تاريخ : 9/11/74 شماره دادنامه :1293 مرجع رسيدگي : شعبه ششم دادگاه تجديدنظردادگستري استان تهران راي دادگاه بموجب دادنامه تجديدنظرخواسته شماره 898 مورخ 18/6/74 صادره از شعبه 178 دادگاه عمومي تهران آقايان 1(الف ) 2(ب ) 3(ج ) 4(د) باتهام (متهم رديف 1و2)، معاونت در جعل امضاء آقاي (ه) شاكي پرونده و متهم رديف 3و4 باتهام معاونت و مشاركت و مباشرت در بزه مذكور باستناد مواد26 و29 قانون تعزيرات هريك به يك سال حبس تعزيري محكوم شده اند بدين توضيح كه بانو(و) همسرمطلقه تجديد نظرخواه (آقاي (ه) طبق قرار قبلي هر هفته يكبار بمدت 24 ساعت فرزندان خود را بنامهاي (ك ) و(ج ) از پدرشان آقاي (ه) تحويل وپس از انقضاء مدت مزبور آنها را بوي عودت مي داده است تا اينكه در پنجشنبه مورخ 27/8/72 آنها را از پرستارشان خانم (س ) تحويل و با تمهيداتي كه از قبل تدارك ديده در روز جمعه 28/8/72 از طريق مرز هوائي از فرودگاه مهرآباد همراه آقاي (الف ) متهم رديف يك ازكشور خارج و به تركيه عزيمت و از آنجا راهي امريكا مي شوند آقاي (ه)از تاخير مراجعت فرزندان خود نگران مي گردد به منزل پدر همسر سابق خود مراجعه و از برادر وي به نام آقاي (ق )موضوع راپرسش مشاراليه در بدو امر از اظهار حقيقت خودداري كه آقاي (ه) ناگزير اقدام به شكايت مي كند0 در تاريخ 30/8/72 آقاي (ق ) در آگاهي اعلام مي دارد خانمي به نام خانم (م ) خواهرش (و) را اغفال نموده و او بچه هارااز كشور خارج و به تركيه برده است و نيز در تاريخ 7/9/72 اظهارداشته خواهرم با همكاري خانم (ز) قصد داشت باپاسپورت جعلي خارج شودواز قول خواهرش نقل كرده كه مبلغ پانصد هزار تومان به خانم (ز) براي پاسپورت داده است خانم (ز) توسط مامورين آگاهي دستگير و از وي توضيحات لازم اخذ و مشاراليه ماجراي بردن اطفال آقاي (ه) را در آگاهي بدين نحوه اعلام مي دارد0(( من خانم (و) راحدودا" يكسال پيش تا كنون مي شناسم چندين دفعه حدودا" 8 دفعه براي فال گرفتن با مادرش يا تنها به منزل ما مي آمد من براي ايشان فال قهوه مي گرفتم ضمنا" آقاي (الف ) را كاملا" مي شناسم ، براي كمك ومراقبت خانم (و) و فرزندانش به همراه آن به كشور تركيه روز جمعه رفته است 000 (برگ 8 پرونده ) آقاي (ه) (تجديدنظرخوانده ) دربدو بازجوئي مورخ 1/9/72 اظهار داشته از خانم (و) (همسر سابقم ) بعلت اينكه فرزندان مرا بنام (ك )10 ساله و (ج ) 9ساله را بعنوان ملاقات براي پنج شنبه و جمعه گرفته ، آنها را با خود برد و ديگر بازنگشت و فرزندانم را با همكاري برادرش بنام آقاي (ق ) و خانم (ز) كه پاسپورت براي آنها تهيه كرده است از كشور خارج و ظاهرا" به تركيه برده است شكايت داريم 000(برگ 11پرونده ) ونيز در تاريخ 3/9/72 اظهار داشته (روز پنج شنبه 27/8/72خانم گل چهره به منزل اينجانب مراجعه نموده و بچه ها را از پرستار تحويل گرفته و بدون اطلاع من با همكاري خانم (ز) با آقاي (الف ) و با همدستي برادروپدر و مادرش آنها را بطور غيرقانوني ربوده و ازكشورخارج نموده اند)) و ضمنا" تقاضاي تعقيب همگي آنها را نموده است 0 در خصوص نحوه خروج فرزندان شاكي از گذرنامه استعلام ، نامه شماره 8311022 مورخ 8/9/72 اداره مزبور دلالت براين دارد كه فرزندان آقاي (ه)باستناد موافقت كتبي ايشان كه در دفترخانه شماره 195 اسناد رسمي تصديق امضاء شده از كشور خارج گرديده اند (فتوكپي موافقت نامه مزبور نيز كه در ذيل فرم گذرنامه شماره 253887416/10/69 مندرج است نيز ارسال و ضمميه پرونده گرديده است ) آقاي (ه) در توضيح شكايت خود اضافه نموده كه در روز27/8/72 ساعت 12ظهر ايشان خانم (و) بمنزل ما مراجعه كرده و فرزندانم را از پرستار كه در غياب من درخانه از بچه ها نگهداري مي كند تحويل گرفته و با آژانس برده است و شب را هم به خانه خودشان نبرده و در خانه (ز)000 پنهان كرده وصبح روز بعد يعني 28/8/72 با پرواز ايران اير به تركيه برده و از آنجا قصد عزيمت به امريكا را دارند0 پدر و مادر و برادر ايشان طراح اين آدم ربائي بوده اند پول و وسايل محختلف را براي آنها فراهم نموده اند و با جعل رضايت نامه من آنها را به همراه آقاي (الف ) كه هم خانه با(ز) مي باشد به تركيه برده اند000(برگ 32) آقاي (ق ) در خصوص اينكه چه كساني در انتقال (ك ) و (ج ) بخارج فعاليت مي كرده اند چنين توضيح داده است ((خواهرم (مادر بچه هايم وبه گفته خواهرم خانم (و) و آقاي (الف ) ) در اين رابطه شركت داشته اند و نيز اضافه كرده ((به گفته خواهرم (و) براي بچه ها پاسپورت درست كرده اند و آقاي (الف ) با خواهرم به استانبول رفته اند و در مورد چگونگي روابط دو نفر مزبور اظهار داشته ((طبق گفته خواهرم آقاي (الف ) دوست خانم (ز) هستند و باهم زندگي مي كننند و در همان شبي كه براي خداحافظي در آنجا رفتند آقاي (الف ) را در آنجا ديدند))و در مورد نحوه تحصيل گذرنامه ، آقاي (ق ) اظهار داشته ((ازجزئيات امر اطلاعي ندارم ولي خواهرم بخانم (ز) مي گفت من آن اشخاص را نمي توانم نشان بدهم بايد تو با من در ارتباط باشي )) برگ 37و 36 خانم (ز) در توضيحات مورخ 10/9/72 در رابطه باچگونگي جعل گذرنامه و امضاء آقاي (ه)اظهار بي اطلاعي كرده است و اظهارات آقاي (ق ) را تكذيب نموده (برگ 38) در تاريخ 10/9/72 آقاي بازپرس شعبه 17 دادسراي عمومي (بازپرس مرجع اليه ) قرار توثيق وثيقه براي خانم (ز) بمبلغ ده ميليون ريال به اتهام اخفاء فرزندان ربوده شده ومعاونت در جعل امضاء صادر نموده است و در تاريخ 10/9/72 آقاي (الف ) در حوالي منزل خانم (ز) دستگير و در توضيحات خود در اداره آگاهي در مورد علت عزيمت خود همراه خانم (و) اينطور اظهار نموده است (چون پدر ومادر و برادر خانم (ز) به من گفتند شما مثل برادر(و) و فرزند ما هستيد و تركي بلد هستيد بيايد دخترم را تا تركيه همراهي كن و ضمنا" چون قبلا" به تركيه رفته ايد راه را خود بلد هستيد و عنوان اينكه پول بگيرم نبوده است بلكه مسئله مداوي پاو همچنين كمك به خانم (و) بوده است برگ 47 آقاي (د) متهم رديف 4 سر دفترخانه 195 ضمن بازجوئي مورخ 11/9/72 در رابطه با نحوه تصديق امضاء اظهار مي دارد ((معمولا" مراجع گواهي امضاء به منشي دفتر خانه آقاي (ش ) مراجعه و با ارائه شناسنامه خود تقاضاي گواهي مي نمايد و نامبرده نيز پس از انجام گواهي مي فرستد به اطاق من تا امضاء نموده و به متقاضي بدهم برگ 57 در تاريخ 11/9/72 بين خانم (م ) و آقاي (ق ) مواجهه آقاي (ق ) اظهارات قبلي خود را درمورد اينكه خانم (و) با فرزندانش شب قبل از پرواز در منزل خانم (م ) بوده اند تاييد و خانم (م ) نيز اظهارات وي را تكذيب كرده است در تاريخ 13/9/72 آقاي (ق ) عليه آقاي (ه) بعنوان كتك كاري و فحاشي و ورود به عنف اعلام شكايت نموده است در تاريخ 14/9/72 ازخانم (ش ) پرستار(ك ) و(ج ) تحقيق مشاراليها موضوع تحويل بچه ها را بمادرشان خانم (و) تاييد مي نمايد و در تاريخ 14/9/72 خانم (و)وثيقه معرفي و با صدور قرار قبلي آزاد مي گردد در تاريخ 16/9/72دستور دستگيري خانم (و) به اداره گذرنامه صادر مي گردد و تاريخ آقاي بازپرس در مورد آدم ربائي باتوجه به ماده 98 قانون تعزيرات قرار منع تعقيب صادر مي گردد و در مورد ضرب و جرح و جعل امضاءپرونده رابه دادسراي شميران ارسال تا در مورد جرائم مذكور رسيدگي شود0پرونده درتاريخ 16/9/72 به آقاي (ن ) داديار دادسراي شميران ارجاع و آقاي داديار مرجع اليه نيز دستوراتي در راستاي تكيمل پرونده صادر نموده است 0 در مورخه 22/9/74 از آقاي (ش ) در رابطه با نحوه تصديق امضاءتحقيق و ايشان اظهار داشته ((در اين مورد(فرم يك مجوزخروج همسروفرزند) بمنظور گواهي امضاء اين فرم بخصوص شناسنامه جديد كه عكس دار است از طرف خواسته مي شوددر انتهاي فرم مشخصات شوهر قيد شده پر ميشود امضاء مي نمايد و پس از آن مشخصات فرم با شناسنامه تطبيق داده شده و وارد دفتر گواهي امضاء مي شود، سپس صاحب شناسنامه (شوهر) دفتر مخصوص گواهي امضاء را امضاء و فرم را هم امضاء مي نمايد و سپس جهت شماره زده شده و جهت امضاء سردفتر ارسال مي گردد، پس از امضاء يا قبل از امضاء فتوكپي تهيه شده ويك برگ دردفتر نگهداري مي شود برگ اصلي به صاحب شناسنامه مسترد مي گردد)) ضمنا" آقايان (ه) (الف ) (ق ) و خانم (م ) در شعبه (آگاهي ) به ايشان معرفي وازايشان خواسته مي شود كه چنانچه قبلا" آنها را ديده است بيان نمايد كه ايشان از شناسائي آنها به لحاظ كثرت كاراظهار عجز نموده ودرمورد آقاي (ه) اظهار مي دارد ((000 اما آقاي (ه) را كه روز 11/9/72 ديده ام سايه اي از شك در من بوجود آمد ولي قطعيت نمي توانم بدهم و بقيه را در ذهن ندارم برگ 85 در تاريخ 2/10/72 آقاي (ه) ضمن تقديم مشروحه اي اعلام مي دارد نظر باينكه انگيزه خانم (و) عواطف مادري بوده و نيز قول داده اند بچه را بازگردانند لهذا از شكايت خود نسبت به همسر سابق خود وخانوده اش كلا" صرفنظر نموده ولي تعقيب جاعل و سوءاستفاده كنندگان را خواستار شده است و نيز در همان تاريخ آقاي (ق ) و(ه) در آگاهي حضور يافته و از شكايت خود عليه يكديگر كلا" صرفنظر مي كند برگ 91 كارشناس دادگستري در تاريخ 8/10/72 امضاء منتسب به آقاي (ه) در ذيل صفحه 157 دفتر گواهي امضاء به شماره ترتيب 1239398/8/72 دفتر جلد14 دفترخانه 195 تهران و امضاء ذيل فرم الف گذرنامه بشماره چاپي 08/1044 با امضائات مسلم الصدور ورودي تطبيق و آنها را از ناحيه مشاراليه ندانسته و نتيجه را منفي اعلام مي دارد در تاريخ 14/10/72 آقاي داديار اعلام مي دارد محل وقوع بزه جعل در حوزه قضائي مجتمع شماره يك و خروج غير قانوني مجتمع شماره 3مي باشد لذا تقاضاي ارجاع پرونده را بيكي از دو مجتمع مذكور نموده و آقاي سرپرست نيز پس ازموافقت پرونده را بيكي از دو مجتمع مذكور نموده و آقاي سرپرست نيز پس ازموافقت پرونده را به مجتمع شماره سه ارسال و هم زمان با ارسال پرونده براي آقاي (الف ) باتهام معاونت در عدم استرداد اطفال شاكي وخروج غيرقانوني آنها از كشور قرار توثيق وثيقه بمبلغ پنج ميليون ريال صادر متهم همراه پرونده به مجتمع شماره 3اعزام و در مجتمع مذكور پرونده به آقاي بازپرس شعبه يك ارجاع و مشاراليه درتاريخ 16/10/72 با ايداع وثيقه و صدور قرار قبولي آزاد گرديده است 0 آقاي بازپرس نيز دستوراتي در راستاي تكميل پرونده صادرودر خصوص نحوه احراز هويت در دفاتر اسناد رسمي از اداره امور اسناد و سر دفتران استعلام نامه شماره 7733/2624/10/72 اداره مزبور دلالت دارد كه ((مطابق مدلول ماده 8آيئن نامه دفاتر اسنادرسمي مصوب 1317 احراز هويت در دفترخانه هاي اسناد رسمي با شناسنامه انجام مي گيرد اما برابر ماده 50 قانون ثبت هرگاه مسئول دفتر در هويت متعاملين يا طرفي كه تعهد مي كند ترديد داشته باشددو نفر از اشخاص معروف و متعهد حضورا" هويت آنها را تصديق نمايند)) در مورد تطبيق امضائات آقايان (ش ) و(الف ) و(ق ) و خانم (ز) با امضاءذيل تعرفه فرم الف گذرنامه شماره 388741 از اداره كل تشخيص هويت استعلام نامه شماره (852خ 72)121414379/8/73 اداره مزبور حاكيست كه مندرجات قسمت موافقت نامه شوهر مندرج در ذيل يكبرگ درخواست صدورگذرنامه (فرم الف ) كه تحت شماره 1239298/8/72 دفترخانه 195 تهران گواهي گرديده با خطوط متعارفي واستكتابي ارسال مورد بررسي ومقايسه قرار گرفت مندرجات قسمت موافقت نامه شوهر مندرج درذيل برگ درخواست صدور گذرنامه مورد ادعا شامل (آقاي (ه) (س )854تهران دو) با خطوط متعارفي و استكتابي آقاي (الف )داراي تشابهات زيادي بوده و توسط وي تحرير گرديده است ) مشاراليه پس از ابلاغ نظريه اداره تشخيص هويت آنرا مورد اعتراض قرار داده و موضوع به هيئت كارشناسان ارجاع و هيئت مزبور بموجب نظريه مورخ 26/2/73 خطوط و امضاء منتسب به آقاي (ه) را با خطوط وامضائات آقاي (الف ) يكي ندانسته و صدور آنها را از ناحيه وي مردود اعلام مي كند برگ 140 ودر مورد تطبيق امضاء آقاي (ق ) با امضاء منتسب به آقاي (ه) نيز موضوع به كارشناس ارجاع برابر نظريه مورخ 17/3/73آقاي كارشناس منتخب پس از مطابقت امضائات مسلم الصدور آقاي (ق ) با امضاء مورد جعل صدور آنها رااز ناحيه يكنفر(ق ) منفي اعلام مي دارد0 برگ 173 خانم (و) ضمن مخابره فاكسي از آمريكا علت عزيمت خود را به آمريكا همراه فرزندانش سوءرفتار شوهر سابقش اعلام و ضمن به عهده گرفتن كليه مسئوليتهاي مزبور پدر ومادر و برادرش را در اين ماجرا بي تقصير و كمك ومساعدت خانم (م ) و آقاي (الف )را هم در اين رهگذر بدون چشم داشت مادي و صرفا" بمنظور مساعدت بوي اعلام كرده است 0 در تاريخ 18/3/73 از آقاي (ش ) باتهام معاونت در جعل كفيل اخذ وپس از تعرفه كفيل در همان تاريخ آزاد مي شود نظر باينكه خانم (م ) و آقاي (ه) در جريان تحقيق به يكديگر فحاشي مي نمايند پس ازتفهيم اتهام فحاشي از آقاي (ه) تامين التزام اخذ مي گردد0 گزارش مورخ 1/3/73 مامور حاكي است كه آقاي (ه) بخانم (م ) و آقاي (ش ) فحاشي نموده است در تاريخ 12/8/73 از خانم (م ) به اتهام معاونت در جعل تفهيم اتهام و آخرين دفاع اخذومشاراليهاموضوع اتهام را كلا" تكذيب نموده است با مراجعت (ه) (نوه هاي خود) به امريكا اظهار بي اطلاعي كرده وعلت آن را نيز اينطور توجيه نموده كه اگرمن اطلاع داشتم از خروج آنها جلوگيري مي كردم و به همين جهت خانم (و) اورا در جريان قرار نداده است از خانم (ض ) (مادر(و) ) نيز در تاريخ 10/9/73 تحقيق مشاراليها هم در اين رابطه اظهار بي اطلاعي نموده و اضافه مي نمايد در جريان ماجرا نبوده است 0 در مواجهه حضوري بين آقاي (الف ) و آقاي (ج ) از او خاسته است كه خانم (و) براي رفتن به تركيه همراهي نمايد تاييد ولي آقاي (ق ) رد نموده است 0 ودرمواجهه آقاي (ش ) با آقاي (ق ) نيز آقاي (ش ) از شناسايي آقاي (ج ) اظهار بي اطلاعي نموده است 0 آقاي (ه) در تاريخ 5/10/73 در شعبه بازپرسي حضور يافته يك حلقه نوار مكالمات تلفني خود را با آقاي (ق ) كه روي نوار ضبط شده به آقاي بازپرس تحويل و آقاي بازپرس دستور پياده شدن نوار را به اداره آگاهي صادر و اداره آگاهي آن را در پنج برگ پياده نموده است 0 آقاي بازپرس در تاريخ 17/11/73 در مورد خانم (م ) و آقاي (الف ) و آقاي (ش ) باتهام معاونت در جعل (برگ اجازه نامه خروج فرزندان صغيرشاكي ) قرار مجرميت صادر و درموردآقاي (ج ) صرفنظر از گذشت ونيز بلحاظ اينكه احراز بزه ديگري از ناحيه متهمان احراز نشده قرار منع پيگرد صادر و در مورد فحاشي اتهام (ه) و خانم (ز) به مجرميت اظهارنظرمي شود0 پس از تعاطي نظر بين آقاي بازپرس و آقاي داديار در خصوص اتهام آقاي (د) نيز به لحاظ اينكه اطلاعي از اين قضايا نداشته ومتصدي مربوطه نيز آقاي (ش ) مي باشد با منع پيگرد وي موافقت شده است و سپس برابر كيفرخواست مورخ 7/12/73 باستناد ماده 29 قانون تعزيرات و ماده 42 قانون مجازات اسلامي براي آنان از دادگاه كيفري 2 تقاضاي مجازات شده و در مورد فحاشي كيفرخواست ساكت است 0 قرار منع تعقيب در مورد آقاي (ج ) و حاجيه 000 در تاريخ 22/12/73 از طرف دفتر بازپرسي به آقاي (ه)ابلاغ و مشاراليه ذيل آنرا امضاء و سپس در تاريخ 15/1/74 به شعبه بازپرسي مراجعه و به تاريخ مقدم (22/12/73) آنرا مورخ مي سازد0 به همين جهت در تاريخ 16/1/74 از نامبرده بعنوان جعل تاريخ تحقيق و پس از اقرار به اشتباه خود آقاي بازپرس به لحاظ عدم احراز سوءنيت قرار منع تعقيب صادر و به موافقت دادسرامي رسد0 شاكي در تاريخ 21/1/74 ضمن مشروحه اي به قرار صادره اعتراض پرونده در مورد رسيدگي به اعتراض مربوط به شعبه 179 دادگاه عمومي ارجاع و دادگاه مرجوع اليه بموجب دادنامه شماره 26290/4/74 آقايان (ج ) و(د) سردفتر 195 را به استناد ماده يك قانون مجازات عبور دهندگان اشخاص غير مجاز از مرزهاي كشور و اصلاح بعضي از مواد قانون گذرنامه و قانون ورود و اقامت اتباع خارجه در ايران مصوب 1367 و بنددال ماده مذكور قابل تعقيب دانسته و پس از فسخ قرار منع صادره دستور جلب بدادرسي صادر و سپس پرونده جهت رسيدگي به شعبه 178دادگاه عمومي تهران ارجاع و دادگاه وقت رسيدگي را بروز14/6/74 تعيين و طرفين در موعد معين جهت رسيدگي دعوت شده اند از متهمين باتهام معاونت در جعل تحقيق و در مورد(ج )قرار توثيق وثيقه و براي (د)قرار تعرفه كفيل صادرونامبردگان باتوثيق وثيقه و معرفي كفيل آزاد مي شوند آقاي (ص ) در تاريخ 13/6/74 با تقديم لايحه اي منظم به يكبرگ وكالتنامه خود را وكيل آقاي (ه) معرفي در دعوي شركت مي نمايد و دادگاه پس از استماع اظهارات آنان و اخذ آخرين دفاع ختم رسيدگي را اعلام و بشرح دادنامه شماره 898 18/6/74 صادره از شعبه مزبور خانم (ز) و آقاي (الف ) و(ش )راباتهام معاونت درجعل امضاء شاكي (رديف 1و2را به اتهام فحاشي به يكديگر) و آقايان (ج ) و(د) را باتهام معاونت و مشاركت در جعل مذكوربه استناد ماده 86 قانون تعزيرات اسلامي و مادتين 26و29 قانون مجازات اسلامي با رعايت ماده 22 قانون مزبور در مورد متهم رديف يك (خانم (م ) ) مشاراليها را بپرداخت پانصد هزار ريال جزاي نقدي و بقيه رابه يكسال حبس تعزيري محكوم مي نمايد آقاي 000 با تقديم لايحه اي منظم به يكبرگ وكالتنامه خود را وكيل (د) و آقاي (ر) نيزبا تقديم وكالتنامه خود را وكيل آقاي (ش ) آقاي (ع ) با تقديم وكالتنامه خود را وكيل آقاي (ج ) معرفي و بوكالت از طرف نامبردگان از دادنامه صادره تجديدنظرخواهي وهمچنين آقاي (الف ) راسا" اقدام به تجديد نظرخواهي مي نمايد كه پس از ارجاع شعبه و ثبت كلاسه 6/57174 اظهارات آنان در جلسات متعدد استماع و در صورتجلسات مربوطه منعكس گرديده است ، نظر بمراتب و با توجه به جهات زير دادنامه تجديدنظر خواسته مخدوش مي باشد0 الف در مورد اتهام شركت ومباشرت آقايان (ج ) و آقاي (د) در رابطه با جعل امضاء آقاي (ه) قطع نظر از اينكه كيفرخواست صادره اتهام متهمان معاونت در جعل و عبور دادن افراد از مرز اعلام شده با توجه باينكه اداره تشخيص هويت بشرح فوق موضوع جعل امضاء را از ناحيه آنان مردود اعلام نموده و نامبردگان نيز در كليه مراحل تحقيق و رسيدگي موضوع اتهام راانكار كرده اند و با رعايت اصول برائت به لحاظ عدم ادله اثباتي با نقض دادنامه از اين جهت از اتهام انتسابي تبرئه مي شوند ب درمورد اتهام ديگر تجديدنظر خواهان (معاونت در جعل ) الف در خصوص آقاي (ج ) پدر خانم (و) با عنايت به جامع محتويات پرونده نظر باينكه عمده دليلي كه عليه مشاراليه اقامه گرديده است ، عبارت است از: 1 اظهارات آقاي (الف ) 2 ضبط مكالمه تلفني ايشان اولا" در مورد اظهارات آقاي (الف ) اين اظهارات مجموعا" حاوي اين مطلب است كه آقاي (ج ) از وي خواسته است خانم (و) و فرزندانش راتاتركيه همراهي نموده و از آنان مواظبت نمايد كه اين اظهارات صرفنظر از اينكه عنه خانم (ض ) (مادرخانم (و) ) نيز عنوان گرديده ولي مشاراليها تحت تعقيب قرار نگرفته است و صرفنظر از اينكه اين اظهارات مورد تاييد آقاي (ج ) نمي باشد نظر باينكه بر تقديرصحت مطالب مذكور اين اظهارات در راستاي همراهي مشاراليه در اين سفر بوده و به منظور مراقبت و مواظبت از آنان مي باشد و مطلقا" ارتباطي بابزه انتسابي (معاونت درجعل ) ندارد و ثانيا" در مورد مكالمه تلفني قطع نظر از اينكه مكالمه مذكور ازنظر قضائي فاقد اعتبار و ارزش است نظر باينكه آقاي (ج ) در اين مكالمه هيچگونه اظهاري حتي بصورت تلويحي در رابطه با جعل امضاء و يا تشويق و ترغيبي كه ارتباط با بزه مذكور باشد مطرح ننموده بلكه مكالمات مذكوركلا" درراستاي مخالفت نامبرده خود راسا" براي جلوگيري از خروج آنان به تركيه عزيمت نمايد لهذا دليل موجهي بر محكوميت وي نبوده و با عنايت به اينكه نامبرده قويا" اتهام انتسابي را رد كرده است وبالتفات باظهارات و مدافعات وكيل ايشان و با لحاظ حاكميت اصاله البرائه حكم محكوميت نامبرده در رابطه با بزه مذكور نيز نقص و متهم ازاتهام انتسابي كلا" تبرئه مي شود ج در خصوص اتهام آقاي (الف ) داير به معاونت در جعل با همراهي و با آنها تشريك مساعي نموه است و درست است كه نامبرده از اين رهگذر منتفع گرديده ولي با توجه به ماده 43 قانون مجازات اسلامي نظر باينكه دليل و مدرك مثبته اي كه ارتكاب بزه معاونت در جعل امضاء آقاي (ه) را از طرف ايشان بنحوي محقق سازد در پرونده امر مشاهده نمي شود بلكه ايشان فقط به عنوان مواظبت و مراقبت و در واقع بلد راه با آنان همراهي كرده است از اينرو دادنامه تجديدنظر تبرئه مي شود د در موردآقايان (د) و آقاي (ش ) با توجه به محتويات پرونده و نامه شماره 000رياست كانون سردفتران هر چند نامبردگان در انجام وظيفه خود قصور نموده كه مستوجب تعقيب انتظامي است ولي از آنجائي كه هيچگونه دليل ومدركي كه ارتكاب بزه معاونت در جعل امضاء را وسيله آنان محقق سازد وجود ندارد لهذا بلحاظ عدم احراز سوءنيت در رابطه با تصديق امضاء مجعول آقاي (ه) دادنامه تجديدنظرخواسته نيز در مورد آنان نقض و نامبردگان از اتهام انتسابي برائت حاصل مي نمايند ودرمورد فحاشي چون دادنامه ساكت است تجديدنظرفارغ از رسيدگي است پرونده به شعبه بدوي اعاده تا نسبت به تعقيب متهم يا متهمين اصلي اقدام لازم معمول دارند0 مرجع : كتاب منتخب آراء قطعيت يافته دادگاهها درامور جزائي ، جلد اول به اهتمام يداله بازگير، انتشارات دانش نگار، چاپ اول سال 1379 156
هيچ موضوعي مرتبط با اين ماده ثبت نشده
آدرس : تهران خیابان فاطمی روبه روی سازمان آب پلاک 207
تماس اضطراري : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵
پست الکترونیک : info (At) Dadfaran (dat) com