كلاسه پرونده : 64581/24 شماره دادنامه : 622/24 تاريخ رسيدگي : 21/10/71 معترض : آقاي ((الف ))باوكالت ... معترض عليه : آقاي ((ب )) مورداعتراض : نظريه مورخ 3/2/71 صادره ازشعبه اول دادگاه حقوق يك ... مرجع رسيدگي : شعبه 24ديوان عالي كشور هيئت شعبه : آقايان ... خلاصه جريان پرونده :در تاريخ 14/9/70 آقاي وكيل خواهان (معترض )به طرفيت خوانده (معترض عليه )دادخواستي به خواسته ابطال عزل وكالتنامه شماره 232369/12/68دفترخانه شماره 6...مقوم به مبلغ دويست هزار و يكصدتومان تقديم دادگاه حقوقي يك نموده كه به شعبه اول ارجاع گرديده وخلاصتا" توضيح داده خوانده دعوي شش دانگ يك باب ساختمان پلاك فوق رابه موكل باقولنامه عادي منتقل و تمام وكمال پول وثمن معامله رادريافت و وكالتنامه رسمي راجهت انجام امورثبتي وبانكي وفروش اقساطي وقسط بندي تنظيم وتحويل داده قبض واقباض و رد ثمن ومثمن به عمل آمده وموكل وام خانه رامتعهدگرديده كه قسط بندي و پرداخت نمايد.دراين فاصله به جهت اينكه مقداري به قيمت املاك در منطقه شده خوانده دعوي ازروي سوءنيت ازطريق دفترخانه موكل رااز وكالت عزل نموده ودرحال حاضر نمي تواند وام خانه راقسط بندي وسند رابراي تنظيم رسمي آن تاموعدقانوني آماده وفراهم نمايد و بعلاوه حقوق دولتي واقساط بانك نيزبلاتكليف وهر روز برمقدار بهره بانكي به ضررموكل اضافه مي شودلذاموكل صرفنظرازتعقيب جزاريي خوانده كه اقدام خواهدنمودازجهت ابطال عزل به دادگاه متوسل ومتظلم وتقاضاي صدورحكم به ابطال عزل موكل كه ازروي سوءنيت و از جهت معارضه با حقوق موكل كه عالم به مسئله نبوده است دارد.مستندات خواهان 1.فتوكپي وكالتنامه 2.قولنامه 3.سندمالكيت مي باشد. پس ازتعيين وقت و ابلاغ به طرفين طبق صورتجلسه مورخ 2/2/71 آقاي وكيل خواهان ضمن لايحه تقديمي اظهار داشته دو برگ اخطاريه عزل وكالتنامه و موارداستفاده اينجانب ازدفترخانه اخذشده تقديم مي شود وطبق صورتجلسه مورخ 2/2/71وكيل خواهان اظهار داشته ادعا به شرح متن دادخواست مي باشد.خلاصه آنكه فروشنده ساختمان وكالتنامه رسمي موردبحث را به موكل تسليم وسپس از روي سوءنيت از طريق دفترخانه موكل راازوكالت عزل نموده است .چون نامبرده درحال حاضرباوجودعزل نمي تواند وام خانه راقسط بندي وپرداحخت وسندآن راتاموعد قانوني آماده تنظيم نمايد و به علاوه حقوق دولتي نيز بلامعوق مانده لذا تقاضاي ابطال عزل وكالتنامه را دارد.خوانده اظهارداشته خلاصه وار چكيده مطالب راضمن لايحه اي تقديم مي دارم و درلايحه تقديمي خوانده خلاصتا"اظهارداشته كه ضمن تكذيب تمام ادعااولا" قصد فروش خانه به خواهان داشتم وبه همين خاطرقراردادي نوشتيم و وكالتنامه را نيز به وي دادم ولي فرداي آن روز متوجه شدم اولا" معامله خانه زمين شهري باطل است ثانيا"درهمين روز درحضور چندين نفرغبن خودرااعلام كردم كه درصورت صحت معامله مغبون هستم وبه همين لحاظ شكايتي به دادسرانمودم .ثالثا"به استنادمواد 47و48قانون ثبت وبخشنامه شوراي عالي قضايي اينگونه قراردادهافاقداعتباراست .رابعا"شش نفرمسجلين استشهاديه شاهداعلام غبن وفسخ قراردادبوده اندلذا تقاضاي رد دعوي خواهان رادارم و درجلسه دادگاه اضافه نموده كه من در وكالتنامه قيدنكرده ام كه ايشان اقساط بندي كندوقرارمااين بودكه آنچه وسائل رااز بازار آزادتهيه كرده ام بايستي پس ازاخذسهميه پول مابه التفاوت ويااينكه وسايل خودم رابه من مسترد داردوچون ايشان ازقرار مذكور خودداري نموده بنده نيزوي راازوكالت عزل نمودم وضمنا"خودبنگاهدار نيز با وي تباني كرده است .آقاي وكيل خواهان اظهارداشته براي ادعاي ابطال معامله ازجهت اينكه زمين شهري بوده وياغبن صورت گرفته ويا تعهدي درقبال يكديگر داشته اند لازمه اش تقديم عرضحال است . خواسته اين پرونده مشخص است و خوانده نمي توانسته و حق نداشته موكل را عزل نمايدوادعاهاي وي كه مستلزم تقديم دادخواست است ربطي به اين دعوي نداردواستشهاديه منضم به لايحه تقديمي وي نيزمربوط به مسئله غبن است كه محتاج به تقديم دادخواست مي باشد. سرانجام دادگاه پس ازكسب نظرآقاي مشاورچنين اظهار نظر كرده است (...هر چندكه وكيل خواهان اعلام داشته كه خوانده شش دانگ يك باب ساختمان پلاك شماره 40/4795/4796 بخش يك ...برابر قولنامه عادي به موكلش منتقل كرده وتمام وكمال پول وثمن معامله رادريافت داشته و وكالتنامه موضوع اين پرونده راجهت انجام امورثبتي وبانكي وغيره تنظيم وتحويل داده است .دادگاه صرفنظرازاينكه ادعاي وكيل خواهان منطبق باعقد بيع كه معاوضه حق بوده وبه محض وقوع آن آثارش ظاهر مي شودوباانعقاد عقد به طرزصحيح ديگر وكالتنامه تنظيمي نسبت به مالكيت عوض ومعوض باجري آثارمعامله موثرنخواهدبودوليكن چون موضوع دعوي دررابطه باوكالتنامه تنظيمي فيمابين طرفين دعوي بوده كه آقاي خوانده رامورخه 5/2/1370 خواهان راكه به عنوان وكيل بوده عزل نموده وابطال عزل وكيل وبه تبع آن معتبردانستن وكالتنامه تنظيمي باوجود اختيارايفاءحق الزام تعهدازناحيه خواهان ازنظرماهيت وآثار تبعي معامله الزام عدم انصراف خوانده ازاذن خود بلا وجه است چه صرفنظر ازاينكه طبق اصول كلي حقوق آذان هر وقت مي تواندازاذن خود رجوع كنددرخودعقدوكالت كه يك عقد جائزبوده مستندا"به ماده 679 قانون مدني كه اشعار مي داردموكل مي تواندهروقت بخواهدوكيل را عزل كند مگراينكه وكالت وكيل ياعدم عزل آن درضمن عقدلازمي شرط شده باشد و بازبنديك ماده 678 همان عزل موكل رايكي ازطرق ارتفاع عقد وكالت دانسته است به موكل اختيارعزل وكيل راداده است وبانگرش به اينكه درعقد وكالت تنظيمي سلب اين اختيارچه به سبب درج آن در عقد لازم خارجي وچه سلب آن درعقدوحتي دريك زمان معين منظورنشده وازناحيه خواهان نيز دليلي كه خوانده دعوي نتواندازاختيارات قانوني خويش استفاده كنداعم ازشرط عدم عزل وكيل درعقدلازم خارج ويادرمدت معين وياتاانجام مورد وكالت وغيره اقامه نشده بنابرين نظربه مراتب ف وق دادگاه عقيده به رد دعوي خواهان دارد...)آقاي ...وكيل خواهان به نظريه مذكوراعتراض نموده كه پرونده به ديوان عالي كشورارسال وبه اين شعبه ارجاع گرديده است .هيئت شعبه در تاريخ بالا تشكيل گرديد پس ازقرائت گزارش آقاي ...عضو مميز و بررسي اوراق پرونده مشاوره نموده چنين راي مي دهند: ((اعتراض وكيل خواهان نسبت به نظريه دادگاه به نحوي نيست كه نظريه مذكورواجدايرادقضايي تشخيص گردد.ازلحاظ رعايت اصول وقواعد دادرسي نيزاشكالي دررسيدگي دادگاه مشهودنمي باشدلذا پرونده امر جهت اقدام مقتضي اعاده مي شود.)) مرجع : كتاب آراي ديوان عالي كشور درامورحقوقي ، جلددوم تاليف ، يداله بازگير، كارشناس قضائي وزارت دادگستري انتشارات ققنوس ، چاپ اول ، چاپ سحاب ، 1377 85
هيچ موضوعي مرتبط با اين ماده ثبت نشده
آدرس : تهران خیابان فاطمی روبه روی سازمان آب پلاک 207
تماس اضطراري : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵
پست الکترونیک : info (At) Dadfaran (dat) com