كلاسه پرونده : 390814 تاريخ رسيدگي : 28/10/71 دادنامه : 796/20 تجديدنظرخواهي : تجديدنظرخواسته : دادنامه شماره 81357/5/1371 صادره از شعبه 10 دادگاه كيفري يك .... مرجع رسيدگي : شعبه 20 ديوانعالي كشور هيئت شعبه : آقايان .... رئيس و .... مستشار بسمه تعالي آقايان 1 (الف ) به اتهام لواط (م ) و (ي ) 2 (پ ) به اتهام لواط با با(د) 3 (ر) به اتهام تمكين به عمل لواط به (ب ) تحت تعقيب كيفري واقع با صدور كيفرخواست مورخه 10/11/70 پرونده در دادگاه كيفري يك مورد رسيدگي قرار گرفته در جلسه 5/5/71آقاي (ي ) 8 ساله احد از مجني عليهما اظهار داشته (الف ) با او لواط انجام داد در مدرسه آن هم يك بار شلوار خودش را كشيد پايين و فشار آورد.00 كس ديگري لواط انجام نداد آقاي (م ) ديگر از مجني عليهما مي گويد (الف ) با او عمل خلاف انجام داده و مدرسه هفت بار اين كار را كرده شرح ماجرا دخول صورت نگرفته اظهار قبلي خود را روي زور دانسته تاكيد كرده اما دخول صورت نگرفت. متهم ديگر اتهام را تكذيب كرده مي گويد لواط نكرده دخول صورت نگرفته وكلاي متهمان آقاي .... مي گويد موكل منكر اتهام است به لحاظ عدم وجود دليل تقاضاي برائت موكل را نموده دادگاه با اعلام ختم دادرسي در خصوص اتهام (ب ) و (د) به عمل لواط به دليل اوراق پرونده و توجه به النكار آنان و نظر به اينكه دليل كافي بر توجه اتهام انتسابي در پرونده ملحوظ نيست از اين جهت برائت آنان را صارد كرده ليكن با توجه به تناقض گويي آنان و نحوه اظهاراتشان در دادگاه و ساير قرائن اتهام تفخيذ را محرز تشخيص مستندا" به ماده 121 مجازات اسلامي حكم به تحمل يك صد ضربه شلاق براي هر يك صادر نموده نسبت به متهم ديگر در جلسه 4/7/71 محاكمه انجام گرفته مي گويد مستخدم مدرسه است همه وضع (د) را مي دانند با مدير مدرسه وپدرشاكي اختلاف داشته ايم آمدند جريان را برايم طرح ريزي نموده اند به مدير تذكر مي دادم كه بي عدالتي نكند با من بد شد راجع به اظهار مجني عليهما پاسخ داده چه عرض كنم تخت تحريك واقع شده اند وكيل متهم به لايحه تقديمي استناد كرده كه ادعانامه عليه موكل وقتي موازين قانوني و شرعي نبوده و نيست شكات اعلام كرده اند در پاييز سال 70 مرتكب خلاف شده مجني عليهما هيچ نه گواهي پزشك دادند و نه شاهدتقاضاي برائت نموده است متهم در آخرين دفاع مي گويد دفاعي ندارد با اعلام ختم دادرسي دادگاه با ذكر دلايل از جهت لواط حكم برائت ليكن عمل را در حد تفخيذ محرز و مسلم تشخيص داده مستندا" به ماده 152 قانون حدود و قصاص و120 همان قانون به تحمل يك ضربه تازيانه او را محكوم كرده است (ب ) احد از محكوميت طي لايح وارده 52874/6/71به حكم محكوميت خود اعتراض و تجديدنظرخواهي نموده اوراق پرونده دلالت بر تجديدنظرخواهي غير از اعتراض (ب ) ندارد و حاكم دادگاه طي نظريه مورخه 2/8/71 در عقيده خود باقيمانده پرونده به ديوان عالي كشور ارسال و به اين شعبه ارجاع شده است. هيئت شعبه در تاريخ بالا تشكيل گرديد پس از قرائت گزارش آقاي عضو مميز و اوراق پرونده و نظريه كتبي آقاي .... داديار ديوانعالي كشور مبني بر تاكيد معترض عنه مشاوره نموده چنين راي مي دهد: بسمه تعالي با توجه به مجموع اوراق پرونده از جمله مفاد حكم صادره و دلايل استناديه در آن و اينكه ظاهرا" اثبات جرم از طريق علم حاصل شده ( در حكم محكوميت الف ماده 120 ق ح ق تصريح شده است ) و نظر به اينكه از جانب معترض و اشكال موجهي كه نقض حكم را ايجاب كند به عمل نيامده و به نظر نمي رسد لذا دادنامه تجديدنظرخواسته را تاييد مي نمايد. مرجع : كتاب قانون مجازات اسلامي درآئينه آراء ديوان عالي كشور حدود جرائم خلاف اخلاق حسنه به اهتمام يداله بازگير،نشرنخستين نشرهستان ، چاپ اول 1378 124
هيچ موضوعي مرتبط با اين ماده ثبت نشده
آدرس : تهران خیابان فاطمی روبه روی سازمان آب پلاک 207
تماس اضطراري : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵
پست الکترونیک : info (At) Dadfaran (dat) com