تاريخ رسيدگي 30/11/73 شماره دادنامه 680/21 شعبه 21ديوان خلاصه جريان پرونده : در تاريخ 11/12/70 آقاي (الف ) بوكالت از تجديدنظرخواندگان دادخواستي بخواسته ابطال عمليات غير قانوني انجام شده تحت عنوان مجامع عمومي مورخ 5/10/70و25/10/70 و صورت مجلس مربوطه و آثار ونتايج حاصله از آنها با منظور نموده خسارات وارده ومقدمتا" صدور دستور موقت مببني برمتوقف ماندن كليه عمليات و عدم استفاده از آثارآن بطرفيت تجديدنظر خواهان بمحاكم حقوقي يك تهران داده كه بشماره 70/863 ثبت ور سيدگي بعهده شعبه 25 محول شده است و چنين توضيح داده كه شركت سهامي 000(سهامي خاص ) به موجب دفتر ثبت سهام ممضي بامضاء مديران قانوني شركت و ممهور به مهر رسمي آن داراي 3500 سهم ده هزار ريالي مي باشد موكلين (خواهانها) 1970 سهم آنرا مالك مي باشند كه معادل 75/56% كل سهام است طبق صراحت مواد84و87و88 قانون تجارت داراي اكثريت مطلقه آراء بوده چندي قبل بمنظور تشكيل مجمع عمومي وانتخاب هيئت مديره از طرف رئيس هيئت مديره از سهامداران دعوت بعمل آمددرروزموعد(5/10/70) بعلت اينكه شهدراي در محل تشكيل جلسه را بسته بود مجمع تشكيل نشد و براي روز25/10/70 دعوت مجدد بعمل آمد در زمان مقررمجمع عمومي عادي (بطور فوق العاده ) تشكيل گرديد خواندگان سه نفرنماينده در معيت عضو مجري قرار تامين دليل بمحل فرستاده بودند بموجب صورتمجلس تامين دليل حضور موكلين و مديران و سهامدارن وهمچنين تشيكل مجمع عمومي تاييد و مشخص مي باشددر جريان تنظيم صورتمجلس مربوطه نمايندگان خواندگان كه بعدا" معلوم گرديدمنظور خاصي را دنبال مي كنند به بهانه هاي خصا از امضاء صورت مجلس خودداري نموده از محل خارج شدند كه با توجه باينكه بقيه حضار داراي اكثريت بودند مجمع بكار خود ادامه دادو هيئت مديره را انتخاب نموده و نسبت به جلسه مجمع عمومي فوق العاده از تشكيل آن خودداري گرديد در ادامه كار صورتمجلس مربوطه باداره ثبت شركتهابراي ثبت وصدور آگهي لازم ارسال ملاحظه مي گردد كه نمايندگان سه گانه خوانده صورت مجلس ساختگي ومزورانه و خلاف قانون در خارج تهيه كرده وخوانده رديف اول و همسرش را بسمت رئيس هيئت مديره آن شركت انتخاب مي نمايند و آنرا معجلا" به اداره ثبت شركتها داده و در جريان ثبت و صدور آگهي قرار مي دهند تقاضاي رسيدگي و صدرو حكم بربي اعتباري و بطلان صورتمجلس مزبور و اقدامات متعاقب آنرا نموده وكيل مرقوم علاوه بر اوراق وكالتنامه موكيلن فتوكپي صفحاتي از دفترسهام شركت بريده اي از روزنامه حاوي آگهي دعوت مجمع عمومي بطور فوق العاده مورخ 25/10/70 و سه برگ صورتمجلس تامين دليل درپرونده 70/863شعبه 57 دادگاه حقوقي دو و فتوكپي صورت اسامي شركت كنندگان در مجمع عمومي و صورتمجلس مجمع عمومي بامضاء موكلين و همچنين فتوكپي صورتجلسه مورد اعتراض را كه بتاريخ 5/10/70 تنظيم و آقايان (ب ) و مهندس (ج ) و خانم (د) بعنوان هيئت مديره انتخاب شده اند(توضيح آنكه اين صورتجلسه در مجمع عمومي عادي بطور فوق العاده و مجمع عمومي فوق العاده مورخ 25/10/70 كان لم يكن گرديده است ) ونيزصورت جلسه مورد اعتراض خواهان در پرونده مطروحه مي باشد و بموجب آن ماده 27اساسنامه تغيير يافته و هيئت مديره از سه نفر بدو نفر تبديل شده و آقاي (ب ) و بانوخانم (د) بعنوان اعضاء هيئت مديره انتخاب شده و متعاقبا" رئيس ونايب رئيس هيئت مديره ومديرعامل شركت تعيين ومراتب باداره ثبت شركتهاي زنجان اعلام گرديده است دادگاه به استناد ماده 770 قانون آئين دادرسي مدني خواندگان را موقتا" از انجام هرگونه اقدامي برمبناي صورتمجلس مورخه 25/10/70 و تصميمات متخذه در ان واستفاده از نتايج قانوني مترتبه بر صورتمجالس مزبور منع نموده است خواندگان باين تصميم دادگاه معترض شده و تقاضاي لغودستور موقت را نموده وخلاصتا" چنين توضيح داده اند كه از3500 سهم شركت شاكين 2275 سهم آنرا دارا بوده اند كه 315 سهم را به آقاي (ه) و265 سهم را به اقاي (و) بصورت عادي انتقال داده اند در مقابل آقا (ج )105 سهم از سهام خود رابه آقاي (ز) با نوشته عادي انتقال داده خريدار به آقاي (ح ) وكالت داده و اختيار را يواظهارنظر را به وي محول نمودهاست و در نتيجه اخيتار 1800 سهم از3500 سهم با آنان است و داراي اكثريت مي باشند بموجب ماده 40 قانون تجارت هر نقل و انتقال هسام با نام الزاما" بايد در دفتر ثبت سهام ثبت شود و دفتر مستند خواهانها فاقد امضاء انيجانب (ب ) در مورد سهام منتق الهيم مي باشد لذا قانونا" خود و خانواده ام داراي 2275 سهم از3500 سهم مي باشم و هرگاه نقل وانتقال عادي ( بدون ثبت دفتر) را بپذيريم نيز حائز اكثريت مي باشم ( با لحاظ105 سهم آقاي (ز) واگذاري آقاي (ج ) ) آقاي (الف ) در پاسخ لايحه خواندگان مرقوم داشته گرچه دردادخواست باكثريت سهام موكلين استناد شده اين بحث فرعي است اصل اين است كه بموجب صورتمجلس تامين دليل مجمع عمومي عادي شركت در محل تعيين شده در آگهي دعوت سهامداران با حضور و تحت رياست آقاي (ت ) رئيس هييت مديره و با حضور سهامداران ديگر تشكيل شده و مشغول بكار بوه امكان تشكيل محجمع ديگري در رابطه با همين موضوع و در همان محل وجود نداردو با فرض آ;كه مجمع عمومي متشكله داراي اثكريت نمي بود طبق ماده 87 قانون تجارت تنها را تجديددعوت با انجام تشريفات مقرر در قانون بوده نه آنكه سهامداران در محل ديگري خودسرانه به توهم داشتن اكثريت مبادرت به تنظيم صورتجلسه نموده و به اداره ثبت اعلام نمايند و تغيير اساسنامه كه در صورتجلسه نبوده تغيير داده وهئيت مديره را از سه نفر به دو نفر تقليل دهند و چون انتقال سهام به آقاي (ز) بوصرت عادي بوده هيئت مديره آنرا نپذيرفته و هبه اي بوده كه از آن عدول شده نتيجتا" جمع سهام موكلني 1980 سهم و سهام خواندگان مجموعا"1520 سهم مي باشد وكيل خواهان فتوكپي نامه فاقد تاريخي را كه در14/2/71 بشماره 87 از طرف آقاي (ج ) به آقاي (ز) مخابره شده بلخاصه آنكه هبه تعدادي سهام شركت 000موضوع مورخ 29/11/68بعد از آن عدوي شده بود با تكرار و تاييد عدول از هبه منتفي شده قبلي خواهشمند است مراتب را مختومه اعلام فرمايند ودر همان تارخي نيز تلگرافي بهمين مضمون مخابره شده است وكيل خواهان رونوشت اعلام جرمي را كه به دادسرا عليه خواندگان نموده و منتعي به تشكيل پرونده اي در بازپرسي شده و آقاي بازپرس از كارشناس اداره ثبت شكرتها توضيحاتي خواسته كه در صورتلجسه بازپرس منعكس شده بدادگاه ارائه داده خلاصتا" اعلام جرم عليه خواندگان اين است كه صورتجلسه غيرواقعي را بعنوان صورتجلسه مجمع عمومي عادي حاوي تغيير اساسنامه ومديران شركت به اداره ثبت شركتها ارائه داده اند كارشناس اداره ثبت شكرتها در پاسه استفسار آقاي بازپرس اظهار داشته شركت با سرمايه 35 ميليون ريال بصورت 3500 سهم ده هزارريالي تشكيل شده آقاي (ب ) 1225 سهم وآقاي (ج )35 هزار سهم و آقاي (ت ) 525 سهم و آقاي (ي ) 420 سهم خانم (د) و دوشيزگان (ل ) و(ن ) هر يك 210 سهم داشته اند آخرين نشاني قانوني شركت در حال حاضر تهران خيابان 000مي باشد نماينده اداره ثبت در مورد صروتجلسه 25/10/70 اضافه كرده آقايان (ت ) رئيس هيئت مديره آقاي (ج ) نايب رئيس آقاي (ش ) مديرعامل بوده اند رئيس هيئت مديره طبق ماده 15 اساسنامه براي تشكيل جلسه عمومي عادي و فوق العاده صاحبان سهام را براي روز 25/10/70 دعوت مي نمايد آقاي (ح ) بوالت از طرف آقاي (ب ) و غيره براي تامين دليل در جلسه حاضر شده مجري قرار تامين دليل رسميت جلسه را در محل شركت در صورتجلسه با حضور95% اعضاء صاحب سهم منعكس نموده و آقاي (ب ) و آقاي (ت ) و آقاي (ج ) بسمت اعضاء هيئت رئيسه جلسه انتخاب مي شوند سپس اقاي (ح ) و آقاي (پ ) و آقاي (م ) به عنوان اعتراض بصورت اسامي ومشخصات سهامداران جلسه راترك مي نمايد و بقيه جلسه را ادامه مي دهند و سه نفري كه جلسه را ترك مي كنند اقدام به تنظيم صورتلجسه اي بهمان تاريخ وساعت ودستور جلسه مي نمايد و بعدا" صورتجلسه مذكور را به اداره ثبت شركتهاي زنجان تسليم مي دارند كه قابل ثبت نبوده است زيرا مفاد آن با برگ تامين آقاي (ح ) از نظر حاضرين در جلسه مغايرت دارد و اينكه آنان محل جلسه را ترك نموده و محددا" جلسه اي در همان محل در صورت جلسه قيد نمود اند و از مهر اصلي شركت استفاده نشده و دستور جلسه بايد صراحتا" در آگهي قيد گردد و ذكر ساير موارد كافي و قانوني نمي باشد در صورتيكه نامبدرگان ماده 27 اساسنامه را تغييرداده اند و اين تغيير در آگهي دعوت مجمع عمومي نبوده است وكيل خواندگان در جلسه 10/4/71 دادگاه اظهار داشته كه دادخواست مقابل به دادگاه تقديم داشته و استدعا كرده توما" رسيدگي شود و دردفاع از دعوي اصلي اظهار داشته خانواده آقا (ب ) داراي 2215 سهم از3500 سهم شركت بوده و اكثريت دارند و تصميمات با اكثريت آراء صورت گرفته است خواهانها35% سهام را دارا بوده اند و ميزان واقعي سهام آنها كه البته پس از انجامتشريفات قانوني قادر خواهد شد در جلسات مجمع عمومي ركت نمايند كمتر از50% كل سهام شركت مي باشد وفتوكپي دفتر سهامي كه ضميمه دادخواست شده با وضعيت اوليه شركت انطباق ندارد و ايرادات مذكور در نقص آگهي نيز وارد نيست زيرا ازدياد سرمايه بعلت عدم پرداخت موافقت نشده و كلمه (ساير اموري كه در صلاحيت دو مجمع ) مذكور در آگهي منتشر تصميم تغيير ماده 27راتوجيه مي نمايد نظاير متعددي نيز داشته است كه صورتجلسه بهمين كيفيت تنظيم شده است و در خصوص ادعاي اينكه صورتجلسه تنظيم توسط نماتيندگان خانواده آقاي (پ ) در جاي ديگر تنظيم شده توضيح مي دهد همانگونه كه مرقوم گرديد جلسه تشكيل شده بحث مذاكراه آغازگرديد چون طرفين در اتخاذ تصمي هم آهنگي نداشته اند صورتجلسه مذكور تنظيم گرديده است و به امضاء اكثريت صاحبان سهام رسيده است ودر مورد تغيير اساسنامه در صورتيكه اشكال داشته باشد به تصميمات جلسه عادي ايرادي نيست و ميبايست ابطال قسمتي از صورتجلسه را تقاضا نمايد آقاي (الف ) وكيل خواهانها در پاسخ مدافعات وكيل خوانده اظهار داشته بحث عمده در داشتن اكثريت واقليت نيست زيرا كليه امور شركتها بايد براساس اقنون تجارت و مواد آن انجام گيرد و با فرض آنكه مجمع عمومي تشكيل شده توسط موكلين داراي اكثريت هم نبوده ميبايست با تجديدآگهي و قيد نقص كار و دعوت مجددصاحبان سهام جلسه ديگري تشكيل شود و در هيچ شرائطي به هيچ دسته و جمعي از سهامداران قانون اجازه نداده و تجويز ننموده كه باعتباردارا بودن اكثريت سهام بدون انجام تشريفات قانوني جداگانه مبادرت به تشكيل جلسه مجمع بنمايد و جلسه مجمع عمومي بطوريكه در صورت جلسه تامين دليل منعكس مي باشد با حضور اكثريت و با حضور رئيس هيئت مديره و ساير سهامدران تشكيل شده است وتشكيل آن بامضاء خواندگان نيز رسيده بنابراين مشخص مي گردد كه صورتحلسات ديگر خارج از محل شركت بوده وبعدا" تهيه شود و كاملا" معارض ومتضاد با صورتجلسه تنظيمي از طرف نماينده دادگاه مي باشد و در پاسخ دعواي متقابل نيز اظهار داشته دفاع همان است كه در دعواي اصلي معروض گرديد و تقاضاي رسيدگي و صدور حكم برد آن را نموده است وكيل خواندگان دعواي تقابل را شامل موارد ذيل دانسته :1 چون جلسه مجمع براي تعيين اعضاء هيات مديره بوده و به موجب ماده 101 قانون تجارت رئيس هيات مديره نمي توانسته رئيس هم باشدآقاي (الف ) نمي توانسته بعنوان ناظر انتخاب شود زيرا تشريفات نقل وانتقال سهام موكلين او انجام شده است حتي اگر خواهانها صاحب 1980سهم ادعائي خود بودند نمي توانسته سه نفر عضو هيئت مديره تعيين كنند زيرا آراء آنها بين سه نفر تعيين شده تقسيم شده است دادگاه دستور توام شدن دعواي متقابل را بدعواي اصلي اصدر و طرفين را براي اداي توضيح پيرامون تعداد سهام ومبناي حقوقي تنظيم دو صورتجلسه بعنوان صورتجلسات مجامع عمومي ( بطور فوق العاده ) و فوق العاده از جهت و حيث دعوت كنندگان آنها ورزونامه اي كه دعوتها در آن منتشر شده و تطبيق آن با قانون تجارت و اساسنامه شركت و زمان تشكيل مجمع فوق العاده 5/10/70و25/10/70 و كيفيت و اداره مجامع عمومي مذكور دعوت نموده اند كه بشرح لوايح و توضيحات در دادگاه مطالبي را بيان داشته اند دادخواست تقابل را آقاي (ح ) بوكالت آقاي (پ ) آقاي (ح ) خانم (ل ن ) و بانو (د) بطرفيت آقايان (ت ) و آقاي (ج ) و آقاي (ض ) و آقاي (ش ) وآقاي (ق ) خانم (ك ) خانم (ف ) بخواسته تقابل در پرونده هاي 70/864/863 در تاريخ 7/4/71 بدادگاه حقوقي يك داده به خلاصه آ;كه موكلين داراي 60% سهام شركت 000 بوده و گرچه آقاي (ب ) قسمتي از سهام خود را با كاغذ عادي باشخاص ثالث انتقال داده ولي تشريفات قانوني نقل وانتقال بعلت عدم وجود دفتر سهام انجام نگرفته و بموجب ماده 4 قانون تجارت اين نقل وانتقالات از نظرشركت شاكين واشخاص ثالث فاقد اعتبار است و نمي توانند در جلسات مجمع عمومي شركت نمايند لكن بر خلاف قانون شركت نموده اند و درباره تعداد سهام صاحبان سهام اظهار داشه آقا (ج ) 350 سهم كه 105 سهم آنرا انتقال داده و در دفتر سهام عمل نشده و(ت )525 سهم وآقايان (ش ) و(ض ) جمعا"350 سهم و آقاي (الف ) بنمايندگي از آقا (ق ) وخانم (ف ) و خانم (ك ) فاقد سهم بوده و جمع آراء دارندگان سهم 1225سهم از 3500 سهم بوده وفاقد اكثريت مي باشند و آقاي (ش ) با ارائه يك كاغد عادي خود را وكيل صاحب سهم غائبين معرفي كرده كه قابل قبول نبوده مورد اعتراض مي باشد و نتيجتا" مقدار آراء خواهانها در جلسه فقط 875 راي مي باشد واجد اكثريت لازم نبوده اند وآقاي (ت ) (رئيس هيئت مديره ) نمي توانسته اداره كننده جلسه اي باشد كه براي انتخاب هييت مديره تشكيل گرديده است و تقاضاي رسيدگي و صدور حكم ببطلان واعلام بي اعبتاري دو صورتلجسه را نموده است در تاريخ 15/9/71 آقاي (ط) بوكالت خواندگان دعواي اصلي وارد دعوي شده و طي لايحه اي تقاضاي تجديدجلسه براي اصلاح وسازش نموده و دعوي رااصولا" قابل استماع ندانسته زيرا سهامداران شركت حق درخواست ابطال صورتمجلس مجمع عمومي را ندارند بلكه هر يك از سهامداران طبق قانون تجارت واساسنامه تنظيمي مي توانند از هييت مديره تقاضاي تشكيل مجمع عمومي را بنمايند تا در مجمع مومي صاحبان سهام با استماع ايرادات واعتراضات نسبت به فسخ و ابطال صورتمجلس اقدام نمايد و سهامداران عليه يكديگر طرح دعوي نموده بدون آنكه شركت كه شخصيت حقوقي دارد طرف دعوي قرار دهند و تقاضاي عدم استماع دعوي را نموده اند دادگاه پس از استماع اظهارات وكلاي طرفين و اعلام ختم دادرسي دعواي خواهانهاي اصلي را وارد تشخيص و حكم بر بطلان متوني كه تحت عنوان صورتمجالس مجامع فوق العاده و عادي بطور فوق العاده مورخ 5/10/70 و 25/10/70 كه باداره ثبت زنجان تسليم شده و نيز ابطال آگهي 23150/6 منتشره درروزنامه رسمي مورخ 8/11/71 و متن كه بعنوان صورتجلسه 26/10/70 هييت مديره تنظيم شده صادر نموده و دعواي متقابل را مردود اعلام نموده است اين راي درتاريخ 25/5/72 به آقاي (ح ) و در6/6/72 به آقاي (ط) ابلاغ گرديده و در 3/7/72 تقاضاي تجديدنظر نموده و پرونده بديوانعالي كشورارسال و به اين شعبه ارجاع گرديده است 0 بسمه تعالي هييت شعبه در تاريخ بالا تشكيل گرديد پس ازقرائت گزارش آقاي 000 عضو مميز واوراق پرونده و لوياح طرفين ودادنامه شماره 461و461 4/5/72 فرجامخواسته مشاوره نموه چنين راي مي دهند: ايرادات و اعتراضات وكيل تجديدنظرخواهاننسبت به دادنامه تجديدنظرخواسته تحت عنوان : ايردات شكلي و تشريفاتي (با توجه بمقررات ماده 559 قانون آئين دادرسي مدني وارد و موثر تشخيص نمي گردد و مردود اعلام مي شود اما ايرادات و اعتراضات وي تحت عنوان اعتراضات ماهوي در دعوي اصلي ملخصا" اينستكه : 1 طبق مندرجات ذيل ماده 270 ماده تجارت سهامدار شركت ازشمول حكم مذكور در صدر ماده استثناء گريدته و سهامدار نمي تواند بطلان شركت ، عمليات و تصميمات متخذه توسط هريك از اركان شركت رابلحاظ عدم رعايت مقررات قانوني از دادگاه درخواست نمايد و حال آنكه دادگاه باستناد همين ماده سهامدار را ذينفع در خصوص مورد اعلام و بر اين اساس بصدور راي مبادرت نمود هاست 0 2 استدلال دادگاه در مورد عقلائي نبودن تشكيل دو جلسه مجمع عمومي در يكزمان ، با توجه بصورتمجلس تامين دليل حضور اكثريت صاحبان سهام (آقايان (ح ) (پ ) و (خ ) و(م ) ) در جلسه مورخه 25/10/70 امضاي صورتجلسه طبق ماده 105 قانون تجارت توسط منشي و هيئت رئيسه جلسه و تعداد آراء نمايندگان قانوني (آقاي (ب )و(ي )بانون (ل )و(ن )و (د) ) كه بموجب شركت نامه شركت 2275000 راي از3500 راي يعني 65% آرا را داشته اند صحيح نمي باشد0 ايرادات و اعتراضات مذكور نيز وارد بنظر نمي رسد زيرا باتوجه بمندرجات ذيل ماده 270 قانون تجارت باينعبارت : ليكن موسسين و مديران و بازرسان و صاحبان سهام شركت نم توانند در مقابل اشخاص ثالث باين بطلان استناد نمايند و قيد (شخص ثالث ) مذكور در آن ، منظور قانونگزار صرفا" عدم امكان استناد اشخاص مذكور در ماده در قبال اشخاص ثالث بوده نه در مورد رابطه حقوقي اشخاص فوق با يكديگر، بعبارت ديگر با توجه به صدور ماده وكليت آن كه بهرذينفع حق درخواست اعلام بطلان شركت يا تصميمات متخذه توسط هريك ازاركان شركت داده شده و سهامدار از مصاديق بارز و ذينفع محسوب مي گردد حق ااقمه دعوي و درخواست رسيدگي باين موضوعات را داشته النهايه فقط در قبال اشخاص ثالث ازاستنادباين بطلان ممنوع بوده وبالنتيجه ايراد و اعتراض وكيل تجديدنظرخواهان در اينخصوص و همچنين ايردات و همچنين ايرادات و اعتراضات وي نسبت به استنباط دادگاه درمورد صورتلجسه و تصميمات موضوع بحث و خواسته دعواي اصلي نظر باينكه عمدتا" در ماهيت دعوي و خدشه نسبت به استنباط قضائي دادگاه بوده و تكرار مطالبي است كه در دادگاه عنوان نموده ومستدلا" مردود اعلام گرديده وارد وموثر تشخيص نمي گردد ودادنامه تجديدنظرخواسته در مورد دعوي اصلي با توجه بمستندات و مباني مذكور در آن و عدم تشكال موثري از لحاظ رعايتاصول ومقررات دادرسي نتيجتا" ابرام مي گردد0 ليكنايرادات واشكاليكه نسبت به دادنامه مذكور در مورد دعواي متقابل وارد بنظر مي رسد اينستكه با وجود اختلاف نظر بين طفين دعوي در خصوص تعداد سهام بعضي از سهامداران شركت كننده در جلسه مجمع عمومي عادي (منجمله آقاي (ث ) ) و نيز تاثير ياعدم تاثير وكالتنامه عادي ابرازي آقاي (ج ) از آقاي (ش ) همچنين در خصوص تعداد 105 سهم واگذاري آقاي (ج ) حسب ادعا به آقاي (ز) و نوع واگذاري (هبه يا قرارداد ديگر) دادگاه تحقيقي ننموده و چون تحقيق در اينمورد و در احراز واقعيت و اتخاذ تصميم در دعواي متقابل موثر بوده مضافا" دادگاه نفيا" و اثباتا" در موارد مذكور اظهارنظري نكرده است دادنامه تجديدنظرخواسته بلحاظ نقص تحقيقات در اين قسمت نقض و پرونده جهت رسيدگي مجدد مستندا" به بند ب ماده 6 قانون تجديدنظرآراء دادگاه بدادگاه صادر كننده حكم منقوض ارجاع و اعاده مي گردد0 مرجع : كتاب موازين حقوق تجارت درآراء ديوان عالي كشور به اهتمام يداله بازگيركارشناس قضائي وزارت دادگستري انتشارات گنج دانش ، چاپ اول ، 1378 ، چاپ احمدي 201
هيچ موضوعي مرتبط با اين ماده ثبت نشده
آدرس : تهران خیابان فاطمی روبه روی سازمان آب پلاک 207
تماس اضطراري : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵
پست الکترونیک : info (At) Dadfaran (dat) com