. - قتل عمد 24/10/1375 بسمه تعالي معاونت اول محترم دادسراي ديوانعالي كشور سلام عليكم احتراما" در مورد اعلام ايرادات معاون محترم مجتمع قضايي هاشمي نسبت به دادنامه قطعي صادره از ديوانعالي كشور با توجه به ضميمه بودن پرونده از خلاصه نكات لازمه گزارش تهيه و سپس اظهارنظر مي شود0 حسب گزارش پاسگاه مركزي عنوان دادسراي ناحيه 11 تهران در ساعت 20 مورخه 24/10/1357 توسط دو نفر به اسامي پ 0ب 0وع 0 ب0 به پاسگاه اطلاع داده شده كه دركارخانه توليدي 000 واقع در كيلومتر20 جاده تهران كرج داخل منزل ، شخصي به قتل رسيده كه مامور در محل حاضر شده وقوع قتل صحت داشته 0 مقتول به نام م 0س 0 فرزند م0 و حدود60 ساله 0 همسر مقتول اظهار داشته قاتلين سه نفربوده اند كه دو نفر را شناخته يكي ق 0ا0 كه مدت 2 سال نامزد دخترش به نام ز0 بوده و نامزدي آنها بهم خورده ديگري برادرش ر0ا0 و سومي ناشناس 0 ابتدا دست و پاي شوهرش را در اتاق ديگري بسته سپس دست خودش را هم بسته اند و به دخترش ز0 تجاوز كرده اند ومتواري شده اند از خانم خ 0آ0 همسر مقتول تحقيق شده (24/10/1357) مفادا" اظهار داشته يكسال و نيم قبل ق 0ا0 دختر ش بنام ف 0 را كه در خانه ز0 ناميده مي شود نامزد كرده 0 چون دخترش مايل نبوده حلقه نامزدي را پس فرستاده نامبرده چند بار آ'ده و ضمن ايجاد مزاحمت تهديدكرده و گفته است پدرت را خواهم كشت و شب گذشته به منزل وي حمله كرده اند اول به اتاق بالايي كه شوهرش در آنجا خواب بوده رفته اند دست و پاي او را بسته اند((000 ضمن اينكه مرا كتك زدند دست وپاي مرا بستند يك دختر ديگرم به نام ز0 كه بزرگتر است و در منزل او را ف0 صدا مي زينم نگه داشت و ا0 و برادرش دختر ديگرم را به نام ف 0 كه او را ز0 صدا مي زينم نگهداشتند و با انگشت به دخترام تجاوز كردند و پرده بكارت او را پاره كردند و فرار كردند كه بعدا" دست و پاي مرا دخترانم باز كردند و من با جيغ و داد سريدار بالايي كارخانه را خبر نمودم 000 وقتي درب اتقاي را باز نمودم ديدم شوهرم را دست و پا بسته اند كه در اثر اينكه دهان و گلوي او بسته بودند خفته شده بود000)) براي اثبات ادعاي خودش اظهارداشته ا0 چند بار به همسايه ها گفته كه م 0(شوهرش ) را مي كشد از ف 0ا0 پانزده ساله تحقيق شده اظهار داشته ق 0ا0 و برادرش همراه يك نفر ناشناس به مزنل آنان حمله كرده دست و پاي مادرش را بسته اند واو را كتك زده اند يك نفر از حمله كنندگان خواهرش را گرفته اند0ق 0و0ر هم وي را گرفته با انگشت پرده بكارتش را پاره كرده اند و متواري شده اند0 چون تاريك بوده صورت آنان را نديده ولي چون يك سال ونيم نامزد ق 0 بوده صداي او را كاملا" شناخته از ز0ا0 خواهر ف تحقيق شده او هم مفادا" اظهارات مادر و خواهرش را تكرار كرده ولي گفته است حدود سه ماه پيش ف 0 نامزدي ايش را با خواهرش بهم زده درتاريخ 2/7/67 از بانو پ 0 معروف به خ 0 همسر مقتول تحقيق شده اظهارداشته زمستان بوه خوابيده بوده اند يكدفعه درب منزل باز شده چند نفركه فكر مي كند سه نفر بوده اند وارد خانه شده اي وي راكتككاري كرده اند و فرار كرده اند0 هوا تاريك بوده بعد كه رفته اند متوجه شده شلوار دخترش ز0 خوني است 0 به او تجاوز شده بود0 يك نفر از مهاجمين را كه ق 0 بوده شناخته است 0 در تاريخ 23/7/67 از ف 0 تحقيق شده وي ضمن شرح قضيه اظهار داشته : ((000 با توجه به اينكه بنده ازدواج كرده ام داراي سه فرزند هستم و شوهرم مخالف آمدن بنده به دادسرامي باشد و مسئله آب روي بنده نيز مطرح است بدينوسيله كلا" از شكايت خود صرفنظر مي نمايم و هيچگونه شكايتي نسبت به پرونده ندارم تقاضا دارم مرا احضار نكنيد))0 حسب گزارش پاسگاه عنوان دادسرادرتعقيب شكايات شاكيان و اينكه گفته اند ق 0ا0 در ذوب آهن مشغول به كار است با كارخانه ذوب آهن تماس گرفته اند معلوم شده نامبرده جهت گذراندن دوره آموزش 4 ماه از اصهفان به كرج معرفي شده رئيس آموزشگاه حرفه اي گارد انتظامات كارخانه ذوب آهن واقع در كرج به نام آقاي س 0 اظهارداشته ق 0ا پس از خاتمه دور آموزش 4 ماهه جهت استفاده از مرخصي 10 روزه از تاريخ 24/10/1357 از آموزشگاه خارج شده و پس از اتمام دوره مرخصي در تاريخ 3/11/1357 بايد خودرابه كارخانه معرفي كند0 نامه شماره 7/61562/2/68 كارگزيني كل شركت سهامي ذوب آهن اصفهان عطف به استعلام دادسراي عمومي تهران حاكي است ق 0ا0 در قسمت انتظامات شركت مذكور شاغل بوه ازتاريخ 3/11/57 مرتكب غيبت شده وبه علت غيبت ازكاربركنار شده 0 آدرس وي شيروان 000 منزل شخصي است در ساعت 8 مورخ 20/10/68 توسط مامورين كميته انقلاب اسلامي شيروان ق 0ا0 در روستاي 000 دستگير و به داسدراي انقلاب اسلامي شيروان اعزام شده 0 دردادسراي انقلاب اسلامي درتاريخ 21/10/68 از وي تحقيق شده مفادا" اظهارداشته درسال 1356 مدتي دركارخانه 000 واقع در000 كار كرده شخص ديگري بنام م 0 هم همراه وي بوده 0 قبل از ورود امام به ايران محل خدمت (كارش ) را ترك كرده و چون پدر و مادرش از هم جدا شده بودند و فرزندكوچك داشته اندبراي سرپرستي فرزندان به شيروان آمده 0 در سال 56 ازدواج كرده همسرش اهل بجنورد است 0 به وي قتل عمد و پاره كردن پرده بكارت ف 0ا0 باانگشت تفهيم اتهام شده 0 قرار بازداشت موقت برايش صادر گرديده 0 پرونده ازآمار ارجاعي كسر و به داراي تهران ارسال و دستور از اعزام متهم ( تحت الحفظ) داده شده متهم نسبت به قرار بازداشت اعتراض كرده 0 طبق دادنامه مورخه 26/10/68ضمن رد اعتراض دادنامه معترض عته تاييدشده 0 متهم به مدت يك ماه در اختيار كلانتري تعقيب و كشف جرائم پليس تهران قرار داده شده و دستور تحقيقات مشروح داده شده 0 ازخانم خ0آ0همسر مقتول و دخترانش به اسامي ز و ف 0ا0 تحقيق شده مفادا" اظهار داشته اند شب حادثه ق 0ا0 همراه دو نفر واردمحل سكونت آنان شده بانو خ 0 را كتك كاري كرده و پرده بكارت 000 را كه 15سال داشته با انگشت پاره كرده اند0 بانو خ اظهار داشته ق 0ا0 را كه قبلا" نامزد دخترش ف 0 بوده و ف 0 راضي به ازدواج به وي نشده ، شناخته و به او گفته : (000 چرا مارا مي زني گفت دختر به من نمي دهيد شمارا مي كشم 000)) ز0ا0 هم گفته است : ((000 آن شب برف آمده بود وهوا كاملا" روشن بود ضمنا" ق 0 صحبت مي كرد كاملا" او را شناختم ))0 از ع0س 0 فرزند مقتول 19 ساله كه در زمان قتل 8 سال داشته تحقيق شده وي اظهار داشته دليل اينكه ق 0ا0 و دو نفر ديگر پدرش را كشتند و به خواهرش تجاوز كرده اند، اينست كه ق 0 بعد از به هم زدن نامزدي با خواهرش پدرش را تهديد كرده و خودش ق 0 را ديده است از ن 0ر0 راننده 44 ساله كه در زمان واقعه در كارخانه محل كار مقتول كار مي كرده بعنوان مطلع تحقيق شده مفادا" اظهارداشته ق 0نامزد ف 0 نادختري مرحوم م 0س 0 بوده و به علت مخالف دختر نامزدي به هم خورده انگشتر و هداياي داماد پس فرستاده شده و شنيده است كه ق 0 به م 0 گفته ا ست يا او را مي كشد يا دخترش را ولي نگفته از چه كسي شنيده است از ق 0 تحقيق شده مفادا" منكر اركاب بزه هاي منتسبه گرديده 0 به نامبدره قتل عمدي و ايراد صدمه عمدي منتهي به ازاله بكارت ق0ا0 تفهيم اتهام و دفاع و آخرين دفاع اخذ شده متهم منكرارتكاب بزه هاي انتسابي شده است 0 قرار بازداشت موقت در زمانهاي مقرر در قانون آئين داردسي كيفري ابقاء شده به موافقت دادستان رسيده وبه متهم ابلاغ شده و به اعتراض وي رسيدگي و قرار بازداشت تائيد شده در آگاهي از آقاي ح 0م 0 80ساله تحقيق شده وي اظهار داشته يك روز كه جهت سركشي به كارخانه رفته ديده است ق 0ا0 با م 0س 0 گلاويز شده اند0 پرسيده جريان چيست ؟ ا0 گفته كه شش هزارتومان به س 0داده كه دخترش را به وي بدهد وي از دادن دخترش به وي خودداري كرده 0 س0 را صدا كرده گفته است خرد خرد پول را به ق 0 مي دهد0پس ازصدور قرار مجرميت پرونده با كيفرخواست به دادگاه كيفري يك ارسال شده ع0ب 0و بانو ب 0 مفادا" نامزدي دختر س 0 شهادت داده اند بانوب 0گفته است بعد از به هم زدن نامزدي ا0 همه جا مي گفته س 0 را مي كشد0 يك شب سروصدايي شنيده رفته است ديده است 000 را خفه كرده اند و با چاقو نامزدش 000 را زده است 0 خانم س 0 گفته است ا0 پدرش را كشته و وي را زخمي كرده است 0 وكيل تسخيري متهم طي لايحه مشروحي به دفاع از موكلش پرداخته طي دادنامه شماره 30354/6/71 صادره ازشعبه 132 دادگاه كيفري يك تهران با توجه به شكايت اولياءدم ،گزارش كلانتري گواهي پزشكي قانوني راجع به علت فوت مقتول و اينكه متهم قبلا" نامزد000 نادختري مقتول بوده و شهود به اين نامزدي و مخالفت ف0ا0 و قطع رابطه شهادت داده اند و متهم منكر وجود نامزدي گرديده و با توجه به اظهارات خانمها همسر و نادختري هاي مقتول و آقاي ع 0 س0 پسر مقتول داير بر اينكه ق 0ا0 را شخصا" ديده اند كه همراه دو نفر بالاي سر ف 0ا0 بوده و شخصا" با انگشت از000 ازاله بكارت نموده به استناد مواد205و206 قانون مجازات اسلامي حكم به محكوميت 0000 به قصاص نفس صادر شده و نيز به پرداخت سيصد هزارتومان مهرالمثل در حق شاكيه (خانم ف 0ا0) محكوم گرديده 0 طي دادنامه شماره 524/2 صادره از شعبه دوم ديوانعالي كشور كه دراثر تجديدنظرخواهي محكوم عليه صادر شده با اشاره به رضايت محني عليها و اينكه در موضوع قتل نياز به بررسي بيشتر دارد دادنامه نقض و جهت رسيدگي به شعبه همعرض ارجاع شده 0 پرونده به شعبه 148 كيفري يك تهران ارجاع شده 0 به دادسري عمومي شيروان نيابت قضايي تفويض شده كه از آقايان 000 اعضاء شوراي اسلامي روستاي 000 تحقيق شود كه ع 0ا0 فرزند ق 0درتمام طول سال 1357 حتي يك روز از هفته رابه تهران مسافرت نموده ياخير0 از نامبردگان تحقيق شده سه نفر گفته اند در سال 57به تهران نرفته و يك نفر گفته چون هميشه در روستا نبوده نمي داند0 طي دادنامه شماره 31172/5/72 صادره از شعبه اخيرالذكربعدازشرح شكايت اولياء دم و اظهارات وكيل تسخيري متهم مرقوم داشته اند: ((000چون اولياء دم صريحا" مطالبه قصاص نكرده اند ولي عمل ارتكابي متهم موجب خوف براي زن و بچه مقتول گرديده و بيم تجري نيز هست دادگاه متهم موصوف را به ده سال زندان تعزيرا" محكوم نمود000)) محكوم عليه اقدام به تجديدنظرخواهي كرده طي دادنامه شماره 18796/8/73صادره از شعبه دوم ديوانعالي كشور ضمن رد تجديدنظر خواهي دادنامه تجديدنظرخواسته ابرام شده 0 در تاريخ 30/9/74 معاونت مجتمع قضايي نسبت به دادنامه صادره اعلام ايراد نموده و توضيح داده كه در مورد ازاله بكارت ارش البكاره يا مهرالمثل تعيين نشده و باوجوداحراز بيم تجري متهم در مورد قصاص يا ديه در قتل اظهارنظر نگرديده و در اجراي موارد11و17 قانون تجديدنظر احكام از دادستان معظم كل كشور تقاضاي اقدام قانوني نموده 0 نظريه گرچه متهم از تاريخ 21/10/68 با قرار بازداشت موقت زنداني است و طبق دادنامه هاي اخيرالذكر به تحمل ده سال حبس تعزيري از باب بيم تجري محكوم شده 0 لكن با توجه به مجموع محتويات پرونده جزء اظهارات متناقص وشكايات همسر و فرزندمتقول و بانوان 000 نادختري هاي متقول و اينكه متهم نامزدي اش را با000 انكار مي كند قرينه اي بر ارتكاب بزه قتل عمدي از ناحيه متهم وجود ندارد0 صرف ادعاي اولياء دم به نحو مذكور در پرونده كفيات بر توجه اتهام بر متهم نمي نمايد عليهذا صدور حكم بر محكوميت ق 0ا0 به اتهام ارتكاب قتل عمدي با لحاظ عدم مطالبه قصاص از ناحيه اولياءدم واحراز بيم تجري و تعيين ده سال حبس تعزيري ، بر خلاف محتويات پرونده و موازين شرعي و قانوني است 0 عليهذا به تجويز مواد11و17 قانون تجديدنظر احكام دادگاهها و ماده 18 قانون تشكيل دادگاههاي عمومي و انقلاب معتقد بر تقاضاي نقض دادنامه هاي شماره 31172/5/72صادره ازشعبه 148 كيفري يك و18796/8/72 صادره از شعبه دوم ديوانعالي كشور هستم 0 داديار دادسراي ديوانعالي كشور به تاريخ 30/10/74 پرونده به نظر رسيد بشرح زير اظهارنظر مي نمايد: ماده 11 قانون تجديدنظرآراء(نه احكام دادگاهها)دادگاهها كه جناب آقاي 000 همكار محترم به آن اشاره كرده اندمربوط به تجديد نظر عادي آقاي داستان عمومي (سابق )است كه در شرايط فعلي مطرح نيست 0 ماده 17 قانون تجديدنظر آراء دادگاههانيز مربوط به تقاضاي تجديدنظر از طريق جناب آقاي دادستان محترم كل كشور مي باشد كه در خارج از فرجه مقرر واز طرف غير محكوم عليه اعلام شده و به همين جهت مردود به نظر مي رسد و اما در مورد تقاضاي نقض احكام به تجويز ماده 18 قانون تشكيل دادگاههاي عمومي و انقلاب با توجه به شكايت و اظهارات اولياءدم و تحقيقات و بررسي هاي انجام شده و گزارش مامورين انتظامي و صورتمجلس معاينه جسد و گواهي پزشكي قانوني درباره علت فوت مقتول و با توجه به گواهي گواهان و جامع اوراق پرونده و اينكه دادگاه از طريق حصول علم بزه انتسابي به متهم مبني بر قتل عمدي را احراز كرده است و با توجه به اينكه اولياء دم صريحا" مطالبه قصاص نكرده اند و ديوانعالي كشور نيز با تذكر اينكه ماده استنادي ماده 208 قانون مجازات اسلامي است حكم صادره را تائيد كرده است به نظر اينجانب احكام صادره مبني بر محكوميت متهم به اتهام قتل عمدي به ده سال حبس تعزيري در مجمع فاقدايراد و اشكال مي باشند و موجبي براي تقاضاي نقض احكامم مذكور به نظر نمي رسد فلذا با توجه به مراتب فوق اينجانب با نظر همكار محترم جناب آقاي 000 موافق نيستم مقرر مي دارد پرونده به جهت تعيين تكليف نهايي به نظر جناب آقاي 000 معاونت اول دادسراي كل كشور برسد0 داديار ديوانعالي كشور بسمه تعالي با توجه به اينكه دادگاه قتل را احراز نموده و به علت عدم تقاضاي قصاص از طرف اولياءدم موضوع را مسكوت نهاده پرونده ناقص است بايد از طريق ديوانعالي كشور از دادگاه خواسته شود كه نسبت به قصاص يا ديه يا عفو با اخذ نظر اولياءدم تعيين تكليف نمايد لذا پرونده از اين جهت مخدوش است به استناد بند2ازماده 18 قانون تجديدنظرآراء دادگاهها پيشنهاد رسيدگي مي شود0 دادستان كل كشور مرتضي مقتدائي راي شعبه 0000 ديوانعالي كشور نظر به مندرجات پرونده وكيفيات منعكس در آن ايراد واعتراض آقاي معاون مجتمع قضائي شماره 3 تهران بشرح نظريه مورخ 3/9/74 وارد به نظر مي رسد زيرا همانطوري كه آقاي دادستان محترم كل كشور بشرح نظريه مورخ 19/1/1375 بيان عقيده نموده اند چون دادگاه صادر كننده حكم قتل عمدي را از ناحيه متهم احراز نموده است و حتي متهم را از باب خوف وتجري به ده سال حبس محكوم نموده است لكن به علت عدم تقاضاي قصاص از طرف اولياءدم صدور حكم قصاص وديه رامسكوت نهاده است در حالي كه يكي از وظائف حاكم محكمه اين است كه نسبت به صدور حكم به قصاص يا ديه يا عفو با اخذ نظر اولياءدم تعيين تكليف نمايد0 عليهذا بنا به جهت ياد شده دادنامه شماره 31172/5/72صادره از شعبه 148 دادگاه كيفري يك تهران كه به موجب دادنامه شماره 796 18/8/73 صادره از شعبه دوم ديوانعالي كشور ابرام گرديده است نقص مي شود و رسيدگي مجدد به موضوع در اجراي ماده 18 قانون تشكيل دادگاههاي عمومي و انقلاب مصوب سال 1373 به دادگاه عمعرض ارجاع مي گردد0 مرجع : كتاب نظريات قضائي دادستاني كل كشوردراجراي مواد 18 و 31 قانون تشكيل دادگاههاي عمومي وانقلاب آراء جزائي 1375 جلداول تهيه وتدوين : محمدهاشم صمدي اهري انتشارات گنج دانش 135
هيچ موضوعي مرتبط با اين ماده ثبت نشده
آدرس : تهران خیابان فاطمی روبه روی سازمان آب پلاک 207
تماس اضطراري : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵
پست الکترونیک : info (At) Dadfaran (dat) com