كلاسه پرونده : 12/16/3528 شماره دادنامه : 591 تاريخ رسيدگي : 25/10/70 مرجع رسيدگي : شعبه 16ديوان عالي كشور هيئت شعبه : آقايان ... خلاصه جريان پرونده : حسب مندرجات پرونده آقاي (الف ) فرزند ... به اتهام قتل عمدي (ب ) فرزند ... تحت تعقيب دادسراي عمومي ... قرارگرفته (است ) و26 نفر ديگر نيز به اتهام ايراد ضرب و جرح و غارت و ايجاد آشوب و ناامني تحت پيگرد واقع (شده اند) و به موجب كيفرخواست شماره 65867 تقاضاي مجازات همه آنان گرديده است. اجمال قضيه از اين قرار است (كه ) بين خانواده هاي (الف ) و (ج ) و (د) به دادسرا مراجعه كرده و به گفته خودش از آقاي دادستان دستوري بر استفاده از آن گرفته و چادر عشايري خود و كسانش را بر آن برپا مي كند. افراد خانواده (الف ) كه از اين موضوع ناراحت بوده اند به آنان حمله مي كنند و بر اثر كتك كاري عده اي مصدوم و مجروح مي شوند از جمله (ب ) فرزند ... بر اثر ضربه هائي كه به جمجمه اش وارد مي شود پس از انتقال به بيمارستان فوت مي نمايد. پزشك قانوني علت مرگ او را ضربه مغزي تشخيص داده است. ورثه مقتول والدين و همسر و دو فرزند صغيرند. اولياي دم كبير ادعا كرده اند كه آقاي (الف )،(ب ) را با چوب زده و موجب مرگ او شده است و تقاضاي قصاص دارند و متهم كه مانند ساير كساني ك ه در دعوي شركت داشته اند متواري بوده است ، پس از دستگيري منكر ايراد ضرب به (ب ) است ، ولي شركت در نزاع را معترف مي باشدودر تحقيقاتي كه مامورين ژاندارمري و متعاقبا" قاضي تحقيق انجام داده آقاي (ه) برادر مقتول مدعي است با چشم خودديده است كه (الف ) برادرش را با چوب زده است. آقاي (و) مي گويد: (ديدم (الف ) از محل نزاع برمي گشت و چوبي در دست او بود. ) آقاي (ج ) گفته است كه (آقاي (الف ) و (ز) و(ح ) و(غ ) هر يك قتل را به گردن يكديگر مي انداختند و آقاي (ز) (و ... ) هر يك قتل را به ديگري نسبت مي داد، ولي من خود در محل نبوده ام. ) (ص 68 تحقيقات ژاندارمري ) آقاي (س ) گفته است : (مهمان آقاي (ب ) بودم ، عده اي با چوب و چماق مي آمدذند و (الف ) جلو بود، آمد (ب ) را بيرون كشيد(ب ) به صورت (الف ) زد ( كه آثار آ; بايد موجودباشد) وسپس (الف ) با چوب (ب ) را زد. ) آقاي (ف ) گفته است : ( دو نفر را ديدم به چادر (ب ) مي رفتند ولي همه مي گفتند (الف ) زده است.) آقايان ... 1 2 ... كهاز كسان متهم هستند گفته اند (الف ) و (ح ) و (غ )، (ب ) را زدند. ) (الف ) منكر قتل است و مدعي است به دست ديگري مضروب شده است. پرونده در شعبه 8 دادگاه كيفري يك ... مطرح (شده ومورد)رسيدگي قرار گرفته و آقاي ... به وكالت از طرف متهمين در دعوي مداخله نموده و از متهم دفاع كرده است. متهم در دادگاه علي رغم اظهارات اوليه خود حضورش را در دعوي منكر است. دادگاه مورد را ازموارد لوث تشخيص داده و مراسم قسامه را انجام داده كه والدين و عمه و برادر يكي ديگر از اقوام اولياي دم هريك ده مرتبه سوگند ياد كرده اند. دادگاه اظهار بر قصاص متهم (الف ) به شرح نظريه مورخ 2/9/67 نموده است و پرونده در اجراي ماده 287 قانون اصلاح موادي از قانون آئين دادرسي كيفري جهت تنفيذ به ديوان عالي كشور ارسال و به شعبه بيستم ديوان عالي كشور ارجاع شده است و شعبه مزبور به موجب دادنامه شماره 119/1320/3/68 بشرح زير اظهارنظر نموده است : (در اجراي مراسم قسامه قسمت اول ماده 38 قانون حدود و قصاص رعايت نشده است و دو نفر از اولياي صغير درخواست اولياي دم كبير تاثيري در حق آنان ندارد و رعايت غبطه ملحوظ نگرديده ، لذا نظر دادگاه بر قصاص آقاي (الف ) تنفيذ نمي گردد. ) آقاي رئيس شعبه 8 دادگاه كيفري يك ... بشرح نظريه مورخ 13/4/68 به عقيده خود باقي مانده و پرونده در اجراي ماده 288 قانون اصلاح موادي از قانون آئين دادرسي كيفري نزدرياست كل دادگستري استان ... ارسال و پرونده به شعبه نهم دادگاه كيفري يك ... ارجاع نزد رياست كل دادگستري استان ... ارسال و پرونده به شعبه نهم دادگاه كيفري يك ... ارجاع شده است و شعبه مرجوع اليه پس از رفع نواقص موردنظر ديوان عالي كشور و پس از بزهكاري متهم به موجب دادنامه شماره 15911646/11/69 مستندا" به ماده يك ناظر به بند ب ماده 2 و ماده 52 قانون حدود و قصاص ضمن توديع ديه سهم صغارازناحيه اولياي دم كبير راي به قصاص متهم صادر نموده (است.) پس از ابلاغ راي متهم به شرح لايحه مورخ 23/11/69 به راي صادره اعتراض نموده است و آقاي ... وكيل مدافع متهم نيز اعتراض خود را به راي صادره در سه برگ نوشته كه پيوست پرونده (است ) و پرونده به نظر آقاي رئيس شعبه نهم دادگاه كيفري يك ... ( قاضي صادركننده راي ) رسيده و ايشان بشرح نظريه مورخ 13/12/69 بهعقيده خود باقي مانده و پرونده به ديوان عالي كشور ارسال و چون شعبه بيستم ديوان عالي كشور به شعبه حقوقي تبديل گرديده است لذا پرونده به اين شعبه ارجاع شده است و به موجب دادنامه شماره 12221/5/70 به شرح زير اظهارنظر شده است. (بسمه تعالي. نظر به مندرجات پرونده و كيفيات منعكس در آن بويژه دادنامه شماره 119/1320/3/68صادره از شعبه بيستم ديوان عالي كشور كه ماهيت امرو انتساب اتهام قتل عمدي به متهم ايراد و اشكالي بر نظريه مورخ 2/9/67 صادره از شعبه هشتم دادگاه كيفري يك ... دائر بر قصاص متهم وارد ندانسته والنهايه در اجراي مراسم قسامه ماده 38 قانون حدود و قصاص و استيفاي حق صغار ايراد نموده اند كه اين ايرادات نيز ازشعبه نهم دادگاه كيفري يك ... صادر كننده راي مرتفع گرديده ، لكن در اجراي قسامه مجدد از ناحيه دادگاه اين ايرادوارد است كه مادر مقتول 15 بار بيشتر قسم ياد نكرده است 16 بار قيد گرديده و نيز هيچ كدام از قسم خورندگان نوع قتل را دائر بر اينكه عمدي يا شبه عمدي يا خطئي محض است بر طبق ذيل مسئله 10ص 531 جلددوم تحريرالوسيله تعيين ننموده اند، لذا دادنامه صادره دائر بر قصاص متهم از اين حيث ناقص به نظر مي رسد و مقررمي شوددفتر پرونده به دادگاه صادر كننده راي ارسال (شود)تاپس از رفع نقص مورد نظر پرونده را جهت اتخاذ تصميم اعاده نمايند. ) دادگاه مرجوع اليه به شرح صورتجلسه مورخ 22/7/70 پس ازرفع نقض مورد نظر ديوان عالي كشور پرونده را به ديوان عالي كشور ارسال (كرده كه ) به اين شعبه ارجاع گرديده است. هيئت شعبه در تاريخ بالا تشكيل گرديد و پس از قرائت گزارش آقاي ... عضو مميز و اوراق پرونده و نظريه كتبي آقاي ... داديار ديوان عالي كشور اجمالا" مبني بر اخذ تصميم شايسته مشاوره نموده و چنين راي مي دهند: (بسمه تعالي.نظر به مندرجات پرونده و كيفيات منعكس در آن با توجه صورتمجلس تنظيمي دادگاه مورخ 23/7/70 در اجراي قسامه معلوم مي گردد كه احداز قسم خوردگان به نام بانو ... خواهر مقتول مي باشد كه جزء اولياء دم محسوب نمي شود و سوگند ايشان اعتبار شرعي ندارد و لذا جهت رفع نقص در اين مورد پرونده نزد مرجع مربوط ارسال (مي شود) تا پس از رفع نقص موردنظر پرونده را جهت اتخاذ تصميم اعاده نمايند. ) مرجع : قانون مجازات اسلامي درآيينه آرا ديوان عالي كشور(قتل عمد)جلد2 تاليف يداله بازگير ،انتشارات ققنوس ،چاپ اول ، 1376 48
هيچ موضوعي مرتبط با اين ماده ثبت نشده
آدرس : تهران خیابان فاطمی روبه روی سازمان آب پلاک 207
تماس اضطراري : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵
پست الکترونیک : info (At) Dadfaran (dat) com