تاريخ رسيدگي : 27/9/75 پرونده كلاسه : 825175/د مرجع رسيدگي : شعبه 17 دادگاه انقلاب اسلامي تهران اتهام : دخالت غير مجاز در امور پزشكي جعل و استفاده از سند مجعول كلاهبرداري گردشكار و خلاصه پرونده : حسب گزارش دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي درماني تهران آقاي (ع ) مدتها خود را به نام پزشك متخصص قلب در دانشگاه علوم پزشكي تهران معرفي مي كرده و با تلاش همكاران حراست در تاريخ 10/5/75 دستگير و در موقع تحويل به نيروي انتظامي در اثر سهل انگاري انتظامات دانشگاه متواري ولي با توجه به پيگيري انجام شده مجددا" در تاريخ 16/7/75 دستگير مي گردد0 متهم با ويزيت كردن تعداد زيادي از بيماران قلبي در درمانگاه خيريه واقع درميدان خراسان كه در ده مبارك فجر تاسيس شده بود به ويزيت حدود500 نفر از بيماران اعتراف مي كند ايشان با درست كردن مهر جعلي و شماره نظام پزشكي و كارتهاي جعلي نهادهاي مختلف و سرقت سربرگهاي بيمارستانهاي دانشگاه و گرفتن چك از همكاران دانشگاه و جعل سند پزشكي قصد اغفال و اخاذي مي نمايد گزارش مذكور به اداره اطلاعات نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران ارسال و اقداماتي در اين راستاي انجام مي شود0 در بازرسي از داخل كيف سامسونت وي يك حلقه نوار ويديوئي مربوط به افتتاح درمانگاه خيريه صدريه كه ايشان به عنوان پزشك در آنجا مشغول فعاليت و معالجه بوده ، يك عدد مهر با عنوان دكتر(ع ) متخصص قلب و عروق به شماره نظام پزشكي .... ، تعدادي سربرگ وزارت بهداشت ، دانشگاه علوم پزشكي سفيد وتعدادي نوشته شده ، يك برگ دعوتنامه جهت شركت در مراسم فارغ التحصيل دانشجويان به نام دكتر(ع ) كشف مي گردد0 متهم در نيروي انتظامي اظهار مي دارد من به خاطر عقده هاي شغلي و علاقه به اين رشته (پزشكي ) روز شبهاي فراواني دروس پزشكي را بي هدف مطالعه كردم و بعد از مدتي اقدام به اسختن مهر جعلي در شهرستان رامسر نموده و سپس به تهران آمدم چندين مرحله به بيمارستانهاي (امام ودرمانگاه صدريه ) رفتم و نسبت به ويزيت بيماران اقدام نموده ولي هيچگونه وجهي دريافت نكرده ام ولي در خصوص نحوه ورود به بيمارستانها اشعار مي دارد به طور عادي وارد شده وگاها" با پوشيدن روپوش واردمي شده وي اداتمه مي دهد آقاي دكتر(ح ) چون من را با روپوش ديده بود و شنيده بود پزشك هستم از من كمك خواست چون مي دانست مهر دارم توسط ايشان به درمانگاه صدريه رفتم وكارت شناسائي را در سال 74خودم با مشكل فراوان درست كردم و سربرگها را از بيمارستانها برمي داشتم مهر را نز در شهرستان رامسر توسط شخصي كه به من اطمينان داشت ساختم و ايشان از من مدركي نخواست ، پرونده متشكله به دادگاه انقلاب اسلامي تهران ارسال پس از ارجاع به اين شعبه وجري تشريفات قانوني و ثبت كيفري به كلاسه فوق متهم در وقت فوق العاده به دادگاه احضار و بشرح صورتلجسه تنظيمي مورد اتهامي تفهيم و پس ازاستماع اظهارات و دفاعيات متهم و آخرين دفاع دادگاه ختم رسيدگي را اعلام و با استعانت از خداوند متعال بشرح ذيل مبادرت به صدور راي مي نمايد: راي دادگاه با توجه به مجموع محتويات و مندرجات پرونده و گزارش دفتر حراست دانشگاه علوم پزشكي خدمات بهداشتي درماني تهران درصفحه 16 و كشف نوار ويديويي مصاحبه متهم در درمانگاه خيريه صدريه و يك عدد مهر به شماره نظام پزشكي به نام دكتع ) و اسناد مجعول وكشف نسخه هاي نوشته شده توسط مهم براي افراد مختلف و استفاده از مهر جعلي ساخته شده در صفحات 15و43تا48 و گزارش اداره اطلاعات ناحيه انتظامي تهران بزرگ در صفحات 19و20 و نام مدير كل امورفوق برنامه دانشگاه و خدمات بهداشتي و درماني تهارن بزرگ در صفحا ت 19و20 و نام مدير كل امور فوق برنامه دانشگاه و خدمات بهداشتي ودرماني تهران به شماره 719/123 مورخه 1/8/75 مبني بر اينكه نامبرده (پزشك نبوده و با جعل مهر نظام پزشكي مبادرت به اين كار نموده است )0 در صفحه 41 و نام مدير بيمارستان ولي عصر(عج ) دانشگاه علوم پزشكي تهران به شماره 3885/31 مورخه 7/8/75 در صفحه 51 و نظريه مسئول دفتر تحقيقات هيئت مركزي گزينش دانشجو وزارت فرهنگ و آموزش عالي به شماره 961/1/م /الف مورخه 1/8/75 در صفحه 53 وگزارش اداره آگاهي تهران در صفحات 56 تا61 واقاريرصريح متهم درتحقيقات انجام شده در نيروي انتظامي و دادگاه بشرح صورتجلسه تنظيمي و قبول اتهامات انتسابي در دادگاه واظهارات و دفاعيات متهم مبني بر اينكه جعل مهر نظام پزشكي واستفاد از آن هدف مالي را تعقيب نمي كرده بلكه يك نوع عقده رواني شغلي بوده است ودراين راه مالي به نفع خود كسب ننموده است عمل وي منطبق با كلاهبرداي نبوده و مشمول مقررات قانون مربوط به امور پزشكي مي باشد زيرا بر اساس ماده 47 قانون مجازات اسلامي مصوب سال 1370 عمل متهم تعددمادي محسوب مي گردد0 زيرا دخالت غير مجاز در امور پزشكي في النفسه جرم است و اقدام به آن همواره مستلزم جعل نمي باشد0 لذادرخصوص اتهام غيرمحاز در امور پزشكي با توجه به دلائل فوق و ساير قرائن و امارات موجود در پرونده محرميت وي محرز و مسلم است و به استناد ماده 3 قانون اصلاح ماده 3 قانون اصلاح ماده 3 قانون مربوط به امور پزشكي دارو و مواد خوراكي و آشاميدني سال 1334 مصوب 29/1/74 مجلس شوراي اسلامي به 3 سال حبس تعزيري و پرداخت مبلغ بيست ميليون ريال جريمه نقدي و مستندا" به ماده 19قانون مجازات اسلامي به 2سال اقامت در شهرستان رامسر محكوم مي گردد اما با توجه به درخواست عفو و بخشش واظهارات ندامت شديد و عدم سابقه كيفري دو سال حبس تعزيري وي به مدت 5 سال تعليق مي گردد و در مورد ديگر اتهام نامبرده (جعل و .... ) با عنايت ماده 5 قانون تشكيل دادگاههاي عمومي و انقلاب اسالمي مصوب سال 15/4/1373 مجلس شوراي اسلامي قرار عدم صلاحيت رسيدگي به شايستگي دادگاه عمومي تهران صادر مي گردد0 اين حكم حضوري و قابل تجديدنظرخواهي بعد از ابالغ در مدت مقرر قانوني در دادگاه تجديدنظراستان تهران مي باشد0 دفتر: مقرر است حكم صادره ابلاغ و در هر صورت عدم اعتراض و درخواست تجديدنظرخاهي بدل مفيد از اتهام جعل و .... وي تهيه و به مرجع فوق الذكر ارسال و پرونده جهت اجراء حكم و اعلام مراتب تعليق به اداره سجل كيفري حسب بخشنامه رياست محترم دادگاههاي انقلاب اسلامي تهران پس از رعايت تشريفات قانوني به اجراي احكام ارسال گردد0 مرجع : كتاب منتخب آراء قطعيت يافته دادگاهها درامورجزائي ،جلددوم تعزيرات چاپ اول 1379 . ناشر، دانش نگار، چاپ جديت 161
هيچ موضوعي مرتبط با اين ماده ثبت نشده
آدرس : تهران خیابان فاطمی روبه روی سازمان آب پلاک 207
تماس اضطراري : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵
پست الکترونیک : info (At) Dadfaran (dat) com