كلاسه پرونده : 37161 شماره دادنامه : 261/20 تاريخ رسيدگي : 6/4/71 تجديدنظرخواه : وكيل عالي ... محكوم عليه تجديدنظرخواسته : دادنامه شماره 2499/12/1370 صادره از شعبه 134 دادگاه كيفري يك ... هيئت شعبه : آقايان ... خلاصه جريان پرونده : (ع ) فرزند.00 29 ساله به اتهام ايراد جرح عمدي منتهي به قتل نسبت به آقاي (ه) و نيز ايراد جرح عمدي با چاقو نسبت به (الف ) متهم رديف دوم (الف ) فرزند.00 به اتهام ايراد جرح عمدي با چاقو به متهم رديف اول منتهي به ده درصد نقص عضو در سه انگشت تحت تعقيب واقع “ شده اند.” باصدور كيفرخواست مورخه 16/3/1370 كه قضيه درگيري را به طور فشرده توضيح داده و از جمله دلايل گواهي گواهان ، اقارير صريح متهمان و سوابق سوء آنها و كشف آلات جرح و غيره قيد گرديده است. پرونده در دادگاهكيفري يك ... مورد رسيدگي قرار گرفته آقاي ... وكيل (ع ) لايحه اي در26 برگ تقديم كرده “ است.در” جلسه 19/5/70 (ع ) مي گويد: (قتل را هرگز قبول ندارم ، جرح را در حالت دفاع بوده ام ، ولي جرح به (الف ) را قبول ندارم 0) (الف ) مي گويد : (رفيق مرا كشت. با چاقو او را زدم 0 (ع ) چگونگي نزاع را” اين گونه “ توضيح داده كه (سرنشينهاي پيكان به سرم ريختند. من هم براي دفاع كاردي را از اتومبيلم برداشتم ، ولي با آن مقتول را نزدم 0 نمي دانم چگونه او كشته شده است.00 بعد از اينكه به من حمله كردند، سر من ريختند. چاقوي من افتاد و من فرار كردم 0) (الف ) نيز جريان امر را “ اين گونه “ شرح داده “ است.” : (ع ) قصد سبقت از ما را داشت. مقداري لج بازي شد، ولي خود (ع )مي خواسته درگيري ايجاد شود. وقتي پياده شد اول كسي كه به سراغ او رفت مرحوم (ه) بود. دست زد زير چانه (ع )، ولي (ع ) امان نداد، فوري رفت همين خنجري را كه اكنون شما نشان داديد و افغاني مي باشد از ماشين خود آورد به (ه) زد. من كه ديدم دوستم مجروح شده و (ع ) ول كن نيست با چاقو به پشت و دست او زدم 0 زخم دستش مربوط به خودش مي باشد با چاقوي خودش مجروح شده 0 خواستم چاقو را از دستش در بياوريم 0چند چاقو به طرفم پرتاب كرد. جا خالي دادم 0 اگر مي دانستم دوستم فوت كرده او را مي كشتم 0) اولياي دم تقاضاي قصاص دارند. (ع ) مي گويد اظهارات شهودرا كه اول او دست به چاقو كرده قبول ندارد. “ در” اظهارات صفحه 22 مي گويد: (من فقط يك مشت به (ع ) زدم ، چاقو “ را” آنها كشيدند. چون دست خالي نمي توانستم 0) “ در” اظهارات خود نزد بازپرس (ص 80) مي گويد: (من هر كاري كردم جنبه دفاعي داشته است.) وكيل متهم به لايحه تقديمي استناد كرده “ است.” سابقه كيفري (ع ) اتهام سرقت مسلحانه و ورود به عنف و غيره ، شرب خمر وغيره ذكر شده “ است.” سابقه كيفري (ه) نيز به اتهام سرقت.00” است.” وكيل متهم در لايحه 21/11/70 مدعي شده موكل ... “ نه “ قصد دعوا داشته و نه قصد كشتن 0 به شهادت شهود (الف ) فرياد زده برويم (ع ) را كشتيم همه مهاجمين و متهم و غيره در اثر حمله به يكديگر خوني و زخمي بوده اند متقول به علت دير بردن به درمانگاه و بيمارستان “ مرده است.” چه بسا اگر بموقع به بيمارستان مي رسيد حتما" زنده مي بود. روي كارد گروه خون (الف ) است. اين دليل است كه مقتول با كارد منتسب به متهم به قتل نرسيده و اين كارد (الف ) بوده نه متهم و تقاضا كرده و در صورت امكان موكل راتبرئه نمايند. در اخذ آخرين دفاع (مورخه 23/12/1370) (ع ) مي گويد: (قتل را قبول ندارم بارها از مهاجمين تقاضا كردم كه بروند. خواستم نزاعي نشود. جلوي اتومبيلم را گرفتند. تقريبا" تمامشان مشروب خورده بودند.) وكيل او مي گويد: (دفاع موقعي صادق است كه توسل به قواي دولتي ميسر نباشد، به او امان داده نشده تا به قواي دولتي متوسل شود. موكل فرار كرده “ اما” جلوي فرار او را گرفته اند.) (الف ) متهم رديف دو مي گويد: (ع ) (منظورش متهم ديگراست ) دروغ مي گويد. فقط من او را زدم ديگران بيگناه بودند. مقتول بي گناه بود چاقو در دست نداشت.) در برگ ديگري دادگاه با اعلام ختم دادرسي و شرح مختصر از جريان واقعه و بيان اظهارات طرفين از جمله اظهارات (ع ) به اينكه ... ( به طور لفظي دعوا شد.00 يك نفر از آنها با كف دست محكم روي كاپوت ماشين زد، آنها هفت نفر بودند. يكي از آنها سيلي به صورتم زد. آنها مي خواستند مرا خرد كنند. به من مي خنديدند. من به آنها حمله كردم 0 همه دست به كارد شدند.00 من هم يك چاقو از زمين برداشتم 0 ديگر نفهميدم چه شد)، اظهارات شهود در صفحه 15 به بعد، اشاره به گواهينامه هاي پزشكي و گزارش معاينه جسد( ص 38) دادگاه به دليل اقارير (ع ) و توجه به فعل صادره از متهم و به لحاظ آلت و موضع جرح كه نوعا"و عادتا" كشنده بوده قتل طلعا" انجام گرفته “ است.” همچنين دادگاه دفاع مشروع را با ذكر دلايل مردود دانسته مورد راقصاص نفس و قتل عمدي و عدواني ذكر كرده و حكم به قصاص نفس صادر نموده “ است.” راجع به اتهام ديگر متهم به جرح به (الف ) با توجه به اظهارات (الف ) كه با چاق ءو به او حمله كرده دفاع دانسته و حكم برائت از اين حيث صادر نموده “ است.” همچنين جرم انتسابي به متهم رديف دوم را ثابت “ دانسته و” بابت زخمهاي انگشت جمعا" به 150 درهم با توضيح اينكه نوع آنها متلاحم و ديه هر زخم به ماده 481 مجازات اسلامي ... يك دهم در سه صدم ديه كامله مي باشد، همچنين نامبرده را از نامبرده را از بابت ارش 250 درهم براي زخم پشت و محدوديت حركتي انگشت و سيصد درهم براي زخم سر( بند 3 ماده 480) در حق (ع ) محكوم كرده است. آقاي ويكل مدافع (ع ) طي لايحه پنج برگي به حكم محكوميت موكل اعتراض كرده (كه دادگاه حكم خود را براساس اظهارات متمين صادر كرده كه به لحاظ سوءسابقه ، آنها نمي توانند عادل باشند، شهود عيني خلاف اظهارات متهمين مي باشد، دادگاه توجهي به اظهارات شهود و گزارش ژاندارمري و شهرباني نكرده “ است.” در گواهي پزشكي درمان موكل نه ماه و21 روز تعيين شده دادگاه صحبتي ازبقيه نكرده “ است.” موكل در هيچ يك از مراحل اقرار نكرده كه (ه) را زخمي “ كرده “ و يا كشته باشد. دعوا يك نزاع دسته جمعي بوده “ و” همه آنها چاقو و قمه داشته اند و زخمي شده اند. چطور دادگاه فقط موكل را مقصر قلمداد كرده “ است ؟” حكم بر خلاف عدل و انصاف و حقيقت است و خلاف قانون و مندرجات پرونده مي باشد. دذير رساندن (ه) باعث مرگ او شده دادگاه دفاع را در مورد (الف )قبول دارد، ولي دفاع در باربر ساير چاقوكشان را قبول ندارد.) درخواست نقض دادنامه را نموده توجه دادگاه به وبضع جواني و معيشت موكل جلب كرده “ است.” ... آقاي رئيس دادگاه صادر كننده حكم اعلام كرده در نظر خود باقي است و پرونده به ديوان عالي كشور ارسال و به اين شعبه ارجاع شده است. هيئت شعبه در تاريخ بالا تشكي لگرديد پس از قرائت گزارش آقاي ... عضو مميز و اوراق پرونده و نظريه كتبي آقاي ... 0داديار ديوان عالي كشور اجمالا" مبني بر تائيد حكم صادره مشاوره نموده چنين راي مي دهند: ( بسمه تعالي 0 با توجه به مجموع اوراق پرونده و تحقيقات انجام شده و مفاد حكم صادره ودلايل استناديه در آن و نظر به اينكه از جانب معترض ايراد و اشكال موجهي نسبت به حكم تجديدنظر خواسته به عمل نيامده و به نظر نمي رسد. لذا دادنامه تجديدنظر خواسته راتاييد مي نمايد.)
هيچ موضوعي مرتبط با اين ماده ثبت نشده
آدرس : تهران خیابان فاطمی روبه روی سازمان آب پلاک 207
تماس اضطراري : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵
پست الکترونیک : info (At) Dadfaran (dat) com