شماره فرجامي :23/27/3946 فرجامخواه : آقاي (الف ) فرجامخوانده : دادگاه فرجامخواسته : دادنامه شماره :23988/6/71 صادره از شعبه 5 دادگاه كيفري يك ... مرجع رسيدگي شعبه 27 ديوان عالي كشور هيات شعبه آقايان :... رئيس و...عضو معاون خلاصه جريان پرونده : آقاي (الف ) فرزند...،33 ساله اهل و ساكن ...، متهم است به دو فقره سرقت ( 1 مبلغ ششهزار تومان پول ازروي بساط شاكي آقاي (ب ) 2 مقدار600گرم تقريبقا" طلاجات به ارزش تقريبي 800 هزار تومان ازمنزل شاكي ديگر به نام آقاي (ج ) كه متعلق به برادرش كه زرگر است به نام آقاي (د) بوده است ) كه به دنبال شكايت شكات ، متهم از سوي دادسراي عمومي ... تحت تعقيب قرار گرفته است . پس از انجام تحقيقات به موجب كيفرخواست 72415/10/70 تقاضاي رسيدگي و تعيين مجازات وي گرديده و دادگاه كيفري يك ...نيزپس از رسيدگي به شرح دادنامه شماره : 23988/6/71 از مجموع مندرجات پرونده و قرائن و امارات موجود در آن بزهكاري متهم را با كليه شرايط قطع يد محرز تشخيص و استنادا" به مواد 197 و بندهاي 198 و بند 3 ماده 199 واحراز بندهاي مادتين 200 و201قانون مجازات اسلامي به قطع چهار انگشت دست راست به عنوان حدشرعي سرقت حكم صادرنموده كه مورد اعتراض محكوم عليه واقع و تقاضاي تجديدنظر كرده است ، دادگاه در عقيده ابرازي خود باقي و پرونده به ديوان عالي كشور ارسال و به اين شعبه ارجاع گرديده است 0 هيات شعبه در تاريخ بالا تشكيل گرديد و پس از قرائت گزارش آقاي ... عضو مميز و اوراق پرونده دادنامه شماره 23988/6/71 فرجامخواسته مشاوره نموده چنين راي مي دهند: راي با توجه به محتويات پرونده واينكه متهم در كليه مراحل تحقيق و جلسه دادگاه و حتي در مواجهه حضوري بزه انتسابي را انكارنموده و هيچ شاهدي هم وجود ندارد كه موضوع سرقت طلاها از منزل شاكي را گواهي نمايد و به نظر مي رسد دليل كافي كه مفيد علم بنحو متعارف باشد وجود ندارد زيرا مهمترين دليلي كه هست اظهارات مضطرب و ضد و نقيض دوشيزه (ه) مي باشد، تنها اوست كه يكجا گفته :ساعت شش بعد ازظهر روز 26/8/70 از مردسه آمده بودم همين كه خواستم با كليد درب منزلمان را باز كنم و وارد منزل شوم ديدم شخصي فرار كرد و به من تنه زد0چند روز بعد در آگاهي او را ملاقات كردم كه آقاي (الف ) بود ( برگ 12) با اين كه همين خانم قبلا" به پدرش گفته بود قيافه اش را به دليل خاموشي برق دقيقا" نديده ام (برگ 2 و 5) و در جاي ديگر گفته هوا تاريك بود چادرم نيز روي چشمانم افتاده بود شخصي كه اصلا" قيافه او را نديدم مرا هل داد و فرار كرد( برگ 10) و پدرش هم (آقاي ج ) در اظهارات اوليه گفته فعلا" به كسي مظنون نيستم ( برگ 2و 4و5) و ازطرفي مامورآگاهي دربازديد از محل اعلام داشته كه برابر اظهارات مالباخته كليه دربهاي اطاق باز بوده و هيچگونه آثار شكستگي درب و شيشه بوده (برگ 7) اين معني مورد تاييد شاكي آقاي (ج ) نيز مي باشد ( برگ 97) و اين كه دوشيزه (ه) متهم رد در بين چند نفر زنداني شناسايي كرده علاوه بر اين كه با اظهارات قبلي خودش تنافي دارد و شايد علت شناسايي بعدي همان است كه متهم در دادگاه گفته كه چون هم محله هستيم ، به خاطر آن مرا شناخته و معرفي كرده است . در هر حال به نظرمي رسد كه دلايل و امارات در حد حصول علم قطعي به نحو متعارف نيست و از حد ظن تجاوز نمي كند و ان الظن لايغني من الحق شيئا"0 مضافا" به اينكه دادگاه حترم در خصوص استرداد طالهاي مسروقه (برفرض ثبوت ) حكم صادر ننموده با اينكه حصول علم در حق الناس آسان تر است از علم براي اجراي حدود الهي . بنا به مراتب فوق ، دادنامه فوق الاشعار هم از جهت خدشته در محرز بودن اصل سرقت و هم نسبت به احراز وجود كليه شرايط اجراي حد آن نقض مي گردد و پرونده در اجراي ماده 5 قانون تجديدنظر، عودت داده مي شود0 رئيس ... عضومعاون ... مرجع : كتاب سرقت ،جعل وخيانت درامانت درآراي ديوان عالي كشور تاليف يداله بازگير ،نشرحقوقدان ،چاپ اول ، 1376 64
هيچ موضوعي مرتبط با اين ماده ثبت نشده
آدرس : تهران خیابان فاطمی روبه روی سازمان آب پلاک 207
تماس اضطراري : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵
پست الکترونیک : info (At) Dadfaran (dat) com