تاريخ رسيدگي 9/5/73 شماره دادنامه 73/248/18 شعبه 18 ديوان خلاصه جريان پرونده : در تاريخ 1/4/1372 آقاي (الف ) دادخواستي بطرفيت شركت سهامي خاص 000 بمديريت آقاي (ب ) بخواسته مطالبه مبلغ دو ميليون و پانصد هزار ريال بابت يك طغري چك بشماره 1243968 15/10/1366 و تامين خواسته تسليم داشته كه رسيدگي به شعبه 16 دادگاه حقوقي يك اروميه شده وب شرح دادخواست خلاصه توضيح داده است كه : (شركت خوانده با مديريت عاملي آقاي (ب ) از بابت بدهي خود يك طغري چك ذديل شماره 15243968/10/1366 بمبلغ دو ميليون وپانصد هزار ريال از حسابجاري شماره 12733 بانكملت شعبه اروميه در وجه اينجانب صادر نموده كه بدلالت گواهي شماره 41/3/271060/5/1369 بانك محال عليه بلحاظ انسداد حساب غير قابل پرداخت اعلام گرديده است لذا تقاضاي صدور قرا رتامين خواسته و صدور حكم به محكوميت شركت خوانده بپرداخت خواسته باكليه هزينه هاي دادرسي من باب تسبيب را دارد) دادگاه مرجوع اليه بدوا" قرار تامين خواسته مورخ 7/4/72 را بميزان خواسته صادر نموده و درماهيت طرفين را رسيدگي دعوت نموده است آقاي الف بضميمه لايحه اي كه بشماره 1938 11/6/1372 ثبت شده فتوكپي اجاره نامه رسمي واجارنامه عادي را ارسال داشته است و در تاريخ 27/8/1372 جلسه دادگاه با حضور خواهان و در غياب خوانده تشكيل شده و پس ازاداي توضيحات خواهان ختم رسيدگي را اعلام و دادنامه تجديدنظرخواسته را بشرح زير صادر نموده است : (درمورددعوي خواهان آقاي (الف ) عليه شركت سهامي خاص 000 با مديريت عامل آقاي (ب ) بخواسته مطالبه مبلغ دو ميليون وپانصد هزار ريال از بابت يك فقره چك 15243968/10/66 بانك ملت اروميه و گواهي عدم پرداخت باكي توجها" بجامع محتويات پرونده نظرباينكه حسب توضيحات خواهان از وجه خواسته مبلغ يكصد و بيست و پنهزار تومان را از بابت دين و فك رهن سند 861003/4/61 دفتر اسناد رسمي شماره 13 اروميه و بقيه را از بابت اجورسالهاي 67و68و69مورد مطالبه قرار دادهاست و با عنايت بگواهي شماره 502/3354 بانك تجارت شعبه خيام كه خواهان برابر چك 792413 از جاري خود مبلغ 3609560 ريال از بابت اين سند رهن فوق الذكر تاديه نموده است و با توجه با اجاره نامه هاي عادي و رسمي ابرازي در پرونده كه در حال حاضر نيز شركت خوانده در ملكي خواهان مستاجر مي باشد بنا بمراتب منعكسه واينكه خوانده با اطلاع از كم وكيف و دعوي هيچگونه دفاعي ننموده و دليلي نيز دال بپرداخت وجه و يابرائت ذمه و يا سقوط تعهد بيكي از اسباب سقوط تعهدات مارالذكر اقامه نشده است لذا با احراز اشتغال ذمه و بقاء و دين دعوي مطورحه ثابت تشخيص نتيجه حكم به محكوميت شركت خوانده بتاديه وجه خواسته در حق خواهان صادر مي نمايد اين راي غيابي و قابل واخاهي در موعد مقرر در اين دادگاه است ) و پس از ابلاغ راي در تاريخ 22/8/1372 به آقاي ج عضو هيئت مديره شركت.00آقاي (د) با تسليم لايحه اي كه بشماره 293010/8/1372 ثبت دفتر گرديده با ضميمه كردن وكالتنامه شماره 41832 خودرا بسمت وكيل آقاي ب معرفي كرده و پس ازتوضيحاتي نسبت به قرار تامين خواسته 2508/2616/7/1372 اعتراض نموده است آقاي رئيس دادگاه بشرح تصميم مورخ 30/8/1372 اعلام نموده است : (پرونده بنظر رسيد با عنايت بصدور راي در تاريخ 7/8/72 از نظر اين دادگاه پرونده مختومه بوده و اظهارات وكيل خوانده صرفنظر از اينكه دعوي عليه شركت اقامه شده و حكم نيز عليه شركت خوانده صادر شده ديار به مجعول بودن مستند دعوي و غيره ماهوي بوده دون صدور حكم هنوز موجبات ارتفاع قرار اقامه نشده است اقدامي از لحاظ مذكور بنظر نمي رسد مراتب بنامبرده ابالغ شود مي تواندماهيت اقامه دعوي نمايد) ودفتر دادگاه بر اساس تصميم مذكور به وكيل مرقوم اخطار نموده پرونده مختومه است مي تواند ماهيتا" اقامه دعوي نمايد كه در تاريخ 7/9/72 ابلاغ شده است وكيل ياد شده طي وارده مورخ 16/9/1372 درخواست ابلاغ راي بخود نموده و دادگاه اعلام نموده دادنامه در موعد مقرر در اجراي ماده 175 قانون آئين دادرسي مدني وماده 11 قانون تشكيل دادگاهاي حقوقي يك و دو ابلاغ شده است و با صدور اخطاريه بشرح فوق و ابلاغ آن در تاريخ 17/9/72 بوكيل فوق الذكر مشاراليه بشرح لايحه اي كه بشماره 73474/2/72 ثبت شده اعلام نموده است : 1 شركت.00 طبق صورتجلسه در تاريخ 28/12/66 اعلام توقف نموده و نوع شركت سهامي خاص است و بعد از اعلام توقف و تعيين مديران تصفيه آقاي (ب ) از سال 66اروميه را ترك و درتهران مقيم است و آقايان (ه) و (و) بعنوان مديران تصفيه تعيين گرديده اند لذا دعوي ميبايستي بطرفي شركت و مديران تصفيه صورت مي گرفت 2 در اخطاريه ارسالي اعلام گرديده كه دعوي بطرفيت شركت پايدارمي باشد! ولي مسيرپرونده عليه شخص آقاي (ب ) ادامه يافته و طبق صورتجلسه اجراي قرار اموال وي تقويف شده است 3 نظر باينكه شركت پايدار شش سال قبل اعلام توقف نموده و آقاي (ب ) از تاريخ مزبور وتعيين مديران تصفيه در تهران سكونت داشته و چنانچه دعوي شخص تلقي گرديده لزوما" بايد اخطاريه ها بنشاني واقعي ايشان در تهران ابلاغ شود لذا چون مرجع تصميم گيري در خصوص نموده ابلاغ و قبول يا رد دادخواست تجديدنظرخواهي ديوانعالي كشور است لذا مقتضي است بمنظور جلوگيري از تضييع حقوق مردم دادنامه را باينجانب ابلاغ فرمايند دادگاه در تاريخ 12/10/72 بشرح زير اتخاذ تصميم نموده است (بتاريخ 12/10/72 پرونده حسب گزارش آقاي مدير دفتر زير بنظر رسيد: با بقاء به عقيده خود علاقه در راي صادره دعوي عليه شركت خوانده اقامه و راي نيز مالا" عليه شركت مزبور كه برابر پاسخ استعلام اداره ثبت شركتها هنوز متحمل نگرديده صادر شده است و بر فرض صحت ادعا اظهارات اعلام مبني بر توقف يا انحلال وتصفيه شركت با عنايت به مدلول و وحدت صحت ادعا اظهارات اعلام مبني بر توقف يا انحلال و تصفيه شركت با عنايت به مدلول و وحدت ملاك ماده 209 قانون تجارت لزوما" ميبايستي باداره ثبت شركتها اعلام وآگهي شود كه پاسخ استعلام دايره ثبت شركتها چنين حكايتي ندارد مضافا" دون ابلاغ راي غيابي شركت خوانده نه به آدرس قانوني در پرونده ظاهرا" آقاي وكيل مديرعامل شركت يا اطلاع و آگاهي از مفاد راي صادره تجديدنظرخواهي فرجامي نموده است بنابراين بمنظورجلوگيري از تضييع حقوق احتمالي اصحاب دعوي مقرر است دفتر صرفنظر از چگونگي و اينكه تجديد نظرخواهي مزبور در موعد و يا خارج ازموعد بوده يا خير اقدام مقتضي معمول و پرونده را بديوانعالي محترم كشور ارسال شود) دفتر نسخه دوم دادخواست و ضمائم را جهت تجديد نظر خوانده فرستاده آقاي (الف ) بشرح لايحه وارده بشماره 3583 15/10/1372 تقاضاي ابرام دادنامه را نموده است با وصول پرونده بديوانعالي كشور بكلاسه بالا ثبت و جهت رسيدگي باين شعبه ارجاع شده است دادخواست تجديدنظرخواهي و لايحه جوابيه هنگام شور قرائت خواهد شد. هييت شعبه در تاريخ بالا تشكيل گرديد پس از گزارش آقاي ... عضو مميز و بررسي اوراق پرونده نسبت به دادنامه شماره 278/1772/8/72 تجديدنظرخواسته مشاوره نموه چنين راي مي دهد. بسمه تعالي نظر باينكه مطروحه بطرفيت شركت.00 (سهامي خاص ) با مديريت آقاي (ب ) اقامه گرديده و چك مستند دعوي نيز از ناحيه شركت پايدار اصدار يافته است و راي شماره 278/72 تجديدنظرخواسته عليه شركت ياد شده (خوانده دعوي ) صادر شده و در تاريخ 22/9/1372شركت خوانده در نشاني قانوني شركت به آقاي (ج ) يكي از سه نفر دارندگان حق امضاء ابلاغ گرديده است و برابر نامه شماره 2788/31456/5/72 اداره ثبت شركتها آخرين نشاني شركت همان محلي است كه دادنامه ابلاغ شده است و انحلال يا توقف شركت نيز اعلام نگرديده است بنا بمراتب چون راي تجديدنظرخواسته عليه شركت پايدار (سهامي خاص ) بوده و آقاي (د) وكالتنامه اي از ناحيه شركت ياد شده ارائه ننموده اند و آقاي (ب ) شخصا" بعنوان شخص حقيقي طرف دعوي نبوده است تابتواند نسبت بدادنامه تجديدنظرخواهي نمايد عليهذاتقاضاي تجديدنظرخواهي بنحوي كه مطرح شده است وجاهت قانوني ندراد واز طرف ديگر اعتراض بقرار تامين خواسته و توقيف اموال هم مورد حكم نبوده است و دادخواست تجديدنظرخواهي تجديدنظرخواه رد مي شود. مرجع : كتاب موازين حقوق تجارت درآراء ديوان عالي كشور به اهتمام يداله بازگيركارشناس قضائي وزارت دادگستري انتشارات گنج دانش ، چاپ اول ، 1378 ، چاپ احمدي 202
هيچ موضوعي مرتبط با اين ماده ثبت نشده
آدرس : تهران خیابان فاطمی روبه روی سازمان آب پلاک 207
تماس اضطراري : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵
پست الکترونیک : info (At) Dadfaran (dat) com