شماره دادنامه : 838 تاريخ رسيدگي : 26/1/70 كلاسه پرونده : 8/4/3254 مرجع رسيدگي : شعبه 4 ديوانعالي كشور خلاصه پرونده : 1 طبق كيفرخواست شماره 311348/4/1369 دادسراي عمومي اصفهان آقاي (الف )18 ساله مجرد متهم شده است به ربودن طفل 8ساله اي به نام خانم (ب ) دادسرا به استناد ماده يك قانون تشديد مجازات ربايندگان اشخاص مصوب 18اسفند سال 1353 از دادگاه كيفري يك اصهفان در خواست تعيين كيفر براي اوكرده است (ص 2524)2 شكايت (ج ) پدر(ب ) حاكي است در مورخه 31/3/69آسايباني به دختربچه من قصد تجاوز داشته كه هوشياري مردم موفق نشده (ص يك ) وي در كميته توضيح داده (در مورخه 31/3/1369) دخترم راضيه از ساعت 40/11 الي 5/1 در آسياب بوده كه مغازه داري و يكي از همسايگان درب آسياب را شكسته ودخترم را نجات داده اند(ص 2مساي 3) 3 از(ب ) محصل دوم ابتدائي سن 9 سال در تاريخ 31/3/69دركميته تحقيق شده وي گفته (ابتدا چشم و دهان من را بست سپس من را به داخل آسياب برد و درب آسياب را از داخل بست ، سپس چاقوي بزرگي درآورد و من را تهديد كرد و سپس مرا با دست فشار دادوبعد لبهاي مرا گاز گرفت و بعد از آنكه چاقو را روي گردن من گذاشت و مرا ترسانيد من دهانم را باز كردم و داد كشيدم سرانجام چند نفر درب را شكسته و داخل آمدند و او را گرفتند000(ص 5) 4 از(الف ) متولد1351 در تاريخ 31/3/1369 در كميته تحقيق شده وي چنين گفته (من همراه يك دختر بچه داخل آسياب بوديم كه چند نفر آمدند و درب آسياب را باز كرده وما را به اينجاآوردند و البته من كليد را به آنها دادم 000 به خدا قسم چشم او رانبستم و او را نيز تهديد نكردم و او خودش به آسياب آمد000 او براي گرفتن آرد داخل آسياب و بعد براي گرفتن ميخ آمد و علت بستن درب آسياب از داخل اين بود كه من وسوسه شدم 0 قبل از اينكه من كاري با او انجام دهم ما را دستگيركردند(ص 6) 5 گواهي پزشكي صادره درباره (ب ) حاكي است (پوست رفتگي طرف چپ زير فك اثر برخورد جسم سخت دارد مدت درمان پنج روز(ص 10) 6 در مواجه اي كه بين مهم و خانم (ب ) داده شده (ب ) گفته 000 گردن من را فشار داد و لب من را گاز گرفت 000 درب آسياب را اول قفل كرد پس از مدت كوتاه اهل خانواده و مردم به كمك من آمدند و درب آسياب را زدند ولي آقاي (الف ) درب را باز نكرد مردم درب آساب را شكسته (الف ) در پاسخ گفته (خود(ب ) دفته دوم به آسياب آمد و گفت كمي ميخ مي خواهم و در همان موقع ديدم چند نفر از مردم با چوب به آسياب هجوم آوردند كه من از روي ترس درب آسياب را بستم و درب را قفل كردم و مردم گفتندما دختر را مي خواهيم آزاد كنيم و من مجبور شدم كليد را به يك نفر از آنان به نام 000 دادم واو هم درب را باز كرد و آن دختر را نجات دادند و من به آسياب رفتم و پنهان شدم و پس از جستجوي زياد من را پيدا كردند و من از روي ترس فرار كردم (11ص ) 7 از گواه 000 متولد1339 چنين شهادت داده (مورخه 31/3/69 ساعت 12 ظهر مادر(ب ) درب مغازه آمد و گفت دخترم ناپديد شده و گفت خواهر كوچكش ديده كه آسيابان (الف ) دخترم را ربوده و به آسياب برده و من به طرف آسياب رفتم و اول ديدم درب بسته و هر چه صدا زدم و گفتم دخترم را تحويل بده درب را باز نكرد و درهمين هنگام آقاي 000 رسيدند و به اتفاق درب را توسط كليدي كه (الف ) از لاي در بيرون انداخته درب را باز كردم ودختر را نجات دادم ولي بعد كه براي گرفتن او خواستم وارد شديم درب را دو مرتبه قفل كردومجبور شديم درب را شكستم و داخل آسياب رفتم ولي حدود25 دقيقه دنبالش گشتيم ولي پيدايش نكرديم عاقبت گاز پيك نيك آورديم تا وي راآخر آسياب پيدا كرديم ) گواه ديگر000 متولد1338 نيز گفته اظهارات 0000 را كاملا" قبول دارم (ص 12) 8 در دادسرا از متهم تحقيق شده وي از اتهام خودتكذيب كرده ، ولي گفته اظهارات شهود را قبول دارم (ص 16) 9 متهم 000 را به وكالت خود انتخاب كرده است (34) 10 شعبه 13 دادگاه كيفري يك اصهفان به موضوع رسيدگي است دوشيزه (ب ) هشت ساله توضيح داده (من با خواهرم كه چهارساله بود كنار خيابان ايستاده بودم كه (الف ) آمد و درب دهان مرا گرفت و يك پارچه روي چشمان من گذاشت و مرا برد داخل آسياب و يك چاقو به گلويم گذاشت و آن وقت خواهرم رفته بود به مادرم اطلاع داده بودو مغازه دارآ'د و در را باز كرد مرا نجات داد و در حاليكه درآسياب بودم صورت مرا گاز گرفت و بوسيد000متهم (ال اظهارات قبلي خود را ناشي از اجبار دانسته و گفته (يك سرباز در كنار من بودبا پوتين به استخوان پاي من مي زد و مي گفت هر چه مي نويسد امضاء كن وكيل متهم لايحه تقديم كرد، و دادگاه از گواهان 000و000 تحقيق كرد، اولي گفته اند نيم ساعت پشت درب آسياب داد زدم (الف )(الف ) ولي جوابي نشنيدم سه ربع پشت آسياب معطل شدم بنده حتي اسم دخترراهم صدا كردم ولي صدائي نشنيدم تا اينكه 000 رسيد000 شش نفر شديم 000 من يواش گفتم كه (الف ) گندش را درآوردي آن وقت (الف ) كليد را از لاي درب به من داد و حتي به من پيشنهاد پول داد من درب را باز كردم و(الف ) با(ب ) داخل آسياب ديدم (ب ) در حالت عادي ايستاده بود و حتي گريه هم نمي كرد و چادر هم سر او بود و من دستان دختررا گرفتم و تحويل مادرش دادم برگشتم ديدم درب دوباره بسته شد000 من اصلا" چوب كلفت يا نازك نداشتم 000 متهم فقط گفته قبول دارم كه دختر داخل آسياب بود ولي خود(ب ) آمده بود داخل آسياب و من از ترس درب را بستم وكيل از وي دفاع كرده است 0 11 دادگاه با اعلام ختم رسيدگيمبادرت به صدور حكم كرده و به موجب آن اتهام ربودن طفل را محرز تشخيص و مستندا" به ماده 1قانون تشديد مجازات ربايندگان اشخاص و با رعايت تبصره 5ماده 35 قانون راجع به مجازات اسلامي نامبرده را به يكسال حبس تعزيري محكوم كرده است (77و78) 12 وكيل محكوم عليه به حكم صادره اعتراض كرده و دادگاه اعتراض را وارد نديده و پرونده را به ديوانعالي كشورارسال كرد، كه به اين شعبه ارجاع شده است 0 هيئت شعبه در تاريخ بالا تشكيل گرديد پس ازقرائت گزارش آقاي 000 عضو مميز واوراق پرونده و نظريه كتبي آقاي 000 داديار ديوانعالي كشور اجمالا" مبني بر رد اعتراض وتائيددادنامه شماره 29838/8/69 تجديدنظرخواسته مشاوره نموده چنين راي مي دهند0 ايراد و اعتراض موجهي به حكم صادره با توجه به محتويات پرونده نشده مستندا" به ماد(بند ب ) قانون تجديدنظراحكام دادگاههاونحوه رسيدگي به آنها حكم صادره تاييد مي شود0 مرجع : كتاب منتخب آراء قطعيت يافته دادگاهها درامورجزائي ،جلددوم تعزيرات چاپ اول 1379 . ناشر، دانش نگار، چاپ جديت 158
هيچ موضوعي مرتبط با اين ماده ثبت نشده
آدرس : تهران خیابان فاطمی روبه روی سازمان آب پلاک 207
تماس اضطراري : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵
پست الکترونیک : info (At) Dadfaran (dat) com