شماره دادنامه 343- 23/8/1375 تاريخ رسيدگي : 23/8/1375 كلاسه پرونده : 74/34/725 مرجع رسيدگي : شعبه 34 دادگاه عمومي تهران موضوع : تهديد، تهمت ، نشراكاذيب ، افتراء راي دادگاه ماحصل پرونده اين است كه آقاي (الف ) از آقاي (ب ) به اتهام تهمت ، افتراء نشر اكاذيب و تهديد شكايت نموده است كه جهت رسيدگي به كلاسه 73/39/52 بازپرسي شعبه 39 دادسراي عمومي تهران ثبت گرديده است آن بازپرس در تاريخ 19/9/73 از دادستان درخواست نموده پرونده مطروحه جهت رسيدگي توام با پرونده كلاسه 73/35/8مربوط به نامبرگان به لحاظ وحدت و طرفين به شعبه 35بازپرسي ارسال گردد0 كه مورد موافقت قرار رگفته است هر دو پرونده در شعبه 35 بازپرسي درجريان بوده كه در اجراي قانون تشكيل دادگاههاي عممي و انقلاب به شعبه 34 دادگاه عمومي ارجاع شده است 0 دادگاه وقت رسيدگي تعيين و طرفين را دعوت و از آنان خواسته است شكايت و دفاع خود رامتقابلا" بيان نمايند0 آقاي (الف ) اظهارداشته تمامي موارد مربوط به تهمت ،افتراء، نشراكاذيب ، جعل عكس و انتشار آن توسط آقاي (ب )نماينده شهرستان .... است كه بشرح لايحه مورخه 12/9/74 وضمائم آن تقديم نموده ام كه مختصرا" بيان مي دارم : 1 انتشار عكس و اسناد جعلي تهمت وافتراءو تحريك احساسات مردم و توهين به استناد صورتجلسه هيات اجرائي و نظارت بر انتخابات مجلس چهارم در شهرستان .... كه به گواهي فرمانداروقت و اعضاي هيات اجرائي رسيده است 2 نامه نامبرده به عنوان تيمسار سرتيپ فرمانده .... كه اعلام نموده ثروت اينجانب به جدي است كه قلم از محاسبه آن عاجز است و13 ميليون در انتخابات خرج كرده ام كه اين مورد در نامه ديگر ايشان به عنوان وزير محترم كشور به مبلغ 16 ميليون افرايش يافته است 3 در نامه ايشان به وزيركشوراشاره شده كه آقاي (ج ) اصلا" مرا نديده و من او را نمي شناسم 4 نامه نامبرده به عنوان رئيس كميسيون داخلي شوراهاي مجلس كه به فرمانده نيروي انتظامي و فرمانده حفاظت و اطلاعات منعكس شده و كذب بودن آن ثابت شده است 5 تهمت ايشان به خودوخانواده ام در هتل .... نزد سه نفر از همكارانم كه شاهد بودن مبني بر اينكه من چهار بار زنم را طلاق داده ام 0 تصوير شناسنامه خود و همسر تقديم است كه حتي يكبار هم با زن خود متاركه نداشته ام 0 6 نامه اين حقير به عنوان رياست مجلس شوراي اسلامي و حضور اينجانب در كميسيون اصل 90 و هيات رئيس مجلس ثابت گشت كه اينجانب در مسئوليت هاي .... بوده ام و در زمانيكه ايشان در نامه خود اعلام نموده كه مديركل نيستم ، مدير كل روابط عمومي .... بوده ام 0 7 اخيرا" در منزل آقاي (د) به آقاي (ح ) اعلام نموده كه در عكاسي .... براي انتخابات دوره پنجم عكس زن مستهجني را در كنار اينجانب مونتاژ و چاپ كرده كه حتي اين عكس را در اطلاعات توسط آقاي رئيس .... وقت به آقاي (ش ) نشان داده شد و خود ايشان عكس را به .... شاهد پرونده و برادر(ع ) شاهد ديگر پرونده نشان داده اند0 سه نفر از شهود آماده شهادت هستند0 8 تهمت و افتراي ايشان به 7 روحاني در پرونده مي باشد و نمونه آن نامه .... آقاي .... به عنوان دادگاه و همچنين تائيديه وگواهي آقاي .... روحاني مبارز آن شهرستان مدت چهار سال است اين پرونده را پيگيري مي نمايم نامبرده در شعبه 55 دادگاه عمومي به علت تهمت و افتراء به مسئولين استان .... محكوم گرديده است و ديگر مواردرا در لايحه تقديم نموده ام 0 اكنون كه دادگاه پس از گذشت چهار سال مي خواهد احقاق حق نمايد مطيع راي صادره به هر طريق خواهد بود0 آزاي (ب ) در پاسخ اظهارات آقاي (الف ) بيان داشته كليه مطالب ايشان را كه در سه صفحه اعلام نمودند موبه مو در پرونده قبل اعلام گرديده و كذب اتهامات ثابت و در مورد تاييد شعبات تجديدنظرقرار گرفته و در اين پرونده ايشان شاكي نيست بلكه بنده شاكي هستم و در پرونده كه اسم از فرماندار آوردند طي حكم شماره 16272/16819 به جرم اتهام به اينجانب محكوم به شلاق وطي حكم شماره 163/73/1052 كذب اتهامات آقاي (الف ) اثبات و طي حكم شماره 73/780 امام جمعه 00 كذب اتهاماتش ثابت و طي حكم شماره 74/6/ت /30751/8/74، 25نفراز مسئولين اجرائي استان .... به اتهام حيف وم يل نمودن بيت المال محكوم گرديده اند0 جاي تاسف است كه آقاي الف آن افراد مذكور را به عنوان معتمد و .... مورد اعتبار فرماندار خوب ومسئولين اجرائي دلسوز نام مي برد0 صراحتا" در بيانات ايشان اعلام گرديده كه بنده محكوم شدم ولي احكام كه در خدمت شما كذب اتهامات ايشان را ثابت مي كند0 اگر يك مورد از صحبت هاي ايشان صحت داشت بنده با جان ودل مي پذيرم 0 شهودهايي كه ايشان آورده است يك فرزند ايشان است 0دومي داماد ايشان است سومي يا پسرخاله يا پسرعمه است و چهارمي را تا به امروز به قيافه ايشان را نديده ام و در اين پرونده اينجانب شاكي هستم و ايشان حق هيچگونه شكايت مجددي را ندارند به لحاظ اينكه قبلا" محكوم گرديده و كذب اتهاماتش ثابت شده و ايشان كتبا" اعلام نموده كه بنده فساد مالي ، فساد اخلاقي جنايتكارو .... مي باشم و داراي سابقه سوءهستم لذا از دادگاه محترم استدعاي رسيدگي وصدور حكم خداپسندانه دارم آقاي (الف ) در جواب اظهارات آقاي (ب ) بيان داشت اولا" ايشان در مرجعي نيستند كه عنوان نماينده صلاحيت كانديد شدن نمانيدگي مجلس را ندارم زيرا سوابق اينجانب در سازمان عقيدتي و دوران جنگ تحميلي مسبوق به سابقه بوه و براي دوره .... 0 مجلس هم تاييد و در مرحله نخست بيش از2 .... راي از آقاي (ب )بيشتر داشته ام 0 نامبرده اظهار مي دارد كه مسئولين اجرائي كه صورت جلسه را گواهي نموده اند موضوع بند يك لايحه تقديمي صلاحيت ندارند اگر صلاحيت ندارند چطور اعتبار نامه نمايندگي ايشان را آنان تاييد و امضاء كرده اند ايشان امام جمعه شهر را قبول ندارد مگر امام جمعه شهر توسط مقام رهبري منصوب نشده است ايشان فرماندار را قبول ندارد مگر فرماندار نماينده سياسي دولت نيست اينجانب تمام مواردي كه در پرونده است قبول دارم ولي آيا آقاي .... كه اخيرا" گواهي نموده و شهودي كه به دادگاه اورده اينها شهادت جديد نيست 0 آقاي رئيس دادگاه وقتي جنابعالي به مهماني مي رويد مگر دوستان و فرزندان خود را به همراه نمي آوريد اگر فرزندم در دادگاه حاضر شده علتش اين است كه فرزندم در جلسه مهماني شنيده است كه آقاي (ب ) به اينجانب تهمت ، افتراء، جعل عكس ، تهمت به خانواده ام روا نموده است 0 ضمنا" از دادگاه مي خواهم سوابق ايشان را از كميسيون اصل 90 مجلس ، جامعه .... پرونده 408 شعبه 138 كيفري يك تهران ، فرمانداري .... استانداري .... و غيره بخواهيد0 اگر مدركي ايشان ارائه نمود كه بعد از صلح با نامبرده در كميسيون اصل 90در تاريخ 30/10/72 مطلبي را من عليه ايشان نوشته داده باشم براي مجازات آماده ام آقاي (ب ) در مقام دفاع بيان داشت با كمال تاسف چنين به نظر مي رسد كه آقاي (الف ) توجهي به شكايت اينجانب و مدارك ارائه شده ننموده است 0 آنچه گفته اند مدرك مستند تقيم و اگر ايشان امام جمعه .... را فرد شايسته اي مي داند نظر بنه درست عكس ايشان است كه به دستور .... هفته گذشته عزل گرديده اند0 اگر آقاي .... را يك روحاني صالح مي داند مي توانيد سوابق ايشان را از حوزه علميه به اطلاعات .... جويا شويم كه چه ها كرده است ولي بيانات آقاي (الف ) و طول كلامش كه كلا" تكرار بود فقط به خاطر فرار از جرم وقت گيري دادگاه محترم است 0 اگر بنده از بدو نمايندگي ام تاكنون كوچكترين شايعه ، تهمت ، نشر اكاذيب و غيره عليه ايشان داشته ام خداوندبنده و 5فرزندم را به شديدترين عذاب گرفتار و آقاي (الف )قصد خدشه دار نمودن چهره مرا داشته از خداوند بزرگ مي خواهم ايشان را ارشاد و در غير اينصورت فقط خودش را در اين دنيا به شديدترين عذاب برساند كه درس عبرتي براي بستگان واقوامش باشد0 آقاي (ب )در مقام آخرين دفاع اظهار داشته تمام صحبت هاي ايشان تكراري و در پرونده قبلي موجود و محكوم گرديده و اينجانب اعاده حيثيت نمودم و تقاضاي مجازات نامبرده را دارم 0 آقاي (الف ) در مقام دفاع بيان داشته در طول چهار سال از بدو كانديداي شدن تا كنون به علت تهمت افتراء نشر اكاذيب و غيره اينجانب شاكي بوده ام و هيچگاه نامبرده عليه بنده شكايتي نكرده چون مدركي نداشته است 0 راي دادگاه محترم را مي پذيرم و درمقام آخرين دفاع اظهار داشته در تمام مراحل اينجانب شاكي بوده ام و پرونده اي كه ايشان اظهار نموده منع تعقيب خورده مربوط به آقايان (ع ) نمانيده دوره سوم ، آقاي (ج ) مديركل آموزش ابتدائي كانديداي دوره چهارم آقاي (ي ) دبير دبيرستانهاي .... كانديداي دوره چهارم و اينجانب بوده است لذا احقاق حق را به خاطر رضچاي خداوند متعا خواهانم 0 دادگاه بشرح اوراق جداگانه از شهود معرفي شده از سوي آقاي (الف ) به اسامي 1 آقاي (ن ) 2 آقاي (ر) 3 آقاي (م ) تحقيق نموده است 0 آنچه كه گذشت مربوط است به پروندهاي كلاسه 73/25/8 بازپرسي شعبه 35 دادسراي عمومي تهران و72/11/925 دادياري شعبات 11دادسراي عمومي تهران و73/39/52 بازپرسي شعبه 39 دادسراي عممي تهران كه قبلا" با موافقت دادسرا قرار رسيدگي توام درباره آنها صادر و در شعبه 35 بازپرسي رسيدگي ادامه يافته تا اينكه در اجراي قانوني تشكيل دادگاههاي عمومي و انقلاب به شعبه 34 دادگاه عمومي ارجاع وبه كلاسه 74/34/725 ثبت گرديده است 0 اما ساير پرونده هاي استنادي مربوط به نامبدرگان عبارتند از پرونده كلاسه 71/248 دادگاه حقوقي 2 شهرستان .... كه در آن آقايان 1(ع ) 2(الف ) 3 (ج ) 4(ي ) عليه آقاي (ب ) به ا تهام تهمت ، افتراء، نشراكاذيب شكايت كرده اند0آن دادگاه به موجب راي شماره 10555/4/71 به لحاظ نماينده بودن متهم قرار عدم صلاحيت به دادسراي عمومي تهران صادر نموده است 0 پرونده در تهران به بازپرسي شعبه 35ارجاع كه به كلاسه 71/35/45 ثبت ودرتاريخ 27/7/71 درباره متهم قرار منع پيگرد صادر مي گردد0 آقاي (الف ) نسبت به راي دادگاه كيفري 2 معترض كه شعبه 134 دادگاه كيفري يك تهران در پرونده كلاسه 73/134/886 به موجب راي شماره 22900/12/73 راي صادره از كيفري 2 مبني بر تاييد قرار منع پيگرد را تاييد و استوار مي نمايد0 مجددا" آقاي (الف ) و عده اي از مسئولين استان .... شكايتي عليه آقاي (ب ) به اتهام تهمت ، افتراء و نشر اكاذيب تقديم كه به شعبه 32 بازپرسي دادسراي تهران ارجاع مي گردد آن بازپرس در تاريخ 10/5/72 در خصوص شكايت آقاي (الف ) عليه (ب ) با توجه به اوراق مكتسبه از شعبه 35بازپرسي و با توجه به اينكه كپي مدارك همان اوراق است كه در پرونده هاي گذشته مطرح بوده و اتخاذ تصميم شده است وموجب براي رسيدگي وجود ندارد0 و قرا رمنع پيگرد صادر نموده است نسبت به ساير شكات قرار مجرميت صادر كه منتهي به صدور كيفرخواست شماره 2194/5/72 گرديده است كيفرخواست به شعبه 55 دادگاه عمومي تهران ارسال كه آن دادگاه در پرونده كلاسه 74/55/163 به موجب راي شماره 44264/7/74 آقاي (ب ) را به اتهام افترا نسبت به عده اي ازمسئولين استان .... به پرداخت مبلغ پنجاه هزار ريال جزاي نقدي محكوم نموده است آقاي (ب ) نسبت به راي صادره معرتض كه شعبه 6 دادگاه تجديدنظر استان تهران در پرونده كلاسه 74/6ت /751 به موجب راي شماره 954 30/8/74 راي دادگاه شعبه 55 را نقض و راي بر برائت آقاي (ب ) صادر نموده است آقاي (الف ) نسبت به قرار منع پيگرد مورخه 10/5/75صادره از شعبه 32 بازپرسي معترض كه شعبه 163 دادگاه كيفري 2 تهران در پرونده كلاسه 73/163/1052 به موجب راي شماره 29921/5/73قرارصادره را تاييد و استوار نمودهاست بنا به مراتب در خصوص شكايت (الف ) عليه (ب ) قطع نظر از رعايت اعتبار امر مختوم چون شاكي جهت اثبات ادعاي خود دليل موجهي ارائه نكدره و شهود تعرفه شده نيز به نحو اطمنيان آور شهادت نداده و از سوي متهم جرح شده اند به لحاظ عدم كفايت دليل اثباتي و بنا به اصاله البرائه و اصل 37 قانون اساسي راي بر برائت (ب ) صادر مي گردد0 اما در خصوص شكايت متقابل (ب ) از (الف ) اگرچه اصل اين است كه افراد مردم داراي آزادي بيان وقلم و حق تظلم و شكايت هستند و مي توانند به مرجع عام تظلمات مراجعه نمايند ولي از آنجائيكه هر آزادي فردي محدود به حقوق و آزادي افراد ديگر جامعه و مصالح عمومي اجتماع مي باشد سوءاستفاده از آن آزاديها به منظور تجاوز به شرافت و حيثيت ديگران كه حق طبيعي و قانوني آنان است ممنوع بوده و مرتكب قابل مجازات است و نظر به اينكه پرونده هاي سابق الذكر بيانگر اين است كه آقاي (الف ) شكايات متعددي با عناوين مشابه عليه آقاي (ب ) در دادگستري مطرح و مورد رسيدگي واقع و اعتبار امر مختوم پيدا كرده اند و عمده مطالب اخير وي تكرار همان مطالبي است كه نسبت بدان رسيدگي به عمل آمده است و اشاره به اينكه اثبات صحت امور منتسبه به مقتضاي اصل برائت و قاعده البينه عل المدعي به عهده نسبت بدهنده است و اينكه هر كس امري را كه طبق قانون جرم به حساب مي آيد صريحا" به ديگري نسبت دهد و نتواند آن را ثابت نمايد مفتري تلقي خواهد شد و تذكار اينكه عدم توانائي مفتري از اثبات ادعا همه جا كاشف از مفتري بودن او بوده ومضافا" اينكه احكام صادره از محاكم صالحه كاشف از وجود عجز و ناتواني از اثبات انتساب و در نتيجه كذب بودن اعمال وامور منتسبه در تاريخ ارتكاب به افترا خواهد بود و ديگر اينكه افتراء در كليه مراحل و دفعات به صورت اعلام جرم و شكايت به مقامات قضائي صالحه بوده كه دلالت بر اختيار و اراده مرتكب دارد و هيچكدام از موارد مسبوق به سابقه اي غير مرتبط با اراده وي ويا اينكه معلول عمل شخص يا مقام ديگري باشد، نمي باشد و ملحوظ نظر قرار دادن ساير محتويا پرونده دادگاه با انطباق عملكرد آقاي (الف ) با ماده 140 قانون تعزيرات مصوب 1362 به تجويزماده 16 قانون اسلامي مصوب 1370 و با استفاده از اختيارات حاصله از ماده 22قانون مجازات اسالمي از حيث تبديل مجازات تعزيري به لحاظ وضع خاص متهم و اينكه جزاي نقدي مناسب تر به حال وي مي باشد به استناد موارد مزبور(الف ) را به پرداخت مبلغ پانصد هزار ريال ( .... /500) ريال جزاي نقدي بدل از شلاق در حق دولت محكوم مي نمايد راي صادره حضوري و برابر مواد19و26و27و28 قانون تشكيل دادگاههاي عمومي و انقلاب مصوب 1373 قابل تجديدنظرمي باشد0 راي شعبه 7 دادگاه تجديدنظراستان تهران در تجديدنظرخواهي از راي فوق الذكر: بشرح محتويات پرونده پيوست آقاي (الف ) نماينده شهرستان .... 0در دوره پنجم مجلس شوراي اسلامي شكالتي دائر بر تهمت و نشر اكاذيب و افتراء عليه آقاي (ب ) نماينده شهرستان مذكور در دوره چهارم مجلس شوراي اسلامي مطرح نموده و متقابلا" آقاي (ب ) شكايت مشابهي را عليه (الف ) اقامه كرده است شكايات متعدد طرفين عليه يكديگر در پرونده هائي كه بيش از ده فقره مي باشد و مشخصات و كلاسه آنها در دادنامه تجديدنظرخاسته به تفصيل درج گرديده موردرسيدگي قرار گرفته و بعضا" منتهي به اتخاذ تصميم نهائي شده است وسرانجام با انحلال دادسراهاو تشكيل دادگاههاي عمومي ساير پرونده هاي مطروحه بين طرفين كه در شعب مختلف دادسرا در جريان رسيدگي بوده جهت رسيدگي توام و اتخاذ تصميم واحد به شعبه 34 دادگاه عمومي تهران ارجاع گرديده شعبه مرجوع اليه بشرح دادنامه تجديدنظرخواسته به شماره 343مورخ 23/8/75 در پرونده كلاسه 74/34/25 در خصوص شكايت آقاي (الف ) عليه آقاي (ب ) با اين استدلال كه : ((قطع نظر از رعايت امر مختوم چون شاكي جهت اثبات ادعاي خود دليل موجهي ارائه نكرده و شهود تعرفه شده نيز به نحو اطمينان آور شهادت نداده و از سوي متهم جرح شده اند به لحاظ عدم كفايت دليل اثباتي و بنا به اصاله البرائه و اصل 37 قانون اساسي راي بر برائت آقاي (ب ) صادر نموده و در خصوص شكايت متقابل آقاي (ب ) عليه آقاي (الف ) با اشاره به اينكه افراد داراي آزادي بيان و قلم و حق تظلم خواهي هستند اما آزادي آنها محدود به رعايت حقوق و آزادي افراد ديگر جامعه و رعايت مصالح عمومي جامعه مي باشد و هيچكس حق ندارد به منظور تجاوز به شرافت و حيثيت ديگران از آن آزاديها سوءاستفده نمايد و با بيان اين عقيده كه اثبات صحت امور منتسبه به مقتضاي اصل برائت وقاعده البينه عل المدعي به عهده نسبت دهنده است و هركس امري را كه مطابق قانون جرم به حساب مي آيد صريحا" به ديگري نسبت دهد و نتواند آن را ثابت نمايد مفتري محسوب خواهد شد و با تذكر اين مطلب كه عدم توانائي مفتري از اثبات ادعا همه جا كاشف از مفتري بودن او مي باشد عملكرد آقاي (الف ) را با ماده 140 قانون تعزيرات مصوب سال 1362 انطباق داده و با رعايت ماده 22 قانون مجازات اسلامي نامبرده را به پرداخت مبلغ پانصد هزار ريال جزاي نقدي بدل از شلاق در حق دولت محكوم نموده كه راي صادره مورد تجديدنظرخواهي محكوم عليه قرار گرفته اينك بنا به مراتب فوق و ملاحظه كليه اوراق پرونده اگرچه هريك از طرفين در ارتباط با رد صلاحيت ديگري جهت كانديداتوري مجلس شوراي اسلامي مطالبي رابراساس گفته هاوشنيده ها و مدارك موجود كه در اختيار داشته عليه طرف متقابل مطرح نموده كه بزعم خود شان ادعاها و دلائل ارائه شده كافي بر رد صلاحيت طرف ديگر بوده است اما براي تحقق بزه افترا همانگونه كه ازمفادمواد 140و141 قانون تعزيرات مصوب سال 62 استنباط مي شود فقط اضرار به غير با تشويش اذهان عمومي يا مقامات رسمي از جمله شرايط تحقق بزه اتفرا است و در ارتباط بااين قضيه نظريه مشورتي شماره 13311/1 مورخ 6/7/64 اداره حقوقي قوه قضائيه چنين است ((بر حسب مفاد مواد 140و141و142 قانون تعزيرات مصوب 1362 اگر شاكي در مقام احقاق حق و رفع ظلم از خود عليه كسي كشايت كند و عملي يا امري راصريحا" به او نسبت دهد كه قانونا" جرم است ولي نتواند صحت اين اسنادرا به اثبات برساند به عنوان مفتري قابل تعقيب و مجازات است زيرا در جرم افترا نيز مثل ساير جرائم عمدي از جمله عناصر متشكله آن سوءنيت يا عنصر معنوي است و در اعلام شاكي عنصر معنوي جرم افترا وجود ندارد وفقط نتوانسته است دليل مخكمه پسند به مقامات قضائي ارائه كند به علاوه مفتري لغتا" و اصطلاحا" به كسي اطلاق مي گرددكه با دورغ و صحنه سازي و به منوظر هتك حرمت و حيثيت ديگري نسبت خلاف واقع به او بدهد مضافا" به اينكه شاكي و متضرر از جرم شرعا" و قانونا" شخصا" مجاز به اقامه نيست و راهي جز اعلام شكايت به مراجع صالحه نخواهد داشت 0 البته اگر كسي به منظور اضرار به غير اكاذيبي را به وي نسبت دهد و قادر به اثبات آن نباشد به عنوان مفتري قابل تعقيب است و عنوان ورقه خطي يا شكوائيه مذكور در مواد140و141 قانون تعزيرات برشكايت چنين شاكي صادق خواهدبود0)) بنا به مراتب فوق با توجه به اينكه در اين پرونده انگيزه خاص كه همان قصد اضرار به غير يا تشويش اذهان عمومي يامقامات رسمي است از جانب تجديدنظرخواه احراز نمي شود و اعتراض نامبرده نسبت به دادنامه تجديدنظرخواسته به شماره 343 مورخ 23/8/75 صادره از شعبه 34 دادگاه عمومي وارد است لذا به تجويز بند2 ماده 22 قانون تشكيل دادگاههاي عمومي و انقلاب ضمن نقض دادنامه تجديدنظرخواسته حكم بر برائت نامبرده از اتهام انتسابي صادر و اعلام مي شود0 راي صادره قطعي است 0 (21/12/75/7ت /1884) مرجع : كتاب منتخب آراء قطعيت يافته دادگاهها درامورجزائي ،جلددوم تعزيرات چاپ اول 1379 . ناشر، دانش نگار، چاپ جديت 160
هيچ موضوعي مرتبط با اين ماده ثبت نشده
آدرس : تهران خیابان فاطمی روبه روی سازمان آب پلاک 207
تماس اضطراري : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵
پست الکترونیک : info (At) Dadfaran (dat) com