سامانه جستجو قوانین




رای محكمه عالي انتظامي قضات

قرارداد ساز آرش علیزاده نیری وکیل پایه یک دادگستری آژانس هواپیمایی عصر پرواز مجری ویزای شینگن ویزای ایتالیا ویزای چین ویزای دبی
حكم شماره 171 23/10/1374                          كلاسه 7/840

راي دادگاه عالي انتظامي قضات
با توجه به محتويات پرونده امر و شكايت شكات انتظامي اعمال آقاي الف وكيل دادگستري از قبيل تنظيم مبايعه نامه بااشخاص مورد شكايت و اخذ بيعانه وتسليم اسناد موكل خود ( آقاي ب ) به آنان برخلاف اختيارات و صلاحيت او بوده و فاقد وجه قانوني است و دفاع او مبني براينكه اعمال مزبور با موافقت شاكي و موكل خود و اجازه ضمني او بوده مخالف اظهارات شاكي انتظامي و محتويات پرونده مي باشد لذا محكوميت او از طرف شعبه اول دادگاه انتظامي كانون وكلاء دادگستري مركز به سه سال محروميت ازوكالت دادگستري بر طبق بند 3از ماده 81آئين نامه لايحه قانوني استقلال كانون وكلاء و بند 5 ماده 76 آئين نامه مزبور برخلاف قانون نبوده و اعتراض آقاي الف بر آن وارد نيست 0

* سابقه *

در تاريخ 000 آقاي الف وكيل دادگستري با ارسال لايحه اي به راي محكوميت صادره از شعبه اول دادگاه انتظامي وكلاءدادگستري مركزي مبني بر محروميت او به سه سال از شغل وكالت اعتراض نموده است 0پرونده امر از كانون وكلاء مركز خواسته شد كه طي شماره 000 ارسال داشته اندجريان امر بدين قرار است 0
آقاي ب در تاريخ 000بدين شرح شكايت نموده است :
درچهارسال قبل عده اي غاصب و بساز و بفروش ملك اينجانب رادر بندرعباس تصرف كردند كه براي خلع يد غاصبان با تفويض وكالت به آقاي الف در دادسراي بندرعباس طرح دعوي نمودم و اسناد مالكيت خود را نيز به نامبرده دادم تا پس از تهيه رونوشت مسترد دارد اما اكنون پس از گذشت 4 سال و پرداخت حق الوكاله غاصبان همچنان به تصرف ملك و اقدامات خلاف قانون خود ادامه مي دهند و نتايج حاصله بشرح زير است :
1 پس از چندسال كه از صدور حكم خلع يد مي گذرد به رغم تقاضاي مكرر اينجانب به آقا الف از انجام وظايف قانوني خود و تخليه ملك سرباز مي زند و پرونده همچنان راكد باقي مانده است ظاهرا" اجراء حكم خلع يد مورد علاقه اينجانب نيست 0
2 بااينكه غاصبان ملك اينجانب بيش از دو نفربوده اندآقاي الف تنهاعليه دو نفر از آنان شكايت كرده است و حكم نيز تنهاعليه دو نفرمي باشداين امر مي رساند كه آقاي الف از آغاز كاراهتمامي در احقاق حق اينجانب و خلع يد از غاصبان نداشته است و بنظرميرسد تنها به عملي كه بعدا" و بشرح آتي پياده شدازابتدانظرداشته اند
3 آقاي الف اسنادمالكيت اينجانب را كه در امانت و اختيار داشته تا رونوشت تهيه كند تسليم غاصبان ملك كرده است و اكنون مي گويد اسناد دريد متصرفين است از آنها بگيريد0
4 آقاي الف بدون داشتن اجازه و اختيار از طرف اينجانب و حتي مذاكره قبلي با اينجانب با بعضي از غاصبان ملك جهت فروش آن وارد مذاكره گرديده و قولنامه اي با ثمن بخس  تنظيم كرده اند و مبالغي هم كه مشخص نيست به عنوان بيعانه اخذ نموده در حالي كه اينجانب مطلقا" قصد فروش ملك خود را ندارم و پس از اعتراض شديد اينجانب نيز تا تاريخي كه ايشان را عزل نمودم از استرداد بيعانه به متصرفان خودداري نموده است 0
بالاخره اينجانب بناچار آقاي الف را از وكالت خود عزل كردم و تقاضاي تعقيب قانوني ايشان را دارم 0
در تاريخ 000 آقاي ج اعلام نموده كه به وكالت از ورثه تعقيب وكيل مزبور را دارم 0 دادسراي انتظامي وكلاء در تاريخ 000به وكيل مزبور اعلام نموده كه سبت به شكايت اعلام شده دفاع نمايد0نامبرده در جواب شكايت شكات لايحه مفصلي ارسال داشته كه خلاصه آن اينست : آقاي ب در چاپخانه 000در بندر عباس به اينجانب معرفي شد وگفت دونفر به اسامي ((د)) و ((ه)) قسمتي از زمين وي را تصرف نموده اند و از من خواست كه با قبول وكالت دعوي او را تعقيب نمايم و قرار شد مبلغ پانصدهزار ريال حق الوكاله مبلغ دويست هزار ريال نقد و سيص هزار ريال در خاتمه وكالت به اينجانب بدهند و گفت كه فعلا" پول ندارم شماكارها را شروع كنيد حداكثر ظرف يك ماه مي پردازم كه تاكنون ديناري پرداخت ننموده است 0 دعوي را تعقيب نمودم به اجراء احكام فرستاده شد0آقاي ((و)) را به نمايندگي خود جهت اجراء حكم تخليه به اجراي احكام معرفي نمودم دراين وقت قبل از اجراي حكم در تهران بودم كه شنيدم محكوم عليها جهت خريد زمين مورد تصرفشان به آقاي ((ز)) مراجعه كرده اند ايشان هم مراتب را تلفني به آقاي ب اطلاع وداده اند و آقاي ب هم وسيله نامه اينجانب را عزل كردند0از آقاي ((ز)) تلفني سئوال كردم 0ايشان جريان را تاييد نمودند0 چندسال گذشت اينجانب كه با اعضاء خانواده خود به بندرعباس رفته بودم اخطاري از اجراي احكام كيفري بندر عباس به دستم رسيد كه درآن قيدشده بودچنانچه ظرف مدت 000مراجعه نكنيد، دليل انصراف شما از اجراء حكم ميباشد كه يك ماه از اجراء احكام تلفني وقت خواستم بالاخره در نيمه دوم فروردين ماه 000سرانجام آقاي ((ب )) را پيدا كردم جريان را بهاو گفتم كه شما چند سال پيش مرا عزل كرديدو آقاي ((ح ))نامي را براي اجراي حكم به وكالت اتخاب نموديد پس چرا اجراي احكام براي اينجانب اخطاريه فرستاده ؟گفت من آقاي ((ح )) را به وكالت انتخاب كردم پس از مدتي گفت وقتي به محل مراجعه كردم زن و فرزندان متصرفين مراتهديد كردند و من قادر به انجام وظيفه نيستم 0و اضافه كرد كه اخيرا" بقيه زمين هم وسيله عده ديگري تصرف شده و از من خواست كه براي اجراء حكم نسبت به متصرفين فعلي و نسبت به متصرفين بعدي وكالت اور ا قبول نمايم و گفت بيست هزار تومان براي شما به آقاي ((ز)) داده ام گذشته گذشته است با شما قرارداد زميني مي گذارم به آقاي ((ز)) مراجعه كردم گفت پولي به او پرداخت نشده كه بالخره با ايشان وكالت نامه جديد تنظيم كردم و به بندرعباس رفتم و به متصرفين نامه هايي بامتن احد فرستادم معلوم شد آنان تهران رفته با آقاي ب تماس گرفته اندنامبرده گفته است كه خودتان برويد و زمينم راكارشناسي كنيد من زير قيمت كارشناسي به شما مي فروشم 0ايشان به بندرعباس مراجعت كرده و از آقاي ((ط)) كارشناس دادگستري مي خواهند زمين را كارشناسي كنند نامبرده هم زمين راكارشناسي و به اينجانب مراجعه كرده و خواسته برابر نظر كارشناسي با ايشان قرارداد نوشته شود000
آقاي الف بعد ازنوشتن جريان مفصلي از موضو ع درخاتمه نوشته است : به نظر اينجانب قصد آقاي ب و فرزندانش از طرح شكايت از اينجانب اين است كه با در اختيار گرفتن اسناد مالكيت زمين را به ديگران بفروشند در صورتي كه مي دانيد كه انساد مالكيت دريد اينجانب نيست و با توافق خودشان به متصرفين داده ام كه برحسب تقاضاي خودشان به آنها نوشتم كه به نماينده آقاي ب تحويل دهند و مدت آوردن اسنادنياز به شكايت عليه اينجانب ندارد و آقاي ب مي خواهند از دادن حق الوكاله اينجانب شانه خالي كنند000اين بود روابط اينجانب با آقاي ب حال اگر مرتكب تخلف ياجرمي شده يااستفاده اي كرده ام حاضر به تحمل مجازات مي باشم 0
پرونده براي رسيدگي به دادسراي انتظامي وكلاءارسال شده است 0 آقاي داديار انتظامي وكلاء پس از انعكاس شكايت شكات انتظامي جريان را چنين اعلام نموده است : بااخطار دادسرا در مورد ارسال مدارك مثبت ادعا آقاي ((ج )) يكي از فرزندان شاكي با ارسال فتوكپي هاي وكالت نامه و قرارداد حق الوكاله و اظهارنامه وگواهي حصروراثت و غيره اعلام كرده كه شاكي پدراينجانب بوده وفوت نموده و اينجانب به وكالت از ورثه پرونده را تعقيب مي نمايم 0آقاي مشتكي عنه در پاسخ به شكوائيه در لايحه اي اعلام كرده اندكه تنظيم قولنامه بامتصرفين و تحويل اسناد به ايشان و همچنين دريافت بيعانه با اجازه شفاهي آقاي ب در كنار رسيد اماني از آقاي ((ك )) تقاضا كردم اصول اسناد را به آقاي ك كه بعنوان خريدار جديد توسط شخص آقاي ب معرفي شده بود تحويل دهند و ضمنا" در ذيل همان نامه به آقاي ((ك )) نوشتم بيعانه نزد اينجانب است هروقت مي خواهد پرداخت نمايم ولي نامبرده از تحويل اسنادخودداري كرده است و در مورد تعقيب عمليات اجرايي نيز فتوكپي نامه صادره توسط آقاي دادستان عمومي بندرعباس به رياست كلانتري بخش 2 بندر عباس حكايت از اقدامات اينجانب در اجراي مورد وكالت مي باشد0 ضمنا" شاكي ديناري بابت حق الوكاله به اينجانب پرداخت نكرده و اعلام شكايت عليه اينجانب به قول خودشان صوري و جهت به دست آوردن اسناد و شكايت عليه متصرفين بوده است و قصد عدم پرداخت حق الوكاله را دارند از طرف ديگر طبق يادداشت مورخ 000 شخص شاكي در نامه اي كه براي آقاي ((ح )) وكيل دادگستري نگاشته ضمن اعلام عزل اينجانب از وكالت ازاو خواسته است ترتيب فيصله كار را با غاصبين بدهند و نرخ را بالاي يك ميليون تومان اعلام كرده اند0 بنابراين تقاضاي رسيدگي دارم 0
آقاي الف به دادسرا جهت تحقيق بيشتر در تاريخ 000 دعوت شدند و در برگ بازجوئي مطالب مندرج در لايحه را تكرار و در موردچك 160000000 ريال كه بعنوان بيعانه صادر شده ووصول آن اظهار كرده اند كه چك بانكي به نام اينجانب بوده كه وقتي به تهران آمدم به حساب گذاشتم و بدفتر آقاي ب رفته چكي از حساب خودم در وجه ايشان از همين بانك صادر كرده و دادم ليكن آقاي ب به لحاظ اينكه زمين مشتري با قيمت بيشتر دارد از گرفتن چك امتناع كردند و چك بانكي را به نام اينجانب تهيه كرده بودند نه آنكه اينجانب گفته باشم از آن تاريخ پول نزد اينجانب امانت است و به متصرفي هم همان وقت ابلاغ كردم كه پول شما حاضر است هر وقت مراجعه كنيد به شما مي دهم زمين و متصرفين در حال حاضر فرقي نكرده ودرهمان سالهاي گذشته است و آقاي ((ك )) يكي از متصرفين و مورد قبول آنها مي باشد و تنظيم قولنامه با متصرفين همانطور كه قبلا" گفته ام با موافقت شفاهي و تلفني آقاي ب بوده و قميتي كه با متصرفين به توافق رسيديم حتي از قيمتي كه آقاي ب در نظرداشت بيشتر بود و به همين علت موافقت با تنظيم قولنامه نموده از اينجانب مبلغ 16000000 ريال را بشرح فوق دريافت كردم 0
آنگاه آقاي داديار چنين اظهار نظر كرده است : با توجه به محتويات پرونده شكوائيه شاكي وورثه نامبرده و پاسخ آقاي مشتكي عنه به نظر اينجانب باتوجه به قرارداد وكالت مورخ 000 تنظيمي شاكي ومشتكي عنه اولا" آقاي الف عليه بقيه متصرفين طرح دعوي ننموده اندثانيا" حق سازش با موكل بوده و چنانچه مصلحت اقتضاء مي كردحق سازش به موجب نوشته جداگانه به وكيل تفويض مي گرديد كه چنان نوشته اي را آقاي مشتكي عنه ارائه نكرده اند و تنظيم قولنامه با متصرفين و تحويل اسناد اماني به ايشان سازش تلقي مي شود و ثالثا" دريافت چك بانكي بعنوان بيعانه ازمتصرفين و عدم پرداخت آن به شاكي و يا استرداد آن به متصرفين و وجود آن تا اين تاريخ در نزد آقاي الف نيز وجهه قانوني واخلاقي ندارد و آقاي  الف مي توانستند بطرف قانوني وجه چك شانزده ميليون ريالي را به صاحب آن پرداخت و يامسترد نمايد0 بنابراين اعمال آقاي الف بشرح فوق به نظر اينجانب بر خلاف صداقت و امانت بوده و مرتكب تخلف از قسم ياد شده موضوع ماده 39 آئين نامه لايحه قانوني استقلال كانون وكلاء گرديد و معتقد به صدور كيفرخواست عليه نامبرده به استناد بند 3ماده 81آيين نامه مذكور هستم 0
با موافقت رياست دادسراي انتظامي كانون نسبت به وكيل مزبور ادعانامه تنظيم گرديده و به وي ابلاغ شده است : در تاريخ 000 شعبه اول دادگاه انتظامي وكلاء با حضور وكيل مشتكي عنه تشكيل گرديده و دفاع آقاي الف نيز در جلسه رسيدگي استماع گرديده خلاصه دفاع او اين است :
اولا" مصالحه اي انجام نشده و فقط رسيد پول و قولنامه به متصرفين دادم و همان وقت هم گفتم اين نوشته واين اسناد به درد شما نمي خورد و اين اقدام اينجانب و تمام كردن قيمت زمين واخذ پو ل در اول قولنامه با موافقت تلفني آقاي ب بوده و هيچ فكر نمي كردم كه اشخاصي پيدا شوند با پيشنهاد زياد آقاي ب را از انجام معامله منصرف نمايند بنابراين پول نزد اينجانب است نه ديناري سوء استفاده كردم و نه ديناري بهموكلم ضرر زده ام بنابراين اگر كاري خلاف مقررات انتظامي انجام شده ، از روي اعتماد به موكل و صداقت خودم بوده ونه با سوءنيت و چكي كه متصرفين آوردندچك بانكي به مبلغ شانزده ميليون ريال به نام اينجانب آوردند كه من از آنها نخواسته بودم 000
مشروح دفاع آقاي الف قبلا" در گزارش منعكس گرديده 0
سپس دادگاه چنين راي داده است : در خصوص اتهام آقاي الف وكيل دادگستري مبني بر تخلف ازقسم به موجب كيفرخواست شماره 000 دادسراي انتظامي وكلاء با عنايت به محتويات پرونده و اظهارات آقاي وكيل مبني بر تنظيم قولنامه و گرفتن وجه زمين بدون داشتن اجازه از طرف موكل با احرازاتهام انتسابي و انطباق بر موردبند 3ازماده 81آئين نامه لايحه قانوني استقلال وكلاء و بند 5ماده 76 آئين نامه لايحه قانوني استقلال آقاي وكيل نامبرده به سه سال ممنوعيت از وكالت محكوم مي گردد0
پس ازابلاغ راي مزبور به وكيل مذكور نامبرده با ارسال لايحه اي نسبت به آن اعتراض نموده است 0
مطالب لايحه اعتراضيه نامبرده همان است كه در گزارش آورده شد ومشروح آن در جلسه رسيدگي قرايت گرديده و بررسي مي شود0
كانون وكلاي دادگستري هم در جواب لايحه اعتراضيه آقاي الف لايحه اي ارسال داشته است ودر لايحه جوابيه چنين گفته شده است : ادعاهاي آقاي الف در لايحه اعتراضيه كه تكرار مطالب ايشان در مراحل دادسرا و دادگاه انتظامي وكلاء مي باشد قائم به سندكتبي و معتبر نيست در حالي كه حكم معترض عنه براساس دلايل ومدارك موجود بررسي و صادر گرديده است 0
دادگاه عالي انتظامي قضات به تصدي آقاي مروي رئيس و آقايان سيد حسين ميرزائي و اميرهوشنگ گنجوي مستشاران تشكيل است وبشرح زير اتخاذ تصميم مي نمايد0

مرجع :
نشريه داخلي كانون وكلاي دادگستري مركز،سال پنجم ،شماره 17 خردادماه  1375

41

بررسي ماده در رويه قضايي


هيچ موضوعي مرتبط با اين ماده ثبت نشده