كلاسه پرونده : 17/3796/2 شماره دادنامه : 815/2 تاريخ رسيدگي : 25/12/71 فرجامخواه : آقاي (متهم ) فرجامخواسته : دادنامه شماره 7172/4/71 صادره از شعبه 17 دادگاه كيفري يك ... مرجع رسيدگي : شعبه دوم ديوان عالي كشور هييت شعبه : آقايان خلاصه جريان پرونده : در تعقيب گزارش قبلي و دادنامه شماره 407/262/6/70 اجمالا" اينكه به موجب محتويات پرونده و كيفرخواست شماره 132176/8/68 دادسراي عمومي 1... آقاي الف فرزند... 53 ساله به اتهام شركت در قتل عمدي (ب ) در اثر تيراندازي 2 آقاي (الف ) فرزند... 32 ساله به اتهام شركت در قتل عمدي مذكور0 3 آقاي (د) فرزند... 65 ساله به اتهام ايراد جرح عمدي نسبت به خانم (ه) به وسيله شمشير تحت تعقيب قرار گرفته اند و با اعلام احراز بزهكاري آنان با ذكر دلايل و مستنداتي ... درخواست رسيدگي و صدور حكم شده است و اظهارات شكات و شهود وگواهي پزشكي و غيره نيز به نحو اجمال در گزارش قيد گرديده است ... در نهايت شعبه 13 دادگاه كيفري يك ... با جري تشريفات قانوني به موضوع رسيدگي (كرده ) و طي دادنامه شماره 1999/8/69 پس از ذكر مشخصات متهمين و اتهام هريك از آنان همراه با دلايل استنادي و اشاره به اجراي مراسم قسامه توسط دادگاه و بستگان اولياي مقتول ومصدومه مفادا" چنين راي داده است : (با توجه به شكايت شكات و شهادت شهود عيني و عمل به مفاد مواد37و38و41 قانون حدود و قصاص اتهام انتسابي نسبت به متهمان رديفهاي دوم و سوم محرز است در خصوص اتهام متهم رديف دوم آقاي (ج ) حسب شهادت شهود و انجام مراسم قسامه مورد با ماده 2 قانون حدود و قصاص منطبق است ، لذا حكم به اعدام (قصاص نفس ) وي صادر مي شود و اذن اجراي قصاص به اولياي دم داده مي شود و درخصوص متهم رديف سوم آقاي (د) مستندا" به ماده 75قانون ديات وي به پرداخت دويست هزار ريال به عنوان ارش در حق شاكيه محكوم مي گردد و در خصوص متهم رديف اول به لحاظ فقد دليل اثباتي و موثر بودن شهادت شهود تعرفه شده از ناحيه وي راي به برائت صادر (مي گردد)0) پس از ابلاغ دادنامه پدر مقتول راجع به برائت متهم رديف يكم و متهم رديف دوم و وكيل مدافع او و هكذا شاكيه خانم (ه) نسبت به راي صادره اعتراض و تجديدنظرخواهي نموده اندكه دادگاه نپذيرفته و پرونده به اين شعبه ارجاع (شده ) كه پس از رسيدگي چنين راي داده شد: (دادنامه تجديدنظر خواسته بنا به جهات ذيل مخدوش است : 1 در خلال اوراق پرونده مشاهده مي شود كه پدر مقتول با افراد خود متعرض متهمين شده اند و قرينه آن رفتن و يا هجوم مقتول به اتفاق خواهران و همسرش به خانه متهم رديف دوم شب هنگام است كه ادعا كرده اند جهت آوردن هيزم رفته بودند و اين قضيه بايد توسط دادگاه دقيقا" بررسي مي شد كه علت رفتن شكات به خانه آنان چه بوده است 2 در پاره اي از اظهارات شكات و اولياي دم و هكذا شهود تعرفه شده از سوي آنان آمده است كه متهمين رديف اول و دوم هر دو مسلح بوده اند و هر دو نفر تيراندازي كرده اند و معلوم نشده وسيله كدام يك از آنان قتل واقع شده است و همه ورثه مقتول مدعي شده اند كه متهمين رديف اول و دوم هر كدام يك تيربه سوي مقتول شليك كرده اند(كه ) يكي به شكم و ديگري به باسن مقتول (خورده است ) و پزشكي قانوني اصابت دو گلوله را تصريح نكرده بلكه تاييد كرده كه علت مرگ ورود همان يك گلوله به شكم مقتول بوده است كه باتوجه به تعارض اظهارات اولياي دم و ترديد بعضي از شهود در مورد اصابت گلوله بين متهم رديف اول ودوم اين احتمال وجود دارد كه از ناحيه هر دو نفر متهم به اشتراك در قتل تير شليك شده ، ليكن مشخص نيست كه كدام يك ازتيرها به شكم مقتول اصابت كرده و نتيجا" قتل مردد مي شود بين متهم رديف اول و دوم نه اينكه مشترك بين آنان باشد و با وجود احراز دادگاه به شركت هر دو نفر در نزاع مورد از شمول موارد لوث خارج مي شود و داخل در شمول تبصره ذيل ماده 37 قانون قصاص و مساله 5،ص 28، ج 2، تحريرالوسيله و مساله 31 موازين قضائي ازديدگاه امام خميني بخش استفتائات آن باشد كه به نظر مبارك ايشان با مصالحه و قيد قرعه بايد ديه مقتول پرداخت شود و بعضي از فقهاي عظام در مورد ترديد در قاتل ديه را بر عهده بيت المال دانسته اند . 3 درجهت تعيين ارش جهت انگشتان دست شاكيه خانم (ه) با توجه به ماده 134 قانون ديات استدلال دادگاه به ماده 75 مبني بر اشتباه است. 4 در مورد دادخواست ضرر و زيان ناشي ازجرم تقديمي توسط شاكيه خانم (ه) دادگاه موظف بوده است نفيا" يا اثباتا" اظهارنظر نمايد و به اين ترتيب دادنامه مورد اعتراض كلا" نقض و پرونده جهت رسيدگي به دادگاه همعرض محل وقوع بزه ارجاع مي گردد .) شعبه 17دادگاه كيفري يك ... باجري تشريفات قانوني به موضوع رسيدگي نموده و پدر مقتول در دادگاه گفته (قاتل پرم آقاي (ج ) مي باشد و از آقاي (الف ) به علت قتل شكايت ندارم و (ج ) پسرم را به قتل رسانيده است. دعوا در خانه (د) و پسرم بوده است. (الف ) نيزتيراندازي كرده است ولي تير(ج ) به پسرم خورده است. چند نفر شاهد دارم (...دخترم ،...همسر مقتول ) من ازدادگاه خواهان قصاص هستم 0)... مادرمقتول به همان ترتيب اعلام شكايت كرده است وهمسر مقتول به نام ... مي گويد: (من در محل نزاع حضور داشتم 0 آقايان (ج ) و (الف ) جلو شوهرم را گرفتند، اول (الف ) تير اندازي كرد كه به ران شوهرم خورد و بعد (ج ) تيراندازي كرد كه شوهرم را به قتل رساند) و خواهان قصاص آقاي (ج ) شده است و اظهارات سابق آنان قرائت شده كه هر يك به نحوي پاسخ داده اند و بعضا" مي گويند(من نگفته ام از قول من نوشته اند) و در دفاعيات وكيل اولياي دم نيز قيد شده كه تيراندازي به سوي مقتول از ناحيه هر دو نفر متهم رديف اول و دوم شده است و متهم رديف اول ضمن رد شركت در نزاع مي گويد: (با برادرم (ج ) رابطه اي نداشته ام او شخصي ولگرد و معتاد است.) متهم رديف دوم نيز حضور درمحل نزاع را انكار كرده است و مي گويد: (در آن موقع من معتاد بودم 0اصلا" با آنها ارتباطي نداشته ام من داماد (د) هستم ، ولي ازقتل اطلاعي ندارم ، معتاد بودم از ترس فرار كردم 0) متهم رديف سوم نيز شركت در دعوي را تكذيب كرده است و دادگاه پس از كسب نظر مشاورمجددا" تحقيقاتي (درباره ) قضيه انجام داده است و بدوا" در مورد ادعاي متهم رديف دوم مبني بر اينكه در حين وقوع قتل در آن محل نبوده است از شهود تعرفه شده توسط وي تحقيق كرده است (كه اظهارات شهود دقيقا" تاريخ حضور مشهود در... را روشن نكرده است ) و شهادت آنها را در اثبات ادعاي متهم رديف دوم كافي ندانسته و به پدر مقتول تفهيم شده كه حق اقامه قسامه دارد و نتيجتا" پدر مقتول پنج بار سوگند ياد نموده كه (ج ) با گلوله ژ3 فرزندش را به قتل رسانده است و مادر مقتول به به همان ترتيب 5 مرتبه سوگند يادنموده است و... پسرعموي مقتول 5 مرتبه و...پسرعموي ديگر مقتول 5 مرتبه و بقيه قسم مجددا" بين افراد ياد شده تقسيم (شده كه ) جمعا"50مرتبه سوگند ياد نموده اند كه قاتل عمدي (ب ) آقاي (ج ) است ودرباره ادعاي خانم (ه) نيز موضوع از طريق اجراي قسامه اثبات (شده ) و با كسب نظريه مجدد مشاور طي دادنامه شماره 7173/4/71 اجمالا" چنين راي داده است : (حسب محتويات پرونده خواهر مقتول توسط (د) مجروح مي گردد . متهم از خانه خود كوچ كرده ، آقاي (ج ) داماد (د) به منزل وي مي روند در صورتي كه مدعي هستند جهت آوردن هيزم به سمت ساختمان تازه ساز و خالي از سكنه رفته اند و ناگهان دو نفر متهم ياد شده به آنها حمله ور شده اند... خواهر مقتول و... (همسرش )در تحقيقات اوليه پاسگاه اظهار داشته اند(الف ) با اسلحه ژ3 به مقتول زددر صورتي كه در برگ 224 پرونده اظهار داشته اند(ج ) اسلحه كشيد... (مقتول ) به سمت او حمله ور شد آقاي (الف ) با اسلحه پران به او زد .سپس (ج ) با اسلحه به شكم او نيز شليك كرد كه طبق صورتجلسه معاينه جسد آمده است كه يك تيراز سمت ناف وارد(شده ) و ازناحيه باسن سمت چپ محل خروج گلوله وجود دارد و گلوله در شكم يافت نشده كه اين حكايت از اصابت گلوله مي كند و مساله شركت به نظر منتفي است بلكه مساله مباشرت در قتل است و آقاي (الف ) بعد از چند روز دستگير (مي شود) ولي آقاي (ج ) متواري و بعد ازمدتها در... دستگير مي گردد و مدعي مي شود كه آن روز در خرم آباد بوده در صورتي كه صبح آن روز از ناحيه برادرش براي گرفتن كود شيميائي ماموريت داشته لذا در مورد آقاي (ال ) صرفنظر از عدم شكايت اولياي دم مقتول عليه مشاراليه به لحاظ عدم توجه اتهام حكم به برائتش صادر و اعلام مي گردد و (درمورد) آقاي (ج ) اولا" ادعاي دفاع مشروع چون متقول و همراهانش اسلحه نداشته اند موضوعا" منتفي است و توجها" به شكايت اولياي دم و صورتجلسه معاينه جسد و اينكه در مرحله اول اولياي دم وي را به عنوان شليك كننده وقاتل معرفي كرده اندومامور پاسگاه به نام ... گفته (ج ) قاتل است و عده اي شهادت داده اندكه مقتول قبل از فوت هنگام انتقال به بيمارستان به هوش آمده وگفته (ج ) مرا كشته و متواري بودن او و اقرارش در حضور ماموربدرقه ظن بر توجه اتهام به وي حاصل و مورد از موارد لوث تشخيص وپس از انجام مراسم قسامه مستندا" به بند ب ماده 2 قانون قصاص و رعايت مواد27و 1 و37 و38 و50 و51و52 قاهنون مرقوم و با الهام ازآيات كريمه ...حكم به قصاص نفس متهم رديف دوم آقاي (ج ) صادر مي گردد و به اولياي دم اذن به استيفاي قصاص داده مي شود و درمورد اتهام متهم رديف سوم (د) نيز با توضيحي كه ذكر كرده است طبق ماده 187 ناظر به ماده 186 (بند2) قانون ديات ناظر به مادتين 134و131 همين قانون راي به پرداخت يك شتر و دو فقره و ثلث يك دهم ديه كامله از نوع نقره ظرف يك سال از تاريخ وقوع جنايت توسط وي درحق شاكيه صادر مي شود .) پس از ابلاغ راي دادگاه آقاي ... به وكالت از طرف متهم رديف دوم طي لايحه اي اعتراض و تجديدنظرخواهي نسبت به دادنامه رانموده است كه لايحه تقديمي هنگام مشاوره قرائت خواهد شد و دادگاه آن را نپذيرفته و پرونده به ديوان عالي كشور ارسال و جهت رسيدگي به اين شعبه ارجاع شده است. هيئت شعبه در تاريخ بالا تشكيل گرديد و پس از قرائت گزارش آقاي ... عضو مميز و اوراق پرونده و نظريه كتبي آقاي ... داديار ديوان عالي كشور اجمالا" مبني بر تقاضاي رد تجديدنظرخواهي درمورد دادنامه شماره 7173/4/71 مشاوره و با حدوث اختلاف و ضم قاضي ثالث چنين راي مي دهند: (از ناحيه معترض با توجه به رسيدگيهاي دادگاه و استدلال مندرج در راي ايراد و اعتراض موثر و مدللي كه موجب نقض دادنامه صادره گردد به عمل نيامده است و از لحاظ رعايت تشريفات قانوني و ضوابط آيين دادرسي نيز اشكالي مشهود نيست. مرجع : قانون مجازات اسلامي درآيينه آرا ديوان عالي كشور(قتل عمد)جلد2 تاليف يداله بازگير ،انتشارات ققنوس ،چاپ اول ، 1376 46
هيچ موضوعي مرتبط با اين ماده ثبت نشده
آدرس : تهران خیابان فاطمی روبه روی سازمان آب پلاک 207
تماس اضطراري : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵
پست الکترونیک : info (At) Dadfaran (dat) com