سامانه جستجو قوانین




رای اصراری هيات عمومي ديوان عالي كشور

قرارداد ساز آرش علیزاده نیری وکیل پایه یک دادگستری آژانس هواپیمایی عصر پرواز مجری ویزای شینگن ویزای ایتالیا ویزای چین ویزای دبی
راي شماره 256-2/4/1350

راي اصراري هيئت عمومي ديوانعالي كشور
(اعتراض دادسراي استان كرمانشاهان ودرخواست رسيدگي فرجامي موجه بنظرمي رسدزيرادادگاه جنائي بااحرازاينكه فرجامخوانده عمدا مرتكب قتل شده وعمل اوباماده 170قانون مجازات عمومي انطباق داردوادعاي متهم دائربه اينكه براي حفظ جان خود،اقدام نموده موجب معافيت اواز مجازات دانسته درصورتي كه ادعاي مزبورباگواهي پزشك قانوني ونحوه ضربات وجراحات مهلكي كه به نقاط حساس بدن مقتول واردشده واظهارات متهم درمراحل تحقيق وكيفيت اصابت گلوله به متهم وسايرادله وشواهدو قرائن موجوددرپرونده مغايرت داشته واوضاع احوال مستنبط ازپرونده خلاف اين ادعارامدلل مي داردوعنوان دفاع مشروع دراين موردصادق نيست و حكم فرجامخواسته مخدوش است وبرطبق ماده 430آئين دادرسي كيفري به اكثريت نقض مي شودورسيدگي به موضوع بارعايت ماده 8قانون تشكيل محاكم جنائي به دادگاه كرمانشاه ارجاع مي شود).

* سابقه *
راي شماره 256-2/4/50هيئت عمومي ديوانعالي كشور(اصراري )

فرجامخواه :دادسراي استان 5.
فرجامخوانده :"ح "
فرجامخواسته :دادنامه شماره 622/46صادره ازشعبه جنائي دادگاه استان 5.
گزارش كار:"ح "درتاريخ خردادماه 42به اتهام ارتكاب قتل عمدمورد تعقيب دادسراي شهرستان كرمانشاه واقع باانجام تحقيقات لازم واصدارقرار مجرميت وتنظيم كيفرخواست وتطبيق اتهام متهم باماده 170قانون كيفر عمومي تقاضاي كيفروي ازدادگاه جنائي استان پنجم بعمل آمده دردادگاه با اجراي تشريفات مقرروتشكيل جلسه مقدماتي پنج نفري وصدوردستورتعيين وقت دادرسي بالاخره رسيدگي طبق مقررات خاتمه يافته واتهام متهم رادفاع مشروع تلقي ودفاع رامتناسب باخطري كه اوراتهديدمي نموده تشخيص وبه استنادماده 170و41و184قانون كيفرعمومي متهم رابه اكثريت ازكيفرمعاف نموده ودادخواست ضرروزيان مدعيان خصوصي رابعلت اينكه بعدازتشكيل جلسه مقدماتي تسليم گرديده ردنموده است .
دادسراي استان فرجامخواسته ولايحه نيزتقديم وجناب آقاي دادستان كل نيزبادرخواست فرجام ماهوي دادسراي مذكورموافقت نموده ورسيدگي به شعبه 11ديوان كشورارجاع وشعبه 11مذكوردادنامه فرجامخواسته رابه شرح زير نقض كرده است :
(درخواست رسيدگي فرجامي ماهوي جناب آقاي دادستان كل باتوجه به مندرجات پرونده وجريان وقوع حادثه موجه است زيرامستفادازتصديق پزشك قانوني اين است كه مجني عليه براثرضربات متعددوجراحات مهلكي كه به نقاط حساس بدن اوواردشده به قتل رسيده چون كيفيت عمل بانحوه دفاع متهم مغايرت داشته ومستبعداست كسي كه مورداصابت گلوله خطرناكي قرارگرفته آنقدر توانائي ورمق براي اوباقي مانده كه قويابامجني عليه گلاويزشده ودرمقام دفاع ازنفي اوراوسيله چندضربت كاري كاردبه قتل رسانده باشدوظن غالب آن است كه قبلامتهم به مجني عليه حمله ورواوراازچندنقطه بدن باكاردشديدا مجروح كرده است وحاصل اينكه معافيت متهم ازمجازات به اعتباردفاع مشروع برخلاف ادله وقرائن وشوتهدموجوددرپرونده است عليهذاحكم فرجامخواسته نقض ورسيدگي بارعايت ماده 8قانون تشكيل محاكم جنائي به دادگاه جنائي استان 5ارجاع مي شود).
دادگاه جنائي پس ازانجام تشريفات مقرره وتشكيل جلسه مقدماتي 5 نفري وصدورقراررسيدگي بالاخره دادرسي درهيئت پنج نفري خاتمه يافته و دادگاه عمل متهم راباتوجه به موقعيت مكاني وسلاحي كه مقتول دردست داشته و عدم دسترسي به قواي دولتي دفاع مشروع دانسته وبااحرازموجه بودن دفاع دادگاه به استنادماده 184قانون مجازات عمومي "ح "راازكيفربه اكثريت معاف مي نمايد.
دادياردادسراي استان فرجامخواسته ولايحه تقديم وجناب آقاي دادستان كل نيزبادرخواست فرجام دادسراي مذكورموافقت نموده اندو پرونده سرانجام به هيئت عمومي فرستاده شده است .
هيئت عمومي ديوان عالي كشوردرتاريخ 2/4/1350به رياست جناب آقاي عمادالدين ميرمطهري رياست كل ديوانعالي كشوروباحضورجناب آقاي عبدالحسين علي آبادي دادستان كل كشوروجنابان آقايان روساومستشاران شعب ديوان مزبورتشكيل گرديدپس ازطرح وبررسي اوراق پرونده وقرائت گزارش و كسب نظريه جناب آقاي دادستان كل كشورمبني برنقض راي فرجامخواسته بدين شرح :
"شرح جريان واقعه خلاصتابشرح زيراست :
درتاريخ هفتم خردادماه سال 42پاسگاه ژاندارمري چالدرگزارشي طي شماره 323به دادسراي كرمانشاه ارسال وطي آن باقيدفوريت اعلام مي داردكه بموجب اطلاع واصله ازقريه ...وسيله يكي ازافرادآن قريه شخصي كه خودرا"ح " واهل سنقركرمانشاه معرفي مي نمايددرپانصدقدمي دهكده بادادوفرياد اهالي قريه رابه كمك طلبيده درحاليكه بدن اوباخون آغشته بوده اظهارداشته است يكنفرراكشته كه به مجردورودمامورين به محل چون شخص يادشده دراثر اصابت گلوله به ناحيه پهلومجروح ومصدوم گرديده واحتمال خطرجاني براي او مي رفت نامبرده رابه بيمارستان كرمانشاه اعزام واكنون تقاضاداردبراي معاينه جسدديگرواقدام قانوني نماينده دادسراوپزشك قانوني درمحل حضور يابند.
باارجاع پرونده به آقاي بازپرس شعبه چهارم دادسراي كرمانشاه مشاراليه به معيت آقاي دكترمرزباني پزشك قانوني به محل واقعه در42كيلو متري كرمانشاه عزيمت وپس ازورودوضع محل رابه اين شرح درپرونده منعكس مي نمايد:
پس ازورودبه قريه ...محل وقوع ملاحظه شددردوكيلومتري قريه ودرحدود پنجاه قدمي جاده درميان گندم زارجسدي وجودداردكه در5الي 6قدمي جسدمقدار نسبتازيادي خون لخته شده ووضع قرارگرفتن جسدوخوابيدن گندمهاحكايت مي كندكه مقتول باقاتل كدتي كشمكش داشته درنزديكي جسديك جلداسلحه كمري ويك كمربندويك جفت گيوه آلوده به خون وكثافت وجودداردجسدغرقه به خون است شكافي درقسمت پستان راست وشكاف ديگري دركشاله ران پاي چپ وناحيه شكم ديده مي شودكه رودهاازآن خارج شده وروده هاي مقتول دردومحل بريدگي پيدا كرده ومحتويات روده قسمتي درداخل شكم ريخته .شكاف ديگري ازناحيه پستان چپ ديده شده كه ظاهراسطحي بوده ولي پس ازشكافتن معلوم گرديدكه عميق است وعضلات آن قسمت راپاره كرده واين جراحات حكايت داردكه آلت برنده اي كه بكاررفته شيئي نظيركاردوچاقوكه قوي بوده مي باشدجسدازروي پستانهاتا نوك پاغرق درخون بودهمچنين درناحيه سر(درخلف )يك شكاف ودرگردن جسد نيزشكافي ديگرپس ازبررسي كامل جسدملاحظه مي شود.
آقاي دكترمرزباني پزشك قانوني نيزباملاحظه جسدجراحات مذكوررا تائيدواظهارمي كندباآثاروعلائمي كه مشاهده شدعلت مرگ  ورودضربات با آلت برنده قوي شبيه چاقووكاردوغيره درنواحي حساس بدن وخون ريزي وعفونت بوده است واين آثارحكايت مي كندكه ضارب به قصدكشتن به مقتول حمله نموده وبه اوضربه واردكرده است سپس باتجسس دراطراف جسداسلحه اي نيزبدست مي آيدكه داخل آن گلي بوده است .
بازپرس پس ازمعاينه محل وجسدبه كرمانشاه عزيمت ودرساعت 5/5 بعدازظهردربيمارستان از"ح "كه بعلت صدمه وارده بستري بوده دراطراف جريان حادثه تحقيق مي نمايد.
نامبرده واقعه رابه اين شرح بيان مي كندكه ازسنقربسوي كرمانشاه مي رفته وظهردربيستون استراحت نموده وازبيستون حركت مي كندكه يك  نفر سواربراسب به اومي رسدوبااوهمراه مي شودوسئوال مي كندبه كجامي روي او پاسخ مي دهدبه كرمانشاه مي روم كه اسبم رابفروشم اوبامن همراه شدودربين راه به من پيشنهادكرداسبت رابااسب من معاوضه كن من گفتن معاوضه نمي كنم فقط مي خواهم كن رابفروشم وبعداوازمن جلوافتادوبطرف جاده خاكي رفت من گفتم چراازاين راه ميروي اظهارداشت ازاين جاده راه خيلي نزديك مي شودهمينطور كه شايدهم من حدود5 يا6قدم جلوتربودم يكمرتبه صداي تيرشنيدم ولرزه بجانم افتادوبااطراف نگاه كردم كسي رانديدم ازهمسفرم پرسيدم توبودي به من تيراندازي كردي گفت نه ولي من ديدم اسلحه كمري كه دردستش بودگذاردوسط كمرش وبعدمن نفهميدم شب است ياروزازاسب افتادم ونمي دانم اسبم چطورشد وآن شخص كجارفت وچون بازپرس اعلام اتهام قتل آن مردرابه اومي كنداظهار مي داردكسي رانكشته بلكه آن شخصگ همراه اورازده وفراركرده ودرهمين تحقيقات ضمن سئوالات مكرري كه ازاومي شودتناقض گوئي نموده ودرتوضيحات بعدي مي گويدكه پس ازرفتن بسوي جاده خاكي چون قبول نكرده اسبش رابااسب مقتول معاوضه كندهمانطوركه ازجلومي رفته يكمرتبه آن شخص نامردي كرده و اورراازعقب باتيرزده است .
بازپرس ازاوسئوال مي كندشماكه درابتدااظهارداشته اي متوجه نشدي چه كسي توراباتيرزده چگونه اكنون ادعامي كني آن شخص نامردانه به تو تيراندازي كرده جواب مي دهدچون اسلحه كمري داشت ومي خواست اسب مرا صاحب بشوداينكارراكرددرتحقيقاتي كه درهمان روزساعت 5/9ازمتهم مذكور وسيله مامورين ژاندارمري دربيمارستان بعمل مي آيدنامبرده جريان واقعه را بنحوديگري ومغايربااظهارات فوق به اين شرح بيان مي كندكه پس ازرسيدن سواروهمراه شدن بااودردوراهي هرسين باران بشدت مي باريدومن به رفيقم گفتم چون باران مي باردمن مي مانم وبطرف قهوه خانه برگشتم واوهم برگشت و سراسب هارادردست گرفتيم ونشستيم تاباران خاتمه پيداكندقدري كه باران كم شدرفيقم گفت شايدتاصبح باران بيايدحركت كنيم براه افتاديم دربين راه به من پيشنهادكردبيااسبت رابااسب من معاوضه كن من گفتم عوض نمي كنم و مي فروشم ويكبارديگرتقاضاكردبياسواراسب من شوواسب خودت رابه من بده كه قبول نكردم وسپس ماجراي تيراندازي رابيان نموده وصريحااظهارمي كندكه به آن شخص گفته چرامرامي كشي بيااسب راببروسپس روي زمين سقوط مي نمايد وآن شخص مي آيدروي سرش ويك لگدبه صورتش مي زند.
درگزارش تكميلي كه پاسگاه ژاندارمري چالدربه دادسراي كرمانشاه طي شماره 325مورخ 9/3/42تقديم مي دارداظهارات تعدادزيادي ازساكنين قريه ...راكه بربالين متهم پس ازشنيدن صداي دادوفرياداوحاضرشده اند منعكس ونامبردگان اظهاربعضااظهارمي دارندكه پس ازرسيدن بربالين متهم نامبرده اظهارداشته است كه من يك نفرراكشته ام ودرميان گندم زار انداخته ام مرابه شهربرسانيدبلكه ازبين نروم وعده اي هم مي گويندمتهم اظهارداشته باشخصي همراه بوده وآن شخص بسوي اوتيراندازي كرده ونامبرده اوراباچاقوتكه تكه نموده ودرميان گندمهاانداخته است .
مامورتحقيق ازمتهم دربيمارستان اووي سئوال مي كندبطوريكه عده زيادي ازمردم قريه ...شهادت داده اندشمادراولين برخوردگفته اي كه مقتول بدست شماكشته شده چه مي گوئي متهم درپاسخ اظهارمي داردمن چنين چيزي نگفته ام بلكه گفته ام يك نفرباگلوله مرازده ونگفته ام يكنفرراكشته ام ودر پاسخ اين سئوال كه چه كسي مقتول راكشته است اظهارمي داردكه پس از تيراندازي به من بيهوش شدم وديگربه هوش نيامدم اگراوراكشته اندخداكند راست باشدگروه كثيري ازاهالي قريه محل واقعه باامضاي استشهاديه اي گواهي داده اندكه دراولين برخوردمتهم به كشتن مقتول اقراركرده واظهارداشته او راباچاقوكشته ودرگندم زارانداخته است .
20روزبعدمادرمقتول اهل قريه صحنه به پاسگاه وبازپرسي مراجعه وبا اداي توضيحاتي ومشاهده عكسهاي مقتول بالاخره به عنوان قتل فرزندش اعلام شكايت مي نمايدوادعامي كندمقتول مبلغ هفتادهزارريال وجه نقدبه منظور خريداسب ومقداري پول سفيدنقره به منظورساختن وسائلي براي همسرش به كرمانشاه مي رفته كه به قتل رسيده است .
درتحقيقات مجددي كه درتاريخ 1/5/42يعني قريب 53روزبعدازواقعه ازمتهم بوسيله بازپرس بعمل مي آيدنامبرده اين بارنيزمطلب ديگري بر توضيحات قبلي اضافه كرده ومدعي مي شوددربين راهنگامي كه بامقتول همراه بوده به دونفرژاندارم كه آنهارانمي شناسدبرخوردكرده وقصدداشته است اسب يكي ازآنهارابخردژاندارم گفته 1900تومان واوبه 900تومان راضي شده كه معامله انجام نشده وسپس بسوي اوتيراندازي شده وديگرچيزي نفهميده واين گفته راكه قبلاادعانموده وتوضيح داده است مقتول پس ازتيراندازي به اوبر بالينش آمده وبه اولگدزده درآنجاتكذيب كرده وحتي مي گويدپس ازاينكه تيربه طرف اوخالي شده ازحال رفته وتشخيص نداده است چه كسي به طرف او تيراندازي كرده است .
درمعاينه ايكه درروز9/5/42پس ازدوماه ازتاريخ واقعه ازمتهم واز جرح وارده به ازوسيله اسلحه به عمل آمده آقاي دكترمرزباني پزشك قانوني ضمن اظهارنظرمشروح ومفصلي كه بامعاينه محل جراحات وزخم هامي نمايداظهار نظرمي كندكه گلوله اي برپشت متهم اصابت كرده وازسينه اوخارج شده ونحوه اصابت گلوله بشرح اظهارنظرپزشك به نحوي است كه جراحت حاصله بسيار عميق وحائزاهميت بوده وبالاخره پزشك مذكورنظرمي دهدكه به عقيده وي شخصي كه بطرف متهم نيراندازي كرده درسطح پائين تري قرارگرفته يعني يانشسته و يااينكه افتاده دروي زمين ويااينكه شخص تيراندازپياده بوده ومتهم كه به وي گلوله اصابت كرده سواربراسب بوده است ضمنادرساق پاي راست متهم نيز زخمي مشاهده مي شودكه پزشك مذكوراظهارنظرمي نمايدكه اين زخم دراثر اصابت گلوله ايجادنشده وهم زمان بازخم اثرگلوله دربدن وي پديدآمده است و درموردفاصله تيراندازي پزشك چنين بيان عقيده مي نمايدكه بنظروي فاصله تيراندازي دوربوده است زيرااگرازنزديك تيراندازي مي شدنقاط حساس ديگري ازقبيل قلب وسروشكم مورداصابت قرارمي گرفت ومعتقداست كه گلوله ازبدن خارج شده است .
بيمارستان كرمانشاه نيزضمن نامه اي درپاسخ بازپرس اشعارمي دارد كه گلوله ازپشت درناحيه راست ريه "ح "واردشده وازجلوخارج گرديده وقسمت ثلث خارجي ريه راسوراخ كرده است .
بالاخره بازپرس پس ازانجام تحقيقات ديگري ازگواهان قرارمجرميت متهم رابه ارتكاب قتل عمدي صادروباصدوركيفرخواست ازطرف دادسراي كرمانشاه تقاضاي مجازات متهم برطبق ماده 170قانون مجازات عمومي از دادگاه جنائي كرمانشاه مي شودباطرح پرونده دردادگاه جنائي كرمانشاه و تعين كيفروكيل دادگستري به وكالت ازمتهم ،متهم نامبرده دفاع خودرادر دادگاه تغييرداده وبه قتل عمدي مقتول اقرارومدعي مي شودبراي دفاع ازجان خودمبادرت به كشتن مجني عليه نموده وچنين توضيح مي دهدكه مقتول بااسلحه ازعقب بمن گلوله زده وبه من حمله كرده وقصدكشتن مراداشت هرچه التماس كردم پول مراببرومرانكش گوش ندادمنهم ناچارشدم دفاع نمايم ازعقب غلفتاتيري به من زده واسب مرابه زمين زدوچشم بازكردم ديدم مي خواهدمرا بكشداوكشيدمن هم اوراكشيدم ازجان خودم دفاع كردم يك چاقوي كوچك داشتم دست اوراگرفتم بحال خودم نبودم نمي دانم چطورشد.
درمقابل سئوالات دادگاه پاسخ مي دهدچون من باژاندارمهاصبحت كرده بودم وپول مراديدمي خواست پول راببردگلوله به من زدوبعدتصوركردمن مرده ام آمدبالاي سرم .
دادگاه باهمين اظهارات واستماع مدافعات وكيل مدافع متهم بااحراز قتل آن رادفاع مشروع تلقي وبه اكثريت آراءمتهم راازمجازات معاف مي نمايد.
آقاي "ع "يكي ازمستشاران دادگاه جنائي كه دراقليت بوده نظريه جالبي راابرازداشته كه درج قسمتي ازآن رالازم مي داند:
ايشان ضمن صدورراي برمحكوميت متهم اظهارنظرمي نمايدچگونه ممكن است متهم باوجودزخم وجراحت عميقي كه دراثرشليك  گلوله درناحيه ريه او وجودداشته بتواندچنين زخم وجراحاتي به بدن مقتول واردساخته اورادرزميني به شعاع پنجاه متراين طرف وآن طرف بكشانداختلاف  گوئي هاي متهم درمراحل مختلف تحقيق وعدم اثبات اظهارات وي درموردرفتن به قهوه خانه بامقتول در بين راه وگواهي پزشكي قانوني به اينكه متهم وسيله شخصي درحال نشسته يا افتاده بااصابت گلوله مجروح شده وازفاصله دوربوده ومغايرت اين گواهي بااظهارات متهم به اينكه علتي براي مجروح كردن متهم ازطرف مقتول وجود نداشته بزهكاري نامبرده محرزاست وسپس دادرس مذكورصحنه واقعه راچنين ترسيم مي نمايد:
متهم ازداشتن وجه مقتول مطلع بوده ولي نمي دانسته مقتول داراي اسلحه است دربيراهه ازاسب پياده شده درحاليكه مقتول سواربراسب بوده غفلتا به ازحمله ورورآلت برنده اي نظيركارداوراباقوت تمام ازچندنقطه بدن مجروح مي نمايدمقتول كه غافلگيرشده وازاسب به زمين افتاده بوده درحال دفاع به اينطرف وآن طرف كشانده مي شده دست خودرابرده ودراين موقع متهم از ترس پابه فرارگذاشته ومقتول درآخرين لحظات عمربسوي اوشليك كرده واو رامجروح نموده وسپس افتاده وبعدمتهم شروع به دادوفريادكرده وبراي نجات خودمردم راطلبيده اظهارنظرپزشك درمورداينكه متهم ازطرف شخصي درحال نشسته ياخوابيده مورداصابت گلوله قرارگرفته مويدهمين نظراست ونيز آلوده بودن تمام بدن مقتول بخون ووجوددوعددفشنگ درداخل خشاب وساير قرائين دليل اين است كه مقتول فرصت استفاده ازآنهارابراي دفاع ازخود نداشته والادصورت مجروح شدم متهم وافتادن اوازاسبي كه رم كرده "زمين زده شدن "مقاومت اودربرابرشخص مسلح وآشنابه تيراندازي عقلاممكن نبوده است .
بافرجامخواهي دادسراي استان حكم برائت متهم درشعبه 11ديوان عالي كشورنقض ورسيدگي مجددبه دادگاه جنائي كرمانشاه ارجاع مي شودكه بارديگر پس ازانجام تشريفات به موضوع رسيدگي ومتهم ضمن دفاع چنين اظهارمي دارد:
بنده دفاع ازجان خودكردم ازراه آمدم كه اسب بفروشم اين شخص گفت بيا اسب راعوض كن گفتم نمي خواهم بفروشم ازدوراهي به هرسين برگشتم وخواستم بروم اومراواداركردكه به شهربيايم دوراهي رحيم آبادبياازبيراهه برويم رفتيم دونفرژاندارم رسيدندخواستم باآنهامعامله اسب كنم نشدوقتي سوار شدم اوازعقب تيري بسوي من انداخت ومن به زمين افتادم ووقتي رسيدبالاي سر من خواست تيرديگري بسوي من پرتاب كندوبااسلحه خواست تيراندازي كند من چاقوازجيبم درآوردم وبدست اوزدم كه اسلحه ازدستش بيفتدوبالاخره اين اتفاق افتاد.
بااينكه پاسخ متهم به سئوالات دادگاه هيچگاه قانع كننده نبوده اين دادگاه نيزعمل متهم رادفاع مشروع تلقي واورابه اكثريت آراءازمجازات معاف كرده واقليت (يكي ازاعضاء)عقيده به مجرميت ومحكوميت متهم داشته است كه بافرجامخواهي دادسراي استان وتشخيص اصراري بودن راي موضوع در هيئت عمومي ديوان عالي كشورمطرح گرديده است .
ازگزارش فوق دلائل زيرين عليه متهم دائربه ارتكاب قتل عمدي وعدم استحقاق اوبه استفاده ازمعافيت قانوني ازكيفروعدم اثبات دفاع مشروع بدست مي آيد:
اولايكي ازخصوصيات دفاع مشروع درمقام اثبات آن صداقت واستحكام گفتارشخصي است كه بدان توسل جسته وبابيان حقيقت وواقع قضيه واثبات ناچاري واضطرارخودودلائل مسلم وغيرقابل انكاربه ارتكاب قتل نفس از معافيت قانوني استفاده مي كنددرقضيه مانحن فيه اظهارات متهم آنچنان مغايريكديگرومتناقض است كه درهيچيك ازگفته هاي اوصداقتي استنباط نمي شودوازدلايل بارزومسلمي كه عليه نامبرده وجوددارداختلاف گوئي هائي است كه درمراحل مختلف تحقيق وحتي دريك روزدراظهارات وي مشهوداست :
1- دراولين تحقيقات بازپرسي مورخ 7/3/42متهم ادعاكرده ازپشت مورداصابت گلوله واقع شده ونفهميده چه كسي به اوتيراندازي كرده وبعداز اسب افتاده وديگرچيزي نفهميده .
2- درتوضيحات وي نزدمامورمحقق ژاندارمري كه درهمان روزبيان نموده مطالب ديگري ديده مي شودمن جمله ريزش شديدباران ومراجعت متهم به اتفاق مقتول به قهوه خانه وتيراندازي ازطرف مقتول به اوضرب قاطع وآمدن بر بالين اوپس ازمجروح كردنش باگلوله وزدن يك لگدبصورت او.
3- تحقيقات مورخ 1/5/42بازپرس ازمتهم واضافه كردن ديداراوو مقتول بادونفرژاندارم ومذاكره آنهابراي خريداري اسب ازژاندارم هاوعدم انجام معامله وتكذيب اظهارات قبلي خوددرموردلگدزدم مقتول به صورتش .
4-اعتراف به قتل دراولين جلسه دادگاه جنائي كرمانشاه وتوسل به دفاع مشروع كه كاملامشهوداست وكيل مدافع اواين طريق رابراي دفاع موكلش به لحاظ دلائل ومدارك بي شمارعليه اوانتخاب واورادراين باره هدايت وراهنمائي كرده است .
5-اظهاراين مطلب دراولين دادگاه كه يك چاقوي كوچك داشتم ودست او راگرفتم واضافه كردن اين جملات دردومين دادگاه كه باچاقوبه دست اوزدم كه اسلحه ازدستش بيفتد.
بطوركلي هيچگونه صداقتي درگفته هاي متهم ديده نمي شودواظهارات او درهيچيك ازمراحل تحقيق وجلسات رسيدگي يكنواخت ويكسان نيست .
ثانيا:اثبات كذب اظهارات وادعاي متهم درموردرفتن قهوه خانه به معيت مقتول وملاقات بادونفرژاندارم دربين راه زيرادرموردعزيمت به قهوه خانه صاحب قهوه خانه وشاگرداوهردواظهارات متهم راتكذيب كرده و صريحااعلام داشته انددرآن ايام چنين اشخاصي رانديده اندونسبت به اعلام برخوردبادونفرمامورژاندارمري نيزمتهم هيچگونه دليلي ابرازنداشته و نام ومشخصاتي ازمامورين نيزاعلام نكرده وصحت گفته هايش دراين موردبه ثبوت نرسيده است .
ثالثا:وجودزخم وجراحت درساق پاي راست متهم كه حسب اظهارنظر پزشك قانوني مقارن جرح وارده ازناحيه پهلووسيله اسلحه ايجادشده حكايت ازيك كشمكش وگلاويزي وبرخوردشديدبامقتول رادارد.
رابعا:اختلاف بين نظريه پزشكي قانوني واظهارات متهم درموردنحوه تيراندازي بسوي وي ازطرف مقتول كه متهم اعلام داشته مقتول درحاليكه سوار اسب بوده بسوي اوتيراندازي نموده ونظرپزشك كه مستدلابيان شده براين است كه شخص تيراندازدرحالت نشسته ياافتاده وبهرحال پياده ازاسب به تيراندازي مبادرت نموده وهمچنين درموردفاصله كه حسب نظرپزشك تيراندازي ازفاصله دوربوده درحاليكه متهم مدعي است از5 يا6قدمي به او تيراندازي شده است .
خامسا:بدست نيامدن كاردياچاقووآلت قتاله اي كه متهم به وسيله آن به قتل مبادرت نموده باتوجه به اينكه اسلحه وءجلدوخشاب آن كلادركنارجسد وجودداشته وباتوجه به اعتراف متهم به ايرادجرح باچاقووبدست نيامدن آن حكايت ازاين داردكه متهم پس ازارتكاب قتل ومرگ مقتول درفرصتي مناسب به مخفي كردن آن واحيانااشياءووجوه ديگري مبادرت نموده است زيرادرغير اين صورت درصورت صداقت متهم مي بايست آلت ايرادجرح درمحل واقعه پيدا شوديامتهم خودآن رابه مامورين نشان دهد.
سادسا:هيچگونه دليل ومدركي برتائيدصحت اظهارات متهم واينكه اقدام اوبه قتل براي دفاع ازجان خودبوده درپرونده جزاظهارات اووجود ندارددرحاليكه دلائل وقرائن وامارات بيشماري درپرونده عليه متهم به چشم مي خوردواقعيت امرهمانطوركه احدازمستشاران دادگاه جنائي كرمانشاه در اولين مرحله رسيدگي مرقوم داشته ومجموع محتويات پرونده واظهارپزشكي قانوني مارابه اين واقعيت مي رساندآن است كه متهم به جهتي به منظورقتل متهم باآلت قتاله قوي وبرنده اي به مقتول حمله كرده واوراازاسب فرود آورده وباواردكردن ضربات شديدوكشنده اي به حيات اوخاتمه داده ومقتول كه اسلحه دركمرداشته درآخرين لحظات حيات آن رابدست گرفته وبطرف متهم نشانه گيري ومتهم فراركرده وپس ازشليك به پهلوي اواصابت وبعلت شدت جراحت وناراحتي پس ازاختفاءآلت قتاله واحتمالااشياءووجوه بالاخره به منظورنجات خودازمرگ مجبوربه دادوفريادواستمدادازاهالي قريه گرديده وپس ازحضورمردم چون وقت وفرصت كافي براي مطالعه وانديشه در اطراف موضوع نداشته مجبوربه اقراربه ارتكاب قتل وقلب حقيقت شده به اينكه ابتدامقتول به اوشليك نموده است تاحس ترحم مردم رابرانگيزدواز مرگ رهائي يابدوالاچگونه قابل تصوروممكن است كسيكه تيربه پهلويش اصابت نموده وقسمت مهمي ازريه اورامتلاشي كرده ودرخون خودغوطه وراست و بنابه اظهاراتش خودش مقتول هم بااسلحه روي سراوايستاده بتواندباكارد به اوحمله ورشده واين چنين ضربات وجراحاتي به اوواردسازد.
درخاتمه لازم متذكرمي داندكه دادسراي شهرستان كرمانشاه وبازپرسان ماموررسيدگي درتحقيقات مقدماتي رسيدگي راتكميل نكرده ونقائص فراواني دراقدامات دادسراي مذكوربه چشم مي خوردكه اگراين نقائص به موقع خودرفع شده بودشايدتوسل متهم به دفاع مشروع غيرممكن مي شد.
ازجمله جاي تاسف است كه بازپرس به معاينه متهم واخذنظريه پزشك بلافاصله پس ازوقوع حادثه توجهي نداشته وپس ازقريب دوماه آن هم باتذكر دادياروبهبودي نسبي متهم ازاومعاينه بعمل آورده بديهي است درصورتي همان موقع وبلافاصله پس ازوقوع حادثه اين اقدام بعمل مي آيدپزشك مي توانست صريحااظهارنظركندكه آيااين شخص بااين جراحت قادربه حركت بوده وتوانائي مجروح ساختن مقتول راآن هم به نحوي كه منعكس است داشته يا نه !
بعلاوه بعدازآن هم مي توانست موضوع رادركميسيوني متشكل ازاطباء ذيصلاح محلي ياباارسال پرونده به تهران درپزشكي قانوني مطرح ودراين باره نظريه پزشكان رااستعلام نمايدهمچنين درمورداظهارمتهم دائربه اينكه مقتول سوابقي داشته است هيچگونه تحقيق وبررسي نشده وچقدربجاومناسب بود كه سوابق هردونفرازشهرباني كرمانشاه واداره تشخيص هويت مركزاستعلام مي گرديددرموردآلت قتاله وچاقوئي كه متهم مدعي ايرادجرح ومقتول به وسيله آن بوده نيزهيچگونه تحقيق واقدامي مشاهده نمي شودوحتي ازمتهم سئوال نشده چاقوئي مذكورراچه كرده وبراي پيداكردن آن هم درمحل واقعه هيچگونه تجسسي بعمل نيامده است "

مرجع :
مجموعه موازين قضائي ، جلددوم
ازانتشارات حسينه ارشاد ، چاپ اول ، تابستان 1363
صفحه 234 تا 247
11

بررسي ماده در رويه قضايي


هيچ موضوعي مرتبط با اين ماده ثبت نشده