سامانه جستجو قوانین




رای وحدت رويه ديوان عالی كشور

قرارداد ساز آرش علیزاده نیری وکیل پایه یک دادگستری آژانس هواپیمایی عصر پرواز مجری ویزای شینگن ویزای ایتالیا ویزای چین ویزای دبی
كلاسه پرونده : 9/27143
شماره دادنامه : 448
تاريخ رسيدگي : 25/1/71
مرجع رسيدگي  : شعبه 27 ديوان عالي كشور
هيات شعبه   : آقايان  ... 

خلاصه جريان پرونده : بسمه تعالي آقاي (ب ) فرزند ... 19ساله اهل و ساكن ...  فاقد پيشينه كيفري متهم است به قتل عمدي مرحوم (ج )با كارد و ارتكاب عمل شنيع لواط با (الف )17 ساله بدين شرح كه پرونده چند نفر متهم در رابطه با لواط دارد.  مجني عليه در محضر دادگاه صفحه 132 گفته است : (من با همه اين متهمين رفيق بودم ، شب خانه ما كسي نبود. با آقاي (د) در خانه مان نشسته بوديم. يك مرتبه ديدم متهم رديف 1 از راه پله پشت بام آمد پآئين و با چاقو به گردن من گذاشت و گفت بايد چنين كنم.  مقداري دفاع كردم زورم نرسيد بعدي بقيه متهمين آمدند و به من زور شدند.  هرچه مقاومت كردم با چوب به من زدند.  بعد متهم فوق الذكر آمد و لاپائي كرد و و دخول نكرد و بعدا" بقيه چنين كردند و متهم فوق الذكر دوباره آمد و عمل را تكرار كرد سپس متهم با مقتول جر و بحث كردند و به همدييگر فحش دادند و دعوا شروع شد. )
متهم در صفحات 67و79 و غير آن گفته است :(فقط دست آقاي (ه) چاقو بود به طرف من حمله كرد و دو ضربه به دست من زد و رفتيم عقبتر مقتول با آجر به سرم زد. چاقو پرت كردم و به كتف او زدم و فرار كردم و چاقوي من بزرگ بود و فقط ازآقاي (ه)شكايت دارم. ) و در جاي ديگر گفته است : (با چاقو ريختند روي من و مقتول با سنگ آمد جلو من و با سنگ زد به سر من ، ديگر چاره اي نبود من از خودم دفاع كردم ) و در صفحه 68 به لواط اعتراف كرده وشاهددرصفحه 54 لواط وي را گواهي كرده (است.) ليكن در دادگاه لواط را انكار كرده و شهود عيني در صفحات 13و15و24و66و67و127،129و130 درگيري متهم و مقتول و ضربه متهم به مقتول را گواهي كرده اند و از حمله ديگران به متهم سخني به ميان نياورده اند و شهود ديگر در صفحات 39و40و128و131 حمله ديگران به متهم را نيز بيان داشته اند. 
طبق گواهي پزشكي علت فوت بريدگي عميق و وسيع قاعده گردن طرف چپ تشخيص داده شده و بر اساس شكايت اولياي دم دادسراي عمومي  ...  به موجب كيفرخواست شماره 52238/8/70 تقاضاي تعيين كيفر كرده و دادگاه كيفري يك ...  طي دادنامه شماره 27549/11/70 با توجه به محتويات پرونده و اينكه متهم مورد هجوم جمعي قرار گرفته و از چند ناحيه مضروب گرديده و هرچه كمك طلبيده و جهت فرار به عقب رفته ولي ميسر نگرديده و جهت دفاع از خود ضربه اي به مقتول زده كه او نيز ضربه اي با شي ء به سر متهم زده و ضربه متهم جهت دفاع مشروع بوده و توسل به مقامات مسئول ممكن نبود و نوشته است :(عمل متهم متناسب بوده و دفاع مشروع (تلقي ) مي گردد و قابل مي گردد و قابل تعقيب و مجازات نيست ) كه مورد اعتراض داديار محترم قرار گرفته مبني بر اين كه با توجه به اقارير صريح متهم و ديگر متهمين در خصوص اين كه متقول با سنگ يا آجر حمله نموده ومتهم صريحا"اقرار نموده كه با چاقو به كتف مقتول زده و گفته (من و آقاي (ه) چاقو داشته ايم و ديگران چاقو نداشته اند و فقط آقاي (ه)به من حمله كرده ، نه مقتول ) علي هذا نظر به اينكه ايراد جرح و قتل با چاقو در مقابل سنگ يا آجر دفاع مشروع محسوب نمي گردد، لذا حكم صادره را خلاف صريح موازين شرع و قانون دانسته و تقاضاي تجديد نظر نموده و دادگاه مزبور به نظر خود باقي مانده و پرونده جهت تجديدنظر به شعبه 27 ديوان عالي كشور ارسال گرديده است.
هيات شعبه در تاريخ بالا تشكيل گرديد و پس از قرائت گزارش آقاي ...  عضو و مميز اوراق پرونده و نظريه كتبي آقاي ...  داديار ديوان عالي كشور اجمالا" مبني بر قابليت تجديدنظر دادنامه شماره 27549/11/70 فرجامخواسته مشاوره نموده چنين راي مي دهد. 
(بسمه تعالي. با توجه به محتويات پرونده و امعان نظر در آن اولا" متهم به قتل (آقاي (ب ) ) در مراحل مختلف تحقيق و بازپرسي در اظهارات خود اظطراب شديد داشته بلكه دچار تناقظگوئي  شده و گاهي داشتن چاقو و كارد و ايراد ضرب به آن به مقتول را به طور كلي منكر شده (برگ 8) و گاهي همه چيز را قبول داشته و و صريحا" اعتراف نموده كه (با چاقو زدم به كتف او خورد، قبول دارم ) (برگ 49) و گاهي هم بعد ازمواجهه حضوري با شهود و گواهان (كه متهم آنها را دوست و و طرفدار خود دانسته ) ضمن اعتراف به اينكه (من چاقو داشتم و به طرف كتف چپ او پرت كردم. .. ) ولي عمل خود را به عنوان دفاع توصيف و توجيه نموده است (برگ 44) ضمن اينكه متهم اعتراف نموده كه انگيزه قتل بر سر بچه بازي و لواط در مورد آقاي (الف ) بوده (برگ 44و45 و50) و ثانيا" در اينكه قتل آقاي (ج )توسط متهم ياد شده انجام گرفته ، مورد قبول خود متهم بوده و براي دادگاه هم محرز و مسلم است ، النهايه دادگاه عمل متهم بوده و براي دادگاه هم محرز و مسلم است ، النهايه دادگاه عمل متهم را دفاع مشروع دانسته كه داديار محترم تنظيم كننده كيفرخواست به اين معني ايرادگرفته كه ظاهرا" ايراد وارد است ، زيرا با توجه به اضطراب و تناقضگوئي هائي كه در اظهارات متهم مشاهده مي شود يك جا گفته است (آقاي (ج ) با سنگ آمد جلوي من وبه من زد) و گاهي گفته (آقاي (ج ) (مقتول ) با آجر به سر من زد و من نيز از خودم دفاع كردم ) (برگ 43) و گاهي مي گويد آقاي (ج ) با آجر به طرف من آمد من چاقو داشتم. .. ) (برگ 44) دوست متهم. ..  هم گفته يك مرتبه آقاي (ج ) در حالي كه سنگ در دست داشت به طرف آقاي (ب ) (متهم ) حمله ور شد (برگ 43) با در نظر گرفتن انگيزه نزاع و سبق تصميم متهم و ساير قرائن و اينه براي متهم اگر قصد درگيري نداشته و به قول خودش (نمي خواسته پرروگري آنها را كم بكند) امكان فرار داشته لذا دفاع با تجاوز خطر متناسب نبوده و دفاع مشروع نخواهد بود و قتل عمدي به نظر مي رسد. از اين جهت اعتراض داديار محترم وارد است وبانقض دادنامه فوق الاشعار پرونده در اجراي ماده 5 قانون تجديدنظر احكام دادگاهها مصوب سال 67 عودت داده مي شود. )

مرجع :
قانون مجازات اسلامي درآيينه آرا ديوان عالي كشور(قتل عمد)جلد2
تاليف يداله بازگير ،انتشارات ققنوس ،چاپ اول ، 1376
51

بررسي ماده در رويه قضايي


هيچ موضوعي مرتبط با اين ماده ثبت نشده