پرونده كلاسه : 72/693/30 راي شعبه 30 ديوان عالي كشور (( با توجه به اقرار و اعتراف زوج در لوايح ابرازي به دادگاه به اين كه قبل از عقد تمساي با زوجه نداشته و زوجه نيزطبق اقرار زوج تماس قبل از عقد را انكار نموده نتيجه عقد ازدواج در حالي كه زوجه دوشيزه بوده جاري شده بدون رضايت پدر كه با فتواي امام رضوان الله عليه عقد باطل بوده و رضايتي كه زوج در لايحه اظهار كرده پدر همسرش ]رضايت [ به ازدواج داده گذشته از آن كه رضايت بعد از عقد از ناحيه پدر زوجه موثر در صحت عقد نمي باشد در برگ 72 پرونده آمده پدر زوجه از جعل عقدنامه رضايت داده ،نه به ازدواج كمااينكه زوجه در جلسات دادگاه اظهارداشته عقدازدواج بدون رضايت پدرش بوده و دادگاه در اين جهت رسيدگي نكرده و تحقيقاتي انجام نداده ، لذا دادنامه هاي تجديدنظرخواسته نقض و به شعبه همعرض ارسال مي شود0)) (72/693/30) * سابقه * در اين پرونده زوجه به طرفيت زوج خود به خواسته طلاق طرح دعوي نموده و چنين توضيح داده است : (( باخوانده ازدواج نموده ام 0 به عنوان اين كه همسر ديگري ندارد و در سند ازدواج هم ذكر شده زوج همسر ديگري ندارد0 لكن اخيرا" فهميدم زون و پنج فرزند داردومرا فريب داده و حاضر نيستم با او ادامه زندگي دهم و پرونده هاي ديگري داريم كه در دادگستري مطرح است و عنداللزوم ملاحظه خواهيدنمود0)) در جلسه دادرسي خوانده حاضرنشده و خواهان اظهارداشته (( براي اشتغال به كار نزد خوانده آمدم ، دو ماه كار كردم بامن رابطه بر قرار كرد دفترداري را به مطب آورد و مرا بدون شاهدواجازه پدرم عقد كرد0پنج ماه در عقد خوانده بودم كه پدر و مادرم مطلع شدندو فعلا" در عسر وحرج قرار گرفته ام و حاضرم مهريه ام را ببخشم و طلاق بگيرم 0)) خوانده فتوكپي اظهارنامه و نامه هايي كه براي دادسرا نوشته و از تهاجم اقوام خواهان به منزل او شرح مفصلي داده وبه دادگاه ارائه كرده و دادخواستي نيز به خواسته تمكين به دادگاه تقديم مي دارد و لايحه ديگري نيز به دادگاه مي فرستدمبني براين كه ((همسرم كاملا" اطلاع داشته من و زن و بچه دارم با من ازدواج كرده )) و در اين مورد شرح مفصلي مي دهد0 در جلسه دادرسي زوجه اظهار داشت (( من به عنوان اين كه ايشان مجرد است ازدواج كردم ، بعد فهميدم زن و بچه دارد و دفترخانه بدون اجازه پدرم مرا عقد كرده كه خوانده محكوم گرديده است 0)) زوج گفت (( من با حسن نيت با او ازدواج كردم و نمي خواهم وي را طلاق دهم 0)) زوجه مجددا" اظهارداشت : من نمي توانم با او زندگي كنم و چون مرا فريب داده مهريه ام را مي خواهم و براي فريب دادن شهود دارم 0)) در تاريخ 11/5/71 زوجه يك برگ فتوكپي از محكوميت زوج را به دادگاه ارائه مي دهد و چهارنفر را به دادگاه مي آوردكه در برگهاي جداگانه از آنها تحقيق به عمل مي آيد0 سپس زوج اظهار داشته ((شهود را قبول ندارم 0 همرم مي دانست من زون بچه دارم 0 مخصوصا" زمان تولد پنجمين اولادم كه ايشان شيريني پخش مي كرد وبا طلاق موافقت ندارم 0 دادگاه پرونده كيفري را مطالبه مي نمايد از ناحيه زوج لايحه مفصلي مبني بر اين كه با طلاق موافقت ندارد وپدرهمسرش به ازدواج رضايت داده استشهاديه اي كه عده اي گواهي داده اند زوجه مي دانسته زوج همسر و فرزند دارد نيز به دادگاه ارائه مي دهد0پرونده كيفري به دادگاه و اصل و فتوكپي راي دادگاه كيفري 2 و راي تجديدنظر كيفري يك كه ضميمه پرونده مي باشد، حكايت دارد به اين كه پدر زوجه از شكايت جعل امضاء صرفنظر كدره است 0 دادگاه در تاريخ 26/2/72 ختم رسيدگي را اعلام وبشرح متن دادنامه هاي شماره 000 دعوي زوجه را به علت فقد دليل مردود و حكم تمكين زوجه رانسبت به زوج صادر و اعلام مي دارد كه مورد اعتراض زوجه قرار مي گيردو دادخواست تجديدنظرخواهي به دادگاه ارائه مي دهد و از فريب خود وعدم رضايت پدرش به عقد مطالبي را متذكر مي شود0 مرجع : كتاب علل نقض آراءمحاكم درموضوعات احوال شخصيه ومدني درديوان عالي كشور تاليف : يداله بازگير،ازانتشارات ققنوس ،چاپ اول ، 1376 50
هيچ موضوعي مرتبط با اين ماده ثبت نشده
آدرس : تهران خیابان فاطمی روبه روی سازمان آب پلاک 207
تماس اضطراري : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵
پست الکترونیک : info (At) Dadfaran (dat) com