كلاسه پرونده : 5/4/3442 شماره راي : 413/4 تاريخ رسيدگي : 18/6/70 فرجامخواه : تجديدنظرخواهي وكيل اولياي دم و آقاي ... شكايت پرونده نسبت به حكم محكوميت صادره فرجامخواسته : دادنامه شماره 30331181/2/70 صادره از شعبه 8 دادگاه كيفري يك ... مرجع رسيدگي : شعبه 4 ديوان عالي كشور هيئت شعبه : آقايان ... خلاصه جريان پرونده : آقايان 1 (الف ) 2 (ب ) فرزندان ... 3 (ج ) فرزند.00 به اتهام شركت در قتل عمدي آقاي ... همچنين آقاي (الف ) فوق التوصيف به علاوه به اتهام ايراد جرح عمدي با چاقو نسبت به بانو ... (همسرمقتول ) و آقاي (د)، متهم رديف چهارم به نام ايوب ... فرزند به اتهام ورود به عنف به منزل متقول تحت تعقيب كيفري واقع " شده اند" 0 با صدور كيفرخواست مورخ 23/8/68 كه از جمله دلايل شكايت شكات و نظريه پزشكي قانوني ، گواهان ، گزارش مرجع انتظامي ، اقرار صريح متهمين با ذكر انگيزه آن كه موضوع ارتكاب مقتول به زناي به عنف با خانم ... خواهر سه نفر از آنها بوده كه پرونده ... تشكيل و به دادگاه ... ارسال شده است. پرونده در دادگاه كيفري يك ... مورد رسيدگي قرار گرفته " است." گزاش مبسوط از جريان امر و دلايل پرونده را آقاي قاضي مشاور طي هفت صفحه تهيه و اظهار نظر در خصوص ايرادات وكيل متهمين نموده كه بر حسب نوشته رئيس دادگاه براي اظهارنظر قطعي پزشك قانوني راجع به علت اصلي مرگ پرونده به دادسرا اعاده شده " است." نسبت به اتهام متهم رديف چهارم با اعتبار صلاحيت كيفري دو قرار عدم صلاحيت صادر شده پزشك معاينه كننده جسد و جراحات طي گواهي مورخه 6/12/68 اظهار كرده (به احتمال قوي جراحات با يك وسيله بوجود آمده و توسط يك فرد اعمال شده و بسيار انتقامجويانه بوده است.) در جلسه 28/2/70 با حضور متهمين و شكات و وكلاي طرفين (د) مصدوم مي گويد از آقاي (الف ) كه با چاقو او را مجروح كرده شكايت دارد و جريان واقعه را شرح داده و تقاضاي قصاص كرده و در صورت عدم امكان ديه را خواستار شده " است." مصدوم ديگر خانم ... " همسرمقتول " مي گويد از هر سه نفر شاكي است ولي چاقو را آقاي (الف ) به من زده و ضمن شرح مختصر از جريان واقعه و اينكه ديده اين سه نفر ... " مقتول " را مي زنند " گفته است :" (خواستم جلوگيري كنم مرا پرت كرد، بچه سه ماهه ام سقوط شد.)وي تقاضاي قصاص " دارد" در صورت ممكن نبودن آن طالب ديه مي باشد. وكيل اولياي دم به لايحه تقديمي ا ستناد كرده " است." از متهمين با تفهيم و قرائت كيفرخواست تحقيق و محاكمه شده " است." (الف ) درخواست غير علني بودن جلسه را نموده مي گويد: (حقي از ما ضايع شده به خواهرم عنفا" تجاوز كرد، قانونا" هم ثابت شده 0 هر چه گفتم اين چنين ظلمي در حق ما شده چند روزي بيشتر در بازداشت نماند و آزاد شد. من مسلمانم نبايد در مقابل چنين جنايتي سكوت اختيار كنم تا با پول و اعمال نفوذ حقم ضايع شود.) در خصوص اتهام قتل مي گويد: ( با مقتول درگير شدم ، ضربه به او زدم 0 وقتي به من حمله كرد كارد را از دستش گرفتم نمي دانم كجازدم 0) ضمن توضيح مفصل از جريان درگيري فيمابين مي گويد: (تمام ضربه درمحل حادثه به مقتول وارد نيامده ضربه هاي بعداز مرگ را در حالي كه صدو شصت كيلومتر از مقتول دور بوديم چه شخصي به مقتول زده ؟ آيا بعد از مرگ زده يا قبل از آن ؟ بعد از درگيري به خانه برادر بزرگ رفتم 0 بعد بازپرس و ژاندارمري به محل آمدند. ما خودمان را تسليم كرديم 0(ب ) و (ج ) آمدند و با من همجرم شدند. قرار بر اين شد آ;ها با من شريك جرم شوند تا بتوانم راحت تر حرفهاي خودمان را بزنيم و جرم من سبك شود.00 كم زءك ، ولي مقتول را من به قتل نرساندم خود زني (د) و خانم ... را نمي دانم از طرف كه بوده 0حياط اينها پشت بام منزل ماست. داخل اتاق كسي نرفتم 0) متهم رديف دوم آقاي (ب ) به لايحه 7 برگي خود استناد كرده مي گويد: (وقتي راجه به پرونده زنا ما او را تحويل قانون داديم فهميديم آزاد شده 0 با اعضاي شوراي اسلامي مشورت كرديم 0(ه) ما را با كمك از آن طريق وارد روستا مي كند. وقتي وارد شديم ساعت حدود 2 بعدازنصف شب بود. برادرم رفت ، بنده و ... (ج ) درماشين را بسته به منزل (ج ) " آمديم " با شير آب دست و صورت را شستيم كه برادرم وحشت زده رسيد گفت : (مارودست خورديم آقاي (و) نبود آقاي (ز) آمد پشت بام با من درگير شد. وقت توضيح نيست چون ... اسلحه شكاري دارند بهتر است به منزل برادرم به نام ... برويم 0) طولي نشكيد آقاي (ه) درگيريهاي زيادي با " خانواد.00" داشته (ه) صحبت كرد كه چون شما برادران " خانم ... " هستيد قتل را قبول كنيد من هر طور شده رضايت خواهم گرفت. بعد از صحبت (ه) آقاي (ر) آپد گفت آقاي (ز) مجروح شده مي خواهند او را دكتر ببرند. من گفتم حرفي ندارم 0 تاكسي كشيده به من نزدندمن هيچ گونه حرفي با او نمي زنم 0 مقتول را براي بردن نزد دكتر سوارجيب كردند و فرستادند بعد از يكي دو ساعت مطلع شدم همراه مقتول آقاي (ص ) روانه شده " است." به خودم شك كردم به احتمال زياد اشكالات بعدي هم براي ما بوجود خواهد آورد. علت اعتراف صريح ما" اين بودكه " فريب آقاياني كه قبلا" براي ما قسم ياد كرده بودند خورديم 0 دوم اينكه چون از دادگاه و قانون سر در نمي آورديم گفتم اگر من خودرا همجرم برادر ندانم فردا در دادگاه حق صحبت ندارم 0) در جلسه ديگر وكيل متهمين رديف يك الي سه كيفرخواست به لايحه تقديمي خود استناد كرده " است." وكيل شكات اظهاراتي كرده كه اقدام متهمان يك اقدام خودسرانه طبق قانون جنگل بوده كه پنداشتند متهم برائت حاصل كرده 0 به هيچ وجه موضوع مشمول عنوان دفاع مشروع يا دفاع ناموس نيست. در ضمن به مواد 9و10 اشاره كرده كه تساوي عمل شركا شرط نيست ، هر سه متهم با تمسك به دفاع از ناموس منحصرا" اقرار به قتل كرده اند. " طبق " گواهي پزشكي مقدار جراحات.00 منجر به مرگ " زياد" بوده 0 موكلان در شكايت خود باقي و خواستار قصاص هستند. متهم رديف اول در آخرين دفاع مي گويد: (در پرونده قبلي نسبت به خواهرم ... آزاد شده با اعمال نفوذ يا پول ... در برابر مهاجم قرار گرفتم ، متاسفانه كسي توجه نكرده من دفاع از ناموسم كردم 0) متهم رديف دوم ... مي گويد: (آ" رين دفاعم اين است كه مرتكب هيچ قتلي نشدم (اعتراف اوليه خود را روي فريبي كه ازجانب ديگران خورده مي داند) اگر مي خواستم " آقاي (ز)" را به قتل برسانم آن روز كه براي آزمايش خون در ماشين من بود بدون اينكه ايل وتبار او باشند او را به قتل مي رساندم 0 اگر قرار بود نقض قانون كنم روزها كه در قهوخانه نشتيم و صحبت كرديم اين برنامه را اجرا مي كردم 0 همانطور كه در پرونده پيداست زاني خواهرم را تحويل قانون دادم تا از حق من و خواهرم دفاع " شود." پس (ز) به دست ديگران به قتل ريده ، مجرم اصلي ما نيستيم 0به علت نفوذزياد(ه) حتي كسي از اقوام مقتول جرات بردن اسم او را نداشته 0) متهم رديف سوم به نام (ج ) در آخرين مي گويد در قتل شركت نداشته و اينكه قبلا" خود را مجرم معرفي كرده تحت تاثير عاطفي و تعقيب بوده " است.وي مي گويد:" (عقيده دارم هر مسلماني از جان و ناموس برادر ديني خود بايد دفاع نمايد. من فقط از ناموسم دفاع كردم 0اتهاماتي كه از شكات به من " نسبت " داده شده كذب محض است.) دادگاه با اعلام ختم دادرسي مبادرت به صدور حكم كرده و به استناداوراق پرونده و شكايت قيم و وكيل اولياي دم ، گزارش مرجع انتظامي و گواهيهاي پزشكي و اقارير و دفاعيات متهمين در مراحل مختلف و محضر دادگاه و مدافعات وكيل آنها و شهادت شهوداينكه بر طبق گواهي پزشكي (ز) به علت ضربه چاقوهاي متعدد به قتل رسيده (جسدمثله مبادرت به آن كرده اند و انگيزه آنهاآزادي متهم ( (ز) به علت ضربه به چاقوهاي متعدد به قتل رسيده (جسد مثله شده ) وبه ظن قوي آلت قتاله از يك نوع بوده و دادگاه استدلال كرده متهمين با سبق تصميم مبادرت به آن كرده اند و انگيزه آنها آزادي متهم ( (ز) در پرونده اتهام به زنا بوده و با رد ادعاي وكيل مدافع كه (ز) را متهمين مهدورالدم مي دانسته اند و با اشاره به اوراق پرونده اتهامي (ز) كه حكايت دارد متهمين قصد ربودن او را داشته اند و با توجه باينكه (ز) منكر بزه انتسابي بوده درجلسه مواجهه بين او و خانم (ي ) كه مي رساند عمل زنا وسيله (ز) انجام گرفته مي تواند باعث باشد كه متهمين متقول را مهدورالدم بدانند، لذا دادگاه بزه شركت در قتل غيرعمدي از ناحيه متمهين و ايراد صدمه از ناحيه متهم رديف اول را نسبت به همسر مقتول و آقاي (د) محرز تشخيص " داده " ضمن ردماده استناديه در كيفرخواست در مورد قتل عمدي مستندا" به تبصره 2 ماده 2 و ماده 3 و بند ب ماده 2 قانون ديات راجع به قتل و ديه كامله يك مرد مسلمان با انتخاب نوع آن از جانت متهمين در حق اولياي دم در صورت تقاضا، به علاوه متهم رديف اول به پرداخت يكصد و پنجاه درهم براي بريدگي آرنج همسر متقول و پرداخت يكصد هزار ريال در حق محمد محكوم كرده است. آقاي ... به وكالت از جانب اولياي دم ، همچنين (د) به حكم محكوميت صادره اعتراض كرده اند. رئيس دادگاه در ظهر برگ اول به تاريخ 23/3/70 در عقيده خود باقي مانده و دستور ارسال پرونده به ديوان عالي كشور را داده است كه رسيدگي به اين شعبه ارجاع شده است. هيئت شعبه در در تاريخ بالا تشكيل گرديد و پس از قرائت گزارش آقاي ... عضو مميز و اوراق پرونده و نظريه كتبي آقاي ... داديار ديوان عالي كشوراجمالا" مبني بر " اينكه " با توجه به ماده 34 قانون تشكيل دادگاهها و اينكه دادگاه متهمين را محكوم كرده است اعتراض تجديدنظر خواهان مردود است و عقيده بر رد آن دارد، مشاوره نموده چنين راي مي دهد: (بسمه تعالي 0 صرفنظر از ماهيت پرونده چون اعتراض از جانب شاكيان خصوصي از حكم محكوميت صادره مستندا" به ماد34 قانون تشكيل دادگاههاي كيفري 1و2 وجاهت قانوني ندارد، زيرا تنها در حكم برائت به شاكي حق اعتراض داده شده است ، لذا اعتراض معترضان را مردود اعلام مي نمايد.) مرجع : كتاب قتل عمد، جلداول ، تاليف يداله بازگير،ازانتشارات ققنوس چاپ اول ،چاپ ديبا، سال 1376 76
هيچ موضوعي مرتبط با اين ماده ثبت نشده
آدرس : تهران خیابان فاطمی روبه روی سازمان آب پلاک 207
تماس اضطراري : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵
پست الکترونیک : info (At) Dadfaran (dat) com