كلاسه پرونده : 358512 شماره دادنامه : 92/20 تاريخ رسيدگي : 12/2/71 تجديدنظرخواه : محكوم عليه تجديدنظرخواسته : دادنامه شماره 172016/11/1369 صادره ازشعبه دهم دادگاه كيفري يك ... مرجع رسيدگي : شعبه 20 ديوان عالي كشور هيئت شعبه : آقايان ... خلاصه جريان پرونده : پيرو گزارش مورخه 2/8/69 آقاي (ب ) فرزند ... به اتهام قتل عمدي پدرش 2 بانو (الف ) فرزند. .. به اتهام آمريت در قتل ... (شوهرش ) تحت تعقيب كيفري واقع (شده اند) با صدوركيفر خواست مورخه 2/4/68 كه از جمله دلايل اقرار متهم رديف اول ، راي دادگاه كيفري 2 بر جلب بانو (الف ) به محاكمه و غيره ذكر شده پرونده در دادگاه كيفري يك ... مورد رسيدگي قرار گرفته است. در جلسه 23/3/69 دادگاه ،(ب ) كه خود را16 ساله معرفي كرده اتهام اتسابي را اقرار دارد و مي گويد ماوقع را طي لايحه تقديم كرده (است.) در مقابل سوال دادگاه كه چرا حرف مادرت را در خصوص قتل پدرت قبول كردي ، جواب داده : (به من گفت اگر بگويم شوهرم را كشتم به من رضايت نمي دهند ولي اگر تو بگوي (اقراركني ) تو را نمي كشند. به همين خاطر گفتم من پدرم را كشتم. .. آنچه فعلا" مي گويم واقعيت دارد. آنچه در پاسگاه ، بازپرسي و كيفري 2 بيان كردم حقيقت ندارد. ) (وي ) مادرش را قاتل مي داند ومي گويدآن زمان (دراثر) عاطفه فرزندي قادر نبوده واقعيت را بگويد. متهم ديگر به نام بانو(الف ) 35 ساله مي گويد اتهام انتسابي در كيفرخواست را قبول ندارد(ومي گويد:) او با من وفرزندانش رفتار خوبي نداشت. او ترياك مي كشيد و مشروب مي خورد. و در شب عيد(ب ) را زد. او تصميم گرفت و با تبر رفت بالاي سر شوهرم و او را كه كنار بخاري خوابيده بود با (تبر) زد. ما فرار كرديم. .. فكر نمي كرديم (ب ) اين كار را بكند تا جلوگيري كنم. ) در مقابل سوال دادگاه مي گويد: (من او را نزده ام. در بازجوييها بچه ها به من ياد دادند كه اين حرفها را بزنم. ) بين متهمان مواجهه حضوري داده شده و از اولياي دم استماع شكايت شده است. بانو ... مادر مقتول مي گويد : (از (الف ) كه فرزندم را كشته تقاضاي قصاص دارم ) و به لايحه تقديمي خوداستناد نموده و تاكيد كرده : (نوه ام (ب ) در جريان قتل نبوده و اگر دادگاه او را قاتل بشناسد از جانب خود فرزندان صغير كه قيمه آنها هستم طالب قصاص او مي باشم و سهميه صغار را قبل از اجراي قصاص تضمين و تاديه خواهم كرد. ) آقاي (ج ) (برادرمقتول ) قيم صغار شكايت و توضيحاتي داده كه (قاتل برادرم (الف ) است ، طالب قصاص او هستم. ) راجع به (ب ) حرف بانو ... (مادرش ) را تكرار نموده ورثه رديف 5 دوشيزه ... (فرزند مقتول ) مادرش را قاتل مي داند و مي گويد: ... (برادرم )قاتل نيست ، ... حاضرم سهم ديه صغار را پرداخت كنم. ) وكلاي متهمان هر يك به لايحه تقديمي خود استنادنموده اند. (ب ) مي گويد: (در ابتدا متوجه نبودم به جاي اينكه بگويم كيفرخواست را قبول ندارم ، اشتباها" گفته ام قبول دارم. ) با اخذآخرين دفاع و ملاحظه نظريه كتبي قاضي مشاور در جلسه 23/5/69 قسامه انجام گرفته (است.دادگاه ) در جلسه 24/5/69 از آقاي ... شاهد بامعرفي ... (برادر استماع شهادت و تحقيق كرده ( و وي گفته ) كه بانو (الف ) همراه فرزندانش با (ب ) به محل او آمده اند و (الف ) گفته دو نفر جوان در موقعي كه تنها در خانه بوده وارد شده اند، او را بسته و شوهرش را به قتل رسانيده اند. آقاي قاضي مشاور طي نظريه پنجاه برگي خود در سطر آخرنظرداده (ب ) كه اولياي دم هم گذشت نموده اند بيگناه وو مستحق برائت و بانو(الف ) مستحق قصاص نفس مي باشد. دادگاه با ذكر دلايل و اينكه برايش علم حاصل شده بانو(الف ) را قاتل تشخيص داده ، به علاوه در اجراي مواد 37و38 با قيد ايداع سهم ديه صغار حكم اعدام بانو(الف ) و به لحاظ فقد دليل حكم برائت (ب ) را صادر كرده است. با اعتراض بانو (الف ) پرونده در اين شعبه مورد بررسي قرار گرفته ، متذكر شده : ( ... فرزند متوفي (رديف 4) در حال حاضر كبير است و (رديف 5دوشيره ) و اين دو نفر اولياي دم هستند كه بايد خويشان خود را براي قسامه معرفي كنند. در صورت تعذر خودشان قسم ياد نمايند) و اين قسمت حكم را نقض كرده اند. پرونده به شعبه دهم ارجاع شده و در جلسه 17/11/69 با استماع شكايت اولياي دم كه خواهان قصاص از (الف ) مي باشند ضمن اينكه (ب ) جريان امر را شرح داده همچنين دو نفر( بانو مادر مقتول و (ج ) برادرش ) قيم صغار اظهارات و تقاضاي قصاص را تكرار كرده و مي گويند حاضرند سهميه ديه صغار را پرداخت نمايند. بانو(الف ) اتهام را انكار كرده و (ب ) را قاتل مي داند (ومي گويد) اظهارات قبلي خود را روي خواهش (ب ) گفته است. وكيل تسخيري به لايحه تقديمي خود استناد كرده (است. (الف )) در مقابل سوال دادگاه مي گويد: (شاهد بر بيگناهي ام (ب ) و ... (دوشيزه رديف 5) هستند كه دشمن من شده اند وشاهدي ندارم. ) اولياي دم مي گويند: (از بستگان و خ ويشان قدرت معرفي نداريم. مادونفر حاضريم قسم ياد نماييم. ) (هركدام )25 بار قسم ياد كرده اند كه بانو(الف ) مرحوم. .. را به قتل رسانده است. متهمه در آخرين دفاع مي گويد حرفي ندارد. با اعلام ختم دادرسي و ذكر دلايل از جمله اجراي قسامه جرم انتسابي به متهمه را محرز تشخيص (داده و) با رعايت مواد27،37،38و52ق ح ق و بر طبق مواد 1و5 همان قانون پس از تاديه سهم صغار از ديه حكم محكوميت به قصاص نفس (اعدام ) را صادر كرده (است.) آقاي ... به وكالت ازمحكوم عليها طي لايحه وارده 3/2/1370 به حكم محكوميت اعتراض نموده كه به تاريخ 16/2/70 از دادگاه ، پرونده به ديوان عالي كشور ارسال شده و شعبه 11 ديوان عالي كشور به تاريخ 8/4/70 موضوع را قابل طرح در ديوان عالي كشور ندانسته است. قاضي صادركننده حكم به تاريخ 28/8/70 مرقوم داشته (مرجع صالح نقض ديوان عالي كشوراست وارسال پرونده به اين دادگاه موردي ندارد. )پرونده برگشت داده شده كه توسط معاونت اول محترم قضائي ديوان عالي در هامش مرقومه رئيس شعبه 11 رسيدگي پرونده به اين شعبه ارجاع و برگشت داده شده است. هيئت شعبه در تاريخ بالا تشكيل گرديد و پس از قرائت گزارش آقاي ... عضو مميز و اوراق پرونده و نظريه كتبي آقاي ... داديار ديوان عالي كشور اجمالا" مبني بر تاييد حكم صادره مشاوره نموده چنين راي مي دهند: (بسمه تعالي. با توجه به مجموع اوراق پرونده از جمله مفاد راي قبلي اين شعبه بر اينكه تعداد اولياي دم دو نفر مي باشد و ترتيب قسامه آنها و نظر به اينكه نهايتا" دادگاه با انجام محاكمه مجدد و اجراي قسامه با رعايت نظر اين شعبه مبادرت به صدور حكم كرده و نظر به اينكه از جانب معترض ايراد و اشكال موجهي به عمل نيامده است لذا دادنامه تجديدنظرخواسته راتائيد مي نمايد. ) مرجع : قانون مجازات اسلامي درآيينه آرا ديوان عالي كشور(قتل عمد)جلد2 تاليف يداله بازگير ،انتشارات ققنوس ،چاپ اول ، 1376 48
هيچ موضوعي مرتبط با اين ماده ثبت نشده
آدرس : تهران خیابان فاطمی روبه روی سازمان آب پلاک 207
تماس اضطراري : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵
پست الکترونیک : info (At) Dadfaran (dat) com