سامانه جستجو قوانین




رای وحدت رويه ديوان عالی كشور

قرارداد ساز آرش علیزاده نیری وکیل پایه یک دادگستری آژانس هواپیمایی عصر پرواز مجری ویزای شینگن ویزای ایتالیا ویزای چین ویزای دبی
شماره دادنامه : 983 – تاريخ رسيدگي ك 20/12/69 – مرجع رسيدگي شعبه 33 ديوان عالي كشور فرجامخواسته دادنامه شماره 407- 1/6/69 صادره از شعبه هشت دادگاه مدني خاص قو
خلاصه جريان پرونده :
كلاسه هشت شصت و نهم  380 مدني خاص ، گردشكار بر اثر اختلاف در مورد معامله آقاي «ح» و واگذاري دو دانگ از ملكش به فرزندش «م» آقاي رضا … نامهاي به دادسراي عمومي قم مينويسد و درخواست حجر پدرش را مينمايد و علت آن را كهولت شن ذكر مينمايد . متعاقب آن سرپرستي دادسراي عمومي آقاي «ح» را به پزشكي قانوني معرفي مينمايد و پزشكي قانوني مينويسد به علت كهولت سن و لاغري شديد و ضعف عضلات بدني قادر به حركت و انجام امور شخصي خود نبوده و بايستي تحت مراقبت و پرستاري باشد و ضمناً از نظر رواني نيز دچار يك نوع مرض رواني ميباشد . شروع بيماري از چند سال قبل بوده و شدت آن از يكسال قبل ميباشد. متعاقب گواهي مامور تحقيق اموال وي را صورت برداري م'نمايد . سپس دادگاه به تاريخ 7/3/69 دادنامه شماره 191- 7/3/69 را صادر و حكم به حجر نامبرده به علت سفاهت محرز پس از صدور دادنامه فوق سرپرستي نامبرده به فرزندش رضا … واگذار ميشود و سپس رضا … طي استعلاميه هاي سؤال ميكند كه آيا اطلاع داريد كه پدرم به علت كهولت سن يكسال شديد رواني بوده و به نحوي كه به هيچ وجه مشاعر آن مرحوم كار نميكرده و قادر به اداره امور خود نبوده كه دو نفر زير اين استعلاميه را امضاء ميكنند . سپس نامة ديگري به محضر دادستان مينويسد و با توجه به اين مطالب دادگاه حكم حجر را از تاريخ صدور گواهي پزشكي يعني 2/3/69 قرار داده . در صورتيكه پزشك بيان كرده يكسال قبل مبتلا بوده . لذا درخواست كرده كه تاريخ محجوريت را از يكسال قبل از تاريخ 2/3/69 منظور دارند . لذا داديار قسمت سرپرستي از دادگاه مدني خاص درخواست صدور حكم مقتضي نموده و دادگاه دادنامه شماره 407- 1/6/69 را صادر و تاريخ حجر را از تاريخ 2/3/68 قرارداده لذا يكنفر از وارث و فرزندان آقاي «ح» به نام «م» كه از اين حكم متضرر شده زيرا در زمان حجر آقاي «ح» معامله هاي انجام داده بود با او نسبت به دادنامه اعتراض و درخواست فسخ دادنامه شماره 407-1/6/69 را نموده و مداركي را به عنوان صحت ادعاي خود ارائه نموده است از جمله استعلاميه محلي و گواهي خانم دبيري كه بيان داشت پيوسته مرحوم با نوهاش رياضي كار ميكرد فقط بعضي از مسائل را از وي كمك ميگرفته است . دادگاه به عقيده خود باقي ماند و دستور ارسال آن را به ديوان عالي كشور صادر و پرونده در شعبه 33 ديوان عالي كشور مطرح و نتيجه آن اعلان ميگردد :
هيئت شعبه در تاريخ بالا تشكيل گرديد . پس از قرائت گزارش آقاي … عضو مميز و اوراق پرونده نسبت به دادنامه شماره 407-1/6/69 فرجامخواسته مشاوره نموده چنين رأي ميدهند :
بسمهتعالي : با امعان نظر در محتويات پرونده كلاسه هشت شصت و نهم 380 و مدارك موجود در آن اعتراض معترض آقاي م.گ وارد بوده به دليل آنكه نظريه پزشك مربوطه ضمن آنكه تاريخ جنون و مرض رواني در حد حجر از تصرف در اموال خود در طول چندين سال قبل بسيار مشكل و دشوار است ، مختلف بودن نظريه پزشك ابتداء مدت يكسال شدت مرض رواني ذكر ميكند چون اين تاريخ منظور خواهان را تأمين نميكرده مجدداً به تقاضاي خواهان تاريخ به جلو برده شده تل منظور خواهان تأمين گردد . بنابراين به موجب بند الف ماده 10 قانون تجديد نظر حكم شماره407 – 1/6/69 دادگاه مدني خاص شعبه هشتم قم نقض ميگردد و به دادگاه هم عرض دادگاه صادركننده حكم اولي ارجاع داده ميشود .
مرجع:
كتاب موازين حقوقي در امور حسبي (1) ، به اهتمام يدالله بازگير ، چاپ اول 1380 ، ناشر دانش نگار

بررسي ماده در رويه قضايي


هيچ موضوعي مرتبط با اين ماده ثبت نشده