تاريخ رسيدگي 13/7/67 شماره دادنامه 406/24 شعبه 24 ديوان خلاصه جريان پرونده : آقاي (الف ) و بانو(ب ) بعنوان سرپرست (ج ) و(د) در تاريخ 6/12/64 دادخواستي بطرفيت اداره كل ثبت شركتها و مالكيت صنعتي و شركت 000 بخواسته صدور حكم بالزام خواندگان به ثبت صورتمجلس مجامع عمومي مورخ 28/7/64 شركت 000و ضمائم آنها تقديم دادگاه عمومي حقوقي تهران نموده و ملخصا" اظهارمي دارند كه : شركت 000برابر مقررات اساسنامه نسبت تشكيل مجامع عمومي عادي بطور فوق العاده مورخ 28/7/64 اقدام و طي آنها تصميماتي اتخاذ نموده كه صورتجلسات تنظيم باداره ثبت شركتها تحويل ومقرر بوده در تاريخ 25/8/64 جهت ثبت تغييرات مورد رسيدگي قرار مي گيرد و بدنبال اعتراضات عده اي از شركاء اداره ثبت شركتها طي نامه شماره 21653284/9/64 ضمن عنوان سه اشكال اعلام داشته كه با توجه به اعتراضات بعدي نسبت به ثبت تغييرات مورد درخواست براساس مدارك ارسالي اقدام صورت نخواهد گرفت (اشكالات 1 عدم رعايت فاصله دعوت بر طبق ماده 9 اساسنامه 2 عدم رعايت حدنصاب 75% سرمايه در مورد مجمع 3 عدم عدم امضاء صورت اموال غيرنقدي توسط كليه شركاء)به منظور حفظ حقوق صغار در پاسخ تكرار و خواستار تعقيب موضوع وثبت صورتجلسات در ثبت شركتها شده ايم و همچنين صورتجلسه مورخ 12/8/64 به شماره 316 در دفتر انديكاتور شركت ثبت و تقاضاي ثبت تغييرات شركت شده است ليكن اين درخواست نيز باستناد اينكه صورتجلسات به امضاء كليه شركاء رسيده از ثب آن خودداري نموده است 0 سپس در تاريخ 13/3/65 آقاي 000 دادخواستي بطرفيت آقايان (الف ) و(ه) به خواسته محكوميت خواندگان بپرداخت يك ميليون و چهارصدهزارريال تقديم دادگاه حقوقي دوتهران نموده توضيح مي دهد كه خوانده بموجب قرارداد مورخ 18/11/63 پيوست پرونده مبلغ خواسته را مديون است و تا كنون اقدامي نكرده لذا تقاضاي صدور حكم بمحكوميت خوانده با خسارات دارد0 از طرف ديگر آقايان (ه)،(و)،(ز)،(ح )،(ت )،(ي )،(ل ) در تاريخ 3/6/65 دادخواستي تحت عنوان وارد ثالث و بخواسته رد دادخوسات بانو(ب ) و آقاي (الف ) در مورد الزام اداره ثبت شركتهاو مالكيت صنعتي و شركت 000 بر افزايش سرمايه تقديم دادگاه حقوقي يك نموده توضيح مي دهندكه : ما هيچگونه حاضر بافزايش سرمايه در شركت نيستيم آقاي (الف ) برادرمديرعامل ازبيسوادي اعضاءسوءاستفادء نموده و براي از بين بردن سرمايه اعضاء اقدام نموده و بيش از نصف سرمايه شركت بدون كوچكترين فعالتي صرف هزينه شده قسمت زيادي از آهن آلات انتقالي شركت بوسيله يكي از لائين توقيف واز يد شركت خارج شده تقديم اجناس شركت بدون حضور هيچيك از اعضاء هيئت مديره و بازرسان بوده و منظور پايمان نمودن حقوق شركاء بوده لذا تقاضاي رد دعواي نامبردگان را دارم 0 هر سه پرونده نهايتا" در شعبه 24 دادگاه حقوقي يك رسيدگي مي شود خواهانهاي اصلي بااستحضار از دو فقره دادخواست اخيرالذكر با ارسال لايحه وارده بشماره 2513 29/1/65 در پاسخ اعلام مي دارند 1 اعضاءشركت نوعا" داراي تحصيلات علايه بوده و افراد بيسواد يا كم سواد نيز فاقد معامله نمي باشند و تشكيل جلسات متعدد شركت در طول چندماه آگاهانه و دقيقا" در تعقيب و تقويت وتوسعه همان كاري كه قبلا" خواهانها در كارگاه ماشين سازي سرمايه گذاري نموده و بوده ميسر وبمنظورتامين مشاركت رسمي و قانوني بر شركاء و تعيين سرمايه آنان اين اقدامات بعمل آمده و با من تدبير بوده است 2 مطالب عنوان شده درخواست ارتباطي بموضوع دادخواست اينجانبان ندارد و در اين فاصله از11/3/64تا 27/8/64 شركت فعاليت داشته و كلهي تصميمات و صورتجلسات قانوني بوده متاسفانه در تاريخ 26/8/64 با هجوم يكي از اعضاء بنام 000 و همراهان ايشان بدفتر شركت و تخريب آن و اعلام شكايت بكلانتري و اعمال نفوذ در آ;جا و سلب اختيار از مديرعامل طي صورتجلسه مورخ 4/9/64هيئت مديره بمنظور تعيين مديرعامل جديد و تهديدات وساير اقدامات خلاف قانون هست تعطيل شركت از27/8/64 گرديده و در مورد (ه) و سايرين و تعهد آنان در دادسرا اينجانبان اطلاعي نداريم و بموضوع دادخوسات اينجانبان ارتباطي ندارد و بجاي پرداختن بپاسخ موارد اعلام شده در دادخواست اينجانبان بيشتر بمسائلي پرداخته شده اند كه ارتباطي با آن ندارد و اين نشانه اينست كه در مورد دادخواست مستند و مستدل تاريخ و مدركي ندارند 3 در موردهزينه شركت از تاريخ 11/3/64 لغايت 27/7/64 تعداد78 فققره فاكتوروگزارش مالي خريد با تصويب هيئت مديره و با صدور چكي بمبلغ 48485 7ريال به آقاي (ه) پرداخت شده و اين مبلغ كمتر از نصف سرمايه اوليه شركت بمبلغ 100/701/1 ريال مي باشد درحاليكه سرمايه مصوب 0000/73/34 ريال است كه به ثبت رسيدن آن موضوع دادخواست مي باشد وهيچكدام از شركاء نيز تقاضاي انحلال شركت را از دادگاه ننموده وبرخلاف ادعاي خواهانها شركت مشمول بندج ماده 114 قانون تجارت نمي باشد0 4 آهن آلات توقيف شده فقط قسمتي از اموال مربوطه بوده و طبق راي دادگاه خواهان توقيف كه شخصي بنام آقاي (م ) بوده كه محكوم شده وازاموال توقيفي هم رفع توقيف شده و بازگردانده شده است 5 برخلاف ادعاي خواهانها تقديم اجناس طبق مصوبه كليات برنامه كار شركت مصوب 10/4/64 و بر اساس صورتجلسه مجمع عمومي فوق العاده مورخ 28/7/64 صورت گرفته كه در آن آقاي (و) بعنون نماينده شركت براي اين منظور تعيين شدره و طي نامه بكارگاه ماشين سازي معرفي شده كه منجر به تنظيم صورتجلسه مورخ 12/8/64 كه از طرف نمايندگي كارگاه و ماشين سازي 000 و شركت آقايان (ه)و(و) اماض ء و تحويل شركت شده و در دفتر انديكارتور شركت ثبت و با امضاي همه اعضاء هيئت مديره ضميمه صورتجلسات مجامع عمومي 28/7/64 باداره ثبت ارسال كه ثبت آنها موضوع دادخواست اينجانبان مي باشد بنابراين ادعاي خواهانها بر خلاف مدارك موجود در شركت است و در مورد اينكه از آقاي (و) بالاجبار امضاء گرفته شده دروغ شاخداريست كه بناي شروع توطئه عليه شركت مي باشد و خوهانها هيچگونه توضيحي و اشاره اي در مورد صورتجلسات مجامع عمومي 28/7/64 و ايراد مالي كه اداره ثبت شركتها نسبت به آنها علام داشته و از ثبت آنها خودداري نموده بميان نياورده اند و اهظارات خواهانها فاقد هرگونه ارتباط بموضوع دادخواست بوده و فاقد مشروعيت و وجاهت قانوني بوده وقابل استماع نمي باشد و از طرفي 7 نفر امشاء كننده 2 نفرآنهاعضو جديد مي باشند كه قبل از ثبت صورتجلسات مجامع عمومي 28/7/64 عضويتشان قطعيت ندارد و از هفت نفر عضو به ثبت رسيده شركت تنها 5 نفر اين دادخوسات راتقديم داشته اند و داراي اكثريت حداقل نصف باضافه يك سرمايه نيز نمي باشندولي اگر طبق مصوبه مجامع عمومي فوق العاده 28/7/64 نيز حساب كنيم كل سرمايه شركت 000/730/34 ريال مي باشدكه خواهانها فقط داراي 000/080/11 ريال سرمايه هستند كه اكثريت نيست اضافه مي نمايد كه در اينجا اكثريت مطرح نيست چرا كه اتخاذ تصميم جديدي نيست بلكه اعتراض بتصميم قبلي است كه يكنفر نيز مي تواند بدون داشتن اكثريت بعنواندعوي شخص ثالث نسبت بپرونده مطروحه دادخواست تقديم دارد موضوع مسئله ديگريست كه اگرخواهانها نسبت بصورتجلسات مجامع عمومي 28/7/64 و ضمائم آنهاايرادي دارند بايد عنوان نمانيده كه موضوع دادخواست نه مطالب ديگر كه طرح آنهامستلزم تقديم دادخنواست آقاي (ق ) است و اين انحلال موضوع صورتجلسه مجمع عمومي 29/8/64 كه تقاضاي ابطال آن از دادگاه به عمل آمده هيچ موضوعيتي نداردوبر اساس يك نياز منطقي و اقتصادي و بعنوان راه حل انجام نگرفته بلكه فقط بعنوان اخلال و تحت الشعاع قراردادن پرونده كلاسه 64/817 تقديمي اينجانبان مي باشد0 تقاضاي رسيدگي و رد دادخواست خواهانها را دارد آقاي 000 پرونده كلاسه 65/272 نيز طي لايحه مورخ 27/8/65 نيز اعلام مي دارد كه : حدود22ماه قبل 28/11/64 در پي آگهي هاي مكرر در روزنامه كيهان باين آقايان مراجعه نمودم و ايشان با چرب زباني تمام بمن قول دادند كه اگر شما مقداري سرمايه بياوريد و وقت اضافي خود را درشركت كارمي كند حداقل ماهي 7 هزار تومان بشما مي دهيم من هم گول خوردم واز مبلغ 000/150 تومان حاصل از رهن واجاره منزل مبلغ 000/140 تومان آنرا باين آقايان دادم بشرط اينكه هروقت پولم را بخواهم بلافاصله بمن بدهد و اكنون 22 ماه استكه نه تنها ماهي سه هزار تومان از بابت كرايه خانه نمي گيرم بلكه ماهي سه هزار تومان هم بابت قسط خريد خانه ام از حقوق ناچيزم ببانك پرداخت مي كنم لذا تقاضاي رسيدگي دارم 0 در جلسه مورخ 27/8/65 آقاي (ز) احد از خواهانها وارد ثالث اظهار مي دارد كه : آقاي ه با انتشار آگهي عده اي رادعوت بهمكاري و سرمايه گذاري براي تشكيل شركت نمودندو با فريب وعده هاي وي و برادرش (الف ) را خورديم و سرمايه هاي خود بميزانهاي مختلف در اختيار وي قرار داديم بعدها معلوم شدكه تاسيس شركت صرفا"بمنظور كلاهبرداري بوده و پروندهكيفري نيز در اين زمينه تشكيل شده وراز اين لحاظ ثبت شركتها نيز بلحاظ غيرقانوني بودن مجمع عمومي از ثبت آن خودداري كرده تقاضاي رسيدگي داريم 0 آقاي الف طي لايحه وارده بشماره 154021/11/65 اعلام مي دارد كه : پرونده كيفري مورد ادعا مطروحه در دادسرا عليه اينجانب و آقاي (ه) منتهي بصدور قرار منع تعقيب گرديده و بخصوص اينكه دو نفر ازشكات نيزازابتدا هيچگونه رابطه مالي با آقاي (ه) نداشته و وجوه خود را مستقيما" بحساب شركت واريز نموده اند و لذا اين شكايات بلحاظ جوسازي و بدون اعلام نتيجه آنها استناد شده تقاضاي اعطاي گواهي و مراجعه بشعبه 132 دادگاه كيفري كي تهران و تهيه وتقديم فتوكپي مصوب قرار منع تعقيب را دارم و شكايت كيفري آقاي (ك ) عليه اينجانب و آقاي (ه) باتهام واهي كلاهبراري منتهي بصدور قرار منع تعقيب گرديده و شكايت حقوقي ايشاننيز بكلاسه 65/272 مطروحه درآن شعبه اولا" طلب ايشان بموجب مدارك موجود ار جمله نامه مورخ 29/7/64 نامبدره از ابتداء از كارگاه ماشين سازي 000 بوده واضافه نمودن اسم اينجانب (الف ) جزء خواندگان دادخواست و بعنوان بدهكاراوليه بخرالف مدارك موجود است و بصورت سهم الشركه درشركت ماشين سازي 000 منظور شده وطرح دعوي در ان شعبه بي اعتبار و تقاضاي ردآنرادارم 0 آقاي (ز) احد از خواهانهاي پرونده كلاسه 65/259 مجددا" در جلسه مورخ 25/11/65 اظهار مي دارد كه اينجانب يكي از سهامداران شركت بوده و بلحاظ اينكه صورتجلسات تنظيم مورد ادعاي خواهانها صوري بوده حتي يكي از اعضاء بنام آقاي (و) را كه فعلا" حضور ندارد اجبارا" وادار بامضاء صورتجلسات نموده اند آنها را فاقد اعتبار اعلام و تقاضاي رد دعوي را دارم 0 آقاي (ل ) برادر يكي ديگر از خواهانهاي پرونده كلاسه 65/259 نيز اظهار مي داردكه : امضائات ذيل صورتجلسه مورخ 28/7/64 از ناحيه ما صادر شده اما در جلسه شركت نداشتيم يعني در جلسه شركت داشتم اما بلخاظ اختلاف امضاء نكردم و روز بعد صورتاجلسه بنظر ما رسيد و امضاء كرديم آقاي (و)يكي ديگر از خواهنها اظهار مي دارد: من در جلسه حضور داتشتم اما آنروز به علت اختلاف صورتجلسه را اماض ء نكردم چند روز بعد صورتجلسه را بدون آ;كه بخوانم چون سوادنداشتم امضاء كردم 0 آقاي (ش )خواهان پرونده كلاسه 65/72 نيز در همين جلسه دادگاه اظهار مي دارد كه : من در جلسه مورخ 28/7/65 حضور نداشتم روز بعد مثل ساير افراد بدون استحضار از مفاد صورتجلسه و بر اساس اعتماد بمدير عامل آنرا امضاء كردم 0 مجددا" آقاي (الف ) ولي خواهانهاي پرونده اصلي طي لايحه مفصلي در نه برگ اعلام مي دارد كه : مجامع عممي مورد نظر در تاريخ 28/7/64 طبق ماده 9 اساسنامه و با دعوت كتبي قبلي از همه اعضاء بتعداد17 نفر و با حضور14 نفر از17 در محل مركز اصلي شركت تشكيل وپ س از اعلام وضعيت آن طبق دستور جلسات اقدام و با اكثريت مقرر در اساسنامه و با تصويب و تاييد13 نفر ازشركاءحاضر كه بيش از75% سرمايه ثبت شده شركت را دارا بوده تصميماتي با راي گيري در جلسه اتخاذ و صورتجلساتي را تنظيم كه ذيل آنها را13 نفر فوق اماض ء نموده ودر صورتجلسات به آقاي (ه) وكالت داده اند كه ذيل دفاتر شكرتها را امضاء نمايند ولي اداره ثبت شركت بدنبال اعتراض عده اي از همان افراديكه صورتجلسات را امضاء كرده اند سه ايراد بصورتجلسات و ضمائم آنها قائل شد كه هيچكدام صحيح و وارد نبوده و در ولايح دادخواست بتفصيل به آنها پاسخ گفته شده است و در پاسخ بايرادات بامضاء صورتجلسات باستحضار مي رساند كه اولا" نحوه امضاء صورتجلسات امريست مربوط بخودشان وارزش و اعتبار صورتجلسات مورد بخث را كاهش نمي دهد و آثار حقوقي آنها رااز بين نمي برد واظهارات آنها هم كاملا" بي اساس است زيرا اگر صورتجلسات صوري بوده چرا به آقاي (ه) وكالت داده شده كه ذيل دفاتر ثبت شركتها را اماض ء نمايد و چرا اسناد صورتجلسات بمرحله اجرا در آمده بطوريكه در اجراي قسمتي از صورتجلسات آقاي (و) نماينده شركت بموجب صورتلجسه شماره 1173/8/64 هيئت مديره طي نامه مورخ 11/8/64 بكارگاه ماشين سازي 000 معرفي شده براي صورتبرداري و تقديم و تحويل گرفتن سرمايه غير نقدي شركت و اين امر منجر بصورتجلسه 12/8/64 شده و دردفتر شركت به ثبت رسيده است در مورد ادعاي آقاي (و) مبني بر امضاء صورتجلسه مورخ 12/8/64 با زوري ضمن تكذيب اين ادعا باستحضار مي رساندكه نامبرده تمام صورتجلسات مجامع عمومي و76 فقره صورتجلسات هييت مديره و غيره را امضاءنموده اند چرا بقيه اماض ءها زوري نبوده و فقط يك مورد زوري بوده است 0 و اني ادعا كاملا" بي اساس و دروغ بوده صرفا" بخاطر مخالفت باخريد كارخانه موضوع صورتجلسه مورخ 20/8/64 هيئت مديره واخلال در كار شركت و جلوگيري از ثبت سرمايه مصوب مجامع عمومي 28/8/64 كه خود نيز آنرا امضاء نموده مي باشد0 در مورد انحلال شركت در تاريخ 29/6/65 توسط عده اي از اعضاء شركت گذشته از غيرقانوني بودن آن اينجانب و خانم (ب ) طي دادخواستي در تاريخ 20/7/65 ابطال آنرا تقاضا نموده ايم كه بكلاسه 65/372 در آن شعبه مطرح است 0 نظرباينكه صورتجلسات بمرحله ارجاء درآ'ده و درمقابل شخص يا اشخصا ثالث تعهد ايجاد گرديده و نسبت بتاريخ انحلال شركت 29/6/65تقدم داردو انحلال شركت و عطف بماسبق نمي تواندباشد لذا انحلال شركت تاثيري در صورتجلسات مجامع عمومي 28/7/64 و مضائم آنها نداشته و نمي تواند مانع به ثبت رسيدن آنها باشد كارگاه ماشين سازي 000 كه محل امرار معاض و كمك هزينه زندگي دو بچه صغير و مادر پيرم وسايرين بوده از تاريخ 11/3/64 يعني از تاريخ تاسيس شركت جانشين ، تعطيل و بلا تكليف است وصاحب آن آقاي (ه) بيكار و گرفتار شده وهزينه زندگي خانواده اش در حال حاضر با قرض و دشواري تامين مي شود و شركت فعلي در جهت تضمين سرمايه و سود عادلانه سرمايه گذاردن اوليه در كارگاه ماشين سازي 000 و تامين مشاركت آنان در مديريت واداره كار و توليد در جهت توسعه وتقويت كار مشاين سازي تشكيل شده است 0وكار آنهم رضايت بخش بوده است لذا با توجه بمراتب فوق تقاضاي صدور حكم بر رد دعوي شخص ثالثت وملزم اسختن اداره ثبت شركتهاومالكيت صنعتي وشركت ماشين سازي 000 به ثبت صورتجلسات مجامع عمومي 28/7/64 و ضمائم انرا دارم 0 و در لايحه وارده بشماره 30184/1/66 در مورد ايراد فاصله دعوت مجامع عمومي 28/7/64 عادي اضافه مي نمايد كه فاصله دعوت طبق ماده اساسنامه هم در دعوتنامه كتبي شماره 179 30/6/64 و هم در آگهي 14/7/64 رعايت شده و در مورد آگهي اصلاحي مورخ 31/7/64چون اشتباه واصلاح ازطرف شركت نبوده و اشتباه چاپي از طرف رزونامه بوده است بنابراين ايراد عدم رعايت فاصله دعوت وارد نمي باشد و تصويب مجامع عمومي 28/7/64 مبني بر قبول 7 عضو جديد و طبق صورتجلسات مجامع عمومي 28/7/64 و ضمائم آنها تعداد اعضاء شركت از17 نفر قبلي به 24 نفر افزايش يافته است 0 آقايان (ل ) و(و) و(ز) خواهانهاي پرونده كلاسه 65/259 و چندنفر ديگر طي لايحه مورخ 22/2/66 اظهار مي دارند كه : ما عده اي ساده لوح و خوشبين هر يك به تنهائي به آقايان (ه) و -(الف ) مراجعه و از ده هزار تومان تا چهارصد هزار تومان در آن كارگاه سرمايه گذاري كرده تا سود خالص بين ما تقسيم شود ليكن پس از مراجعات مكرر و شناسائي آنهامتوجه شديم كه از21 نفر بعناوين مختلفه وجوهي گرفته و باز پس نمي دهند و چون كارگاه در محل مسكوني بوده با مخالفت شديد همسايگان و شهرداري مواجه و تعطيل گرديده و با پول طلبكاران مغازه اي را به عنوان دفتر شركت اجاره نموده و بااستخدام دو نفر خانم منشي و حسابدار بجز كاغذ سازي اقدام ديگري ننمودندو از كل سرمايه 20% سود خود منظور واجناس غير نقدي خودشان را چندين برابر قيمت واقعي قيمت گذاري كرده و تقديم نمودند كه موردتاييد اكثريت اعضاء شركت نبوده و نيست و هييت نظارت نيز آن ليست وقيمت گذاري را تاييد نكرده اند و اداره ثبت كل شركتها درپي اعتراضات نماينده شركت و رئيس هيئت مديره و عضو علي البدل هيئت مديره وهئيت نظارت تقاضاي مديرعامل براي به ثبت رساندن تغييرات و افزايش سرمايه بصورت غيرنقدي آنها را نپذيرفته است 0 و تقاضا مي شود براي آنكه سوءنيت آقايان (الف ) و (ه) براي آن قضات و دادگاه وسايرمراجع قضائي روشن شود يكنفر كارشناس فني تعيين ومعرفي شود تاكل اجناس غيرنقدي نامبردگان بازديد بعمل آزرده و نظر خود را اعلام نمايد آقايان (الف ) و(ه) در مقابل پولهاي كلاني كه از ما بعناوين مختلفه گرفته اند يكمشت آهن آلات و ابزارهاي مستعمل را بقيمتي بيش از قيمت واقعي بزور و اصرار بما تحصيل نموده اند و با نشرآگهي عده اي را فريفته و پولهاي كلاني گرفته و سپس طرح تاسيس شركتي را ريخته واصرار در ثبت آگهي ها دارند در صورتيكه اكثريت اعضاء شركت راي بانحلال آنشركت داده و حاضر نيستند بيش از اين گول و فريب آقايان (ال ) و(ه) را بخورند0 دادگاه پس از بررسي پرونده وملاحظه لوايح ومستندات طرفين در تاريخ 24/2/66 بعد از بيان خلاصه هر سه پرونده باين شرح اظهار نظر مي نمايد: نظر باينكه كليه مراتب درخصوص درخاست خانم (ب ) و (الف ) بالزام ثبت شركتها به ثبت صورتجلسات مورخ 28/7/64و12/8/64 معطوفا" بماده 9 اساسنامه و عنايت بمندرجات آگهي مندرج در مورخ 14/7/64 روزنامه كيهان اولا" تنها از اعضاء دعوت گرديده كه در جلسات مجمع عمومي عادي بطور فوق العاده شركت نمايند و اشاره اي به مجمع عمومي فوق العاده نشده هرچند دستور جلسه اخير نيز در پايان آگهي قيد گرديده ثانيا" آگهي اصلاحي در تاريخ 21/7/64 در روزنامه كيهان درج گرديده ثالثا" جلسه مجمع عمومي در تاريخ 28/7/64 يعني 14 روز از تاريخ نشر آگهي اول و هفت روز از تاريخ نشر آگهي اصلاحي تشكيل گرديده حسب مفاد صورتجلسه 21/7/64 در زونامه كيهان درج گرديده ثالثا" نشر آگهي اصلاحي تشكيل گرديه حسب مفاد صورتلجسه 28/7/64 تعداد اعضاء شركت كننده چهارده نفر قيد شده (هرچند عده اي ادعا نموده اند كه در جلسه حاضر نبوده اند و17 نفر اعضاءهمگي حاضر نبوده اند در نتيجه رعايت ماده 9طبعا" ضروري تشخيص و همانگونه كه در نامه ثبت شركتها بشماره هاي 53214/216/9/64و228392/5/66 بضرورت رعايت و ماده 9 اساسنامه اشاره گرديده لذا بحلاظ غيرقانوني بودن جلسه مورخ 21/7/64 و به تبع آن جلسه 12/8/64 موجبي براي قبول درخواست خواهانها بالزام ثبت شكرتها و شركت خوانده (شركت 00) به ثبت صورتجلسات وجود نداشته عقيده به رد دعوي خواهانهاي مذكور دارم 0 در مورد دعوي واردين ثالث اعضاء شركت 000 عنايتا" بنظر مرقوم (قبول مدافعات ) عقيده بغير قانوني بودن جلسه مجمع عمومي عادي بطور فوق العاده مورخ 28/7/64 اعلام مي گردد0 در خصوص آقاي (ك ) به مطالبه يكصد هزار ريال از000/400/1 ريال وجه تودعيي به آقاي (ه) با توجه باظهارات نامبدره در جلسه متشكله در دادگاه حقوقي دو چون نامبرده يكصد هزار ريال وجه را بابت سرمايه شركت منظور نموده و شركت حسب تغييرات محتويات پرونده ثبت شركتهامنحله اعلام گرديده حقي بر مطالبه آن از (ه) نداشته مي تواند به هيئت تصفيه شركت براي تسويه حساب مراجعه نمايد اما در مورد000/300/1 ريال بقيه خواسته معطوفا" باعلام بي اعتباري جلسه مورخ 28/7/64وتصميمات متخذه در آن جلسات در جلسه مورخ 12/8/64 ادعاي خواندگان به درود 000/107 تومان بسمرايه شركت تحت عنوان افزايش سرمايه فاقدوجاهت قانوني تشخيص عقديه بمحكوميت آقاي (ه) باسترداد000/300/1 ريال در حق آقاي (ك ) دارم دعوي نامبرده عليه 000 مردود است 0 نظر دادگاه در تاريخ 7/3/66 به آقاي الف و بانو ب ابلاغ و مشاراليها طي لايحه وارده بشماره 13718/3/66 در صفحات 17نسبت به آن اعتراض و مجددا" نيز با ارسال لوايحي كه همگي در پرونده مضبوط است درخواست رسيدگي مي نمايد پرونده باين كيفيت بديوانعالي كشور ارسال و باين شعبه ارجاع مي گردد لوايح هنگام شورقرائت خواهدشد هييت شعبه در تاريخ بالا تشكيل گرديد پس ازقرائت گزارش آقاي 000 عضو مميز واوراق پرونده مشاوره نموده چنين راي مي دهند0 بسمه تعالي اعتراضات نسبت بنظريه مورخ 24/2/66 شعبه بيست و چهارم دادگاه حقوقي يك تهران وارد و موثر تشخيص نمي گردد و ضمن تاييد نظريه مذكور مستند بماده 14 قانون تشكيل دادگاههاي حقوقي يك ودوپرونده امر جهت انشاء حكم اعاده مي شود0 مرجع : كتاب موازين حقوق تجارت درآراء ديوان عالي كشور به اهتمام يداله بازگيركارشناس قضائي وزارت دادگستري انتشارات گنج دانش ، چاپ اول ، 1378 ، چاپ احمدي 201
هيچ موضوعي مرتبط با اين ماده ثبت نشده
آدرس : تهران خیابان فاطمی روبه روی سازمان آب پلاک 207
تماس اضطراري : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵
پست الکترونیک : info (At) Dadfaran (dat) com