سامانه جستجو قوانین




رای وحدت رويه ديوان عالی كشور

قرارداد ساز آرش علیزاده نیری وکیل پایه یک دادگستری آژانس هواپیمایی عصر پرواز مجری ویزای شینگن ویزای ایتالیا ویزای چین ویزای دبی
شماره دادنامه : 266
تاريخ رسيدگي  : 26/5/1371
مرجع رسيدگي   : شعبه 16 ديوان عالي كشور
هيات شعبه     : آقايان  ... 

خلاصه جريان پرونده : حسب مندرجات پرونده 1- آقاي (الف ) فرزند ... تبعه افغانستان 30 ساله به اتهام قتل عمدي آقاي (د) تبعه پاكستان و زناي غيرمحصنه با خانم (ب ) و ورود و اقامت غيرمجاز 2 - خانم (ب ) فرزند ... 25 سلاه اهل پاكستان به اتهام زناي محصنه و معاونت در قتل و ورود و اقامت غيرمجاز  3 - خانم (ج ) فرزند ... 20 ساله اهل افغانستان به اتهام معاونت در قتل و ورود و اقامت غيرمجاز تحت تعقيب دادراي عمومي قرار گرفته اند و پس از انجام تحقيقات لازم و صدور قرار مجرميت به شرح كيفرخواست شماره 20730/8/66 وبه استناد ماده يك و چهل و سه و ماده 102 قانون حدود و قصاص براي متهم رديف اول و به استناد بند ب ماده 1..  قانون حدود و قصاص براي متهم رديف دوم و به استناد مواد15 و16 قانون اقامت اتباع بيگانه براي هر سه نفر متهم و به استناد ماده 289 قانون اصلاح موادي از قانون آئين دادرسي كيفري در مودر متهمان رديف دوم وسوم تقاضاي تعيين مجازات از دادگاه كيفري يك شده است.
پرونده در شعبه 132 كيفري يك در جريان رسيدگي قرار گرفته وبه علت عجز از معرفي وكيل تعييني دادگاه براي متهمين وكيل تسخيري تعيين نموده است. در تاريخ 18/12/66 جلسه رسيدگي دادگاه تشكيل (شده و) بانو (ه) تبعه پاكستان (خواهرمقتول ) در دادگاه حضور داشته و اظهار كرده است. (اينجانبه تنها وارث مقتول مي باشم.  وي داراي سه فرزند به اسامي  ... (دختر) 9 ساله و ...  پسر 6ساله و..  8 ساله مي باشد كه در پاكستان نزد اينجانبه زندگي مي نمايند. .. از متهمان پرونده به لحاظ ارتكاب قتل عمدي برادرم شاكي هستم و درخواست قصاص آنها را طبق مقررات شرعي دارم و چون قادر نيستم كه ديگر از پاكستان به تهران بيايم تقاضا دارم مرا احضار نفرماييد و به شكايتم هميشه باقي هستم. ) چون دو نفر از وكلاي متهمين در دادگاه حاضر نبوده اند جلسه تجديد شده وجلسه بعدي درتاريخ 10/3/67 تشكيل (شده و) اتهام (الف ) به نامبرده تفهيم شده ( است و او ) اظهار كرده : (قبول ندارم. ) دادگاه به متهم خطاب نموده (شما نزد مامورين و دادسرا صريحا" اعتراف كرده ايد كه شب حادثه وارد اتقا مقتول شده و او را كشته ايد و بعد (جسدرا) درآشپزخانه مجاور دفن نموده و در همان شب با همسرمقتول همبسترشده ايد چه مي گوييد؟) پاسخ داده : 
(خواهرزاده من او را كشته و اكنون به افغانستان رفته است (،او) از مجاهدين افغاني بوده و خواهرزاده من بامقتول (د) بر سر نماز و درباره نماز و حضرت امام مشاجره كردند و چوب به طرف  ...  (مقتول ) پرتاب كرد.  چوب به سر (د) برخورد كرد و (د) فوت نموده همان خواهرزاده ام به نام (و) به تنهائي او را دفن كرده و وقتي من رسيدم كار از كار گذشته بود و (ج ) خواهرم به من گفت كه آن دو نفر با هم نزاع كرده اند و او را توي آشپزخانه دفن كرده است و وقتي اين جريان را شنيدم رفتم دنبال  ... (و) كه او را پيداكنم ، ولي او رفته بود.  تقريبا" يك هفته دنبال او گشتم (،ولي ) پيدايش نكردم و بعد از چهار ماه و ده روز با زن مقتول ازدواج نمودم. ) سپس دادگاه با توجه به تحقيقات مقدماتي ازمتهم تحقيق نموده و متهم منكر ارتكاب قتل مقتول شده است.
اتهام متهمه (ب ) به مشاراليها تفهيم شده (است.او) اظهار كرده : (زنا را قبول ندارم ، ما و (الف ) در يك منزل زندگي مي كرديم ، هر يك در اتاق مخصوص خودمان : يك شب شوهرم با (الف ) نزاع بر سر دين و مذهب بود.  من ديدم كه چوب بر سر(د) خورد و ديدم (الف ) چوب به سر(د) زد و شوهرم خواست از اتاق بيرون برود، (الف ) در را از پشت بست و من در اتاق نشسته بودم وگريه مي كردم و بچه ها را نگهداري مي كردم تا صبح شد و صبح خواهر(الف ) من را به قرآن قسم داد كه به كسي نگو كه برادرم گرفتاربشود. ) خواهر (الف ) گفته است : (د) كشته شد و برادرم جنازه را در آشپزخانه دفن كرد و تا وقتي كه ما در آ; خانه بوديم درآشپزخانه قفل بود. 
دادگاه از متهمه (رديف دوم ) سوال كرده است (خواهر(الف )چه موقع از شما خواستگاري كرد؟) پاسخ داده : (10الي 15 روز بعداز حادثه خواهر (الف ) به من گفت كه با برادرم ازدواج كن 0او تورا به پاكستان پيش پدر و مادرت خواهد برد و من چون در اينجا كسي را نداشتم به خاطر پدر و مادرم قبول كردم كه با(الف )ازدواج كنم. ) سپس دادگاه به تحقيقات خود ادامه داده و متهمه منكر شركت درقتل زنا است.
اتهام خانم (ج ) (به وي ) تفهيم شده (است.او)اظهاركرده :(كيفر خواست را قبول دارم.  از قبل با (د) و همسرش آشنا بوديم و با هم خانه را اجاره كرديم.  برادر من زن نداشت ومي خواست نامزدكند.  با آقاي (د) و خانم (ب ) مثل برادر و خواهر بوديم و تا شب قتل هيچ گونه روابط نامشروعي بين برادرم و (ب ) نديدم ومن ديدم كه خواهرزاده ام او را دفن كرد و برادرم آن شب در منزل نبود. بعد از اينكه قتل اتفاق افتاده بود، به خانه آپد و گفت چرا اين كار را كرده ايد و خواهرزاده ام گفت كه بر سر دين و مدهب قتل اتفاق افتاده و خواهرزاده ام همان شب چاله كند و(د) را دفن كرد و آشپزخانه را موزائيك كرد و اعترافات قبلي خود را در اثر شكنجه اعلام نموده است.)
آقاي وكيل متهم رديف اول طي لايحه اي از متهم دفاع نموده است. وكيل متهمه رديف دوم اظهاركرد: (از دادگاه تقاضا دارم وضتعيت فعلي و زمان ارتكاب قتل را و اينكه موكله و بي پناه و در كشور غيب (است ) و آينده فرزندان او را در صدور حكم مورد توجه قرار دهند. )
در تاريخ 9/12/67 خانم (ه) (خواهرمقتول ) در دادگاه حاضر شده واظهار كرده : (چون فزندان برادرم نزد من هستند از لحاظ تامين مخارج آنها سخت در مضيقه مي باشم و تامين آينده آنان براي من مشكل است و در راه خدا و به لحاظ كمك به يتيمان اينجانب حاضر هستم مبلغ نهصدهزارتومان پول ايراني از متهمان بابت ديه قتل عمدي برادرم بگيرم و از قصاص متهمان صرفنظر كنم. ) متهمان اظهار كرده اند (حاضر هستيم مبلغ مذكور را بپردازيم البته ظرف سه ماه از اين تاريخ و سپس ايشان گذشت كند. ) بانو ...  با اين تقاضا موافقت نموده است. در تاريخ 7/6/68 بانو ... (خواهرمقتول ) و زندانيان در دادگاه حاضر(شده اند و زندانيان ) علت عدم انجام تعهد را زنداني بودن خود اعلام نموده اند. خواهر مقتول از شكايت خودعليه خواهر متهم به قتل به نام خانم (ج ) صرفنظر كرده تا ايشان از زندان آزاد شود و پول را تهيه كند. سپس دادگاه بشرح دادنامه شماره 7142/6/68 در خصوص اتهام خانم (ج ) داير بر معاونت در قتل به علت گذشت شاكي خصوصي قرار موقوفي تعقيب صادر نموده و در مورد غيرمجاز به خاك ايران مشاراليها را به پرداخت ده هزارريال جزاي نقدي محكوم نموده است و حسب محتويات پرونده مبلغ 114هزارتومان در تاريخ 3/4/69 و مبلغ كيصد هزار تومان درتاريخ 18/4/69به مشاراليها پرداخت شده است. در تاريخ 22/3/70 مهم رديف يك (الف ) در دادگاه حاضر شده و اظهار كرده است : (تا كنون مبلغ پانصدهزار تومان پرداخت كرده ام و بقيه را چون در زندان هستم نمي توانم تهيه نمايم.  از دادگاه تقاضا دارم در مقابل اخذ ضامن بنده را آزاد كند تا بقيه پول ديه را تهيه و به اولياي دم پرداخت نمايم. )
در تاريخ 18/8/70 دادگاه ختم دادرسي را اعلام و به شرح دادنامه شماره 29636/8/70 و به شرح زير مبادرت به صدور راي نموده است 
در خصوص اتهام آقاي (الف ) فرزند. .. تبعه افغانستان دائر بر ارتكاب قتل عمدي مرحوم (د) (مقتول ) و زناي غيرمحصنه با خانم (ب ) و ورود و اقامت غيرمجاز با توجه به محتويات پرونده وشكايت اولياي دم و كشف جسد و اعترافات صريح متهمان به قتل عمدو معاونت در قتل بشرح پرونده و اعترافات در آگاهي و در دادسرا كه مقتول را در شب حادثه به قتل رسانده اند و بعد در آشپزخانه دفن نموده اند و اظهارات دختر مقتول مبني بر تشريح كيفيت و چگونگي قتل و اعترافات صريح متهمه رديف 2 در دادگاه (من و شوهرم دراز كشيده بوديم و مي خواستيم بخوابيم : آقاي (الف ) با چوب وارد اتقا شد و بلافاصله با چوب بر سر (شوهرم ) زد، البته به گيجگاه شوهرم زد.  من در اتاق بودم ) و اعترافات صريح متهم رديف يكم (مبني براين )كه متهمه رديف دو و خواهرش در تمام مراحل حتي ،دفن حضور داشته اندو وي را كمك مي كرده اند و اعترافات صريح خانم (ج )(خواهر(الف ) ) مبني بر مشاركت در فتن مرحوم ، بزهكاري آنان محرز و ثابت است گر چه در دادگاه متهم رديف اول منكر قتل شده است ، ولي با توجه به مراتب فوق و اعتراف مكرر متهم رديف اول  ... و كشف جسد درآشپزخانه و اظهارات و اعترافات ساير متهمان براي دادگاه علم و يقين حاصل شده كه متهم رديف اول قاتل و متهمه رديف دوم و سوم ( كه قبلا" نسبت به متهمه رديف 3 حكم صادر شده و ولي دم نسبت به او رضايت داده و اعلام گذشت نموده است ) معاون در قتل مي باشند.  نظربه اينكه قيمه صغار(كه تنهاخواهرمقتول مي باشد) در مورخه 3/12/67اظهار داشت (چون فرزندان برادرم در نزد اينجانب در پاكستان زندگي مي كنند و نگهداري آنان مستلزم سرمايه و صرف بودجه است ،لذا با رعايت غبطه صغار قصاص را تبديل به ديه مي نمايم و از قصاص متهمان صرفنظر نموده و مبلغ نهصد هزارتومان بابت ديه قتل مي خواهم ) متهمان پذيرفته اند و تا كنون مبلغ پانصد هزار تومان بابت ديه به قيمه صغار پرداخت نموده اند و نابمرده اعلام وصول نموده است.به استناد ماده 3 قانون حدود و قصاص و بند الف ماده 8 و ماده 9قانون ديات متهم رديف اول محكوم است به پرداخت بقيه مبلغ مورد رضايت ولي دم (چهارصدهزارتومان ) ظرف يك سال از تاريخ وقوع جرم و در مورد معاونت در قتل چون در قانون معاونين جرم تنها براي معاونت در جرائم قابل تعزير كيفر در نظر گرفته شده و معاونت قتل از حدود مي باشد ، لذا راي موقوفي تعقيب متهمه رديف دوم نسبت به معاونت قتل صادر و اعلاممي گردد و در مورد زنا گرچه متهمان درتمام جلسات دادگاه منكر زنا هستند و قويا" اظهار مي كنند و انكاربعدازاقرار در مورد متهمه رديف دوم نيز مشموع است و ...  روابط نامشروع بر اساس اظهارات متهمان  ... مي تواند انگيزه قتل باشد براي دادگاه محرز و ثابت است به استناد ماده 101 قانون تعزيرات متهمان هريك محكومند به نودونه ضربه شلاق 0 در مورد ورود و اقامت غير مجاز، برحسب اقارير متهمان محرز و ثابت است و به استناد ماده 7 و15 قانون راجع به ورود واقامت اتباع خارجه متهمان هر يك محكومندبه پرداخت مبلغ ده هزار ريال جريمه نقدي ، پس از وصول جريمه و اجراي حكم دستور اخراج متهمان از خاك ايران صادر و اعلام مي گردد.  ضمنا" مقررات ماده 139 قانون تعزيرات درباره متهم رديف اول لازم اجراست.)
پرونده براي اجراي حكم به دايره اجراي احكام ارسلا (شده ) و آقاي داديرا اجراي احكام با موافقت سرپرست اجراي احكام بشرح مشروحه مورخ 15/2/71 با شرح مختصري از جريان ماوقع نسبت به حكم صادره معترض (شده ) و اعلام نموده : اولا" هيچگونه مدرك و دليلي دال بر قيمه بودن خواهر مقتول در پرونده و ارث شناسائي نشده چه بسا از طريق وزارت امورخارجه و امور اتباع بيگانه اين كار ممكن بوده است ، ثالثا" با در نظر گرفته ماده 193 قانون ديات وماده 52 قصاص و ماده 266 قانون مجازات اسلامي اخيرالتصويب نظر دادستان در تقاضاي قصاص و يا تبديل آن به ديه معتبر است كه در راي ملحوظ نگرديده است ، رابعا" با فرض اينكه تعدادي از فرزندان مقتول در پاكستان باشند فرزند وي كه به هنگام قتل حاضر و ناظر قشيه بوده است در ايران بوده و با نصب قيم قانوني و قانون آئين دادرسي كيفري بايد اقدام مي شد، خامسا" دادگاه محترم در موردبزه معاونت ماده 289 سابق الذكر را رعايت ننموده اند. 
آقاي رئيس دادگاه به شرح اظهارنظر مورخه 19/2/71 به نظرو راي خود باقي مانده ، سپس پرونده به ديوان عالي كشور ارسال و به اين شعبه ارجاع شده است.
هيات شعبه در تاريخ بالا تشكيل گرديد و پس از قرائت گزارش آقاي ...  عضو مميز و اوراق پرونده و نظريه كتبي آقاي ... داديار ديوانعالي كشور اجمالا" مبني بر اتخاذ تصميم قانوني وشرعي مشاوره نموده چنين راي مي دهد:
(بسمه تعالي. با توجه به محتويات پرونده ايرادات زير بر دادنامه صادره وارد است : اولا" به موجب ماده 47 قانون حدود و قصاص مصوب سال 1361 و ماده  261 قانون مجازات اسلامي مصوب سال 1370 اولياي دم كه قصاص و عفو در اختيار آنها است همان ورثه مقتولندمگرشوهر يا زن كه در عقصاص و عفو و اجرا اختياري ندارندو در مانحن فيه خواهر مقتول جزو ورثه و اولياي دم شناخته شده و حال آنكه مقتول داراي سه فرزند مي باشدكه همگي صغير و تحت سرپرستي خواهر مقتول زندگي مي كنند، در نتيجه خواهر مقتول جزء ورثه نمي باشد، ثانيا" خواهر مقتول به عنوان قيمه صغار در موضوع دخالت كرده و حتي قصاص را تبديل به ديه نموده است. صرفنظرازاينكه قيمه بودن مشاراليها مستند به دليلي نيست ، اصولا" قيم در تقاضاي قصاص يا عفو اختياري ندارد و چون در حال حاضر ورثه شناخته شده مقتول صغير هستند طبق فتواي حضرت امام خميني قدس سره بايد صبر كنند تا صغار كبير شوند و خود تصميم بگيرند.  فلذا دادنام شماره 19636/8/70 صادره از شعبه 132 دادگاه كيفري يك ... فقط درمورد قتل مقتول نقض (مي شود) و رسيدگي مجدد به شعبه ديگردادگاه كيفري يك ... ارجاع مي گردد. )

مرجع :
قانون مجازات اسلامي درآيينه آرا ديوان عالي كشور(قتل عمد)جلد2 تاليف يداله بازگير ،انتشارات ققنوس ،چاپ اول ، 1376
49

بررسي ماده در رويه قضايي


هيچ موضوعي مرتبط با اين ماده ثبت نشده