تاريخ 21/6/66 كلاسه پرونده 1/63/1677 شماره دادنامه 562 مرجع رسيدگي :شعبه اول ديوان عدالت اداري . شاكي :شركت ساختماني هاي وي ، به نشاني تهران .... طرف شكايت :وزارت جهادسازندگي ، وزارت راه وترابري . موضوع شكايت وخواسته :احقاق حق شركت وردخلع يدتوسط وزارت راه واسترداد ماشين آلات وخسارات وارده وكرايه ماشين آلات . گردشكار: دادخواست شاكي ،پس ازثبت به كلاسه عمومي شماره 12823 2/11/63ديوان عدالت اداري ،وارجاع آن به شعبه اول به كلاسه فوق دراين شعبه ثبت وپس از انجام تشريفات مقدماتي دروقت فوق العاده به رياست امضاءكننده زير و مشاورت آقاي ابوالحسن فرهي ، تحت رسيدگي است .كه باتوجه به محتويات آن ، و پاسخ واصله ازخوانده ، و نظريه كتبي مشاور ، ختم رسيدگي را اعلام وبشرح آتي مبادرت به صدورراي مي نمايد. راي شعبه اول شاكي باذكرمقدمه اي از سابقه كار خود اظهارداشته : درتاريخ 16/11/1353پيمان شماره 23/6137 را با وزرات راه منعقدنموده ، كه قسمتي از راه زنجان بيجارراراه سازي واسفالت نمايدواين پيمان دوبارتمديد گرديد.كه مقارن باانقلاب اسلامي واعتصاب كارگران ازچندين ماه قبل ، و بعد ازانقلاب گرديد.ودرزماني كه درصددپيدانمودن راه حلي با وزارت راه بوديم جهادسازندگي بيجاردرارديبهشت ماه 1359ماشين آلات شركت رادراختيار گرفت وعملا امكان كار را ازشركت سلب نمود و توصيه مكرر وزارت راه داير بر استرداد ماشين آلات ووسائل كار اين شركت ،موثر واقع نشد.جهاد با تصرف غيرمجازخود معادل دويست وپنجاه ميليون ريال سرمايه اين شركت راحبس ، وموجب تعطيل كار اين شركت گرديده وعلاوه براين به جهت قطع درآمدشركت طلبكاران كه ازجمله بانكها و موسسات دولتي بودند ، شركت راتحت فشار قراردادند.سپس شاكي فتوكپي هشت فقره نامه را پيوست دادخواست نموده و ازجمله نامه نماينده دادستان انقلاب اسلامي در وزارت راه به شركت شاكي دايربرفعال نمودن كارگاه و پاسخ شركت به آن وبقيه آنها تماما داير بر لزوم تحويل ماشين آلات شركت شاكي كه جهادسازندگي به هيچيك از آنها ترتيب اثر نداده است .وشركت شاكي رادربلاتكليفي باقي گذارده است ، ووزارت راه و ترابري از دو طرف معرفي شده ازناحيه شاكي ،طي نامه شماره 27/907-12/3/64 با تسليم سه برگ فتوكپي اظهارداشته :به حكايت پرونده موجود در تاريخ 16/11/53 به منظوراجراي پروژه راه زنجان - بيجار ، پيماني بين طرفين منعقد گرديد ، كه تخلفات پيمانكاران اجراي صحيح مفاد پيمان اختلافاتي را درجريان كارسبب شده ،ووزارت راه درشرايطي كه برابرماده 46 شرائط عمومي پيمان قادربه فسخ قراردادمنعقده بوده ، مساعدتا و از باب همكاري بادادن فرصتهائي ،پيمانكاررادعوت به ايفاء تعهدنموده ، ليكن شركت هاي وي باعدم تمايل به ادامه فعاليت مرتبابه دفع الوقت گذارنده ، تا اينكه معاونت فني وراهسازي وزارت راه وترابري درپاسخ بهانه تراشيها،طي نامه اي به آن شركت پيرامون همكاريهاي كارفرماوتخلفات پيمانكار،تذكراتي عنوان نموده ."فتوكپي نامه راارسال داشته "،لذاباتوجه به وقفه ايجادشده در پروژه مزبوركه ناشي ازعدم انجام تعهدپيمانكاربوده ،وزارت راه وترابري تصميم برفسخ پيمان ،مطابق ماده 47شرائط عمومي پيمان اتخاذنموده ،و مراتب راكتبابه اطلاع پيمانكار،طي نامه شماره 2/3631-3/3/60 ، رسانيده است ضمناطرف شكايت نامه شماره 962/72-1/8/62 ، دادستاني كل انقلاب مستقردروزارت راه ،مبني برمتوقف گذاردن كارهاتوسط شركت هاي وي را پيوست نموده است .طرف شكايت ، وزارت جهادسازندگي ،طي لايحه شماره 2820/144-16/10/65،اظهارداشته است : شركت هاي وي از سال 1358كارگاه خودمربوط به قطعه سوم راه بيجار- زنجان راتعطيل نموده بوده ،ومبالغ زيادي به كارگران خودبدهكاربوده كه كارگران بامراجعه به شوراي كارگاه ،و هيئت حل اختلاف وزارت كاراحكامي به سودخود،دريافت نموده بودند،وبه فرمانداري ودادسراي انقلاب مراجعه وكشمكشي درشهربه وقوع پيوسته ،و نتيجتاصورت مجلس مورخ 24/4/59 تنظيم وماشين آلات شركت مذكوربرخلاف ميل ورضاي جهادسازندگي براي مشكلات كارگري كه درآن زمان اوج گرفته بود،به جهادسازندگي تحويل گرديده است .واينكه شركت هاي وي تعطيل كارگاه خودرا ناشي ازتحويل ماشين آلات به جهادتلقي كرده ،صحيح نبوده وتعطيل كارگاه مدتي پيش ازتحويل ماشين آلات به جهادبوده است .وچون تحويل ماشين آلات به جهاد برخلاف ميل ورضاي جهادسازندگي وحسب دستورشوراي شهرستان بيجارونماينده دادسراي انقلاب اسلامي آن شهربوده جهادهيچگونه مسئوليت وتعهدي درموضوع نداشته وندارد. و خود را مديون نمي داند. و با استنادبه صورت مجلس مورخ 24/4/59 كه براساس حكم شماره 2/7002-23/4/59،وزارت راه تنظيم شده ، تقاضاي صدورراي بربي حقي شاكي نموده است .وبه اضافه طي نامه شماره 2324 7/6/60اظهارنموده شركت هاي وي كه پيمانكارقطعه سوم راه بيجار،زنجان بوده درسال 59 ترك پيمان كرده وبه تعهدات خويش درمقابل وزارت راه عمل نكرده تااينكه براساس حكم موقت دادستاني به شماره ،1388-21/2/59، طي صورت مجلس ،ماشين آلات شركت تحويل جهادسازندگي بيجارمي گردد. درسال 1360اداره راه ازشركت مزبورخلع يد مي كند. و از جهادسازندگي درخواست استرداداموال شركت رامي نمايد، درتاريخ 8/2/62باتنظيم صورت مجلس ماشين آلات متعلق به شركت هاي وي ،تحويل اداره راه شده است .ووسائل جزئي متعلق به شركت هاي وي ،موجودمي باشد،كه هنوزتحويل نگرديده انشاءا.... تحويل اداره راه وترابري استان كردستان خواهدشد. ديوان ،باملاحظه دادخواست وجواب طرف شكايت وبررسي مقررات حاكم برقضيه وباتوجه به مواد 46 و 47 تبصره ذيل ماده 47 ، شرايط عمومي پيمان وزارت راه وترابري "كارفرما" مجاز به فسخ قراردادودراختيارگرفتن ماشين آلات ،درزماني كه كارگاه تعطيل گرديده ، مي باشد. و شكايت ازوزارت راه وترابري ، و وزارت جهادسازندگي ازاين جهت واردنمي باشد.لذا،حكم به ردشكايت شاكي ،صادرواعلام مي گردد ، و درجهت وصول مطالبات ،وبررسي جهات ديگر قرارداد طبق ماده 53 شرايط عمومي پيمان نامه ،شاكي مي تواندبه مراجع دادگستري مراجعه كند. محمدعلي فيض - رئيس شعبه اول ديوان عدالت اداري 17
هيچ موضوعي مرتبط با اين ماده ثبت نشده
آدرس : تهران خیابان فاطمی روبه روی سازمان آب پلاک 207
تماس اضطراري : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵
پست الکترونیک : info (At) Dadfaran (dat) com