كلاسه پرونده : 3443164 شماره دادنامه : 442/4 تاريخ رسيدگي : 6/6/70 تجديدنظرخواه : ... تجديدنظرخوانده : اولياي دم ... تجديدنظرخواسته : دادنامه شماره 1981445103/3/1370 صادره از شعبه 5 دادگاه كيفري يك ... مرجع رسيدگي : شعبه 4 ديوان عالي كشور خلاصه جريان پرونده :طبق كيفرخواست شماره 30812/10/1368 دادسراي عمومي ... آقاي (ج ) ... 25 ساله ، مسلمان متهم شده است به ارتكاب قتل عمدي مرحوم (الف ) با ضربات قمه 0 دادسرا به استناد ماده يك و بند الف ماده 2 و ماده 28 و43 قانون حدود و قصاص و مقررات آن از دادگاه كيفري يك ... درخواست تعيين كيفر براي او كرده است. علت مرگ آقاي (الف )24 ساله قطع شاهرگ طرف چپ گردن بوده و دست چپ وي نيز از ساعد جدا شده و در بغل جسد قرار داشته " است." اولياي دم مقتول 2 برادر و پنج خواهر كبير وي بوده اند كه از متهم (ج ) شكايت كرده اند و قصاص نفس از وي را خواسته اند. آقاي (ف ) فرزند.00 47 ساله ... شهادت داده كه آقاي (الف ) را آقاي (ج ) به وسيله قمه به قتل رسانيده و من كاملا" مشاهده كردم ... ) آقاي (م )43 ساله فرزند (ع ) برادر مقتول گفته : (ديدم برادرم (الف ) غلطان در خون بود و بر روي زمين افتاده " بود" و (ج ) روي سينه اش نشسته و قمه بزرگي را در دست دارد. البته من خودم ديدم كه قمه را به نزيدك قلبش اول فروكردوبعدبيرون آورد.00 و همين كه او بلند شد ديدم كه يك دست برادرم را هم قطع كرد ودست بدون اختيار به روي زمين تكان تكان مي خورد.00 آقاي (ج )به من نزده است.) وي از آقاي (ج ) به عنوان قتل عمدي برادرش شكايت كرده است. آقاي (ع ) مشهور به ... 19 ساله برادر مقتول هم گفته من از دست (ج ) به عنوان قاتل عمدي برادرم (الف )شاكي هستم وخواستار كيفر قصاص هستم ... من همين كه رسيدم ... آقاي (ج ) بر روي سينه " برادرم " نشسته بود و قمه خود را در قلبش فرو كرده بودديدم ... آقاي (ج ) به من كاري نكرده (نزده ) است.) خانم (ر) فرزند.00، 28 ساله خواهر مقتول گفته من از دست (ج ) كه در جلوي چشمهاي خودم برادرم (الف ) را عملا" با ضربات قمه كشته است شاكي هستم و خواستار قصاص او مي باشم ... ديدم (ج ) روي سينه برادرم نشسته و قمه خودش را در قلب برادرم فروكرده ... دست بريده شده برادرم " را" لگدمال مي كرد.) (ق ) فرزند.00 ،23 سلاه ، برادر متهم (ج ) گفته زماني كه رسيدم (ج ) و (الف ) همديگر را زده بودند و به زمين به حالت اغما افتاده بودند. آقاي (ي )32 ساله ، گواه ، شغل ... بااتيان سوگند چنين شهادت داده : (ديدم (ج ) در دستش يك قمه بزرگ " داشت " و برادرش به نام (ق ) " او" را گرفته بود تا (ج ) را از دعوا كردن با قمه جلوگيري كند بعد از چند ثانيه (ج ) از چنگ (ق ) بيرون آمد و و پريد در مزرعه و به سمت جاده حركت كرد و در اولين وهله ، به (الف ) ... حمله ور شد كه با يك جاي خالي دادن با چوب دستي كه در دست احمد بود به (ج ) بزمين افتاد وقتي كه پاشد يعني ايستاد با قمه اولين ضربه را به الف به سرش زد و در اين موقع (ع ) حمله ور شد به ج كه ج " او" را هم با قمه زد و دوباره (ج ) به (الف ) حمله ور شد و گردن وي را مورد حمله قرار داد كه يك ضربه رگ گردن الف را بريد و خون در سر و صورت ايشان مشاهده مي شد كه دوباره به (ع ) حمله كرد و با دو ضربه قمه به ايشان زد.00 ج به سمت الف ... رفته و با يكضربه قمه دست چپ وي را قطع كرد ودر يك لحظه ديدم كه الف و ع در روي زمين قرار گرفته من فقط " ديدم " در آن دعوا ج ... با قمه بود.00) (دربيمارستان ) وقتي ج ازماشين پياده شد پسر (م ) ... را ديد بسمت ايشان حركت كرد گفت من آدم كشي را سرقفلي مي دهم ... وقتي فرزند محمد را گرفته بود داشت كتك كاري مي كرد برادرش (ض ) آمد برادرش را چند مشت زد و فرزند (م ) را از دست ج نجات داد.00 بنده در دعوا شاهد بودم كه فقط ج ... با قمه به الف حمله كرده و او را زده است و دست وي را قطع نموده وكشته است.00 زماني رسيدم كه در دست (ج ) ... قمه بوده است.00 در تاريخ 24/4/1368 آقاي داديار از (ج ) متهم تحقيق كرده وي گفت ( ... (الف ) مرا بنام كوچكم كه ج است صدا زد و به حالت عصبانيت خطاب بمن رده و گفت كه شما چرا ديش پيله ما را سرقت كردي ... ناراحت شدم و با او گلاويز شدم و يقه او را گرفتم و چند تا با دست همديگر را زديم بعد (ه) و شخص ديگري كه نمي شناختم آمد و ما را از همديگر سوا كردند من بداخل منزل خودمان رفتم ولي الف بر سر جاده باقي ماند.00 (م ) برادر (الف ) از راه رسيد مرا به اسم و با حالت عصبانيت صدا كرد گفت (ج )، (ج ) بيا با تو كار دارم ... بدون اينكه چيزي بردارم با دست خالي به طرف آنهارفتم ... اعضاي خانواده (م ) ... سررسيدند مرادوره كردند.00) اولياي دم شكايت كرده اند و قصاص نفس او را درخواست كرده اند. متهم (ج ) فرزند.00 27 ساله گفته من آمدم سر دروازه با مرحوم (الف ) با موتور رد شد، آقايان (ص ) و (د) بغلش بودند ... محكم به سر احمد زدم او افتاد بعدا" به (ع ) ضربه اي زدم ... بعد بيجان به روي زمين افتادم ... چندين بار قمه انداختم شايد يكي از اين قمه ها به دست احمد خورده باشد و دست او راقطع نموده باشد.00 سوال شده : دقيقا" بيان نمائيد كه ضربه به گردن ودست (الف )را شما وارد كرديد يا كسان ديگري ؟ جواب داده : چون ازخانواده ام كسان ديگري تا آن موقع نبودند بالطبع بايد خودم اين كار راكرده باشم فقط نفهميدم چطوري شد.00 من زدن را قبول دارم ودست بريدن را هم همين طور ولي اينكه در تاكسي حرفي به (ق ) زده باشم يا اينكه نزده باشم چيزي يادم نمي آيد.00 من قمه (م ) را گرفتم و به او (الف ) زدم ولي قمه اي از منزل نياوردم تا او را بزنم او (د) دروغ مي گويد حتي دو روز بعد فهميدم كه دست (الف )دراثر ضربه ام قطع شده ، وي در قبال تفهيم اتهام قتل عمدي (الف ) با ضربات قمه چنين گفته است (من (الف ) را براي دفاع از جانم زدم ... ) با صدور كيفرخواست پرونده در شعبه 8 دادگاه كيفري ... مطرح شد آقاي (ج ) متهم آقاي ... وكيل دادگستري را به وكالت خود انتخاب كرده است. دادگاه تشكيل جلسه داده طرفين و وكلاي آنها حاضر بوده اند. اولياي دم مقتول ... (برادران و خواهران مقتول )از(ج ) به قتل عمدي (الف ) شكايت كرده اند و قصاص نفس او را درخواست كرده اند. متهم (ج ) فرزند.00 27 ساله گفته (من آمدم سردروازه مرحوم (الف ) با موتور رد شد، (ص ) و (د) بغلش بودند.00ده متر آنورتر ايستاد.00 درگير شديم ... زد و خورد كرديم (ص ) و (د) به پشتيباني از او آمدند. هفت نفر" يا" ده نفرآمدند.00 من هم براي دفاع از خودم جديتر عمل كردم ... دست من تا آن لحظه هيچ چيز نبود بعد يك قمه روي زمين افتاده بودبرداشتم براي دفاع خودم و ترساندن يكي دو تا حواله كردم خودم هم خوردم افتادم 0من درگير شدم متوجه نشدم به كجا زدم 0(الف ) مرده به اسم من تمام شده 0 من راضي به زنده ماندن خودم نيستم ... من آدم كش نيستم 0 اگر قصد كشتن داشتم مي رفتم به طور مرموز آدم مي كشتم ... درگير شديم ديدم قمه افتاده است يك دفعه چشم من به قمه افتاد فرق نمي كند من بگويم قمه را از اتاق آوردم يا از زمين برداشتم 0 بنويسيداز اتاق برداشتم چون ضرباتي كه بسرم خورد حال طبيعي هنوزهم نيستم 00 من سرپابودم (الف ) هم سرپا بود عرض كردم در گير شديم نمي دانم اولين ضربه را كجا زدم ... خدايي متوجه نشدم كجاخوردكجازدم ... ) دادگاه از گواهان (ي )33 ساله ، (د)30 ساله و (ص )29ساله تحقيق كرده است.(ي ) مفاد اظهارات قبلي خود را تاييد كرده و تصريح نموده كه (من تا سه ضربه متوجه بودم (ج )به مرحوم (الف ) زدند يكي بالاي سرش و يكي گردنش و يكي قطع شدن دستش را كه حالم به هم خورد.) ( ص 366 ) (د) فرزند (الف ) سي ساله گواه شهادت داده : (ج ) را ديدم از دروازه اش بيرون آمد (الف ) را صدا كرد بيا تو را كاري دارم 0 نه دست آن و نه دست اين هيچ چيز نبود (ج ) فورا" يك مشت زد به صورت (الف ) رفت توي دروازه اش من با (ج )رفتم دروازه اش چيزي برندارد عروس خانه هم منزل بود من به (ج ) نرسيدم عروسش گفت بيا برو توي اتاق چيزي برندارد ولي (ج ) يك چيز بلند مثل قمه را برداشت من ايشان را بغل كردم توي اتاق يك پنج دقيقه اي با اين ور رفتم داداش ديگرش از مزرعه بنام ق آمد و چوبي در دست داشت بمن گفت (د) را زدند من تو را مي زنم ديد من ول نمي كنم در سالن را شكست رفت بيرون (ق ) رفت (ج ) هم از دست من رفت سر خيابان (الف ) هم سر خيابان بود مي خواست دستش را بلند كند قمه را بگيرد (ج ) زد مهلت نداد و دستش را قطع كرد افتاد وسرش و گردن (الف ) را زد افتاد (الف ) ديگرمرده بود. ماشين رانگه داشتم كه او را بيمارستان ببرند () رسيد قمه را فرو كرد. باقي مردم رسيدند.00) (ص 367)0 (ص ) فرزند.00 29ساله گواه چنين شهادت داده ( ... با موتور تودنده يك حركت مي كردم صداي سوت شنيدم من ايستادم به (ج ) گفتم مرا كار داري گفت نه (د) گفت مرا كار داري گفت نه با (الف ) كار دارم موتور روشن بود (الف ) رفت جلو فاصله مابين (ج ) و (الف ) ده متري مي شد (ج ) بدون مقدمه زد (الف ) را انداخت ما رفتمي (ج ) را گرفتيم (الف ) را گرفتيم برديم بغل دروازه خودشان 0 (ج ) از دروازه رفت تو يك دقيقه كشيد با قمه آمد من رفتم جلو نزن قمه را به طرف " من " حواله كرد گفت تو را مي زنم زد ضربه اول را پشت گوش (الف ) و بقيه ضربات را هم زد درگيري بين (الف ) و (ج ) بود و قم هم فقط در دست (ج ) بود و بعد يك لحظه فهيمدم دستش قطع شد. شوكه شدم فرو كردن قلب را من نديدم قطع دست و گردن را ديدم 0) وكلاي طرفين اظهاراتي از طرف موكلين خود كرده اند دادگاه از متهم آخرين دفاع اخحذ كرده وي گفته بسته به نظر دادگاه است هر حكمي بدهد. دادگاه با اعلام ختم رسيدگي مبادرت به صدور حكم كرده است با احراز ارتكاب بزه انتسابي از طرف (ج ) و با توجه به درخواست اولياي دم به استناد بند ب ماده 2 و ماده 15 و بند 4 ماده 27 و ماده 430 قانون قصاص متهم را به قصاص نفس از وي به وسيله اولياي دم محكوم كرده است. وكيل محكوم عليه از حكم صادره تقاضاي تجديدنظر كرده است لايحه وي در موقع شور بررسي خواهد شد دادگاه در عقيده خودباقي وپرونده به ديوان عالي كشور ارسال و به اين شعبه ارجاع شده است. هيئت شعبه در تاريخ بالا تشكيل گرديد و پس از قرائت گزارش آقاي ... عضو مميز و اوراق پرونده و نظريه كتبي آقاي ... داديار ديوان عالي كشور اجمالا" مبني بر در اعتراض و اوراق پرونده ونظريه كتبي آقاي ... داديار ديوان عالي كشور اجمالا" مبني بر رد اعتراض و تاييد دادنامه شماره 198445103/3/1370 مشاوره نموده چنين راي مي دهد: (با توجه به محتويات پرونده ارتكاب قتل عمدي (الف ) به وسيله (ج ) محرز و مسلم است و حكم صادره داير به قصاص نفس از (ج ) به وسيله اولياي دم مقتول به استناد مواد قانوني مذكور در راي بلااشكال است مستندا" به بند ب ماده 10 قانون تعيين مواردتجديدنظر احكام دادگاهها و نحوه رسيدگي آنها با تاييد حكم صادره پرونده جهت اقدام لازم اعاده مي شود.) مرجع : كتاب قتل عمد، جلداول ، تاليف يداله بازگير،ازانتشارات ققنوس چاپ اول ،چاپ ديبا، سال 1376 70
هيچ موضوعي مرتبط با اين ماده ثبت نشده
آدرس : تهران خیابان فاطمی روبه روی سازمان آب پلاک 207
تماس اضطراري : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵
پست الکترونیک : info (At) Dadfaran (dat) com