ارجاع گرديده است . درتاريخ 8/8/46گزارش بالاقرائت وهيئت شعبه باتوجه به محتويات پرونده موضوع رااصراري وقابل طرح درهيئت عمومي ديوان عالي كشورتشخيص مي دهند. به تاريخ روزچهارشنبه چهاردهم اسفندماه يكهزاروسيصدوچهل وهفت هيئت عمومي ديوانعالي كشوربه رياست جناب آقاي عمادالدين ميرمطهري رياست كل ديوان عالي كشورونماينده جناب آقاي عبدالحسين علي آبادي دادستان كل كشوروجنابان آقايان روساومستشاران شعب ديوان مزبورتشكيل گرديدپس ازطرح وقرائت گزارش پرونده واوراق لازم وكسب نظريه دادسراي ديوان عالي كشوربشرح زير: "دراين پرونده مشهدي (ح )زارع بيسوادمقيم قريه بدل آبادخوي متهم است كه باشليك گلوله فرزندخرسال خويش دوشيزه (الف )راكشته است گرچه درنظراول قبول اين مطلب مشگل مي نمايدكه پدري فرزندبيگناه خودرابكشدولي بعدازتوجيه وتشريح انگيزه قتل حسب حكايت محتويات پرونده واقعيت وقوع اين جنايت آشكارمي گرددلازم مي دانم مقدمتااين نكته رابازگوكندكه قبل از تحولات سالهاي اخيروتشكيل سپاه دانش واعزام اين افرادبه روستاها، روستانشينان اغلب ازنعمت سوادبرخوردارنبودندوازجهت فهم ودرك اجتماعي دمرحله اي ابتدائي قرارداشتندبعلت ناداني وجهل اموربسيار بي اهميت غالباموجب افروختن آتش نفاق وايجادكينه شديدوتقويت حس انتقام دربين آنهامي شده است بسيارديده شده روستانشيني براي تسكين و اطفاءنايره خشم وانتقام باصحنه سازي وتمهيدوتهيه مقدماتي براي مخالف يا مخالفين خوداتهاماتي آفريده است ومواردفراواني وجودداشته كه هنگام منازعه درروستاهايك طرف فرزندشيرخواره خودرابه زمي كوبيده وكشته است تاطرف ديگررامتهم به قتل كندوبراي وي اتهام ايجادنمايدوبدين وسيله خود راتسلي وحس انتقامجوئي خودراتسكين دهد. درپرونده حاضرنيزمتاسفانه جهالت وانتقامجوئي آتش جنايتي را افروخته كه لهيب نائره آن مثل هميشه دامان باني ومرتكب آنراگرفته است . بطوري كه محتويات پرونده دلالت دارداختلاف شديدي بين (ح )متهم و حاجي (ي )درموردمالكيت قلمه زاروجودداشته واجمال آن اينكه قلمه زاررا (ح )ملك مورثي خودمي دانسته وحاجي (ي )هم به دليل اينكه خواهر(ح )عيال او قانوناسهيم درسهم الارث بوده است مدعي مالكيت عيال خوددراين قلمه زار شده وعلي الظاهربراثربرتري نفوذمحلي حاجي (ي )مشاراليه مبادرت به قطع درختاني ازقلمه زاركرده كه اين اقدام موجب افزايش خشم (ح )گرديده وفكر انتقامجوئي دراوتشديدوتقويت شده است وچون ظاهراقدرت مبارزه شخصي و فردي باحاجي (ي )رانداشته به فكرافتاده كه باايجادبزه ونسبت دادن آن به حاجي (ي )وفرزندانش موجبات بازداشت آنهاراتدارك وزمينه تصرف بلامعارض خودرادرقلمه زارفراهم نمايدبه توجه به اين مقدمات جهات ودلائل زيربنظردادسراي ديوان كشورمثبت بزهكاري وتوجه اتهام به مشهدي (ح )متهم است : 1-اظهارات آقاي حاجي (ر)كه گفته است متهم به اواظهارداشته اسلحه به من بده من اين حاج (ي )پدرسگ رابكشم . چون حاجي (ر)ازنحوه وكيفيت اظهارمتهم تصميم اورابه ايجادواقعه ناگواري پيش بيني مي نموده به منزل حاجي (ي )رفته وبه اوگفته (حاجي هرچه مي كني بادست اداره بكن ....اوبه فكربدي افتاده )بعلاوه همين شاهدگفته است سه به غروب مانده مشهدي (ح )به مسجدآمده وباحاجي نزاع كرد. 2-اظهار(ق )راننده جيپ دادگستري نزدآقاي بازپرس به اين شرح : "وقتي شما(منظورآقاي بازپرس است )مشغول تحقيق بوديدبنده رفتم نشستم زنان گريه مي كردندوحنازه راآب مي كشيدندحاجي (ي )گفت خداياترا قسم ميدهم به خداوندي ات قاتل اين بچه رافاش كن وبه سزابرسان مشهدي (ح )در جواب برگشت گفت كه قاتل وي معلوم است ديگر،اگرشمادختان رانبريده وبه من ظلم نمي كرديداوكه نمي مرد)اين اظهار(ح )برارتكاب قتل ازناحيه خودوي دلالت دارد. 3-متهم درنزدبازپرس حضورحاجي (ي )وفرزندان اورادمنزل تشريح ومحل ايستادن حاجي (ي )وفرزنداورادرحالي كه تبرزيني دردست داشت توجيه كرده ومدعي شده كه حاجي (ي )ازهما محل تيراندازي نموده است . باتوجه به معاينه جسدوسيله آقاي بازپرس كه طي آن محل دخول وخروج گلوله تشريح شده گلوله ازناحيه زيرگلوي ناحيه راست واردبدن شده واززير بغل چپ خارج وبه زمين اصابت نموده است كه طبق نظركارشناس انتخابي با توجه به محل ايستادن حاجي (ي )بطوريكه متهم اظهارداشته امكان اينكه گلوله چنين مسيري راطي كندابداوجودنداشته است . 4-آنچه مسلم است حين وقوع واقعه سروصدائي ايجادنشده وحتي خانواده آقاي (م )وخوداوكه نزديكترين همسايگان اوبوده اندسروصدائي نشنيده اند معقول بنظرنمي رسدكه حاجي (ي )وفرزندان اوبه قصدقتل مته به منزل وي بروندو اقدام به تيراندازي آن هم دوتيربكنندوسروصدائي ايجادنشود. متهم مدعي است تيراول حاج (ي )به بچه اصابت نموده واوبرخاسته و مبادرت به فراركرده ودرضمن فرارتيردوم رابه قصدقتل اوانداخته است آيا قابل قبول است كه درحين فرارحاج (ي )متهم سروصدانكندوازمردم وهمسايگان استمدادنطلبد،بعلاوه حسب محتويات پرونده درشب واقعه گوسفندان (ح ) متهم بعلت اينكه به صحرابرده نشده بوددرحباط منزل جمع وسگهاي گله كه يكي ازآنهابسياردرنده وخشن بوده به پاسداري ازگوسفندان مشغول بوده معقول نيست كه باورودعده اي به منزل متهم آن هم باتصميم به قتل حتي سگهاعوعو نكنند. 6-اظهارمتهم وعيال اوراجع به كيفيت قتل طفل كه بايكديگرانطباق و هماهنگي ندارد. 7-حضورمتهم درقهوه خانه وبدي حال واحوال اوكه حسب اظهارحاضرين در قهوه خانه بخصوص آقاي حاج (ر)براي اين بوده كه درآنهاايمان ايجادنمايدكه حاج (ي )بچه اوراكشته است . دادستان كل كشور- عبدالحسين علي آبادي مشاوره نموده به اكثريت آراءچنين راي مي دهند. مرجع : موازين قضائي ،ازانتشارات حسينيه ارشاد(جلد 1) صفحه 289تا296 4
هيچ موضوعي مرتبط با اين ماده ثبت نشده
آدرس : تهران خیابان فاطمی روبه روی سازمان آب پلاک 207
تماس اضطراري : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵
پست الکترونیک : info (At) Dadfaran (dat) com