سامانه جستجو قوانین




رای وحدت رويه ديوان عالی كشور

قرارداد ساز آرش علیزاده نیری وکیل پایه یک دادگستری آژانس هواپیمایی عصر پرواز مجری ویزای شینگن ویزای ایتالیا ویزای چین ویزای دبی
كلاسه پرونده : 27/3/3952
شماره دادنامه : 1383
تاريخ رسيدگي : 30/3/72
مرجع رسيدگي  : شعبه 27 يدوان عالي كشور
هيئت شعبه   : آقايان

خلاصه جريان پرونده : بر حسب كيفرخواست شماره 28308/7/70 آقايان 1 علي ...فرزند ... 26 ساله ، كشاورز، باسواد(ديپلم ) 2 رضا 53 ساله ، باغبان ، بيسواد، هر دو اهل و ساكن روستاي ... از توابع شهرستان ... متهمند به شركت در قتل عمدي مرحوم محمد در اثرايراد ضرب و جرح عمدي به وسيله اوشين آهندي (چنگال و شانه كشاورزي )و چوب يا بيل در يك نزاع و درگري كه در يك جشن عروسي يا روز بعد اتفاق اتفاده و همچنين 12 نفر متهم ديگر بشرح كيفرخواست برگ 175 متهمند به شركت در نزاع دسته جمعي (اخلال در نظم و امنيت عمومي ) و يك نفر ديگر آقاي درويش ...(پدرمقتول ) هم متهم به تخريب اتومبيل آقاي عيسي ... مي باشد . شهود عيني به نامهاي ...2...1( برادر مقتول ) اظهار داشته اند: (بعد از ناهاز از جلال آباد به سركار مي رفتيم 0 مقتول هم همراه مابود كه در علي آباد با ماشين عيسي ... جاده را بسته بودند ما دو تاموتورداشتيم 0ايستاديم ،ديديم علي ... با موتور با برادرش رسيدندي و علي ... با چهار شاخ آهني زدبه سر و صورت محمد كه ما ترسيديم و فرار كرديم رفتيم جلال آباد...)
پدر مقتول نيز گفتهاست : ( علي با اوشين ( چنگال آهني )به به صورت مقتول (پسرم ) زده و هنگامي كه مي خواستيم او را به داخل ماشين بگذاريم رضا... هم با چوب يا بيل او را زد كه باعث قتل وي شد . فقط از اين دو نفر شكايت دارم ...)
مادر مقتول هم تقريبا" همين گونه شكايت كرده (است.)پدر متقول در تحقيقات اوليه با اضافات و توضيح بيشتري گفته است : من به چشم خودم ديدم كه آقاي علي و حسين ... و رضا...و اصغر... داشتند بچه مرا مي زدند و علي ... با اوشين به صورتش زد و صفر... با بيل مي زد و بقيه با چوب مي زدند . دو نفر آمدند بچه ام را به داخل ماشين بگذارند رضا... يك چوب به سر او زد . من با ماشينم حركت كردم تا بتوانم او را به بيمارستان برسانم ...)
پزشك قانوني ... اعلام داشته درجمجمه كبودي و تورم شديد هر دو چشم ديده مي شود كه مي تواند ناشي از شكستگي استخوانهاي قاعده جمجمه در اثر ضربه باشد... زير چشم چپ پارگي پوست و زخم عميق مي باشد قبلا" بخيه شده بود، باز(شد) و با سوند امتحان گرديد . در اثر جسم نوك تيز با فشار ايجاد شده (است.) علت مرگ ضربه مغزي مي باشد .
متهم رديف يكم (علي ...) كه ظاهرا" سه چهار روز بعد از درگيري به پاسگاه احضار گرديده گفته است (از ترس اينكه جلال آباديها مي خواستند مرا بكشند به پاسگاه آمدم ) و در مقابل اين سوال كه از روز نزاع تا به امروز چرا متواري بوديد و كجا به سرمي برديد، مي گويد: ( من از ترس جلال آباديها در داخل باغها مخفي شده بودم ) و نيز گفته است ( من در جريان دعوا نبودم و كسي را نزده ام و كسي را به عنوان شاهد قبول ندارم ...) ولي برادرانش به نامهاي عباس ، حسين ... و حسن ... هم شركت متهم (علي ) در نزاع و كتك كاري را اعلان داشته است ... (بنابراين انكار متهم علي ...نسبت به شركتش در درگيري و نزاع انكار امر مسلم به نظر مي رسد) امامتهم رديف دوم (رضا...) در مراحل تحقيقات اوليه حضور و شركت خودرا در درگيري و نزاع بشدت انكار كرده است اگرچه طرفداران خودش (عباس و حسين ...) از حضور وي در نزاع خبر داده اند( برگ 16و18)ودو گواه عيني ديگر بنامهاي (2...1 ... نيز (پس ) از مواجه حضوري با متهمين نامبرده اشاره كرده كه (اوشين را در دست علي ...و بيل را هم دست رضا... ديديم ...) و سرانجام 2 نفر از احد از مجروحين حادثه به نام اسلام فرزند... نقل قول كرده اند كه وي نزد آنها اعتراف كرده كه (وقتي با چوب توسط مقتول مجروح شدم يك اوشين از خانه پدرم برداشتم و به صورت او زدم كه نتوانست مقاومت كندفرار كرد...) و سه نفر ديگر به عنوان گواه عيني گفته اند كه اسلام با اوشين به صورت محمد(متقول ) زد .
پس از صدور كيفرخواست دادگاه كيفري يك ...(شعبه 6) رسيدگي به پرونده را آغاز (كرد) و عموي مقتول و همراهان او گفته اند كه مقتول در بيمارستان گفت : علي ... و رضا... كار مرا ساختند ومرا كشتند . 2 نفر شهود عيني هم اظهاراتي عليه آن دو نفر نموده اند، ولي متهمين آنها را تكذيب و به طور كلي حضور خود رادرصحنه نزاع منكر شده اند و بنا به درخواست دادگاه شهودي را جهت تبرئه خود معرفي (كرده اند) كه از آنها تحقيق (شده ) كه آنها ضارب به مقتول با اوشين را اسلام ...ذكر كرده اند كه درمواجهه حضوري شهودبااسلام ... در دادگاه وي بزه انتسابي را پذيرفته است. در اين هنگام شاهد ديگري به نام ... علي رغم اعتراف اسلام ...اظهار داشته ( من به چشم خود ديدم كه احد از متهمين پرونده به نام رحمان با بيل به عقب سر محمد...(مقتول ) زد) كه وي نز آن را پذيرفته و گفته است ( من براي دفاع از خودم بيل را زدم ) پدر مقتول اظهار داشته ( من قاتل فرزندم را مي خواهم 0 از هر هشت نفر شاكي هستم ) كه قرار بازداشت اين دو نفر نيز اصدر مي گردد ودرجلسه بعدي دادگاه متهمان اخيرالذكر(اسلام و رحمان ) اعتراف كرده اند كه ( با بيل و اوشين مقتول را زديم افتاد .)
وكيل اولياي دم اقرار دو متهم اخير را تباني براي رهانيدن قاتلين اصلي از مجازات توصيف و تقاضاي تحقيق بيشتر از آنها و گواهان را نموده كه اسلام ... مجددا" اعتارف صريح به زدن اوشين به صورت مقتول كرده و در توجيه كتمان قبلي خود بزه قتل را چنين گفته (چون پدرش بعد از دعوا تصادف كرد گفتم مي گويند پدرش كشته ، خواستم به زندان نيفتم 0 بعد ديدم علي ... را به اتهام قتل گرفتند من هم رفتم حقيقت را گفتم 0) رحمان ... منكر شده است (برگ 320 ) و از بعضي از شهود نيز مجددا" تحقق (شده ) كه اظهاراتشان فرق كرده است (برگ 306تا315) گرچه برخي ديگر شهود به همان اظهارات قبلي خود باقي مانده اند(برگ 372)0
سرانجام دادگاه بشرح دادنامه شماره : 24294/8/71 اعلام داشته آنچه مسلم است ضاربان اسلام و رحمان ... هستند كه اولياي دم شكايتي ندارند و متهمان رديف يكم و دوم (علي ...و رضا...) را ازبره قتل تبرئه نموده است كه مورد اعتراض كتبي وكيل اولياي دم قرارگرفته و تقاضاي نقض راي صادره را كرده است. دادگاه به عقيده خود باقي مانده و پرنده جهت بررسي به اعتراض به ديوان عالي كشورارسال وبه اين شعبه ارجاع گرديده است.
هيئت شعبه در تاريخ بالا تشكيل گرديد و پس از قرائت گزارش آقاي ... عضو مميز و اوراق پرونده دادنامه فرجامخواسته مشاوره نموده چنين راي مي دهند:
(بسمه تعالي 0 با توجه به محتويات پرونده اينكه اولياي دم ( پدر مقتول ) به گفته مقتول درحال حياتش استدلال كرده اند كه گفته است كار مرا علي ... و رضا00 ساختند بر فرض صحت  آن و صدور چنين كلامي ازوي صراحت در قتل وايراد ضرب و نوع و آلت ضرب ندارد و همچنين شهودي كه جريان را به چشم خود ديده و گواهي كرده اند كه علي ... با اوشين به صورت يا سر مقتول زده ورضا... هم با پشت بيل يا چوب به او زده صرفنظر از اينكه در اظهاراتشان نوعي اضطراب و ناهماهنگي است و احيانا" بعضي از شهادت صريح خود عدول كرده از همه اينهاگذشته قرارمجرم (اقوي الادله ) است و از شهادت شهود و غيره مهمتر است (همان طوري كه دادگاه محترم در دادنامه فوق الاشعارذكر نموده اند) اسلام در دوجلسه دادگاه صريحا" اعتراف به زدن مقتول با اوشين به صورتش كرده و قتل موصوف را به عهده گرفته و از مجموع اظهاراتش بويژه در برگ 320 صادق به نظر مي رسد و احتمال توطئه و تباني منتفي است. بنابراين تشخيص دادگاه محترم (مبني بر اينكه ) شخص قاتل اسلام ...(است ) صحيح بوده النهايه اينكه دادگاه اعلام داشته اولياي دم ازضارب يا ضاربين اصلي (اسلام ...و رحمان ...به نظردادگاه ) شكايتي ندارند فلذا دادگاه هيچ گونه قراري و حكمي در مورد آنهاصادر ننموده صحيح به نظر نمي رسد، زيرا پدر مقتول در برگ 239 بعد از اعتراف اسلام ... به زدن وقتل بلافاصله اظهار داشته (من قاتل فرزندم را مي خواهم و از هر هشت نفر شاكي هستم 0 بايد فرزندم پيدا و مجازات شود) ومادر مقتول هم گفته همان را مي گويم 0 بايدقاتل فرزندم پيدا و قصاص شود .) علي هذا دادنامه فوق الذكر نقض مي گردد و پرونده در اجراي ماده 5 قانون تجديدنظرجهت رسيدگي مجدد در شعبه همعرض عودت داده مي شود .ضمنا" قابل ذكر است كه برحسب ماده 14 قانون تشكيل دادگاههاي كيفري يك و دو بايد ساير متهمين (غير از قاتل وقاتلين ) هم در دادگاهي محاكمه شوند كه مجرم اصلي محاكمه مي شود و تفكيك آنهاو احاله به دادگاه كيفري دوصحيح نيست.)

مرجع :
قانون مجازات اسلامي درآيينه آرا ديوان عالي كشور(قتل عمد)جلد2
تاليف يداله بازگير ،انتشارات ققنوس ،چاپ اول ، 1376

42

بررسي ماده در رويه قضايي


هيچ موضوعي مرتبط با اين ماده ثبت نشده