سامانه جستجو قوانین




رای وحدت رويه ديوان عالی كشور

قرارداد ساز آرش علیزاده نیری وکیل پایه یک دادگستری آژانس هواپیمایی عصر پرواز مجری ویزای شینگن ویزای ایتالیا ویزای چین ویزای دبی
راي شماره : 4 - 16/2/1376

هيات عمومي شعب كيفري ديوان عالي كشور(اصراري )
با توجه به اينكه متهم ضمن اقرار به قتل اظهار داشته كه شكار000(مقتول ) نيمه شب در گاراژ در بسته قصد تجاوز به وي را داشته و با در دست داشتن چاقو و تهديد با آن از خارج شدن او از گاراژ جلوگيري نموده و در جريان دفاع مرتكب قتل شده و محتويات پرونده نيز مويد صحت مدافعات مشاراليه است و طبق ماده 61قانون مجازات اسلامي مصوب 1370 كسي كه در مقام دفاع مرتكب جرم مي شود قابل تعقيب ومجازات نيست و بر اين اساس محكوميت به قصاص نفس بر خلاف قانون مي باشد، لهذا اعتراض وارد است 0 بنابراين دادنامه شماره 18524/7/75 شعبه 144 دادگاه عمومي تهران به استنادبند(ج ) ماده 24 قانون تشكيل دادگاههاي عمومي و انقلاب باكثريت آراء نقض و رسيدگي مجدد به دادگاه ديگري از محاكم عمومي تهران ارجاع و متذكر مي شود كه چون با وجود مسلم بودن دفاع حسب اوضاع و احوال قضيه تجاوز از حدود دفاع محرزاست متهم ضامن پرداخت ديه مي باشد0
هيات عمومي ديوان عالي كشور(شعب كيفري )

151
* سابقه *

راي اصراري كيفري 13764

شماره راي  : 164/2/1376
شماره پرونده : 13761
شماره جلسه  : 13766

علت طرح : اختلاف نظر بين شعبه يازدهم ديوان عالي كشور با دادگاههاي عمومي تهران 

موضوع :       قتل عمدي
 قتل غير عمدي
 دفاع مشروع

در ساعت 9 روز سه شنبه مورخ 16/2/1376 جلسه هيات عمومي شعب كيفري ديوان عالي كشور برياست حضرت آيت الله محمد محمدي گيلاني رئيس ديوان عالي كشور و با حضور جنابان آقايان قضات ديوان عالي كشور و نماينده جناب آقاي دادستان كل كشور تشكيل و با تلاوت آياتي چند از كلام الله مجيد رسميت يافت 0

رئيس : دادنامه شماره 481 شعبه يازدهم ديوان عالي كشور بتصدي جناب آقاي سيدجعفر شبيري رئيس و جناب آقاي رحمت الله عروجي مستشارمطرح است 0 جناب آقاي عروجي دادنامه شعبه راقرائت فرمايند0
پيرو گزارش و دادنامه شماره 409/711/9/74 اين شعبه كه طي آن دادنامه بشماره 1489/9/73 صادره از شبعه 143 دادگاه كيفري يك تهران مبني بر قصاص نفس آقاي محرم نقض و پرونده به شعبه 144 دادگاه عمومي تهران ارجاع گرديده است شعبه مذكور هم همانند دادگاه قبلي متهم را به قصاص نفس محكوم نموده و پرونده در اثر اعتراض محكوم عليه به راي صادره به ديوان عالي كشورارسال وبنابر سابقه به اين شعبه ارجاع شده است 0 قضيه به اين شرح است كه به دنبال مجروح شدن آقاي شكار بوسيله چاقو وانتقال او به بيمارستان سينا و اطلاع امر به نيروي انتظامي ، مامور انتظامي به بيمارستان اعزام و از مجروح تحقيق نموده است 0 شكار نگهبان گاراژ سانترال اظهار داشته اينجانب در ساعت 22 شب مورخ 10/4/72 از شخصي بنام محرم حدودا" ده هزار تومان طلب داشتم و قبلا" در قهوه خانه بغل گاراژ كار مي كرد به من مراجعه كردو گفت چون من در چلوكبابي كار مي كنم در دو سه هفته ديگر بدهكاري كه به شما دارم مي دهم و رفت كه بعدا" در ساعت 1 همين شخص (محرم ) ازبالاي درب ورودي گاراژ سانترال كه خودم نگهبان هستم وارد شد و من در خواب بودم كه ايشان با چاقو به من حمله ور شد و شش جاي بدن من را با چاقوزد0 از دو نفر بنامان حسين ومهدي كه مجروح را به بيمارستان انتقال داده بودند تحقيق شده كه آنها از مجروح نقل كرده اند كه گفته شخصي بنام محرم مرا با چاقو زده است (ص 5و4) فردي بنام حميد 49 ساله راننده سازمان گوشت اظهار داشته شكار مانند فرزند خويش از محرم نگهداري مي كرد و تمام خرج و خوراك محرم را مي دادو ساعت 22 مورخ 10/3/72 محرم خودش به گاراژ وارد شد و پس ازاحوالپرسي محرم وشكار با هم شام خوردند و شكار به محرم شماره تلفن داد و گفت چرا به من سر نمي زني كه تا ساعت 24 شب جاري با هم بوديم و بعد از آن نمي دانم چه اتفاقي افتاد(ص 1) از فردي بنام شاهپور تحقيق شده كه او شكار را پدرخوانده خود معرفي نموده و گفته ازدو سال قبل مادرم را عقد كرده است او اطلاعات خود در مورد قتل شكار را از اهالي و كسبه محل نقل كرده و در پاسخ به اينكه چرا محرم شكار را كشت گفته فقط مي دانم ده هزار تومان به شكار بدهي داشته است 0(ص 15)
در تحقيق از اولياءدم آنها ازمحرم بعنوان قاتل پدر خودشكايت نموده ، تقاضاي صدور حكم بر قصاص را كرده اند0 پزشكي قانوني تهران پس از معاينه جسد و تعيين محل و كميت و كيفيت بريدگيها بوسيله جسم برنده ، علت مرگ شكار را آسيب احشاء و عروق داخل اعلام كرده است 0(ص 31)
در تحقيق از شخصي بنام زاهد19 ساله و محصل ، گفته : روزعاشورا ساعت 5/8 الي 9 شب بود كه محرم به گاراژ آمد نزد شكار بعد از احوالپرسي و صرف شام و صحبت كردن شماره تلفن باطريسازي علي را از مقتول گرفت و حدود ساعت 5/12 تا يك نيمه شب بودكه بگفته مقتول در گاراژ را بستم و سپس قفل كردم و من رفتم داخل اطاق روي بالكن خوابيدم محرم هم روي تخت بغل مقتول داخل محوطه گاراژخوابيد و صحبت مي كردند حدود يك ساعت بعد من از سر وصدابيدارشدم بلافاصله بيرون آمدم محرم را ديدم توي راهرو گاراژ ايستاده بود و مقتول نيز ايستاده بود و حدود سه متر با هم فاصله داشتندد مقتول خون زيادي از او سرازير بود و به من گفت محرم را بگير كه بلافاصله محرم از در گاراژ بالا رفت كه من به دنبال او دويدم و پايش را گرفتم كه پاي ديگري را توي صورتم زد و رفت بالاي در و متواري شد او در پاسخ به اين سئوال كه به غير از تو محرم و شكار فرد يا افراد ديگري هم داخل گاراژ بودند گفته خير چون تعطيل بود0
محرم در شهرپارس آباد دستگير شده و در نخستين تحقيق مورخ 18/5/72 در دايره اول اداره آگاهي تهران ضمن معرفي خود به عنوان محرم 19 ساله اهل مشكين شهر و اعتراف به ايراد جرح با چاقو به شكار در مورد انگيره درگيري با نامبرده چنين گفته ((من حدود ساعت 19 روز10/4/72 به خيالان هلال احمر جلولي گاراژ سانترال مراجعه و جلوي گاراژ علي (زاهد) را ديدم كه اولين بار بود با علي روبرو شدم ضمن احوالپرسي به اتفاق علي رفتيم داخل محوطه روي تخت نشستيم حدود نيم ساعت بعد مرحوم شكار به ما ملحق شد و علي با شكار مشغول شام خوردن شدند و به من تعارف كردند چون شام خورده بودم من با آنها شام نخوردم و حدود ساعت 21 چون خسته بودم و دچار خواب گرفتگي شدم بصورت طاقبار روي تخت دراز كشيدم وشكار با علي (زاهد) لبه تخت نشسته بودند كه حدود ساعت 22 بود درحاليكه به صورت روي شانه خوابيده بودم متوجه شدم كه دستي روي شورت من است و قصد دارد پائين بياورد كه ناگهان از خواب بيدار شدم ديدم شكار لب تخت كنار من نشسته بود و چون ديدم شلوار وشورتم مقداري پائين كشيده شده ازجاي خود بلند شدم رفتم دستشوئي وشورت وشلوارم بالا كشديم و در حين برگشت از دستشوئي البته قبل از اينكه از دستشوئي بيرون بيايم صداي شكار وعلي (زاهد) را مي شنيدم كه شكار مي گفت علي بيا كمي باش حال كنيم كه دچار وحشت شدم ودوباره گفتم شايد شوخي كند از دستشوئي كه بيرون آمدم ديدم شكار و علي جلوي اطاق دفتر گاراژ كه لامپ آن روشن بود ايستاده اند و علي رفت داخل اطاق يك چاقوي كارد مانند دسته چوبي كه رنگ دسته آن قهوه اي بود و قبلا" هم در همان اطاق ديده بودم آورد به دست شكار داد من كه اين وضعيت را ديدم ترسيدم و برگشتم به سمت درب خروجي گاراژ كه محل را ترك كنم علي در حالي كه لخت و فقط يك شورت در پا داشت دويد آمد جلو در بسته در مقابل من ايستاد و دستهايش را به كمرش زد در همين حين شكار هم با چاقو كه علي در اختيار وي قرار داد به من نزديك شد و چاقو را در پهلوي قسمت پشت من گذاشت ولي فرو نكرد و علي هم به من پيچيد كه من از خود دفاع كردم و در همين لحظه شكار و علي مرا محاصره كرده بودند و من چاقو را از دست شكار با زور گرفتم به او حمله ور شدم و ديگر نمي دانم چند ضربه به او خورده و چاقو را به زمين انداختم و فرار كردم به محوطه گاراژ كه علي با صندلي مرا دنبال كرد و سپس ضمن اينكه فرياد مي كشيدم خود را به جلوي در خروجي گاراژ رساندم و از بالاي در گاراژ بالا رفتم وبه پائين پشت در پريدم كه حتي دكمه هاي پيراهنم كنده شد و فرار كردم 0
او در پاسخ به اينكه شكار پول از شما طلب داشت گفته ((مبلغ ده هزار تومان قبلا" به من داده است كه در ايام نوروز مبلغ پنج هزار تومان به او دادم و پنج هزار تومان ديگر از من طلب داشت كه آن شب خودم به عمو (شكار) گفتم انشاءالله به اين زودي بقيه پول را پس مي دهم ))0
سئوال : آقاي عمو صحبت از ده هزار تومان طلب كه از شمابگيرد آن شب حادثه نكرد؟
جواب : خير اصلا" چنين صحبتي نبوده است 0
س : چند ضربه چاقو به شكار زدي ؟
ج : پس از گرفتن چاقو از دست او من فقط يك چرخ  زدم و اصلا" متوجه نشدم كه چاقو به او خورد يا نه و در حاليكه فراركردم شكار سرپا ايستاده بود0
س : آقاي قبلا" هم مرحوم شكار تقاضاي چنين عملي ازشماكرده بود؟
ج : خير اصلا"0
س : آيا باافراد ديگري چنين كاري كرده ؟
ج : من نديده بودم و از ديگران شنيده بودم كه چنين عملي با بعضيها مي كرده 0
س : از چه افرادي شنيدي ؟
ج : از شخصي بنام داود كه قهوه خانه جنب گاراژ را اجاره كرده بود0
س : حاضري با داود مواجه شوي ؟
ج : بله
در مواجهه حضوري زاهد معروف به علي موضوع قصد تجاوز خود و شكار به محرم را تكذيب كرد و محل خواب خود را داخل اطال ومحل خواب شكار و محرم را به فاصله 15 متري در داخل محوطه گاراژ اعلام نموده است 0
محرم در تاريخ 10/5/72 در نزد بازپرس ضمن شرح ماوقع (بمثابه مرحله قبل ) به ايراد جرح با چاقو به شكار اعتراف كرده و زاهد (علي ) نيز با بيان اين مطلب كه مدتي كه محرم بيدار بود با من و شكار صحبت مي كرد هيچگونه درگيري واختلافي بين شكار و محرم و من پيش نيامد)) ادعاي محرم مبني بر قصد تجاوز او و يا شكار به نامبرده را تكذيب كرده است 0 محرم در دفاع مجدد گفته من قبول دارم كه با چاقو به طرف شكار حمله كرده ام و ممكن است چاقو به او خورده باشد ولي قصد كشتن او را نداشتم 0 آقاي بازپرس با صدور قرار بازداشت موقت در مورد متهم و دستور تحويل او به آگاهي جهت تحقيق و بازسازي صحنه ، دستور تحقيق از اخلاق مجني عليه را كه آيا انحرافات اخلاقي داشت يا خير داده و به اعتراض متهم به قرار باز داشت موقت هم رسيدگي و قرار صادره تاييد گرديده متهم در تحقيق آگاهي ، در مورد رابطه خود با شكار چنين پاسخ داده :
س : ميزان رفاقت خودت با شكار را بگو؟
ج : صميمي شده بودم و شوخي مي كرديم 0
س : شوخي از جانب تو بود يا شكار؟
ج : هميشه از جانب شكار شوخي شروع مي شد0
س : به چه نحوي شوخي مي كرد؟
ج : بيشتر سعي داشت به من نزديك شده و سرو گردنم را مي گرفت مرتب مرا دستمالي مي كرد حتي ويدئويي داخل انبار داشت و باجوانها آنجا مي رفت و فيلم تماشامي كردند0
س : اهالي و كسبه در مورد شكار چه مي گفتند:
ج : مي گفتند بچه باز است و مواظب خودت باش او هرچه درمي آورد خرج بچه ها مي كند0
س : با شاهپور(دوست محرم ) هم مسئله اي داشت ؟
ج : مي گفتند، حتي ويدئو را براي شاهپور خريده بود وحتي فيلم سكسي به نام ((نينا)) مي آوردند و تماشا مي كردند0
متهم با بيان مجدد موضوع قصد تجاوز شكار به او پائين كشيدن شلوار او و بيدار شدن وي و رفتن به دستشوئي در مورد روآوري شكار با چاقو گفته : ديدم شكار چاقو در دست دارد به طرف من آمد و با شوخي به پهلوي من گذاشت و مي خنديد و مرا مي بوسيد و گاز مي گرفت من عصباني شدم چون مرتب مرا فشار مي داد من چاقو را از دستش گرفتم و چند ضربه به او زدم 0
س : بالاخره انگيزه تو از كارد زدن به شكار چه بوده است ؟
ج : چون او مرتب با من ور مي رفت و مي خواست به من تجاوز كند و من كارد رااز او گرفتم چون خيلي عصباني بودم باكارداورازدم 0
س : اين قضيه را در تهران و روستا به چه افرادي درميان گذاشتي ؟
ج : بله با صاحب كارم به نام حسين در ميدان راه آهن درميان گذاشتم ولي او اعتنائي نكرد0
از چند نفر در مورد اخلاق شكار تحقيق شد آقاي م 46 ساله شغل راننده گفته من طي مدت 15 سال است كه مرحوم شكار را مي شناسم جز خوبي چيزي از نديده ام ولي مردم مي گفتند او انحراف جنسي دارد و بچه باز هست ولي من به چشم خودم چيزي نديدم 0 آقاي جعفر52 ساله گفته در محيط كار در طي 24 سال شخصا" چيزي از وي جز خوبي نديدم 0 آقاي غلامرضا53 ساله شغل مكانيك گفته حدود ده سال هست كه در اين مكان كار مي كنم و تا قبل از فوتش چيزي جز خوبي نديده و نشنيده بودم ولي پس از فوتش مردم مي گفتند بچه باز است و غيره 0آقاي ا610 ساله بازنشسته گفته مدت 40 سال است كه مرحوم شكار را مي شناسم چيزي بجز خوبي از او نديده بودم ولي مردم پشت سراو زياد حرف مي زدند كه بچه باز است و غيره (ص 9093) از شاهپور19ساله درتاريخ 24/5/72 تحقيق شده كه او در پاسخ به سئوال از تهيه يك دستگاه ويدئو توسط شكار كه شما در اين مكان استفاده مي كرديد گفته است بله يك دستگاه ويدئو سوني برايم خريده بود كه از آن در گاراژ در انباري تراشكاري استفاده مي كرديم و فردي به نام علي كه در اينجا تراشكاري داشت فيلم مي آورد0
س : چه كساني جهت ديدن فيلم اينجا مي آمدند؟
ج دوستان علي تراشكار0
س : قضيه فيلم نينا چيست ؟
ج : فيلم سوپر بود(ص 94)
در تحقيق مورخ 24/5/72 از آقاي حسين ( كه محرم مدتي دررستوران او كار كرده بود) تحقيق شده كه : محرم در خصوص چاقو زدن به يكنفر و نزاع با شما صحبت كرده است 0 نامبرده جواب داده : بله صحبت كرده بود به من گفت فردي را با چاقو زده است و او را بيمارستان سينا برده اند0
س : نگفت چرا به آن فرد چاقو زده است ؟
آنطوري ك خودش تعريف مي كرد يك شب رفته بود كه نزد آن فرد بخوابد آن فرد قصد تجاوز به وي را داشته است كه او هم طرف را كشته است (ص 97) در مورد سوءپيشه متهم بررسي شده و فاقدسوءپيشينه بودن او اعلام شده است (ص 99)0
پرونده با صدور كيفرخواست به شعبه 143 دادگاه كيفري يك تهران ارجاع شده است 0 متهم در جلسه مورخ 23/8/73 كه اولياءدم حضور داشتند با تشريح قضيه واينكه بعد از فهميدن منظور مرحوم شكار قصد فرار داشته ولي دربسته بود و بااشاره به تعقيب نامبرده محرم را در حالي كه چاقو در دست داشته و بي فايده بودن استمداد او، فرار كرده كه چاقو از دست شكار گرفته ولي نفهميده كه اوزده يا خود شكار به خودش چاقو زده است 0 متهم در پاسخ به سئوال اينكه چرا در نوبت اول از در فرار نكردي گفاته است خواب آلود بودم 0 متهم آخرين دفاع را به وكيل خودواگذار كرده است (ص 166)0
وكيل متهم طي لايحه تقديمي از موكل خود دفاع كرده ونماينده دادستان طي اظهاراتي كه به خط خود نوشته با قطعي خواندن قتل شكار توسط متهم قتل عمدي بودن را جاي تامل ديده و دلائل خود را به اين شرح بيان كرده : متهم در دفاع از خود اظهار نموده است كه مقتول قصد لواط با او را داشته و براي اين منظور شلوار او را پائين آورده و با كارد او را تهديد كرده است اگرچه ممكن است اين مسائل ساخته و پرداخته ذهن او باشد لكن با توجه بااينكه اهالي محل مقتول را شخصي بچه باز وداراي انحراف جنسي مي دانسته اند طبيعي است كه هر حركت مشكوك مقتول اين ذهنيت را براي متهم ايجاد مي كرده كه مقتول قصد لواط با وي را داشته و علي الاصول سابقه مقتول علت ايجاد چنين ذهنيني گرديده است 000 لذا خواب آلودگي متهم و قفل بودن در و خوابيدن مقتول و متهم در يك تخت مزيد بر علت است براي ايجاد ذهنيت متهم ، حتي بر فرض اشتباه بودن چنين ذهنيتي بموجب فتوي امام خميني (رض ) در تحريرالوسيله ج 1 ص 469 ذيل مساله 14، متهم گناهكار نبوده بلكه ضامن است سپس نماينده دادستان با اشاره به ضد و نقيض بودن اظهارات زاهد( تنها شاهدقضيه )احضار او و تفهيم اين تناقض گوئيها در كشف حقيقت درخصوص ادعاء متهم مبني بر حمله مقتول به وي به قصد لواط را موثر ديده ، همچنين اخذ سوابق مقتول از دائره تشخيص هويت را موثر در كشف واقعيات اعلام كرده است (ص 168و167)0
قاضي محترم در نهايت طي دادنامه بشماره 1489/9/73 :
با توجه به اقارير متهم در مراحل مختلف و اظهارات ديگران و مقرون به حقيقت نديدن ادعاء متهم وامكان فرار او از صحنه ، بزهكاري وي را محرز ديده و استنادا" به مواد206(بندب ) و207و219 از قانون مجازات اسلامي محرم را به قصاص نفس محكوم نموده 0
كه در اثر تجديدنظرخواهي محكوم عليه پرونده به ديوان عالي كشور ارسال و به اين شعبه ارجاع شده بود0 اين شعبه طي دادنامه بشماره 409/711/9/74 با اين استدلال :
وكيل تسخيري متهم در دفاع از موكل خود اقدامي اساسي نكرده و گويا خود را موظف به دفاع نمي دانسته ( به دليل عدم حضوردر جلسات بدون ذكر علت و مفاد لايحه چند سطري ) ولي با توجه به نظر موجه و مستدل نماينده محترم دادستان در دو صفحه اعتراض تجديدنظرخواه وارد است 0
راي معترض عليه را نقض و رسيدگي به شعبه ديگر همعرض احاله نموده است 0
با اجراء قانون تشكيل دادگاههاي عمومي وانقلاب پرونده به شعبه 144 دادگاه عمومي تهران ارجاع شده است 0 اولياءدم با تقديم لايحه اي تقاضاي صدور حكم بر قصاص نفس متهم را كرده اند احدازآنها در جلسه دادگاه حضور يافته و تقاضاي خود را مجددا" مطرح نموده است متهم مدعي شده كه تنها يك ضربه به دست شكار زده ولي اظهارات خود در مراحل قبلي را پذيرفته است وكيل متهم با تكيه به نظريه نماينده دادستان تقاضاي احضار او و اخذ توضيحات از وي و سپس صدور حكم شرعي و قانوني را كرده است 0 قاضي محترم در جلسه بعد مورخ 16/7/75 اظهارات اولياءدم و دفاعيات متهم را استماع كرده او به صراحت به ايراد جرح با چاقو اقرار كرده ولي گفته 3 ضربه زده و انگيزه وي براي قتل نبوده است 0 متهم در آخرين دفاع گفته دفاعي ندارم اتهام را قبول دارم قاضي محترم با اعلام ختم رسيدگي و طي دادنامه شماره 18524/7/75 :
با توجه به اقارير متهم در مراحل مختلف و در جلسات دادگاه و بي دليل بودن ادعاي او در مورد قصد تجاوز شكار واستنادا" به مواد 206 (بندب ) و207و219 قانون مجازات اسلامي محرم را به قصاص نفس محكوم نموده است 0
در اثر اعتراض محكوم عليه به راي صادره پرونده جهت رسيدگي به تجديدنظرخواهي او به ديوان عالي كشور ارسال و بنابر سابقه به اين شعبه ارجاع شده است 0
هيات شعبه در تاريخ بالا تشكيل گرديد پس از قرائت گزارش آقاي رحمت الله عروجي عضو مميز واوراق پرونده و نظريه كتبي آقاي محمد قاسمي داديار ديوان عالي كشور اجمالا" مبني بر طرح درهيات عمومي دادنامه شماره 18524/7/75 تجديدنظرخواسته مشاوره نموده چنين راي مي دهد:
با توجه به محتويات پرونده نظر به اينكه دادگاه اخير(شعبه 144 دادگاه عمومي تهران ) مانند دادگاه اول شعبه 143دادگاه كيفري يك تهران برخلاف نظر اين شعبه بر قصاص نفس متهم اصرار كرده ومورد مشمول مقررات بندج ماده 24 قانون تشكيل دادگاههاي عمومي وانقلاب است مقرر مي گردد دفتر پرونده را از آمار كسر و جهت طرح درهيات عمومي اصراري ديوان عالي كشور به نظر رياست  محترم ديوان عالي كشور برسد0
]شعبه يازدهم ديوان عالي كشور[

رئيس : جناب آقاي عروجي چنانچه توضيحي داريد بفرمائيد0
عنايت داريد كه از نظر ما قصد تجاوز آقاي شكار به اين آقاي محرم لاريب فيه بوده و از اينكه مقدماتي انجام داده و چاقو هم دست گرفته و آقاي محرم روي سوابق و آشنائي و ارتباطي كه با جعفر داشته است خالي و بدون هر سلاح وارد اين محل شده و آن آقا هم آن شب با علي نامي آنجا مشول شام خوردن بودند كه محرم وارد شده آنها تعارف كردند محرم شام نخورده ودر كنار آنها نشسته آنها شامشان را خورده اند و علي يا زاهد نام در وقت خوابيدن در فاصله 15 متري و در خارج از محوطه اي كه جعفر با محرم خوابيده بودند خوابيده يعني طوري نبوده است كه جلوي چشم علي باشد ومراحل مقدماتي تجاوز آقاي شكار نسبت به محرم را ببيند0 شكار در دل شب خلوتي شب بنابرآنچه آشنايان ومرتبطين نسبت به سوابقه اين آقا گفته اند ديده زمينه تجاوز هست عنايت داريد زن شكار قبلا" مرده و چند سال بوده كه او در اين گاراژ بسر مي برده و باصطلاح حالت مجردي هم داشته و آن سوابق هم (بنابه گفته اهل اطلاع ) حكايت از اين دارد كه اين آدم روبراه و در صراط مستقيم در قضيه نبوده ودر نتيجه قصد تجاوز داشته است اين بنده خدا(محرم ) بلند مي شودمي رود دستشوئي براي بالا كشيدن شلوارش و بر مي گردد مي بيند چاقو در دست آقاي شكار است و به علي هم مي گويدكه بيا با او حال كنيم خلاصه محرم را تقعيب مي كنند عنايت داشته باشيد آيا نامبرده از دربسته قفل شده راه فرار داشته و مي توانسته بيرون برود كه خودش رانجات بدهد چگونه مي توانسته در حالي كه چاقو در دست طرف بودن جوان ديگري كه هر آن خودش را آماده براي تجاوز كرده بوده دوتائي دست به دست هم داده بودند كه آن شب بالاخره به تعبير خودشان حال كنند اين بيچاره هم راهي جز اين نديده است كه بالاخره دست و پا كند و چاقو را از دست طرف بگيرد و براي دفاع از خود و جلوگيري ازتجاوز به خودش به كسي كه قصد تجاوز داشته حمله ور شود و چاقو بزند0 نماينده دادستان هم نظر به غيرعمدي بودن قتل داشته كه ما ديديم نظريه او منطبق بر واقعيت بوده و نظر خودمان همان بودلذا نظريه آن را هم آورديم ما در حقيقت اين قتل را هرگز قتل عمدي موجب قصاص نمي بينيم 0

رئيس : جناب آقاي سپهوند
بنده در مورد طرح موضوع عرض داشتم حالا آقايان كه نظرشان اين است كه قابل طرح است بنده هم عرضي ندارم 0 ولي در ماهيت پرونده با كيفرخواست دادستان در دادگاه مطرح شده و شعبه محترم 11 ديوان عالي كشور هم نقض حكم قصاص دادگاه را مبتني كرده است بر نظريات نماينده دادستان در دادسرا0
زماني كه دادسراها برقرار بود در جريان رسيدگي ، اصولي وجود داشت كه اين اصول رسيدگي عبارتند از اصل وحدت ، اصل استقلال ، اصل استقلال ، اصل سلسله مراتب كه هر كدامشان اقتضائي دارند0
از لحاظ اصل وحدت هر تصميمي كه مقامات دادسرا اتخاذنمايند غيراز بازپرس كه ذوجنبتين بود از يك جهت ، ضابط دادگستري ومرئوس دادستان از جهت ديگر قاضي بود ومي توانسته با دادستان اختلاف نظر داشته باشد ساير مقامات دادسرا مكلف بودند از نظر دادستان تبعت بكنند، اصل وحدت اين بود0
اصل استقلال اين كه ، درست كه دادسراها در معيت دادگاههاتشكيل مي شد ولي مستقل بودند و اصل سلسله مراتب اينكه مقامات دادسرا، داديارها وقتي كه كيفرخواست صادر مي شدحق نداشتند خلاف كيفرخواست مطلبي بنويسند اين دادسرا و ترتيبات از حقوق فرانسه اقتباس شده و قبلا" هم مدتهادادسراهارا پاركه مي گفتندمانندفرانسه 0فرانسويها يك اصطلاح دارند كه من آن اصطلاحش را عرض مي كنم به اين ترتيب است كه : ((اگر قلم برده است ، زبان آزاد است 0)) يعني مقامات دادسرا همانطوري كه عرض كردم حق ندارند برخلاف كيفرخواست مطلبي بنويسند اين آقا متخلف است اگر حالا جناب افشاري بعد به ما ايراد بكند مقامات دادسرا حق ندارند مطلبي خلاف مطالب دادستان بنويسند اما زبان آزاد است قلم برده يعني دادياري كه در محكمه حضور پيدا مي كند حق ندارد چيزي بنويسد كه برخلاف كيفرخواست باشد0
دادستان گفته است عمدي است من تقاضاي قصاص دارم ، آن مطلب كان لم يكن است از نظر قانون ، اما كسي كه به نمايندگي دادستان شركت مي كند حق دارد شفاها" بگويدآقاي رئيس دادگاه ، من مكلف هستم از كيفرخاست دفاع بكنم 0 اما نظر من اين است كه مثال " اين دفاع مشروع است 0
دوم اينكه آقاي داديار مشخص نكرده كه چه مي خواهد بگويد، از نظر آقاي داديار اصولا" يك تحقيقاتي لازم است مبنا را برد روي ذهنيت گفت اينكه مي گويد فلان خصوصيت را دارد و مطالبي كه شنيده بود يك ذهنيت را برايش ايجاد كرده و خودش مي گويد اين ذهنيت ممكن است اشتباه باشد يعني اين ذهنيت كه هر حركتي كه اين آقا مي كرده او تصور مي كرده قصد تجاوز دارد براي روشن شدن حقيقت و اينكه باصطلاح مدافعات متهم صحيح است يا نه ايشان مي گويد سوابق مقتول را بايستي استعلام كنيم ببينيم آيا واقعا" مقتول سوابقي در اين زمينه دارد يا ندارد اين دومين دليلي بود كه اصولا" آقاي نماينده دادستان با وجود تخلف از مقررات قانوني و اصول ، مطلب قطعي بيان نكرد كه بالاخره اين قتل عمدي است يا غيرعمدي ؟ آنجاكه استنادمي كنند به فتواي حضرت امام رحمت الله عليه كه ضمان مي گويد، نمي گويدكه مقصود از ضمان چيست ؟ ديه بايد بدهد؟ قتل است اصولا" شبه عمد است ؟ مطلبي بيان نكرده 0
بنابراين وقتي شعبه ايراد كرده اند به اينكه چرا وكيل دفاع نكرده وكيل در پرونده گفته : من تشخيصم اين است كه نماينده دادستان كيفرخواست را پس گرفته پس من دفاعي ندارم پرونده را مطالعه بفرمائيد وكيل ايرادش اين است مي گويد وقتي آقاي نماينده دادستان به اين ترتيب بيان عقيده كرد به مفهوم استرداد كيفرخواست است ، وقتي ادعا نيست دفاعي هم معناندارد بنابراين از جهت استناد به نظر نماينده دادستان كه به هيچ وجه با مقررات قوانين مطابقت ندارد نقض حكم دادگاه خلاف قانون است 0
سوم اينكه از مدافعات متهم به خوبي مشخص است والا تناقض دارد گاهي مي گويد به من حمله كرده ، چاقو را از آن آقاي علي 000گرفت و حمله كرد و مي خواست تجاوز بكند در مواردي مي گويد من خيلي عصباني شدم چاقو را از دستش گرفتم و به او ضربه زدم و جائي مي گويد من عصباني شدم ولي نمي دانم او به خودش چاقو زد يا من به او چاقوزدم يعني به هر حال متهم آدم صادقي نيست 0 حقيقت لايتغير است 0 دروغ است كه تغيير پيدا مي كند0 وقتي كه كسي واقعيتي را بيان بكند اين واقعيت هميشه يكسان است ممكن است عبارات تفاوت پيدا بكند ولي محتوي و مفاد تفاوتي ندارد ما به اين لحاظ روي اظهار اين شخص هم نمي توانيم استناد بكنيم واعتباري براي اظهارات يك چنين شخص قائل شويم علاوه بر آن وقتي مي گويد من چاقو را از دست اين شخص گرفتم و چاقو زدم ديگر مساله حمله منتفي است تا ما بگويئم دفاع 0
ماده 61 قانون مجازات اسلامي اين است كه دفاع در مقابل تجاوز فعلي و يا خطرقريب الوقوع تجويز شده و مجاز است حالا با آن شرايط بنظر من از دو جهت كه عرض كردم ، به خصوص از جهت اولي و جهت دوم اينكه به هيچ وجه پرونده نشان نمي دهد كه اين شخص در مقام دفاع مرتكب قتل شده باشد حكم دادگاه صحيحا" صادر شده و متهم قابل قصاص است 0

رئيس : جناب آقاي عامري
آنچه كه به نظر بنده هم آمده بود جناب آقاي سپهوندبيان فرمودند و مطالبي را كه فرمودند مورد قبول بنده هم هست مي خواستم به بعضي از آنها اشاره كنم 0 در اينجا آنچه كه از مجموع اين گزارش استفاده مي كنيم اين است كه قتلي واقع شده مسلما" و اين قتل هم بوسيله ضربات چاقو و آلت قتاله انجام شده نوع قتل عمدي است فكر نمي كنم كسي در اين مورد شبهه اي داشته باشد كه نوع قتل عمدي است 0 دادگاهها روي همين اصول حكم قصاص قاتل راصادركرده اند آنچه كه در ذهن مي آيد و استفاده مي شود آن است كه متهم دفاع از عرض كرده باشد اين هم حرفهائي است كه در اين زمينه زده البته اصل اقرار به قتل و چاقو زدن قبول است اما اين اقراهائي كه به نفعش هست ومي خواهد خودش را نجات بدهد قبول نيست چون اظهاراتش متناقض هست و يكنواخت نيست ، اگر او دفاع كرده از اول تا آخر بگويد دفاع كردم و چاقو زدم بعد مي بينيم در مراحل بعدي اظهاراتش را عوض مي كند و نوع ديگري حرف مي زند و سوابق اين قاتل هم مشخص نيست 0
در پرونده گفته شده ببينيد سوابق قاتل چيست ، دقيق مشخص نيست آيا پرونده اي داشته يا نداشته ، چه طور آدمي بوده ، علي كل حال آنچه كه مسلم است اين شخص چاقو زده و شكار را كشته حالا مدعي شده كه او مي خواسته او به من تجاوزكند اما حرفهايش مشكوك است فكر نمي كنم محكمه پسند باشد لذا بنظر من هم راي دادگاهها درست است و شعبه محترم ديوان عالي كشور هم در زمينه اينكه عمل متهم دفاع بوده و ديه بايد داده شود آيا دفع تجاوز كرده آيا قتل واقع شده شبه عمد است يا قتل خطائي است يا نه اصلا" هيچ مجازاتي ندارد مسكوت عنه گذاشته اند، از اين نظر هم پرونده اشكال دارد كه مي خواستيم راجع به طرح آن صحبت كنيم كه رياست محترم فرمودند نه ، راجع به طرح صحبت نشود تا پرونده ختم گردد لذا من راي دادگاهها را تاييد مي كنم 0

رئيس : جناب آقاي مفيد
همانگونه كه آقايان فرمودند متهم مسائل مختلف و متناقضي را عنوان كرده است 0 يك جا مي گويد اينطور جلو درايستاده انديامي گويد ايستاده بود به من چاقوزد، بعد مي گويد آنجا چاقورابغل پهلوي من گذاشت و با من ملاعبه مي كرد، مرا مي بوسيد و از اينگونه مطالب 000 موضوع ديگر اينكه ما هرچه در اين گزارش داريم همه صحبتهاي خود اين شخص قاتل است و حاضر در صحنه جز آن آقاي زاهدكسي نبوده كه او هم همه را منكر شده است و استدلالي كه شعبه محترم ديوان عالي كشور دارد كه اين شخص چون در معرض يك چنين جنايتي قرار گرفته و بعقيده خودش مي خواستند با او لواط كنند چاقو كشيد وكشت براي اينكه دفاع كند بنظر صحيح نيست چون مي گويد همين قدر كه دست گذاشت به من متوجه شدم و بلند شدم رفتم 000 بعد هم فراركردم 0 وقتي كه بلند شد و فرار كرد ديگر خطر لواط وجود ندارد چه دفاعي مي خواسته از خودش بكند0 خطر آنجائي است كه فرضا" يكي دستش را بگيرد يكي پايش را بگيرد و خلاصه كار به جائي برسد كه مي خواهد عمل انجام شود0 ولي جائي كه اين دارد مي رود آنها دارند مي روند و او هم آنقدر جوان و قوي بوده كه مي گويد چاقو را من از دست شكار گرفتم يعني چاقو دست شكار بود من توانستم چاقو را بگيرم و با هر دو آنها مقابله كنم و هر دو را زدم 0
اما انگيزه نزاع چه بوده است ؟ احتمالا" همان مساله اختلاف آنها بر سر بدهكاري بود، چون اينها معمولا" آدمهاي سالم وصالحي نيستند و با مختصر چيزي دعوي مي كنند، چاقو مي كشند و يكديگر را مي كشند0 مي گويد آمدم پهلويش خوابيدم 000 هميشه با هم بوديم ، خلوت مي كرديم ويدئو مي ديديم چنين آدمي آنقدر متعصب و غيرتي نيست كه گفته شود صرفا" براي دفاع از خودش باصطلاح غيرتش به جوش آمد و زد و كشت و قبول اين مطالب مشكل است 0 لذا با توجه به اينكه قاتل اقرار كامل به اينكه من چاقو زدم ، آلت قتاله بوده طرز زدن بگونه اي بوده است كه واقعا" كشنده بوده و كشته است همه اينها دليل بر اين است كه اين شخص قاتل است و دفاع به اين صورت جا نداشته و به نظرحقير راي دادگاهها درست مي باشد0

رئيس : جناب آقاي آموزگار
آنچه از مجموع گزارشات وتحقيقات از حال مقتول به عمل آمده بنده اينجا تقريبا" اطمينان پيدا كرده ام كه اين مرد شخص مقتول واقعا" آدم فاسدي بود و قصد داشته به اين آقا تجاوز كند ومنتها اين آقاي متهم روز اول در تحقيقات اوليه اين مساله را گفته كه مي خواسته به من تجاوز كند ولي مساله اينه چاقو دست متقول بوده من از دست او گرفتم و بعد به او زدم اين را روز اول نگفته ولي مع ذلك انسان تقريبا" مطمئن مي شود كه اين آقا قصدي داشته واينكه برادران عزير مي فرمايند كه بايد صبر كند تا ببيند كه عمل با او انجام بشود يا فلان آنوقت ديگر دير شده و موردي ندارد اين اولا" واز مجموع روايات از جمله ما يك روايت داريم درباره يك زني كه مي خواست مورد تجاوز قرار بگيرداستفاده مي شود كه قصد تجاوزكافي است كه انسان بخواهد از خودش دفاع كند و اين دفاع اگر منجر به قتل هم شد اين بري الذمه است منتها چون در ابواب مختلف روايات مختلف وارد شده و فقهاي ما رضوان الله تعالي عليهم آمده اندجمع بين روايات كرده و ماحصل جمع اين روايات بابي به نام باب دفاع شده كه در تحريرالوسيله هم آمده و مرحوم امام (قدس سره ) مسائلي را از باب الاهم فالاهم عنوان كرده اند جمع بين اين روايت اين طور شده بنده عرض مي كنم كه اين آقا مسلما" مي خواسته از خودش دفاع كند الا اينكه دفاعش نامتناسب بوده من اين را مي پذيرم دفاعش نامتناسب بوده من اين را مي پذيرم دفاعش نامتناسب بوده و راسا" چاقو را زده به جاهاي حساس اين آقا و مي توانست به دستش بزند به جاهاي ديگر بزند و لذا من معتقدم اين يك قول ديگري است و غيراز اين معتقدم كه قصاص ندارد و او فقط ضامن ديه است اين نظرمن است اين الان نظر ثالثي مي شود0

رئيس : جناب آقاي شبيري
مطالبي را كه آقاي عروجي فرمودند يا مقدار توضيح بيشتري عرض كنم ما صحبت دادستان را نه به عنوان حجت شرعي كه بگوئيم كه قولش سند است و چون ايشان گفته قولش مانند بينه است و بايد پيروي كرد بلكه از باب طريقيت مي گوئيم همان ترتيبي كه ايشان استدلالي كرده اند و استدلالشان موجه است ما هم استدلالمان همان است منتها نخواستيم در راي 2 صفحه را بياوريم و در راي بگنجانيم ما بطور خلاصه گفتيم مطلب همان است ما هم همان سبك استدلال را قبلو داريم نه به عنوان اينكه چون نماينده دادستان گفته پس حجت است ، از اين نظر نبود0
و حالا اينكه آيا نماينده دادستان حق داشته برگردد، برنگردد، تخلف كرده با نكرده اثري در اين جهت نخواهد داشت فعلا" درباره راي دادگاه بنظرمان رسيده كه راي دادگاه اين اشكالاتي را كه نماينده دادستان ذكر كرده دارد و از طرفي اين طوري كه آقاي سپهوند فرمودند كه وكيل تسخيري بيان كرده نماينده دادستان در حقيقت كيفرخواست را پس گرفته اين طور نيست چندين جلسه دعوت شده در هيچ يك از جلسات شركت نكرده ، در يك جلسه اعلام شده كه اين وكيل تسخيري به مكه مشرف شده اما در سه جلسه ديگرنوشته اند وكيل در دادگاه حضور ندارد نماينده دادستان حضورندارد، در روز23/8/73 جلسه دادگاه تشكيل شده بعدش در25 يا26/8/73 يعني 3 روز بعد نماينده دادستان آمده نظرش را نوشته ، در دادگاه نبوده ، بعد از جلسه دادگاه آمده نظريه را نوشته البته در جلسه اخير دادگاه وكيل تسخيري حضور داشته 0 آقاي بادامچي به عنوان وكيل تسخيري متهم اظهار داشته لايحه اي تنظيم و تقديم دادگاه مي نمايم دردادگاه هيچگونه دفاع شفاهي نكرده نماينده دادستان در روز26/8/73 نظريه را نوشته و وكيل تسخيري يك روز قبل ، قبل از اينكه نماينده دادستان اين مطالب را بنويسند نوشته اند: ((احتراما" به عنوان وكيل تسخيري متهم با توجه به اظهارات متهم در خصوص نحوه قتل و توجه به اينكه به هر حال تقدير خون مسلمان محترم است استدعاي صدور حكم شرعي با توجه به عنايت به اينكه متهم هيچگونه سابقه كيفري ندارد و جوان ونادان است و مواجه با حمله مقتول شده است دارد0))
وكيل تسخيري تمام دفاعش اين است و بنظرم نماينده دادستان بهتر از متهم دفاع كرده اما نماينده دادستان مطالبي را كه بيان كرده اند و همين طوري كه آقاي آموزگارفرمودند شواهدواين چيزهائي را كه نقل كرده اند علم آور است مثلا" مي بينيد كه يكي ديگر از آن بچه هاكه 19 ساله است مي گويدبراي من يك ويدئو خريدآن وقت فيلمهاي مستهجن را مي گذاشته ، ويدئو براي بك بچه 19 ساله ، اين آدم براي چه خريده اين يك حسابهائي است ديگران هم مي گويندچنين چيزي (شايعه فساد متهم ) شايع است اينهائي كه گفته اند هيچگونه اختلافي بين متهم و مقتول نبوده و آن شب هم علي وارد شده ، همچنين چندنفر ديگر مي گويند اينها آمدند نشستند و باهم شام خوردند اختلافي نبوده ، نصف شب با سر وصدا آن هم از ديوار با آن كيفيت فرار مي كند فقط آن علي اختلاف در بيان داشته و آن قهري بوده ،چون متهم است به اينكه مي خواستند با مقتول به متهم تجاوز كنند طبيعي است كه او بخواهد انكار بكند حرف اين متهم را و اقرار نكند، اما آن مقداري كه خود او اظهار داشته كه اين در حياط ايستاده بودخون از آن مي آمد از آن طرف هم سابقه اختلافي باهم نداشتنداينهاراهم بيان كردند اما اينه اين شخص (متهم ) مي توانسته نيايد پهلوي اين شخص بدنام صحيح است ولي فكر نمي كرده كه با او چنين كاري انجام بدهد خيلي ها هستند با افراد بندنام رفيق هم هستند ولي فكر نمي كنندكه آلوده بشوند اما نصف شب مي گويد كه احساس كردم دست به شورت من زد پا مي شود برود كه چراغ روشن بكند يعني من اهل اين كارهانيستم ديگر دست برداريد مي رود دستشوئي بازمي آيد جلو راه رامي گيرد(اين طور كه اين ادعا كرده ) شواهد نشان مي دهد براي انسان علم آور است كه اين حرفهايش بي خود و بي ربط نيست جلو راهش را بازهم مي گيرند اول فكر كرده بود كه نجات پيدا كرد امامي بيند جلويش را گرفتند اينها در پرونده هست حالا من اين چيزهائي را كه نماينده دادستان نوشته مي خوانم چون در حقيقت ما اين را قبول كرديم گفتيم دليل ما هم همين است اين نماينده دادستان خطاب به رئيس شعبه كرده مي گويد :
((حسب محتويات پرونده واقرارمتهم در كشته شدن متقول به دست متهم محرم هيچ شبهه اي وجود ندارد ليكن در اينكه قتل عمدي باشد جاي تامل است زيرا متهم در دفاع از خود اظهار نموده كه مقتول قصد لواط با او را داشته است و براي اين منظور شلوار اوراپايئن آورده و با كارد او را تهديد كرده است اگرچه ممكن است اين مسائل ساخته و پرداخته ذهن او باشد لكن با توجه به اينكه اهالي محل مقتول را شخص بچه باز و داراي انحراف جنسي مي دانستند طبيعي است كه هر حركت مشكوك مقتول اين ذهنيت را براي متهم ايجاد مي كرده است كه متقول قصد لواط با وي را داشته و علي الاصول سابقه مقتول علت ايجادچنين ذهنيتي گرديده است و باعنايت به اينكه حسب اظهارات متهم و گواهي زاهد متهم قبل از مقتول در ساعت 10الي 11خواب رفته است و بعد از خوابيدن او مقتول روي همان تختي كه او خوابيده است مي خوابدو به دستور مقتول درب گاراژ توسط زاهد قفل شده (ملاحظه مي كنيد راههاهم بسته و معلوم مي شود ك توطئه اي در كار است كه در را قفل مي كنند و راهها را مي بندند) احساس خطر براي خودش مي كند كه اگر من اينجا يك مقداري كوتاه بيايم دو نفري به من حمله مي كنند ولو من زوم به يكي از آنها برسد به هر دوي آنها نخواهد رسيدلذا خواب آلودگي متهم و قفل بودن ودر و خوابيدن مقتول و متهم در يك تخت مزبور علت است براي ايجاد ذهنيت متهم حتي برفرض اشتباه بودن چنين ذهنيتي به موجب فتواي امام خميني (رضوان تعالي عليه ) در صفحه 469 جلد اول تحريرالوسيله ذيل مساله 14 قسم دوم فصل دفاع ، متهم گناهكار نبوده بلكه ضامن است ، البته زاهد كه تنها شاهدقضيه بوده است در اوراق مختلف پرونده اظهارات ضد ونقيض دارد مثلا" در باز جوئي اوليه اش در برگ 34 پرونده مي گويد محرم مقتول را با چاقو زد ولي موقعي كه فرار كرد من چاقو را در دست او نديدم ودربرگ 63 برخلاف اظهار اوليه خود در پاسخ به اين سئوال كه چاقوئي مشاهده كردي يا خير مي گويد: خير(البته متهم خودش گفته من موقعي كه آمدم فرار كنم چاقو را پرت كردم وفرار كردم ) در برگهاي 34 و63 مي گويد من شكار را به بيمارستان بردم و در برگ 75 مي گويد كس ديگري متقول (شكار) را به بيمارستان برد، در برگ 63 مي گويد ساعت 10 شب قبل از متهم و مقتول خوابيدم و در برگ 64 مي گويد من ساعت 30/12 بعد از متهم ومقتول خوابيدم اظهارات مشاراليه و توجه به اين ضد و نقيضها مي تواند در آشكار شدن حقيقت در خصوص ادعاهاي متهم مبني بر حمله مقتول به وي به قصد لواط موثر باشد ليكن به علت طولاني شدن دادرسي آن را توصيه نمي كنم اخذ سوابق مقتول از تشخيص هويت نيز موثر در كشف واقعيت است عليهذا تقاضاي صدور تصميم قانوني وشرعي دارم ))0
با توجه به اينها براي ما علم آور بود يعني همين طوري كه آقاي آموزگار فرمودند پرونده سرتاپا نشان مي دهدكه اين طور نبوده كه براي خاطر ندادن پولي كه خودش هم اقرار دارد مي گويد من 5 هزارتومان ديگر بدهكارم قتل را انجام داده باشد او ادعا مي كند براي پول آمد و از ديوار آمد اما تمام ايها معلوم مي شود دروغ بوده روي اين حسابها ما به نظرمان رسيد كه راي دادگاه درست نيست 0

رئيس : جناب آقاي محمد سليمي
بنده به دلائلي عرض مي كنم نظر شعبه ديوان عالي كشوررا صحيح مي دانم 0
موضوع از اين قرار است كه قاتل به مقتول بدهكار بوده به محل زندگي او كه يك گاراژ بوده و متقول مجرد در آن زندگي مي كرده مراجعه و شب مهمان مقتول بوده است و در مورد بدهي كه داشته اظهار داشته به موقع خواهد پرداخت طرفين درموردبدهكاري اختلافي نداشته اند و لااقل در اين زمينه چيزي عنوان نشده است 0
مقتول در بيمارستان گفته قاتل ساعت ده شب محل گاراژ را ترك و ساعت 1بعدازنيمه شب از ديوار داخل شده او را زده است 0 اماقاتل موضوع را چنين عنوان كرده كه با مقتول رفاقت داشته و شب پيش مقتول رفته ودر آن محل مي خوابد از خواب بيدار مي شودمشاهده مي كند شلوار او پائين كشيده و قصد عمل لواط با وي دارد به دستشوئي رفته و در مراجعت مواجه با مقتول و دوست او كه چاقو در دست داشته اند مي شود كه مي خواسته اند با او به زور لواط كنند واوچاقو را گرفته و به طرف مقتول حمله كرده منجر به مجروح شدن و قتل شده است چون :
1 سابقه اختلاف بين قاتل و مقتول نبوده 0
2 چاقو توسط مقتول و دوست او به صحنه آورده شده ومتهم در مقام دفاع از آن استفاده نموده است 0
3 مقتول و دوستش دو نفري قصد لواط با او داشته اند كه ظاهرا" متهم چاره غير از اين راه براي دفاع ازخود نداشته است 0
4 تشخيص الاسهل فالاسهل در اينگونه موارد و رعايت مقررات مربوط به مراتب دفاع در اين حالات بسيار مشكل است 0 بنابراين متهم مستحق قصاص نمي باشد در نتيجه با راي شعبه ديوان عالي كشور موافق بوده وآراء دادگاهها را صحيح نمي دانم 0

رئيس : جناب آقاي تدين
مطالب بنده كشكول وار و پراكنده است 0 براي اينكه بعضي از مطالب مورد نظر را آقايان محترم بيان فرمودند و نيازي به تكرار آن مطالب گفته شده نيست 0 مطلبي را كه جناب آقاي سپهوندفرمودند به جاي خود درست است 0 فرمودند اگر زبان آزاد قلم بسته است 0 اصطلاح خارجي آن را هم بيان كردند0 اين موضوع درست است ولي درمورد دادسرا اينطورنيست ، در سابق كه تنظيم كيفرخواست با دادسرابود، بعد از تنظيم كيفرخواست آقايان دادياران دادسراملزم وملكف بودند كه از كيفرخواست دفاع كنند، لكن در پاره اي موارد قانونا" مجاز بودند كه كيفرخواست خود را اصلاح نموده و يا حتي مسترد كنند و اين موضوع مربوط به دادسرا و دادياران دادسرا بوده وارتباطي به كار و وظائف دادگاه نداشت 0 دادگاه با وصول كيفرخواست دادسرا به موضوع رسيدگي مي كرد ولي در اتخاذ تصميم آزاد بود0 ممكن بودمتهم را محكوم كند واين احتمال هم وجود داشت كه متهم را تبرئه كند و گاهي نيز ماده استنادي دادسرا را رد مي كرد و به ماده ديگري استناد و متهم را محكوم مي نمود0 بنابراين دادگاه ماخوذه به كيفر خواست ومكلف به تبعيت از كيفرخواست نبود و دادگاه كار خودش را انجام مي داد0
اما در اصل قضيه ، اگر كمي موضوع را بررسي كنيم ، مي بينيم واقعه قتل در روز عاشوراي حسيني اتقاف اقتاده كه روز تعطيل عمومي است و عموما" همه مردم از محل كار خارج مي شوندوكار خودرا تعطيل مي كنند0 محل وقوع قتل نيز گاراژ و تعميرگاه عمومي است و در آنجا گاراژدار ودالان دار ومكانيك و صافكار ونقاش و راننده حضور ندارند0
اقوي دليل وتنها دليل بر ارتكاب قتل عمدي انتسابي به متهم فقط اعترافات و اظهارات متهم نگون بخت است 0 متهم به قتل از اول اعتراف نموده من زدم و او را كشتم وچگونگي جريان قتل رامشروحا" بيان كرده است در اصل قتل هيچ بحث نيست 0 متهم زده و متقول را كشته دو ضربه يا سه ضربه يا چهار ضربه هم هيچ تاثيري در قضيه ندارد، دفعه اول زده يا دفعه دوم يا دفعه سوم آن هم هيچ تاثيري نمي كند0 در اينكه متهم زده ومقتول را كشته ، هيچكس نمي گويد نزده و شكي هم نيست 0 اما اينكه اقرا راين بنده خدا را مي گيريم وتجزيه مي كنيم آنجائي كه اقرارش به ضرر اومي باشد قبول مي كنيم وآن قسمت از اقرارش كه به نفع اوست قبول نمي كنيم اين درست نيست 0 درمحل قتل فقط سه نفر بوده اند يكي مقتول و يكي هم متهم به قتل و يك نفر ديگر بنام زاهد و مشهور به علي ، و به غير از اين سه نفر هيچكس ديگر در محل نبوده است 0
علي تنها ناظر واقعه ، نحوه درگيري و قتل را بيان كرده و چون خودش با مقتول در موضع تهمت بوده و با مقتول در حمله كردن به متهم براي ارتكاب فعل حرام لواط شريك بوده از گفتن همه حقايق انكار مي كند و مي گويد من نبودم در حاليكه واقعا" اينطور نبوده و اظهارات متهم به قتل كه مي گويد، متقول به علي گفت درب گاراژ را ببند و او هم در را بست و من ناگزير از بالاي درب گاراژ فرار كردم صحيح است 0
نكته ديگر اينكه در اينجا كسي نگفته اعترافات متهم در مورد قتل قبول است و در مورد دفاع مشروع قبول نيست وموردي ندارد كه بيائيم اقرار متهم را تجزيه كنيم آنجائي كه به ضررش است عليه او حجت قرار دهيم و براي دادگاه سنديت داشته باشد ولي آن قسمتي كه به نفع متهم است بعنوان اينكه دفاع مشروع كرده را قبول نكنيم دليلي براي تجزيه اقرار نداريم و در پرونده هم قرائني وجود ندارد كه تجزيه اقرار متهم موجه باشد0
نكته ديگر اينكه مقتول مجرد بوده وهمسرش فوت كرده واستهشاديه به اين معني داشته است و هرچند بعض از شهود گفته اند كه شهرت مقتول به بچه بازي خبري نداشته اند، ولي بعضي از شهود گفته اند مردم مي گويند مقتول اهل اينكارها بوده است 0 معناي اين گفته شهود اين است كه در حد شياع مقتول به فساداخلاق اشتهار داشته است و چه اشكالي دارد كه ما بگوئيم اين پولي كه مقتول به متهم داده اصلا" زمينه سازي براي همين منظور بوده كه او راآماده كند همچنان كه مقتول براي نوجوان ديگري رفته ويدئو خريده ، ويديو براي چه خريده ؟ در كجا معمول است كه در گاراژ و تعميرگاه ويدئوبياورندو فيلم سوپر وسكسي نشان بدهند؟ همه اين قرائن نشان مي دهدكه مقتول اهل اين كار بوده ومتهم به قتل در دفاع از عرض و آبرويش زده و مقتول را كشته است 0 حالا اگر متهم اختلاف گوئي دارد و اظهاراتش متفاوت است اين تفاوت اظهارات مربوط به اين است كه متهم فرد عامي و بيسوادي است و گرفتار اين مشكل و عقوبت شده و در زندان است و ممكن است اختلافگوئي كند و دادگاه رسيدگي كننده بايد قضيه را با قانون انطباق بدهد و حق را تشخيص دهد0 همچنان كه شعبه محترم ديوان عالي به همين جهت قضيه را كشف كرده است 0 به نظر حقيرراي و نظريه شعبه محترم 11 ديوان عالي كشوردرست و منطبق با واقع است و آنرا تاييد مي كنم 0

رئيس : جناب آقاي نيري
عمده مطالب را سروران عزير فرمودند من فقط به دو، سه نكته اشاره مي كنم ، اينجا قتلي اتفاق افتاده و آقاي محرم بعنوان قاتل شناخته شده و شواهد نشان مي دهد كه عالما" و عامدا" باآلت قتاله زده وطرف را كشته ما بياد دليل موجهي داشه باشيم براينكه مقتول مهدورالدم بوده تا قاتل از قصاص نجات پيداكند، از ناحيه خود او جز اظهاراتش دليل ديگري اقامه نشده و اين هم كه علم آورنيست اين آقاي قاتل ادعا كرده كه مدتها بوده با هم رفيق بوده اند و رفت و آمد داشتند و اگر اين مسائلي كه مطرح كرده ، انگيزه انجام جنايت شده است صحيح بوده نمي بايست مجددا" به آن محل برود و از اينكه با توجه به اين سوابق (برفرض صحت ) رفته است معلوم مي شود كه طرح اين مساله غير موجه مي باشد0 علاوه بر اين وقتي متوجه مساله شده است مي بايست فرار كند همانطور كه بعد از ارتكاب بزه اقدام به فرار كرده است 0 از نظر دادگاه هم كه مهدورالدم بودن مقتول محرز نگرديده تا موجبي براي منع قصاص باشد0 در پرونده هم كه دليلي بر اثبات آن وجود ندارد آنچه ذكر شده شايعاتي است كه مقتول با افراد كم سن وسال برخورد ديگري داشته است (در حد ملاعبه وريبه ) آنهم كه موجب مهدورالدم بودن نمي شود0 آيا اين حد ازشايعه دليلي است بر اينكه مقتول مرتكب لواط مي شده و آن عمل شنيع را انجام مي داده كه دادگاه به مهدورالدم بودن او رسيده باشد0 بنظرمي رسد كه راي دادگاهها درست است با توجه به اينكه اولياءدم درخواست قصاص كرده اند قاتل مستحق قصاص است 0

رئيس : مذاكرات كافي است 0 جناب آقاي اديب رضوي نظريه جناب آقاي دادستان كل كشور را قرائت فرمايند0
برابر رسيدگيهاي انجام شده محرم متهم پرونده جريان قتل شكار تشريح و در كليه مراحل اظهار داشته شب به گاراژ سانترال كه مقتول نگهبان آن بوده براي ديدن او رفته و تا پاسي ازشب درآنجا بوده و بعدا" در حالي كه خوابيده بوده متوجه شده شكار قصدتجاوز به او را دارد و در آن شب علي مشهور به زاهد هم در آنجا بوده كه علي به دفتر گاراژ رفته كاردي آورده و آن را به شكار داده شكار هم كارد را به پهلوي او گذاشته و فشار داده كه ناچار در مقام دفاع كارد را از شكار گرفته وضرباتي با همان كارد به اوواردآورده سپس از بالاي درب گاراژ به پائين پريده وفرار كرده است 0
باتوجه به اينكه از عده اي مطلعين تحقيق به عمل آمده اظهار داشته اند مقتول يعني شكارداراي فساد اخلاقي بوده و با تهيه ويدئو ونشان دادن فيلمهاي متبذل جوانها را به گاراژ مي برده است از جمله شاهپور نام گفته است كه شكار ويدئو را براي اوخريداري كرده است 0 با توجه به مراتب مذكور چون در آن شب درب گاراژ بسته بوده و مقتول قصد لواط با متهم را داشته ومتهم در مقام دفاع از خود بوده مقتول را مورد اصابت ضربات چاقو قرار داده است بنظرمي رسد اين عمل متهم دفاع متناسب بوده لكن از باب احتياط نامبرده ضامن ديه خواهد بود0 بنابراين راي شعبه 11 ديوان عالي كشور موجه بوده معتقد به تاييد آن مي باشم 0

رئيس : آقايان در اوراق راي ء آراي خود را مرقوم فرمايند0

رئيس : اعضاي محترم حاضر در جلسه 28 نفر كه اكثريت 19 نفر راي شعبه 11 ديوان عالي كشور را تاييد و اقليت 9 نفر راي دادگاه را تاييد نموه اند0

مرجع : كتاب مذاكرات وآراء هيات عمومي ديوان عالي كشور
سال 1376 ، دفترمطالعات وتحقيقات ديوان عالي كشور، چاپ اول
تهران 1378 ، چاپ روزنامه رسمي كشور
صفحه 125 تا 146

151

بررسي ماده در رويه قضايي


هيچ موضوعي مرتبط با اين ماده ثبت نشده