كلاسه پرونده : 18/24056 دادنامه : 67/2 تاريخ رسيدگي : 4/2/1372 فرجامخواسته : دادنامه شماره 31199/11/71 صادره از شعبه دادگاه كيفري مرجع رسيدگي : شعبه دوم ديوانعالي كشور هيئت شعبه : آقايان .... رئيس .... مستشار خلاصه جريان پرونده : بسمه تعالي به موجب كيفرخواست شماره 21947/9/71 دادسراي عمومي آقاي (الف ) 17 ساله به اتهام لواط تحت تعقيب قرار گرفته است اجمال مساله اينكه آقاي (ب )10 ساله ادعا كرده كه در ساعت 14 روز27/4/71 متهم او را به زور و به بهانه تعمير دوچرخه اش به داخل منزل برده وبا او عمل لواط انجام داده است متهم در همان تاريخ به اتهام خود اعتراف داشته و مدلول گواهي پزشكي قانوني حكايت داردكه درمعاينه كبر وي در اطراف دشعي عضلات و نيز خراشيدگي ملاحظه و مي تواند در دخول جسم سخت باشد آقاي بازپرس متوجه عقب افتادگي رواني متهم شده ودر اين خصوص به پزشكي قانوني معرفي شده و طي شماره 4/5/71 جواب داده شده متهم دچار درجه اي از عقب افتادگي فكري مي باشدكه مسئول كامل اعمال و رفتار خود نمي باشد و آقاي بازپرس به استناد همين مورد در تاريخ 5/5/71 قرار منع تعقيب صادر كرده ولي آقاي داديار مساله را محتاج به بررسي بيشتري داشته است كه در نتيجه معرفي مجدد پزشكي قانوني ضمن تاييد عقب افتادگي فكري و عدم مسئوليت من هم آن را به معني جنون ندانسته است در پيگيري بيشتر متوجه شده اند متهم سابقه بستري شدن در بيمارستان خانواده را داشته و لذا پرونده باليني او مطالبه شده ولي بيمارستان مذكورجواب داده است كه كليه سوابق تا سال 57 از بين رفته است متهم به شوراي پزشكي معرفي شده ونتيجه معاينه بدين شرح منعكس گرديده است (بيماري رواني به معناي جنون ندارد دچار درجاتي از نقص عقلاني است كه در اعمال ارتكاب مسئوليت مطلق ندارد و داراي مسئوليت نسبي است ) با تكميل تحقيقات پرونده تكميل و به استناد ماده 110 از قانون مجازات درخواست رسيدگي شده است متهم در جلسه رسيدگي اتهام خود راانكار كرده و اعتراف قبلي خود را معلول دانسته است و دادگاه به استماع مدافعات وكيل نامبرده مجرميت متهم را احراز و او را به اعدام محكوم نموده است مراتب مورد اعتراض محكوم عليه واقع شده و پدر مجني عليه نيز رضايت خود را اعلام داشته ولي چون دادگاه در نظرش باقي بوده پرونده به ديوانعالي كشور ارسال و جهت رسيدگي به اين شعبه ارجاع گرديده است. هيئت شعبه در تاريخ بالا تشكيل گرديد پس از قرائت گزارش آقاي عضو مميز اوراق پرونده و نظريه كتبي آقاي داديار ديوانعالي كشور اجمالا" مبني بر ابرام در مورد دادنامه شماره 1131199/71 فرجامخواسته مشاوره نموده چنين راي مي دهند: بسمه تعالي قطع نظر از اينكه شناسنامه متهم جهت احراز سن واقعي او ملاحظه نشده و صرفنظر از اينكه بعضي از فقهاي عظام احصان را در مانحن فيه ملحوظ داشته اند و منصرف از اعلام گذشت ولي مجني عليه از شكايت خود راي تجديدنظر خواسته مخدوش است زيرا اولا" از مجموع مندرجات اوراق پرونده به ويژه گواهي هاي پزشكي و نظريه شوراي پزشكي به نظر مي رسد كه مفهوم جنون از نظر عرف و لغت و شرع و قانون متغير و به هر حال قابل بررسي است و اصولا" كسي كه مسئول اعمالش نباشد محكوميت او آن هم به اين شدت محل تامل بوده و با عنايت به منابع ادبي كه جنون را به عنوان زايل وتباه شدن عقل و كلمه تباه را به معني ضايع و فساد ترجمه نموده و اينكه قانون مجازات سلب مسئوليت حقوق را به هر درجه كه باشد قبول كرده بنابراين تحقيق در اين خصوص و عندالاقضاء كسب نظرمجدد پزشكي از حيث مفاهيم علمي و عرفي جنون و سلب مسئوليت ضرورت دارد ثانيا" متهم در جلسه دادرسي اقارير قبلي خود را معلول رعب و وحشت اعلام كرده و لهذا وحدت ملاك از حيث مفهوم ماده 71 از قانون مجازات نيز بايد مورد نظر قرار گيرد عليهذا دادنامه صادره نقض و رسيدگي مجدد به شعبه ديگري از دادگاه هاي كيفري يك .... ارجاع مي گردد. مرجع : كتاب قانون مجازات اسلامي درآئينه آراء ديوان عالي كشور حدود جرائم خلاف اخلاق حسنه به اهتمام يداله بازگير،نشرنخستين نشرهستان ، چاپ اول 1378 124
هيچ موضوعي مرتبط با اين ماده ثبت نشده
آدرس : تهران خیابان فاطمی روبه روی سازمان آب پلاک 207
تماس اضطراري : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵
پست الکترونیک : info (At) Dadfaran (dat) com