سامانه جستجو قوانین




رای ديوان عالی كشور

قرارداد ساز آرش علیزاده نیری وکیل پایه یک دادگستری آژانس هواپیمایی عصر پرواز مجری ویزای شینگن ویزای ایتالیا ویزای چین ویزای دبی
كلاسه پرونده      :   1118/6132
شماره دادنامه    :   71/404/18
تاريخ رسيدگي     :   30/8/1371
تجديدنظرخواه     :   آقاي  (الف ) 
تجديدنظرخوانده   :   آقايان  (ب ) و (ج ) و (د) 
تجديدنظرخواسته   :   دادنامه شماره 142/2/70 صادره ازشعبه دوم دادگاه حقوق يك ...
مرجع رسيدگي      :   شعبه هجدهم ديوان عالي كشور
هيئت شعبه        :   آقايان ...

خلاصه جريان پرونده :درتاريخ 18/2/67آقاي  (الف ) به طرفيت آقاي  (ه)  وبانوان  (س ) و (ش ) به خواسته اعتراض ثالث به دادنامه شماره ... درپرونده كلاسه 6610/351 صادره ازدادگاه حقوق يك ...وصدور حكم بر حقانيت وي به شرح متن دادخواست طبق مادتين 582 و586 قانون آئين دادرسي مدني دادخواستي به دادگاههاي حقوق ييك ... شعبه دهم تسليم داشته وچنين توضيح داده كه خواندگان يادشده بالا كه شريك مشاعي اينجانب هستندعلاوه برحق شفعه اي كه نسبت به سهم آنان دارم وقبلا" طبق سندعادي آن راخريداري نمودم به علاوه نسق زارعي آن طبق سابقه موجود رداداره كشاورزي به اينجانب تعلق داردازطرفي سالهاقبل اين ملك مخروبه وحقابه به آن قطع شده است .اينجانب شخصا" بدون مشاركت خواندگان چاه عميق حفرنموده و باهزينه سنگين آب زراعي ملك مورد بحث راتامين نموده ام و حقابه آن به اينجانب تعلق دارد.در چنين وضعي به شرح پرونده كلاسه 6610/351 حقوقي يك شعبه دهم ...با غيره معامله نموده وحق شرعي وقانوني اينجانب را تضيع ساخته اند وحكم اصلاحي شماره ...صادرگرديده است .اينك طبق مادتين 582و586قانون آيين دادرسي مدني به عنوان ثالث به حكم صادره معترض گرديده و استدعا دارم باعنايت به حق شفعه واولويت اينجانب وبا درنظرگرفتن اينكه قبلا"طبق سند عادي ملك مزبور را از خواندگان خريداري نموده وثمن معامله راپرداخته ام وبالتفات به اينكه طبق سابقه موجوده در اداره كشاورزي صاحب نسق سهم خواندگان مي باشم خصوصا"اينكه حق اين ملك ازقنات قطع گرديده وآب زارع آن راازچاه محفوره كه به شخصا"هزينه آن راپرداخته ام تامين مي سازم لذا استدعا دارم پس از رسيدگي حكم صادره رافسخ نموده برحقانيت اينجانب حكم صادرفرماييد كه معامله اينجانب تاييدگرددوخواندگان به حضور در دفترخانه رسمي و انتقال قطعي ملك مورد بحث محكوم شوند.دلايل معترض ثالث سابقه موجود در اداره كشاورزي وقبض عادي وتحقيق محلي اعلام شده است .
براي جلسه رسيدگي مورخ 23/2/68كه به لحاظ عدم ابلاغ اوراق اخطاريه دونفرازخواندگان به اسامي  (ه) و (س ) رسيدگي مقدور نشده وبانو  (ش ) طي لايحه اي دفاعا"اشعارئاشته كه خواهان به اين نقطه توجه نكرده است كه حق شفعه تنهادراملاكي است كه داراي دومالك مشاعي مي باشد ودرقضيه اي كه خواهان عنوان كرده پلاك مرقوم داراي چندين مالك است وحق شفعه وجود نداردواصل دعوي وي باطل است وصدورحكم بطلان آن موردتقاضااست .براي جلسه فوق خواهان نيزلايحه اي فرستاده وضمن آن اولا"دعوي رانسبت به بانو (ش ) به عنوان اينكه اشتباها" نام اوراجزءخواندگان آورده بوده مسترد داشته است وثانيا"اشعار داشته حكم صادره معامله قانوني وحقوقات مسلم وي راناديده گرفته ومعامله باطلي را كه خواندگان بعداز وي باديگران انجام داده اند اعتبارقانوني بخشيده است .درجلسه مورخ 18/11/68كه خواهان وآقاي (ه)  حضورداشته اندومتفقا"درخواست تجديد جلسه به لحاظ مذاكرات اصلاحي كرده اندوخوانده حاضردرجلسه نشاني خود وبانو (ش ) خوانده ديگر را اعلام داشته وآنگاه يك برگ رونوشت سندرسمي شماره ...دفتر8...وفتوكپي سندرسمي شماره ...دفتر4...ويك برگ فتوكپي گواهي فوت بانو (ك ) را تقديم نموده كه ضميمه پرونده شد.دادگاه نسبت به دعوي خواهان به طرفيت خانم  (ش ) كه دادخواست نسبت به وي ازناحيه خواهان استرداد شده قرارابطال دادخواست صادر كرده وجلسه رسيدگي رانسبت به دعوي خواهان به طرفيت خواندگان ديگرتجديدگرده وبراي جلسه رسيدگي 5/3/69 كه خواندگان حضور نيافته اندآقاي  (ه) احدازآنهالايحه اي فرستاده و ضمن آن اعلام داشته اساسا"عقدبيعي بين وي وخوانده ديگربا خواهان منعقدنشده وازلحاظ خواسته خواهان تعهدي نداردورد دعوي مطروحه را تقاضاكرده است .در جلسه مزبور خواهانها اظهار داشته كه ملك سهمي خواندگان راازآنان خريداري كرده ومبلغ 225000 تومان به آنان داده كه فتوكپي رسيدپرداخت آن ضميمه پرونده است ومبلغ سي هزار تومان طلب دارندكه قراربوده وقتي كه سندرسمي درمحضر تنظيم گردد به آنان پرداخت شود.باتوجه به اينكه اين ملك راقبلا"به وي واگذار ومنتقل كرده اندمالك آن است ودرخواست رسيدگي وصدورحكم برالغاءگزارش اصلاحي صادره را دارد.دادگاه درپايان جلسه 5/3/69ملاحظه سوابق موجود در اداره كشاورزي رالازم دانسته ومقررداشته براي جلسه آتي از اداره مزبور خواسته شود سوابق مزبور را توسط نماينده مطلعي به دادگاه بفرستدودرجلسه مورخ 6/6/69كه نماينده اداره كشاورزي به نام آقاي  (گ ) باهمراه داشتن سوابق مربوط حضورداشته وچنين اظهار داشته و چنين اظهارداشت : (آنچه ازسوابق موجوداستفاده مي گرددآقاي  (الف )  قبل از اجراي مقررات اصلاحات ارضي زارع صاحب نسق بوده وايشان به اتفاق آقاي  (ر) روي زمين كارمي كردند.پس ازآنكه مالكين مشمول مقررات مرحله دوم اصلاحات اراضي شدندآقاي ...محل راترك مي نمايدو (ن ) زمين رامتصرف مي گردد.دراجراي مقررات مرحله دوم قانون مذكور فرم اجاره داده مي شودلكن حسب محتويات پرونده آقاي  (الف ) علي الظاهرازتنظيم اجاره وپرداخت مال الاجاره نيزخودداري مي نمايند وپس از استعلام از دفترخانه مشخص مي گرددفرم اصلا"به دفترخانه ارائه نگرديده است تا اينكه قانون درسال 1364اعلام ختم اجراي مرحله دوم مي نمايد.بنابراين آقاي  (الف )  زارع قانوني محسوب نمي گردد.مع ذلك ايشان از ابتدا تاكنون حسب قرائن موجود همچنان متصرف زمين مورد بحث است و روي آن كارمي كندچون متصرف زمين است اوليت درخريدزمين داردلكن انتقال ملك توسط مالك به هركسي كه بخواهدمنع قانوني ازنظراداره كشاورزي ندارد.) 
پس ازكسب نظرآقايمشاورمبادرت به صدور نظريه به شرح زيركرده است  (...نظربه اينكه معترض ثالث دردادخواست خودمدعي گرديده است كه ملك موردبحث درراي سازشي شماره 30450/11/67راقبلا"ازمالكين آقاي  (ه) و (ش ) خريداري كرده است لكن دراين مورد دليل قانع كننده و محكمه پسندي ارائه نكرده است از طرفي دعوي شفعه معترض ثالث نيز موثردرمقام نيست زيراقطع نظرازاينكه دعوي حق شفعه مي بايستي عليه مشتري طرح شودفقط درمورد ملكي كه شريك آن دونفرباشندقابل اعمال است علي هذابنا برمراتب معنونه باكسب عقيده مشاورمحترم ادعاي معترض ثالث غيرموجه بوده به بطلان دعوي وي اظهارنظرمي شود...)  نظريه مزبوردرمهلت قانوني پنج روزه موضوع ماده 14 قانون تشكيل دادگاههاي حقوقي يك ودومورداعتراض خواهان واقع شده ونامبرده به شرح لايحه اعتراضيه درقسمت پاياني آن چنين اشعارداشته است :
 (...درموضوع حق شفعه طرح ننمودم منظورم آن بوده است كه اولويت خودرامتذكرشوم .مستندقانوني اينجانب بيعنامه اي است كه به خط و امضاي خوانده ثالث (آقاي  (ه) )تنظيم گرديده هم خريداراولي بوده ام وهم اينكه آب زراعتي اين ملك را باهزينه خودم تامين نموده ام .به علاوه طبق گواهي اصلاحات ارضي استان داراي الويت مي باشم كه تماما" موعد حقانيت اينجانب مي باشد.استدعا دارم باعنايت به مراتب معروضه فوق نظريه معترض عنه را فسخ فرماييد.كه حق مسلم اين حقير تضييع ومجددا"به دعوي قانوني مستندات اينجانب رسيدگي گردد.) 
باوصول لايح هاعتراضيه مزبورپرونده حسب تنظيم مورخ 21/6/69دادگاه صادركننده نظريه جهت رسيدگي به اعتراض خواهان به ديوان عالي كشور ارسال وپس ازوصول وثبت به كلاسه 16/5053به اين شعبه ارجاع و اين شعبه (شعبه هجدهم ديوان عالي كشور)به شرح دادنامه شماره ...چنين راي داده است :
 (مستفاداز مواد582به بعدقانون آيين دادرسي مدني درفصل اعتراض ثالث اين است كه دعوي مزبوربايستي به طرفيت طرفين دعوي اصلي اقامه شود وچون در مانحن فيه دعوي معترض ثالث صرفا"به طرفيت خواندگان دعوي اصلي طرح شده دعوي مطروحه قابليت استماع ورسيدگي نداشته است واينك چون دادگاه به جاي صدورقرار رد دعوي به لحاظ قابل استماع نبودن آن نسبت به دعوي مطروحه ماهيتا"اظهارنظركرده لذانظريه مزبور واجدايرادقضايي تشخيص ومقررمي گرددپرونده جهت توجه به مراتب فوق وصدورراي متقاضي به دادگاه رسيدگي كننده اعاده شود.) 
پس ازبرگشت پرونده به دادگاه رسيدگي كننده آن دادگاه درجلسه فوق العاده مورخ 1/2/70 چنين راي داده است : (...نظر به اينكه برابر ارائه طريق شعبه محترم 18ديوان عالي كشورومستفادازمواد582به بعد قانون آيين دادرسي مدني اين است كه دعوي ثالث بايستي به طرفيت طرفين دعوي اصلي اقامه شود وچون در مانحن فيه دعوي معترض ثالث صرفا"به طرفيت خواندگان دعوي اصلي طرح شده است لذا دعوي مطروحه قابليت استماع نداشته ضمن عدول از نظريه مورخه 6/6/69 قرار عدم استماع دعوي معترض ثالث آقاي  (الف ) صادر مي گردد...)  نسبت به دادنامه شماره 142/2/70 موضوع راي فوق خواهان درخواست رسيدگي تجديدنظركرده ودرستون تجديدنظرخواندگان نام آقايان  (ب ) و (ج ) و  (د) راكه دردعوي دخالتي نداشته اندذكركرده ودرمتن دادخواست تجديد نظراشاره كرده كه مقصود وي ازتقديم دادخواست بدوي اعتراض ثالث طرف دعوي قراردادندسه نفراشخاص مذكور بوده ولي نويسنده آن دادخواست ازنظربي اطلاعي ازقانون و يا جهات ديگر به جاي اينكه در دادخواست اعتراض ثالث ازتجديدنظرخواندگان فعلي نام ببردطرفهاي آنان يعني بانوان  (ش ) و (ه) رانامبرده كه به همين مناسبت قرار عدم استماع دعوي وي صادرشده است .تجديدنظرخواه ضمن اضافه كردن اينكه به موجب قسمت اخيرماده 117قانون آيين دادرسي مدني از لحاظ تغيير مشخصات خواندگان دراين مرحله هم مي تواند دادخواست خود را اصلاح نمايد درخواست اتخاذ تصميم شايسته را كرده است .پس از اظهار نظر مورخ 25/10/70 دادگاه صادركننده دادنامه تجديدنظرخواسته مبني براينكه چون قاضي صادركننده دادنامه موردتجديدنظرانتقال يافته اندپرونده بارعايت ماده 539قانون آيين دادرسي مدني به ديوان عالي كشورارسال گردد.پرونده باتكميل تبادل لوايح تجديدنظر خواندگان درخواست رد ادعاي خواهان راكرده اندوادعاي  وي راواهي وبي اساس وغير قانوني اعلام داشته اندتوسط دفتردادگاه مربوطه به ديوان عالي كشور ارسال شده وپس ازوصول وثبت به كلاسه 11/6132به اين شعبه ارجاع شده است .
هيئت شعبه درتاريخ بالاتشكيل گرديدوپس ازقرائت گزارش آقاي ... عضو مميزو بررسي و اوراق پرونده نسبت به دادنامه شماره 142/2/70 تجديدنظرخواسته مشاوره نموده چنين راي مي دهند:
 (بسمه تعالي .نظربه اينكه تجديدنظرخواه دراين مرحله ازرسيدگي دادخواست ودعوي تجديدنظري خودرابه طرفيت اشخاصي اقامه نموده كه مطلقا"درمرحله بدوي طرف دعوي اعتراض ثالث وي قرارنداشته اند لذا نظربه مراتب فوق دعوي تجديدنظر مطروحه قابليت استماع نداشته و مردود اعلام مي شود.) 

مرجع :
كتاب آراي ديوان عالي كشور درامورحقوقي ، جلددوم
تاليف ، يداله بازگير، كارشناس قضائي وزارت دادگستري
انتشارات ققنوس ، چاپ اول ، چاپ سحاب ، 1377
86


بررسي ماده در رويه قضايي


هيچ موضوعي مرتبط با اين ماده ثبت نشده