راي شماره 143-25/10/47 راي اصراري هيئت عمومي ديوانعالي كشور راي :"درخصوص فرجامخواهي (ف )احدازمتهمين نظربه اينكه مشاراليه ضمن لايحه مورخه 24/2/45بايگاني درپرونده به حكم فرجامخواسته تسليم گرديده وفرجامخواهي خودراپس گرفته است دادخواست فرجامي نامبرده رد مي شودوراجع به فرجامخواهي دونفرديگرازمتهمين به اسامي (م )و(ر)چون از طرف مشاراليهمابيان اعتراض خاصي نشده است تادراين مرحله موردامعان نظرواقع شودوازحيث رعايت اصول وقواعددادرسي وتطبيق عمل آنان باقانون وتعيين كيفرهم اشكالي واردنيست حكم فرجامخواسته نسبت به آن دونفربه اكثريت ابرام مي گردد." * سابقه * راي اصراري شماره 143-25/10/47هيئت عمومي ديوان عالي كشور فرجامخواه :1-(م )2-(ر)3-(ف ) فرجامخوانده :دادسراي استان ششم . فرجامخواسته :دادنامه شماره 27-23/1/45صادره ازشعبه دوم دادگاه جنائي استان ششم . گردش كار:بموجب كيفرخواست شماره 1936-5/12/43دادسراي آبادان (م )رابه اتهام شروع فروش به هروئين وايرادجرح باچاقوبه ماموردولت حين انجام وظيفه و(ر)و(ف )به اتهام معاونت درفروش هروئين موردتعقيب قرار گرفته اندوباتوجه به گزارش رئيس دايره مبارزه باموادمخدره شهرباني محل وصورت مجلس مورخ 13/10/43واقرارواعتراف متهمين درمراحل اوليه تحقيق وگواهي پزشك قانوني درموردايرادجرح باچاقوبرآقاي ستوان يكم معارف و اعتراف متهم رديف سوم درمرحله آخرين دفاع وسايرقرائن وامارات موجوده درپرونده بزهكاري آنان درنظردادسرامحرزوباانطباق اعمال متهم رديف 1از نظرشروع به فوش هروئين به ماده 20قانون مجازات عمومي ناظربماده 5 قانون مربوط به اصلاح قانون منع كشت خشخاش و استعمال ترياك وازنظرايرادجرح باچاقوبه ماموردولت حين انجام وظيفه بماده 166قانون كيفرعمومي ورعايت ماده 2ملحقه به آئين دادرس كيفري و انطباق عمل متهم رديف 2و3كيفرخواست به ماده 28قانون مجازات عمومي ناظر به ماده 5 قانون مربوط به اصلاح قانون منع كشت خشخاش و استعمال ترياك كيفرآنان ازدادگاه جنائي استان ششم درخواست شده است دادگاه جنائي استان ششم پس ازانجام تشريفات قانوني به موضوع رسيدگي وچنين راي داده است (هرچند(م )و(ر)متهمان رديف 1و2در محضردادگاه بكلي منكرارتكاب بزه گرديده واقاريرقبلي خودرادراثرفشارو اذيت وآزارمامورين شهرباني دانسته اندولي نظربه گزارش دايره مبارزه باموادمخدره وصورت مجلس مورخ 13/10/43مبني براينكه مامورين اطلاع حاصل مي نماينداشخاصي مقداري هروئين جهت فروش به آبادان آورده اندكه بالاخره با(ف )احدازمتهمين تماس حاصل نموده ومشاراليه نمونه هروئين را به مامورين ارائه وبعنواتن واسطه قرارفروش پنجاه گرم هروئين مي گذاردو سپس مامورين به نحوي كه درصورت مجلس منعكس است درداخل تاكسي مشاهده مي نمايندكه (ر) هروئين ازجيب خود بيرون آورده وبه (م )مي دهدو(م )وقتي مي بيندكه خريدارپول راازجيب بيرون آورده درصددتحويل بسته هاي حاوي هروئين به آن شخص واخذوجه ازوي برآمده كه دراين وقت خريداركه يكي از مامورين بوده بسته هروئين راچنگ زده ومي گيردچون (م )دچارسوءظن مي گرددو درصددپس گرفتن بسته مزبوبرمي آيدوقتي موفق نمي شودبسته راپاره مي كندكه قسمتي ازماده مخدره مذكوردمحوطه تاكسي پخش شده وبقيه دردست مامورين مي ماندومتهم اخيرالذكربه جاي اينكه اين مقدارهروئين راهم ازدست خريدار خارج سازدبزورمتوسل وباچاقوبه وي حمله مي نمايدوصورت اورامجروح مي سازد كه بالاخره مامورين رسيده ومتهمين رادستگيرمي نمايندونظربه اقاريرصريح متهمين ضمن بازجوئيهاي اوليه وتحقيقات آقاي بازپرس كه (م )و(ر)معترف بوده اندكه باهم هروئين راجهت فروش آورده وبه (ف )مراجعه مي نمايندتا آن رابرايشان بفروشدواقارير(ف )دراين زمينه كه مويداظهارات متهمان رديف يك ودومي باشدواينكه (ف )ضمن بازجوئي دردائره مبارزه بامواد مخدره (ر)راازفروشندگان هروئين معرفي كرده واظهارداشته است سابقا معتادبودم ودرتهران از(ر)براي مصرف خودم هروئين مي خريدم وضمن توضيح جريان واقعه اظهارداشته كه براي نمونه (ر)مقداري هروئين به من دادوحسب محتويات پرونده هم دداخل تاكسي هروئين موضوع خريددرنزد(ر)بوده وآن را ازجيب خودبيرون آوده وبراي انجام معامله به دست (م )سپرده ؟اظهارات مامورين درنزدقاضي تحقيق مبني برتائيدگزارش دايره مبارزه باموادمخدره واعتراف (ف )درمحضردادگاه واينكه (ر)و(م )هردوضمن توضيح ماوقع گفته اندكه ماهردوهروئين راجهت فروش آورده ايم وبه (ف )مراجعه كرديم تاآن رابفروشدآنچه مسلم است اين است كه (م )و(ر)به شركت هم مقدارپنجاه گرم هروئين براي فروش عرضه نموده اندو(ف )بعنوان واسطه ودلال باآنها همكاري ومعاونت نموده و(م )باتوجه به دلائل مذكوردرفوق وگواهي پزشك قانوني مبني بروجودآثارجرح درفك تحتاني طرف چپ آقاي ستوان معارف كه داثرآلت نوك تيزوبرنده ايجادشده وسيله چاقو افسر مذكور را مجروح ساخته النهايه دليلي نيست كه حكايت كندمتهم درموقع ايرادجرح عالم به ماموريت افسرمزبوربوده وممكن است مشاراليه به خيال اينكه يك خريدارعادي درصدد تصاحب هروئينهابرآمده چنين عملي رامرتكب شده باشدودراين صورت مورد باماده 166 قانون مجازات عمومي انطباقي نداردزيرابراي اينكه ماده مذكور مصداق پيدانمايدلازم است ايرادكننده جرح عالم به ماموريت مصدوم باشدو براي جلوگيري ازانجام وظيفه اوياعلل ديگري كه مربوط به ماموريت وي مي باشدمرتكب جرح گرددكه اين جهات درموردمانحن فيه احرازنمي شودبنابر اين عمل (م )و(ر)باماده 5لايحه قانوني اصلاح قانون منع كشت خشخاش واستعمال ترياك مصوب سال 1338منطبق است وبارعايت ماده 27ازقانون مجازات عمومي ازنظرشركت آنهادرمعرض فروش گذاشتن مقدارپنجاه گرم هروئين و عمل (م )ازجهت ايرادجرح وسيله چاقوباتبصره ذيل ماده 173ازقانون مجازات عمومي ناظربه قسمت اخيرآن ماده وعمل (ف )باماده 5 از قانون مربوط به اصلاح قانون منع كشت خشخاش و استعمال ترياك منطبق است وبارعايت ماده 44ازقانون مجازات عمومي درباره (ف ) و(م )به سه سال حبس بااعمال شاقه وپرداخت يكصدوپنجاه ريال جريمه نقدي كه به تضامن (ر)بپردازدازنظرايرادجرح باچاقوبه يك سال حبس تاديبي و دويست ضربه شلاق و(ر)به سه سال حبس بااعمال شاقه وپرداخت يكصدوپنجاه هزارريال جريمه نقدي كه به تضامن (م )بايستي بپردازد(ف )19ساله به دوسال حبس تاديبي محكوم مي شودكه درباره (م )مجازات اشدبه موقع اجراگذاشته شودوهروئين وسيله بهداري ضبط شوداقليت اظهارنظركرده چون فقط18گرم هروئين بدست آمده تعيين مجازات نقدي نسبت به پنجاه گرم صحيح نيست هنگام اعلام راي متهمين بدون ذكراعتراض خاصي درخواست رسيدگي فرجامي كرده اندوپرونده ازطريق دادسراي استان به ديوان عالي كشورارسال گرديده به شعبه 12ديوان عالي كشورارجاع شده وهيئت دادگاه پس ازقرائت گزارش عضومميزوملاحظه نظريه كتبي داديارديوان عالي كشوربرنقض حكم فرجام خواسته چنين راي داده است (هرچندازطرف فرجامخواهان بيان اعتراض خاصي نشده است تاموردرسيدگي قرارگيردولي همانطوري كه نماينده جناب آقاي دادستان كل هم ضمن بيان عقيده خودتشريح نموده اندبرحكم فرجام خواسته از اين جهت اشكال موثروارداست كه دادگاه عمل مشاراليهم راازمصاديق ماده پنجم قانون مربوط به اصلاح قانون منع كشت خشخاش و استعمال ترياك تشخيص وموردحكم قرارداده است وحال آنكه بنا به حكايت دائلي كه مستندراي دادگاهواقع شده انجام معامله ماده مخدره مورد بحث صرفاناشي ازصحنه سازي مامورين مبارزه باموادمخدره براي كشف جرم بوده است وحال آنكه منظورازمعامله مذكوردرماده 5 فوق الذكرمعامله اي است كه بطورعادي وطبيعي انجام شده باشدعليهذاعمل متهمين باماده هفتم قانون مربوط به اصلاح قانون منع كشت خشخاش و استعمال ترياك انطباق داردنه باماده استنادي دادگاه وچون اين امر درتعيين مجازات متهمين موثراست اين قسمت ازحكم فرجامخواسته مخدوش و قابل نقض است واماقسمت ديگرآن حكم كه مبني برمحكوميت (م )احدازمتهمين ازجهت ارتكاب به ايرادجرح به يكي ازمامورين مي باشدنظربه اينكه دراين باره بارعايت ماده دوم ملحقه به قانون آئين دادرسي كيفري حكم صادرشده با نقض حكم دقسمت اول بالملازمه قابل نقض است بنابه مرابت حكم فرجام خواسته به دستورماده 430 قانون آئين دادرسي كيفري به اتفاق آراءنقض و رسيدگي مجددطبق ماده هشتم قانون راجع به محاكم جنائي استان خوزستان ارجاع مي گردد)شعبه دوم دادگاه جنائي استان خوزستان پس ازانجام تشريفات قانوني درتاريخ 22/1/45باحضورآقاي دادياردادسراي استان ومتهمين ووكيل ووكيل مدافع آنان تشكيل وپس ازرسيدگي به اكثريت چنين راي داده است (هر چندمتهمين فعلادرمحضردادگاه بكلي منكرارتكاب بزه انتسابي هستندوحتي اقاريراوليه خودراناشي ازشكنجه مي دانندولكن آنچه محرزومسلم است اين است كه هردونفرازمتهمين مقداري هروئين ازتهران براي فروش به آبادان آورده اندودرمعرض فروش قرارداده وباتمهيدمقدماتي كه مامورين ديده اند دراتومبيل ازدست آنهاگرفته اندوازطرفي متهم رديف يك چون متوجه خطرشده براي محوآثارجرم ستوان معارف راباچاقومجروح نموده است كه چون درمعرض فروش قراردادن موادافيوني مثل عرضه سايركالاهاي متعارفي نيست وهمينقدر كه متهم يامتهمين جنسي راازشهري به شهرديگرواردمي نمايدتمام هم وغم آنها موادمزبوراست ومراجعه مشتري ولوصوري باشدفقط كاشف ازقصدمتهمين خواهدبودودمعرض فروش قراردادن هم قصدطرفين لازم نداردتامانندخريدو فروش احتياج به دوقصدونيت واقعي داشته باشدوعمل متهمين نمي تواندجز اين مصداق داشته باشدزيرادراين قبيل اجناس كه مقدارآن صحبت ازگرم مي باشداخفاي آن احتياج به تعدداشخاص نداردبخصوص كه درقضيه موردبحث فقط ازدست يكي كشف شده وتصوراينكه مثلاسه نفرچندگرم موادرامشتركا اخفاءنمايندبسياربعيداست مگراينكه واقعاجزءب-جزءعمل روشن وحاكي ازشركت باشد عليهذابه نظراكثريت دادگاه متهمين رديف 1و2شركت در معرض فروش قراردادن هروئين هاي مزبورمي باشندوعمل متهم رديف 3 معاونت دراين امربوده بعلاوه گناهكاري متهم رديف 1دموردمجروح نمودن ستوان معارف باعنايت به گزارش سايرمامورين وكشف چاقودرهنگام ايرادجرح و گواهي پزشك محرزومسلم است كه رعايت ماده 2ملحقه درباره متهم رديف يك لازم است النهايه چون هرسه نفرمتهمين جوان وبدون سابقه محكوميت كيفري هستندمستحق ارفاق تشخيص كه بالنتيجه دادگاه به اكثيت آراءمتهم رديف يك كيفرخواست راطبق ماده 27قانون مجازات عمومي وماده 5 قانون مربوط به اصلاح قانون منع كشت خشخاش و استعمال ترياك مصوب سال 1338 ازجهت درمعرض فروش قراردادن هروئين وطبق تبصره ذيل ماده 173 قانون مجازات عمومي اصلاحي سال 44ناظربه قسمت اخيرماده مزبوردرموردايرادجرح وباچاقوودرنظرگرفتن ماده 2ملحقه ماده 45مكرر قانون مجازات عمومي به ترتيب به بيست وهفت ماه حبس مجردوششماه حبس تاديبي محكوم مي نمايدكه درصورت قطعيت حكم فقط مجازات اشدقابل اجرا خواهدبودوهمچنين متهم رديف 2راازلحاظ شركت درمعرض فروش قراردادن هروئين طبق ماده 27وماده 5 قانون مربوط به اصلاح قانون منع كشت خشخاش و استعمال ترياك مصوب سال 1338ورعايت ماده 44قانون مجازات عمومي به دوسال حبس مجردومتهم رديف 3رابموجب ماده 28قانون مجازات عمومي ناظربه ماده 5 قانون مربوط به اصلاح قانون منع كشت خشخاش و استعمال ترياك مصوب سال 1338ورعايت ماده 44قانون مجازات عمومي ودرنظرگرفتن دردرجه تخفيف به دوسال حبس تاديبي محكوم مي نمايدواماراجع به جريمه مقرره نظربه اينكه بيش از18گرم موادبدست نيامده ومعلوم نيست اصولاپنجاه گرم بوده باشدودر جزئيات تعيين كامل بايدموجودباشدوبه هيچوجه نمي توان وزني براي مواد ريخته شده تصورنمودآنچه محقق است وجود18گرم موادموجوداست كه متهمان رديف 1و2درمعرض فروش قراردادن آن شركت داشته اندكه مشاراليهما (م ر)رابه پرداخت پنجاه وچهارهزارريال جريمه نقدي متضامنامحكوم مي نمايدكه پرداخت جريمه به معيت جزاي اشدمتهم رديف يك ومحكوميت متهم رديف 2لازم الاجرااست وچون (ف )متهم رديف 3معاونت كرده وجزاي معاون حداقل مجازات اصل عمل است وجريمه دراين موردجزاي اصلي نيست مشاراليه مشمول پرداخت جريمه نمي باشدضمناموادبايدبه وزارت بهداري تحويل گردد اقليت دادگاه عمل متهمين اول ودوم وسوم راباقسمت اخيرماده 7قانون منع كشت خشخاش وماده 27قانون كيفرعمومي منطبق دانسته وازنظرايرادجرح عمل متهم رديف اول راباتبصره ذيل ماده 173قانون كيفرعمومي منطبق دانسته وبا رعايت ماده 2ملحقه به آئين دادرسي كيفري درباره متهم اولي ورعايت مواد 45مكررو44قانون كيفرعمومي كيفرمتهمان اول ودوم راهريك يكسال حبس تاديبي وپرداخت جريمه به ميزان هرگرم سه هزارريال ومتهم رديف سوم رابه شش ماه حبس تاديبي محكوم نموده است محكوم عليهم بدون ذكراعتراض خاصي درخواست رسيدگي فرجامي كرده و(ف )باارسال نامه اي اززندان فرجامخواهي خودرااستردادنموده پرونده طي شماره 5231-314/45به ديوان عالي كشور ارسال ورسيدگي به شعبه 12ارجاع شده است . موضوع درهيئت شعبه مطرح شدوچون حكم فرجامخواسته فعلي اصراري بنظر رسيدبه حكم ماده 463قانون آئين دادرسي كيفري موضوع نسبت به دونفراز متهمين به اسامي (م )و(ر)قابل طرح درهيئت عمومي ديوان عالي كشوردانسته شده است . به تاريخ روزچهارشنبه بيست وپنجم ديماه يكهزاروسيصدوچهل وهفت هيئت عمومي ديوان عالي كشوربه رياست جناب آقاي عمادالدين ميرمطهري رياست كل ديوان عالي كشوروباحضورجناب آقاي عبدالحسين علي آبادي دادستان كل كشوروجنابان آقايان روساومستشاران شعب ديوان مزبورتشكيل گرديدپس ازقرائت گزارش پرونده واوراق لازم وكسب نظريه جناب آقاي عبدالحسين علي آبادي دادستان كل كشورمبني برابرام راي فرجامخواسته مشاوره نموده چنين بيان عقيده مي نمايند: مرجع : موازين قضائي ،ازانتشارات حسينيه ارشاد(جلد 4) صفحه 236تا244 2
هيچ موضوعي مرتبط با اين ماده ثبت نشده
آدرس : تهران خیابان فاطمی روبه روی سازمان آب پلاک 207
تماس اضطراري : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵
پست الکترونیک : info (At) Dadfaran (dat) com