تاريخ رسيدگي :15/12/1371 دادنامه : 675 مرجع رسيدگي شعبه 16 ديوان عالي كشور هيات شعبه آقايان :000رئيس و000 مستشار0 خلاصه جريان پرونده : حسب مندرجات پرونده 1 (الف )43 ساله به اتهام شركت در اختلاس وجوه دولتي در سه مرحله و نيز ارتكاب به يك فقره وجوه دولتي به شرح منعكس در گزارش حسابرسان اعزامي وزارت اموراقتصادي ودارايي و جعل اسناد دولتي. 2 (ب ) فرزند.00 35 ساله به اتهام شركت دراختلاس وجوه دولتي در سه مرحله به شرح منعكس در گزارش حسابرسان اعزامي و جعل اسناد دولتي. 3 (ج ) فرزند.00 38 سلاه به اتهام شركت دراختلاس وجوه دولتي در سه مرحله و به شرح منعكس در گزارش حسابرسان اعزامي. 4 (د) فرزند.00 26 ساله به اتهام معاونت در بزه اختلاس معنونه در مرحله سوم كه به موجب كيفرخواست شماره 27865/3/68 صادره از دادسراي عمومي .... تحت تعقيب قرار گرفته اند و دلائل عبارتند از: 1 اعلام جرم اداره كل امور اقتصادي و دارايي استان 2 اعلام جرم حراست دارايي استان 3 گزارش و تحقيقات به شرح اداره اطلاعات 4 گزارش حسابرسان اعزامي وزارت امور اقتصادي ودارايي 5اقارير و اعترافات صريح كليه متهمين در مراحل تحقيق و مدافعات غيرموجه آنان 0 6 گزارش تكميلي داير آگاهي .... 7 ساير قرائن منعكس در پرونده به استناد مواد27 و75 قانون تعزيرات و رعايت مواد20و 21 و25قانون مجازات اسلامي درخواست تعيين كيفرشده است.دادگاه كيفري دو000 پس از رسيدگي و اعلام ختم دادرسي به موجب دادنامه شماره 13478/5/1370 و با احراز بزهكاري متهمين و به شرح استدلال مندرج در دادنامه ، هر يك از متهمين را به استناد مواد قانوني مقيد در كيفرخواست به تحمل حبس و پرداخت باقيمانده مبلغ مورد اختلاس در وجه اداره امور اقتصادي دارايي شهرستان .... محكوم مي نمايد و متهمين از راي صادره اعتراض نموده ودرخواست تجديدنظررانموده اند و شعبه دهم دادگاه كيفري يك .... پس از رسيدگي به اعتراض متهمين بموجب دادنامه شماره 28730/2/71 و با احراز بزهكاري متهمين مستندا" بمواد20و21و75 قانون تعزيرات اسلامي و رعايت مواد11و 42 و47قانون مجازات اسلامي متهم اول را بتحمل سه سال حبس و متهم رديف دوم را به تحمل سي ماه حبس و متهم رديف سوم را به تحمل يك سال حبس تعزيري محكوم مي نمايد و نسبت به متهم رديف چهارم به نام (د) فرزند.00 پرونده را مفتوح و وقت رسيدگي تعيين مي نمايد سپس به موضوع رسيدگي نموده و بموجب دادنامه شماره 71/1693نامبرده را از بزه انتسابي تبرئه مي نمايد. احد از متهمين بنام (ب ) به شرح لوايح 24/3/71و17/5/71 به راي صادره اعتراض نموده وپرونده بنظر آقاي رييس دادگاه صادركننده راي رسيده و ايشان بشرح نظريه مورخ 19/6/71 به راي و عقيده خود باقيمانده و پرونده به ديوان عالي كشور ارسال و به اين شعبه ارجاع مي گردد. هيات شعبه در تاريخ بالا تشكيل گرديد. پس از قرائت گزارش آقاي .... عضو مميز و اوراق پرونده نظريه كتبي آقاي .... داديار ديوان عالي كشور اجمالا مبني اينكه فعلا موردي براي اظهار نظر نيست مشاوره نموده چنين راي مي دهند: راي نظر به مندرجات پرونده و كيفيات منعكس در آن چون دادنامه شماره 28730/2/71و71/1693 صادره از شعبه دهم دادگاه كيفري يك .... در مقام تجديدنظر از دادنامه شماره 12478/5/70 ازدادگاه كيفري دو000 صادر گرديده است جز به درخواست رئيس ديوان عالي كشور يا دادستان كل كشور قابل تجديدنظر مجدد در ديوان عالي كشورنمي باشد و لذا موردي براي اظهار نظر ديوان عالي كشور وجودندارد. مرجع : كتاب كلاهبرداري ،اختلاس وارتشاء درآراي ديوان عالي كشور تاليف يداله بازگير ، نشرحقوقدان ، چاپ اول ،پائيزسال 1376 58
هيچ موضوعي مرتبط با اين ماده ثبت نشده
آدرس : تهران خیابان فاطمی روبه روی سازمان آب پلاک 207
تماس اضطراري : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵
پست الکترونیک : info (At) Dadfaran (dat) com