تاريخ رسيدگي : 12/2/1372 دادنامه : 67 مرجع رسيدگي شعبه 16 ديوان عالي كشور فرجامخواه : آقاي (الف ) فرزند.00 اهل و ساكن تهران فرجامخوانده : آقاي (ب ) و دادسراي عمومي تهران فرجامخواسته دادنامه شماره 28358/8/71 صادره از شعبه 138دادگاه كيفري يك تهران تاريخ ابلاغ دادنامه بفرجامخواه :20/8/71 تاريخ وصول دادخواست فرجامي : 14/9/71 هيات شعبه آقايان 000رئيس و000 عضو معاون خلاصه جريان پرونده : به موجب كيفرخواست مورخ 8/4/71 آقاي (الف ) فرزند.00 40ساله اهل و ساكن تهران كارمند شهرداري .... متهم شده است به اخذ مبلغ يك ميليون تومان رشوه از آقاي (ب ) پيمانكار اسفالت كه باستناد ماده 3 قانون تشديد مجازات مرتكبين ارتشاء و اختلاس و كلاهبرداري درخواست مجازات نامبرده شده است. حسب تحقيقات انجام شده در دادسراي عمومي تهران شخصي بنام آقاي (ب ) مقاطعه كار اسفالت شهرداري .... در تاريخ 1/9/70 اعلام نموده از سال 68 تا كنون طي دو فقره چك بمنظور تسريع در كار جمعا" به مبلغ يك ميليون تومان به آقاي (الف ) در دفتر كارش پرداخت كرده ام و نامبرده شاغل در منطقه 4 شهرداري در قسمت كميسيون تحويل مي باشد و قبلا" در اداره بزرگراهها بوده است. متهم آقاي (الف ) در اولين تحقيقات مورخ 6/9/70 اظهار داشته آقاي (ب ) را در اداره بزرگرراهها ديده بودم و كار و خواسته ايشان از شهرداري تسريع در رد كردن صورت وضعيت ها و چك نشدن متراژ نوار حفاري با متراژ صورت وضعيت بوده و ايشان حدود سه پروژه نوار حفاري با من داشته و من ناظر كار او بوده ام و ايشان حدود يك ميليون تومان پول در يكل سال و نيم پيش در اداره به من داده اند و من براي خريد منزل پول احتياج داشتم و ايشان اين مبلغ را به من دادند و هيچگونه رسيدي به ايشان ندادم و پرداخت پول با چك بوده و خودم وجه چكها را از بانك وصول كردم و اين پول در قبال اين گرفته شد ( قار بود دركارهاي ايشان تسريع شود و من اشتباه و توبه كردم و قول مي دهم كه جبران كنم و هيچ خطايي تا زماني كه زنده هستم از من سرنزند) نامبرده در تحقيقات بعدي ضمن شرح دادن و بيان چگونگي نحوه اداره تحصيل خوددرآمريكا و استخدام در شهرداري .... اضافه نموده اوائل شروع كارم مامورباز ديد اسفالت خيابان براي صدور مجوز حفاري بودم يعني مي رفتم اسفالت را نگاه مي كردم اگر نو بود گزارش مي دادم وشهرداري خسارت اسفالت نو را از ارگان مربوطه مي گرفت. بعد از چندي من را مامور صدور دستور كار نوار حفاري كردند بدين صورت جاهايي كه شركت گاز يا آب و يا برق يا تلفن نوار حفاري كنده بوده من به اتفاق دو نفر از همكاران ديگر مي رفتيم و نوار مربوطه را متراژ مي كرديم و در فرمهاي مخصوص حفاري طول و عرض و اگر خاك مازاد روي بسترنوار حفاري بود اندازه مي گرفتيم و در دستور كار قيد مي كرديم و اين كار حدودا" هشت ماه طول كشدي تا يك روز حكمي ازطرف مدير اسفالت به من دادند كه ناظر پروژه نوار حفاري شوم و من با آقاي (ب ) و آقاي (ج ) كه پيمانكار شرداري بودند كار كرده ام 0 نامبرده در قبال سوال به اين كه تا كنون چقدر رشوه دريافت داشته ايد اظهار داشته من چيزي بعنوان رشوه دريافت نكرده ام فقط چون قصد داشتم منزل بخرم و پولم كم بود حدود يك ميليون تومان بعنوان قرض از آقاي (ب ) گرفتم كه بعد به ايشان بدهم آقاي (الف )درخلال چندين صفحه تحقيقات انجام شده كه به خط خودش پاسخ داده نهايتا" اظهار داشته من قبول دارم و گناهكارم و اين پول را هم هر وقت شما امر بفرماييد تقديم صندوق دولت خواهم كرد ولي از فروپاشيدن زندگي ام جلوگيري كنيد باز هم مي گويم من خطا كارم ولي شما كه مجري قانون هستيد حتما" در قوانين جايي داريد كه زندگي بعضي رامي توان نجات داد. آقاي بازپرس شعبه پنجم دادراي عمومي با انجام تحقيقات مفصل و تفهيم اتهام و اخذ تامين در تاريخ 8/4/71 قرار مجرميت آقاي (الف ) را به اتهام اخذ يك ميليون تومان رشوه صادر نموده كه اين قرار به موافقت دادسرا رسيده و در مورد اتهامات آقاي (ب ) پرونده جداگانه مطرح رسيدگي واقع شده و يكفرخواست مورخ 8 /4/71 عليه نامبرده تنظيم و پرونده جهت رسيدگي به شعبه 138 دادگاه كيفري يك تهران ارجاع شده و دادگاه مرجوع اليه با انجام دادرسي و استماع مدافعات متهم اجمالا" به اين كه در زندانمرا در سلول نگهداشتند و به زور از من اقرار گرفتند ولي در دادسرا اظهار كرده ام كه قرض الحسنه گرفته ام و من رشوه نگرفته ام با اعلام ختم رسيدگي به موجب راي شماره 28358/7/71 با احراز بزهكاري متهم به استناد ماده 3 قانون تشديد مجازات مرتكبين ارتشاء و اختلاس و كلاهبرداري و با رعايت كيفيات مخففه در حدود ماده 22 قانون مجازات اسلامي آقاي (الف ) را به پرداخت مبلغ يك ميليون ريال جزاي نقدي بدل از كيفر حبس و پرداخت جزاي نقدي مبلغ پنج ميليون ريال و انفصال موقت از خدمات دولتي به مدت يك ماه و جزاي نقدي به مبلغ دويست هزار ريال به جاي شلاق محكوم نموده است. راي صادره ابلاغ شده ، متهم نسبت به راي صادره اعتراض و درخواست رسيدگي تجديدنظر نموده و چون حاكم محكمه صادركننده حكم به عقيده خود باقي بوده پرونده جهت رسيدگي تجديدنظر به ديوان عالي كشور ارسال و به اين شعبه ارجاع شده است ضمنا" دادسراي عمومي تهران نسبت به راي صادره اعتراضي نكرده است. هيات شعبه در تاريخ بالا تشكيل گرديد. پس از قرائت گزارش آقاي .... عضو مميز و اوراق پرونده و نظريه كتبي آقاي .... داديار ديوان علاي كشور اجمالا" مبني بر رد اعتراض وارده و ابرام دادنامه شماره 28358/7/71 فرجامخواسته مشاوره نموده چنين راي مي دهند: راي با عنايت به محتويات اوراق پرونده نظر به اين كه دادسراي عمومي تهران نسبت به راي صادره اعتراض نكرده است و نظر به اين كه متهم به شرح چندين صفحه تحقيقات انجام شده دادسراي عمومي تهران به خط خود اقرار به وصول وجه از000 كرده و اعتراف به اشتباه خود نموده است و لذا اعتراض و تجديدنظرخواهي آقاي (الف ) موجه و متكي به دليل نبوده و مردود اعلام مي شود. مرجع : كتاب كلاهبرداري ،اختلاس وارتشاء درآراي ديوان عالي كشور تاليف يداله بازگير ، نشرحقوقدان ، چاپ اول ،پائيزسال 1376 59
هيچ موضوعي مرتبط با اين ماده ثبت نشده
آدرس : تهران خیابان فاطمی روبه روی سازمان آب پلاک 207
تماس اضطراري : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵
پست الکترونیک : info (At) Dadfaran (dat) com