بتاريخ 23/7/76 شماره پرونده 76/144/607 دادنامه 1374ـ23/7/76
مرجع رسيدگي شعبه 144 دادگاه عمومي تهران
شاكي محمدرضا .... ساكن نازي آباد
متهم علي .... ساكن ياغچي آباد
40 ـ4/4/76 شعبه 144 دادگاه عمومي تهران
اتهام : ايراد جرح عمدي منجر به قطع پاي راست شاكي
گردشكار: متهم باتهام فوق تحت تعقيب واقع گرديده پرونده امربه اين دادگاه ارسال پس از ثبت انجام تشريفات قانوني واحضار طرفين در وقت فوق العاده بتصدي امضاءكننده ذيل تشكيل است باعنايت به محتويات پرونده ختم رسيدگي را اعلام وبشرح زير مبادرت بصدور رأي مينمايد:
راي دادگاه
درخصوص اتهام آقاي علي .... فرزند محمد دائر به ايراد جرح عمدي منجر به قطع پاي راست شاكي آقاي محمدرضا .... باتوجه به شكايت شاكي ونظريه هاي پزشكي قانوني وشهادت شهود واقرار صريح متهم كه بنظر دادگاه بزهكاري وي محرز و مسلم مي باشد و دادگاه مستندا به ماده 272 و 275 و 376 و 387 و 279 قانون مجازات اسلامي حكم به قصاص عضو و قطع پاي راست متهم طبق نظريه پزشكي قانوني به همان اندازه اي كه پاي شاكي قطع گرديده صادر واعلام ميشود راي صادره حضوري ظرف 20 روز پس ازابلاغ قابل تجديد نظر درديوانعالي كشور مي باشد% س
رئيس شعبه 144 دادگاه عمومي تهران ربيعي
-----------------------------------------
بسمه تعالي
تاريخ رسيدگي : 16 /10 /76
شماره دادنامه : 410 /12
مرجع رسيدگي شعبه 12 ديوانعالي كشور
هيئت شعبه آقايان سيد مهدي بهبهاني نيا رئيس و سيد عزالدين كاظمي عضو معاون
خلاصه جريان پرونده :
گشت حوزه 30 تهران طبق اعلام بي سيم به بيمارستان 7تير اعزام واز شاكي ومصدوم بازجوئي وآقاي محمدرضا .... شاكي ومصدوم چنين اظهار داشته .
من در پارك 17 شهريور نازي آبادي با شخصي بنام حاجي پرويز مشغول بازي شطرنج بودم كه يك مرتبه سوزش شديدي در ران وزانوي راست خودم احساس كردم وبيهوش شدم ونفهميدم كه چه كسي مرا باچاقو زده است .لكن از ضارب شكايت دارم .
شخصي بنام علي .... دستگير و او چنين اظهار داشته : مدتي بود كه شاكي مزاحم من بود و ميگفت چرا بمن احترام نميكني روز جاري در پارك 17 شهريور محمد رضا شيشه شكسته در دست داشت بطرف من حمله كرد واز ناحيه صورت مجروح شدم چون سركار مي خواستم بروم كارد را زير پيرهنم گذاشته بودم كارد را به دست گرفتم كه به شكم فرو نرود يه شاكي برخورد كرد و زخمي شده لكن با توجه به محتويات پرونده و اقرار بعدي شاكي و متهم روشن مي گردد كه هر دو دروغ گفته اند چند نفر همراه علي در پارك نشسته بودند كه محمدرضا .... از راه ميرسد و با همه آنان سلام و عليك مينمايد و با همه دست ميدهد و وقتي به متهم ميرسد با دست چپ با دست ميدهد و علي اعتراض ميكند و بگو مگو بالا مي گيرد . و بيرون پارك با هم درگير مي شوند محمد .... علي .... رابه زمين ميزند و گلوي او را مي گيرند و ديگران داد مي زند كه علي دارد خفه ميشود و به محض اينكه علي از دست محمد طلوعي خلاص ميشود با چاقو محمد .... را مي زند پرونده بعثت مطرح و به شعبه صدو چهل و چهارم ارجاع ميگردد .
شاكي تقاضاي قصاص نموده و متهم اظهار داشته حرفي براي گفتن نداره ـ اظهارات شاكي را قبول دارم با چاقو او را زدم اشتباه كردم تقاضاي بخشش دارم .
سپس دادگاه ختم دادرسي اعلام و چنين راي داده است .در خصوص اتهام آقاي علي .... فرزند محمد دائر به ايراد جرح عمدي منجر بقطع پاي راست شاكي آقاي محمدرضا .... با توجه به شكايت شاكي و نظريه هاي پزشكي قانوني و شهادت شهود و اقرار صريح متهم بنظر دادگاه بزهكاري وي محرز و مسلم ميباشد دادگاه مستندأ به ماده 272 و275 و278 قانون مجازات اسلامي حكم به قصاص عضو و قطع پاي راست متهم طبق نظريه پزشكي قانوني بهمان اندازه اي كه پاي شاكي قطعع گرديده صادر و اعلام ميشود . محكوم عليه از دادنامه صادره تجديد نظر خواهي واعتراض نموده و پرونده به ديوانعالي كشور ارسال وبه اين شعبه ارجاع گرديده است .
هيئت شعبه در تاريخ بالا تشكيل گرديد پس از قرائت گزارش آقاي سيدعزالدين كاظمي عضو مميز و اوراق پرونده و نظريه كتبي آقاي صاحب الزماني داديار ديوانعالي كشور اجمالامبني بر اتخاذ تصميم مشاوره نموده چنين راي ميدهد:
راي
ايراد و اعتراض موثري كه نقض دادنامه تجديد نظر خواسته را ايجاب نمايد از ناحيه تجديد نظر خواه و معترض بعمل نيامده و از لحاظ رعايت قواعداصول و تشريفات دادرسي نيز اشكال واضحي بردادنامه صادره مشهود نيست نتيجا دادنامه شماره 1374ـ23/6/76 صادره از شعبه صدو چهل وچهار دادگاه عمومي تهران تائيد وابرام ميگردد%
رئيس شعبه دوازدهم ديوانعالي كشور ـ بهبهاني نيا عضو معاون شعبه ـ كاظمي هيچ موضوعي مرتبط با اين ماده ثبت نشده
آدرس : تهران خیابان فاطمی روبه روی سازمان آب پلاک 207
تماس اضطراري : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵
پست الکترونیک : info (At) Dadfaran (dat) com