سامانه جستجو قوانین




رای اصراری هيات عمومي ديوان عالي كشور

قرارداد ساز آرش علیزاده نیری وکیل پایه یک دادگستری آژانس هواپیمایی عصر پرواز مجری ویزای شینگن ویزای ایتالیا ویزای چین ویزای دبی
راي اصراري هيات عمومي ديوان عالي كشور
برحكم فرجامخواسته ازاين جهت اشكال موثروارداست كه بااينكه دادگاه جنائي باتوجه به دلائل ومحتويات پرونده ايرادضرب ازناحيه هرسه نفرمتهم رابه علي (مجني عليه )محرزدانسته ،وبنابه حكايت همان دلائل مجني عليه پس ازايرادضربات به اودچاراستفراغ شده زبانش بندآمده وبه فاصله كمي مرده است معذلك به استدلال اينكه :نظرپزشكان جزاحتمال چيزديگري نيست ،فوت علي ياررانتيجه مستقيم ضربات وارده ازناحيه متهمين ندانسته وحكم برائت مشاراليهم راازاين اتهام صادركرده است .وحال آنكه نظريه پزشكان مبني براينكه مجني عليه دچاربيماريهاي قلبي بوده وايرادضرب و ناراحتي هاي عصبي ازقبيل ترس ووحشت كه براي مضروب ايجادمي شودسبب تشديدنارسائي قلبي بوده ومنجربه مرگ  مي شود،صريح است وتعبيرآن به احتمال موجه نيست ،بناءعليه حكم فرجامخواسته كه مخالف دلائل وشواهد مذكورمي باشدمخدوش است ،باتوجه به ماده 463آئين دادرسي كيفري به اكثريت آراءنقض ورسيدگي مجددبه شعبه ديگردادگاه جنائي مركزارجاع مي شود.

* سابقه *
رابطه سببيت بين ايرادضرب وفوت

درتاريخ 27بهمن 1339درتواندشت اراك براثراختلافات محلي بين چند نفردسته جمعي نزاع شده وعلي به وسيله اله كرم حسين وعلي مجروح وبعدافوت كرده است .
دادسراي شهرستان اراك پس ازرسيدگي به استناددوفقره استشهادمحلي دائربه اينكه :علي يارقبل ازنزاع سالم بوده وكارمي كرده وگواهي گواهان مبني براينكه ،به دستوراله كرم ،حسين وعلي باچوب علي ياررامي زدندوخود اله كرم به سينه وشكم اولگدمي زده وصورت مجلس مورخ 27/11/39كه به موجب آن اله كرم به منظورجلب مساعدت مامورين ژاندارمري مبلغي رشوه داده تابين مامورين تقسيم شود،كيفرخواست به دادگاه جنائي تقديم وتقاضاي تعيين مجازات نموده است .
دادگاه جنائي استان مركزپس ازانجام اموردفتري وتشكيل جلسه مقدماتي وتعيين وقت دادرسي ،روزمقرردرهيئت سه نفري باحضورمتهمين و وكلاي آنان ونماينده دادسراي استان ،به اتهامات منتسب به متهمين رسيدگي وباانجام كليه تكاليف  مقررقانوني واعلام ختم دادرسي ومشاوره چنين راي داده است :
درمعاينه جسدآثارضرب وجرح مشاهده نشده ودركالبدشكافي هم علت مرگ بزرگي ونارسائي وكسالت قلب تشخيص گرديده ،اختلافگوئي كسان متوفي واظهاريكنفرژاندارم مبني براينكه علي ياربه اوگفته است درنزاع دخالتي نداشته وشكايتي ندارد،واينكه شهودازدسته مخالف متهمين بوده اند،حكم برائت اله كرم وحسين ازشركت درمنازعه وضرب منتهي به فوت صادر،علي از نظرشركت درمنازعه به دوماه ونيم حبس تاديبي محكوم گرديده است .
آقاي دادياردادسراي استان ازراي دادگاه فرجامخواسته ونگاشته : "استدلال دادگاه بربرائت متهمين دراتهام ايرادضرب منتهي به فوت علي يار بدون توجه به محتويات پرونده بوده ومخدوش است .زيرادردوفقره استشهاد محلي تقديمي ازطرف اله دادبرادرعلي يارحاكي ازآنكه علي يارسالم بوده و حتي روزقبل ازنزاع حالش خوب بوده ،درعروسي برادرش كه چندروزقبل از حادثه انجام شده خدمت مي كرده وشخصابه زراعت اشتغال داشته است . اظهارات غلامعلي ،حسن وحسن ابوالبشرومحمدعلي وحسين وطاهره وعفت و شهربانوكه حكايت مي نمايدكه به دستوراله كرم ،حسين علي پناه باچوب علي ياررامي زده واله كرم بالگدبه شكم وسينه اومي زده كه بعدعلي ياردست به شكم خودگذاشته باطاهره وعفت خواهران خودبه منزل رفته ،اظهارات بانو نگارمادرعلي ياركه دست روي شكم خودگذاشته بودپرسيدم چه شده گفت :حسين علي پناه واله كرم مرازدند.واظهارات عيال علي يار:بعدازنزاع شوهرم آمد خانه دستش روي شكمش بود،گفتم چه شده ،گفت اله كرم ،حسين وعلي پناه مرا زدند.آنوقت شوهرم بناكرداستفراغ كردن وزبانش بندآمد.صورت مجلس مورخ 27/11/39حكايت دارددرساعت 15روزمزبورموقع بازجوئي ازامين اله كه ازجمله منازعه كنندگان بوده اله كرم وارددفترپاسگاه ژاندارمري شده ، مبلغ دوهزاروپانصدريال وجه نقدروي ميزدفترپاسگاه گذارده ومي گويداين پول رابنده براي تقسيم بين مامورين مي دهم كه كمكي به بنده بشود،پانصدريال ديگرهم بعداتقديم مي شود.درصورت مجلس مورخ 5/9/40آقاي بازپرس اراك سئوالاتي ازدكتركه جنازه رامعاينه وكالبدشكافي نموده بوده باحضوردكتر ديگرمي نمايدبه اينكه ايرادضرب ممكن است مرگ شخصي راكه بيماري قلبي داشته جلوبياندازد.آقايان پزشكان جواب داده اند:باتوجه به كليه اوضاع واحوال كالبدشكافي شكم وقفسه صدري ،بيماري قلبي مسلم است ،ولي ايرادضرب به علت ناراحتيهاي عصبي ازقبيل ترس ووحشت كه براي مضروب ايجادمي نمايد سبب تشديدنارسائي بيماري قلبي بوده ومنجربه مرگ  مي شود.اظهاردكتر تاج پزشك  بهداري بروجردكه طبيب معالج مقتول معرفي شده ،گفته :درنظر نداردعلي ياربراي معالجه مرض قلب به اومراجعه كرده باشد.نظربه مراتب مذكورفوت علي يارطبيعي نبوده ،بلكه دراثرايرادضرب وسيله اله كرم ودو نفرمتهم ديگر،چون بيماري قلبي داشته صدمه وارده بيماري راتشديدومنتهي به فوت اوشده ،ازاين جهت برائت متهمين موردنداشته استدعاي رسيدگي فرجامي وشكستن حكم وارجاع پرونده رابه شعبه ديگردادگاه جنائي مركز مي نمايد.
لايحه فرجامي دادسراي استان به اله كرم ابلاغ واخطاريه حسين وعلي پناه راتعهدنموده به آنهابرساندوبعداهرسه نفرلايحه داده اند.پرونده ازطريق دادسراي استان به ديوان عالي كشورارسال ورسيدگي به شعبه 12ارجاع شده است . پس ازقرائت گزارش وكسب نظريه آقاي داديارديوان عالي كشوربررسيدگي ماهوي ونقض حكم فرجامخواسته مشاوره نموده ،چنين راي داده است :
اعتراض ماهوي نماينده جناب آقاي دادستان كل برحكم فرجامخواسته بنابه اظهارات اشعاري درلايحه فرجامي دادسراي استان وگزارش داديار مرجوع اليه قضيه درديوان عالي كشوربه خلاصه آنكه ،دلائل وشواهدوقرائن موجود درپرونده مخالف اصول وكيفياتي است كه دادگاه مستنداستنباط خودبر برائت متهمين قرارداده واردبنظرمي رسد،لذاحكم فرجامخواسته به اجازه ماده 430مكررازآئين دادرسي كيفري نقض ورسيدگي مجددباتوجه به ماده 8 قانون مربوط به محاكمات جنائي به شعبه ديگردادگاه جنائي استان مركز ارجاع مي گردد.
پرونده بعدازنقض به شعبه اول دادگاه جنائي مركزارجاع گرديده وشعبه مذكوردرجلسه مقدماتي پرونده راآماده براي رسيدگي تشخيص داده وسپس اله دادبه قيمومت ازطرف مهري واكرم صغارعلي ياردادخواست ضرروزيان به خواسته مبلغ يكصدهزارريال به طرفيت اله كرم نموده ودرجلسه فوق العاده 10/1/43چون دادخواست ضرروزيان مدعي خصوصي درتاريخ 28/12/43يعني بيش ازيكماه بعدازتاريخ تشكيل جلسه مقدماتي تقديم شده ردگرديده است .بالاخره جلسه علني دادگاه جنائي درتاريخ 10/4/46باحضورآقاي دادياردادسراي استان ومتهمين (اله كرم ،حسين وعلي پناه )ووكيل مدافع آنان تشكيل وپس از رسيدگي اجمالاچنين راي داده است :
اله كرم ،حسن وعلي پناه متهمين حاضردردادگاه به اتهام شركت در منازعه منتهي به فوت علي يارموردتعقيب دادسراقرارگرفته ،استنادبه مندرجات كيفرخواست تقاضاي حكم مجازات آنان شده است .اولادرموردايراد ضرب منتهي به فوت علي يارازناحيه سه نفرمزبورگرچه هرسه نفركلامنكربزه انتسابي بوده وخودراازهرحيث بي تقصيرمي پندارند،لكن بادرنظرگرفتن شكايت شكات واظهارات مطلعين كه اغلب شهادت عيني داده اندبه اينكه : حسين وعلي پناه باچوب علي ياررابه دستوراله كرم مي زدند،شخص اخيرنيزبا لگدبه سينه وشكم اوزده است ،وگفته هاي كسان علي ياردراين موردومستفاداز گزارش كلانتري واوضاع واحوال امر،ايرادضرب ازناحيه سه نفرمزبوربه علي يارمحرزومسلم بوده ،ولي بطوري كه ازنظرپزشك استفاده مي شودونتيجه اتوبسي وجريان پرونده حاكي است ،معلوم نيست كه اين ضربات منتهي به فوت علي يارشده باشد،چون مفهوم نظردكترتوفيقي ،پوربهلولي جزاحتمال چيز ديگري نيست ،دادگاه بادرنظرگرفتن صورت مجلس معاينه جسدكه اثري ازضرب وجرح دربدن علي يارديده نشده ونتيجه معاينه پزشك دركالبدشكافي واينكه عده اي شهادت داده اند:نامبرده به مرض قلبي وخدائي فوت كرده است ، دادگاه نمي تواندبه دلائل استنادي كيفرخواست باوجوداختلاف بين طرفين اكتفاءوفوت علي ياررانتيجه مستقيم ضربات وارده ازناحيه متهمين تلقي نمايد،نظربه مراتب مزبور،چون ايرادضرب منتهي به فوت درنظردادگاه مبتني به دليلي نيست ،دراين مورددادگاه حكم برائت متهمين رابه لحاظ فقددليل كافي صادرنموده ،ودرموردايرادضرب چون موردبشرح پرونده منطبق باقسمت اخيرماده 173قانون كيفرعمومي است وعلي يارشخصانه فقط شكايت نكرده ،بلكه طبق اظهارات ژاندارم مهدي ،علي يارگفته است شكايتي ندارد، اين قسمت درنظردادگاه قابل تعقيب نيست .امادرموردمنازعه ،چون دونفر ازمتهمان رديف اول ودوم ،اله كرم وحسين ،منكربزه انتسابي هستندوبصرف شهادت عده اي كه ازكسان طرف مخالف بوده اند،نمي توان دونفرمزبوررا مقصرشناخت ،دادگاه بااصدارحكم برائت دونفرمزبوردراين موردفقط علي پناه ،متهم رديف سوم رانظربه اظهارات متهمين ديگروگفته هاي مطلعين ومضروب ومجروح شدن شخص متهم ،مطابق جريان پرونده واظهارت اودردادگاه كه گفته بدون مقدمه مرازدند،واين مطلب قابل قبول نيست ،واوضاع واحوال كاربه جهت شركت درمنازعه كه عده اي درآن مضروب ومجروح شده اند،مقصر تشخيص وطبق ماده 175قانون كيفرعمومي مقصرمي داند.عليهذابارددفاعات نامبرده دراين مورد،استنادابه ماده مزبورورعايت ماده 45قانون كيفر عمومي به جهت جهل وناداني متهم واينكه معيل وپريشان وفاقدپيشينه كيفري است ،علي پناه مزبوررابااحتساب ايام بازداشت گذشته به دوماه ونيم حبس تاديبي محكوم مي نمايد.
آقاي دادياردادسراي استان ازاين راي فرجامخواهي كرده وپرونده به ديوان عالي كشورارسال بنظرجناب آقاي دادستان كل رسيده وايشان بافرجام خواهي دادسراموافقت فرموده اند،رسيدگي به شعبه 12ارجاع شده است .
به تاريخ پانزدهم مهرماه 47گزارش فوق درهيئت شعبه مطرح شده چنين اظهارنظركرده اند:(نظربه اينكه حكم فرجامخواسته فعلي اصراري است قابل طرح درهيئت عمومي ديوان عالي كشورمي باشدومقررمي شودبدين منظوردفتر پرونده رابه نظررياست محترم كل ديوان عالي كشوربرساند.)
پس ازطرح موضوع درهيئت عمومي ديوان عالي كشوروقرائت گزارش و بررسي اوراق پرونده وكسب نظريه جناب آقاي دادستان كل كشوربشرح زير:
"جريان پرونده بنابه حكايت مندرجات اوراق پرونده بدين قراراست : گزارش ژاندارمري حكايت ازمنازعه منتهي به وقوع ضرب وجرح داردو نيزصورت مجلس شده است كه حين تحقيقات ازامين اله ،اله كرم متهم وارد دفترگروهان شده مبلغ 2500ريال وجه داده كه بين مامورين تقسيم شودوگفته پانصدريال هم بعداخواهم داد،كه كمكي به اوبنمايد.پس ازارجاع قضيه به بازپرس وتحقيقات واخذتامين ازمتهمين ،درتاريخ 30/11/39،بنابرآنچه ذيل صورت مجلس تحقيقاتي نوشته شده ،دادستان ازبازپرس درخواست تشديد تامين مي نمايد،وتذكرمي دهدكه الان رئيس ژاندارمري تلفني اطلاع دادبيم حوادئي مي رود،وظاهرادرهمين حال گزارش شماره 17191-30/11/39به دادسرا ميرسد،حاكي ازاينكه ساعت 18روز21/11/39شايع شده كه علي ياربه وسيله برادرانش به بروجرداعزام ودربين راه مشرف به موت است ،ودرساعت 22 همان روزفوت نموده است .بازپرس قرارتحقيقات محلي صادرنموده وبه اتفاق پزشك به محل عزيمت درتاريخ 2/12/39جسدراموردمعاينه قرارمي دهد، درظاهربدن آثارضرب وجرحي ملاحظه نمي گردد،فقط مختصري كف خون آلوداز بيني جاري بوده ،چندطاول كوچك بين دوكتف به چشم خورده ،درهمانجاكالبد شكاف شده ،قلب كاملابزرگ  وحدوددوبرابرقلب طبيعي بوده ،عضلات قلب كاملاشل ودرلمس ،نرم وبي مقاومت بوده ،ريه هاسياهرنگ وشل بوده ،علت مرگ بطورحتم بيماري قلبي ذكرگرديده ،ازاينكه مرگ طبيعي بوده ياغير طبيعي ذكري به ميان نيامده وكانه پزشك امساك كرده است كه اين قسمت را صريحادرصورت مجلس قيدنمايد.(برگ 74)جسددفن مي گردد،وتحقيقات شروع مي شود.اله دادبرادرعلي يارگفته :"شب قبل ازنزاع درتواندشت باعلي يار برادرم ودوبرادرديگرشام خورديم ،من وذبيح وحسن سه برادردراتاق ديگر خوابيديم ،علي ياروعيال ومادرش دراتاق ديگرخوابيدند،يك وقت صبح شنيدم دعواشده ،من ودوبرادرم ازخواب بيدارشديم ،سراغ علي يارراگرفتيم ، گفتندوقتي سروصداشد،علي رفت بيرون ماهم رفتيم بيرون ديديم علي يار مي رودخانه ولي باماحرف نزدوصحبتي نكردكه بفهميم توي جنگ ودعوابوده يا نه ،ومارفتيم پاسگاه ديديم اله كرم آنجابودبعدآمديم منزل ديديم مادرمان گريه مي كندعلي ياربرادرم استفراغ مي كرد،جوياي حال اوشديم حال نداشت كه جواب بدهدازمادرپرسيديم گفت صبح كه برگشته دستش روي شكمش بودوگفت اله كرم وبچه هاي اميربنام حسين وپناه مرازدندوچون شب بوددوراوبوديم ، تاروزاورابرديم به طرف بروجردبين راه بي حال شد.فرستاديم بياتون تابوت آوردنداوراگذاشتيم توي تابوت آورديم اينجاساعت 7شب اينجاكه رسيديم يكنفرژاندارم آمددرپاسگاه ازماسه برادربازجوئي كرد."
بانونگارمادرعلي يارگفته است :"وقتي علي يارآمدديديم دستش روي شكمش بود،گفتم چه شده ،گفت حسين وپناه واله كرم زده اندتوي شكم من و استفراغ مي كرد."(برگ 79)
صفيه علي يارموضوع راهمانطورشرح داده است .
پس ازانجام تحقيقات ،واخذتامين برحسب تكليف دادسراازدكتر توفيقي ،پزشكي كه قبلاجسدرامعاينه نموده ،توضيحاتي اخذشده ونوع بيماري قلبي رانارسائي قلب ذكركرده ،كميسيون پزشكي طبق برگ 175تشكيل وازآنان سئوال شده است :1- كف خون آلودكه دربيني متوفي مشاهده شده چه بوده ، 2- طاولي كه دركتف بوده نتيجه چيست ،3-آياضربه هائي به روي شكم ممكن است ايجادخونريزي مغزي نمايد،وآثارخونريزي مغزي چيست وباوضع علي يارتطبيق مي كرده است يانه ،4-آياايرادضرب ممكن است مرگ شخصي راكه به بيماري قلبي مبتلااست جلوبياندازد،وباعث شودپزشكان متفقااينطورگفته اند: "كف خون آلودكه ازبيني جاري بوده درنتيجه نارسائي قلب ممكن است ايجاد شده باشدوطاول هاوكبودي ناحيه پشت وضربه هابه شكم به روي مغزتاثيري ندارد ولي ضربات ناحيه سرسبب خونريزي مغزي مي شود،وباتوجه به كليه اوضاع و احوال وكالبدشكافي شكم وقفسه صدري بيماري قلبي مجني عليه مسلم است وترس وهيجانات ايرادضرب ناراحتي هاي عصبي براي مصدوم ايجادمي كندوسبب تشديدنارسائي بيماري قلب مي شودومنجربه مرگ مي گردد."(برگ 175)
بعدازانجام تحقيقات به موجب كيفرخواست (برگ 237)عمل اله كرم و حسين وعلي پناه ازجهت شركت درمنازعه منجربه ضرب وجرح وشكستگي استخوان مشمول ماده 175،وازنظرايرادضرب منتهي به فوت علي يارمشمول ماده 175 مكررقانون كيفرعمومي شناخته است .موضوع درشعبه 5دادگاه جنائي مركز رسيدگي ودادگاه دلائل مذكوردركيفرخواست راكافي ندانسته وبربرائت متهمين دراين قسمت وشركت درمنازعه نسبت به دونفرومحكوميت حسين در موردشركت درمنازعه حكم داده است .دادسراي استان تقاضاي فرجام نموده اعتراضات عبارت ازتكراراعتراضات مذكوره دركيفرخواست دادسراي شهرستان ومستفادازنظريه كميسيون پزشكي است .پرونده به دادسراي ديوان عالي كشورارسال گرديده ودرشعبه 12ديوان عالي كشورمطرح ومنتهي به نقض حكم شده است .نظريه نماينده دادسراي ديوان كشوربه اين شرح است :"بنظر اينجانب تشخيص دادگاه مبني براينكه علي ياربطورطبيعي وبه مرض قلبي فوت كرده بادلائل وشواهدپرونده منطبق نيست ،زيراعده اي شهادت داده اند كه درحين منازعه متوفي شديداازطرف متهمين مضروب شده وچگونگي ايرادضرب رانيزگفته وآن راديده اندودليلي برعدم اعتبارگفته آنان نيست .كسالت قلبي متوفي برفرض وجود،دليل بربي گناهي متهمين نمي تواندباشدوممكن است شخصي سالهاباكسالت قلبي زنده بماندوزندگي كند،خاصه كه درپرونده نه تنها دليلي نيست كه درايام قبل ازمرگ متوفي كسالت وياحمله قلبي داشته باشد، بلكه دليل خلاف آن استشهادات محلي است درپرونده ،دايربراينكه متوفي قبل ازواقعه حال عادي داشته ،وكارمي كرده ،همچنين نظردكترتوفيقي برتاييد بيماري قلبي متوفي بااين توضيح است كه :"ايرادضرب وايجادترس ووحشت سبب تشديدونارسائي بيماري قلبي ومرگ مي شود."(استشهادبرگ 147)پس ازنقض حكم درديوانعالي كشورموضوع درشعب اول دادگاه جنائي مركزمورد رسيدگي قرارگرفته ،دادخواست ضرروزيان به قيمومت ازمهدي واكرم دونفر صغيران مقتول كه خارج ازموعدقانوني داده شده ،قابل طرح نگشته ودادگاه در اين دفعه ،پس ازرسيدگي بنابه شكايت شكات واظهارات مطلعين كه اغلب شهادت عيني داده اندبه اينكه :حسين وعلي پناه باچوب علي ياررابه دستور اله كرم مي زدند،شخص اخيرنيزبالگدبه سينه وشكم اوزده است وگفته هاي كسان علي يارومستفادازگزارش كلانتري ،واوضاع واحوال امر،ايرادضرب ازناحيه سه نفرمزبوررابه علي يارمحرزومسلم دانسته وموضوع رامشمول قسمت اخير ماده 173قانون كيفرعمومي تشخيص داده ،ولي متذكرگرديده كه علي يارشخصا نه فقط شكايت نكرده وبلكه طبق اظهارات ژاندارم مهدي علي يارگفته است : شكايتي ندارم واين قسمت درنظردادگاه قابل تعقيب نيست ودرموردمنازعه اله كرم وحسين راتبرئه نموده وعلي پناه رابه دوماه ونيم حبس محكوم كرده ، ودرموردايرادضرب منتهي به فوت ،فوت رامعلول ضرب ندانسته است .
ازملاحظه جريان فوق مطالب زيراستخراج مي گردد.
الف - طبق دوفقره استشهادمحلي مسلم است كه علي يارمجني عليه سالم و حتي قبل ازنزاع حالش خوب بوده ودرعروسي برادرش كه چندروزقبل ازحادثه انجام شده خدمت مي كرده وشخصابه زراعت اشتغال داشته است ،ودرموقع نزاع حسين وپناه به دستوراله كرم باچوب اوراميزده ،واله كرم هم شخصاباوارد كردن لگدبه شكم وسينه اورامضروب مي كرده است .
ب -ازاظهارنظركميسيون پزشكي مسلم مي گرددكه :
1- كبودي ناحيه پشت وطاولهاكه درجسدمجني عليه ديده شده ،ايراد ضرب حتمي است واين علائم كذب اظهارپزشك قبلي است كه گفته ضرب وجرحي ملاحظه نگرديد.
2- كف خون آلودكه ازبيني مجني عليه جاري بوده دراثرضرباتي است كه به سراوواردشده ومثبت خونريزي مغزي اواست .
3- ضربات وارده به سينه وشكم مجني عليه موجب شده كه استفراغ خون كندوقلب اودوبرابرقلب طبيعي شودوعضلات آن كاملاشل ودرلمس نرم باشدو ريه هاسياهرنگ وشل گردد.
4- ترس وهيجانات ايرادضرب ناراحتي عصبي براي مصدوم ايجادكرده وسبب تشديدنارسائي بيماري قلب وبالنتيجه مرگ اوشده است .
ج - دادگاه جنائي درحكم خودمضروب شدن علي يارراازطرف حسين وپناه واله كرم به شرح زيرتاييدكرده است :    
"بنابه شكايت شكات واظهارت مطلعين كه اغلب شهادت عيني  داده اند به اينكه :حسين وعلي پناه باچوب علي ياررابه دستوراله كرم مي زدن شخص اخيرنيزبالگدبه سينه وشكم اوزده است وگفته هاي كسان علي يار،و مستفادازگزارش كلانتري واوضاع واحوال امرايرادضرب ازناحيه سه نفر مزبوربه علي يارمحرزومسلم بوده ." 
باوجودمراتب فوق معلوم نيست دادگاه چرامتهمين رامسبب مرگ مجني عليه ندانسته است .اگرنارسائي بيماري قلبي مجني عليه رامسلم فرض كنيم (اين مسلميت مشكوك است زيرادكترتاج پزشك بهداري بروجردكه طبيب معالج مقتول معرفي شده گفته درنظرنداردعلي ياربراي معالجه مرض قلب به او مراجعه كرده باشد.)تنهاايرادضربات كه درنظردادگاه مسلم الوقوع است مسئوليت متهمين رادرقتل مجني عليه طبق ماده 175مكررقانون مجازات عمومي ايجاب مي كند،زيرااگرعللي باهم جمع شودوآن علل جمعاموجب تحقق جرم گردد مباشريكي زاسبابهامسئول مي باشد.علماي حقوق پايه مسئوليت چنين مباشر رابرقاعده عليت تامه استواركرده اندوطبق اين قاعده درصورتي كه خطاي عامل يكي ازاسبابي باشدكه باتجمع سايراسبابهاجرم تحقق يابدعامل بااينكه مسبب يكي ازاسبابهااست مسئول جرم واقع شده مي باشد،رويه قضائي آلمان مرتكب ضرب وجرحي راكه دراثرآن نجني عليه ديوانه  شده بوده بااينكه درشخص اخيرنقص ارثي هم بوده است به مجازات شديدپيش بيني شده در قانون آلمان محكوم نموده است .درقانون ايتالياهم همين وجه حل پيش بيني شده به اين معني كه اگرهم علل قبلي وجودداشته باشد،عامل مسئول عمل وياترك عمل خويش  مي باشد.دراين پرونده اگرهم فرض شودكه مجني عليه كسالت قبلي داشته وچون  ضرب وجرح وارده  موجب تشديدنارسائي بيماري قلبي اوبالنتيجه منتهي به مرگ اوشده است عاملين ضرب وجرح مسئول مرگ اومي باشند

. es ednamella    te enneiati  enirtcod al ed stroffe seL erid a tse'c" esuaC  ed  srocnoC"  ud sac el rus setrop tnos nu  erte eevuort  tse's eplucni'l  ed etuaf al uo  iulec rus ud tnasiffus te euqinu ruetcaf  el  non siam ,  sruetcaf sed .egammod ed  etilibasnopser  al ednamella ecnedurpsiruj al  ruoP sed  enu  tse    etuaf as  ,euq  tnemom udegagne tse tnega'l ne   ertsinis  al eenimreted  tno   iuq    te  secnatsnocric ".tuidorp sap tiares en li elleuqal ed ecnesba'l     

 بنابه مراتب بالاتقاضاي نقض حكم دادگاه تالي رامينمايم .دادستان كل كشور-عبدالحسين علي آبادي "
 مشاوره نموده بشرح زيربه اكثريت راي داده اند:
  
مرجع : آرشيوحقوقي كيهان مجموعه رويه قضائي  صفحه 115 تا 127 
آراءهيات عمومي ديوان عالي كشور سال 1349 چاپ سال 1350 15

بررسي ماده در رويه قضايي


هيچ موضوعي مرتبط با اين ماده ثبت نشده