تاريخ رسيدگي : 30/3/68 شماره دادنامه : 68/190/18 مرجع رسيدگي : شعبه 18 ديوان عالي كشو ر خلاصه جريان پرونده : در تاريخ 29/3/64 آقاي (س) وكيل دادگستري مقيم تهران به وكالت آقاي (ب) اصالتا" و وكالتا" از طرف ورثه مرحوم (ج) به اسامي (ك) و (ف) و (ط) و (ز) همگي … به طرفيت خانم (ث) و اداره ثبت نوشهر دادخواستي به خواسته ابطال سند انتقال پلاك 99 فرعي از 7 اصلي واقع در قريه سرد آبرود مقوم به مبلغ 210000 ريال دادخواستي به دادگاه هاي عمومي نوشهر تسليم داشته كه به شعبه اول ارجاع شده و ضمن دادخواست مزبور توضيح داده كه حسب اظهار موكل مرحوم (ج) مورث مشاراليه در سال 1341 طي وكالتنامه به شماره 13053 – 19/3/1341 عنوان خان خوانده وكالتي به منظور انجام تشريفات اداري و پرداخت اقساط و ديون و نهايتا" انتقال و فروش آن به مشاراليها تفويض مي نمايد وليكنن متاسفانه مورث موكلين نزديك به يك سال بعد يعني در تاريخ 10/5/1342 به موجب گواهي انحصار وراثت پيوست فوت مي نمايد و لذا بديهي است كه با فوت موكل به موجب نص صريح بند 3 ماده 678 قانون مدني وكالتنامه تفويضي فوق به خودي خود باطل مي گردد . اما بانوي خوانده با وجود اطلاع از مرگ موكل در سال 1347 بدون اطلاع ورثه آن مرحوم به موجب سند رسمي شماره 27009 مورخ 6/8/47 به استناد وكالتنامه باطله فوق ملك مورد دعوي را رسما" به خود منتقل و سند دريافت مي نمايد لذا نظر به اين كه اين عمل بانوي خوانده و اداره ثبت نوشهر بر اساس وكالتنامه باطله اي انجام گرديده به خودي خود انتقال ملك نيز باطل خواهد بود بنابراين چون با وجود مراجعات مكرر از طرف موكلين بانوي خوانده حاضر به استيفاي حقوق ورثه نگرديده و بدون ترتيب حقوق مسلم شرعي و قانوني آنها تضييع شده است با تقديم اين دادخواست تقاضاي صدور حكم به ابطال سند انتقال شماره 27009 مورخه 6/8/47 در خصوص پلاك 99 فرعي از 7 اصلي قريه سرد آبرود مي گردد و جهت روشن شدن موضوع به پرونده ثبتي نيز استناد مي گردد دادگاه حقوقي نوشهر دستور تعيين وقت و دعوت طرفين را براي رسيدگي داده و قبل از اولين جلسه رسيدگي وكيل خواهان به شرح لايحه ثبت شده به شماره 529-24/4/64 كه وكيل خواهان ها و نماينده معرفي شده از ناحيه خوانده رديف دوم حضور داشته اند خوانده حضور نيافته ولي آقاي (ل) به وكالت وي لايحه اي داده و ضمن لايحه مزبور چنين دفاع كرده است … اولا" ا زكجا معلوم تاريخ دقيق فوت مرحوم (ج) 10/5/42 بوده آيا به صرف تهيه يك استشهاد مي توان چنين ادعا نمود و سوابق را از اداره آمار دستور فرمايند تقديم حضور نمايند يا با دادن گواهي به اينجانب امر فرمايند تانسبت به تاريخ حقيقي فوت (ج) اقدام نمايم ثانيا" خواهان بر حسب اقرار خود چرا و به چه دليل سكوت اختيار نموده و به يك لحظه با طرح دعوي به كلاسه 63/234 حقوقي يك و استرداد دادخواست با تغيير درخواسته طرح دعوي مجدد مي نمايد آن هم پس از گذشت مدت زماني بس طولاني و به بند 3 ماده 678 قانون مدني استناد مي ورزند و در خواست ابطال سندي را كه بر طبق تشريفات ثبتي صورت پذيرفته و تا زمان حيات در صورت صحت ادعاي خواهان به تاريخ واقعي و حقيقي فوت (ج) به موكله اينجانب وكالت داده شده تا نسبت به مورد وكالت اقدام نمايد وكيل و پس از فوت او وارث چرا و به چه دليل اقدامي ننمودند شايد در پاسخ بگوييد خودمان خواستيم اين كلمه درست خواهد بود ولي آن طرف قضيه اينكه درست پس از فوت موكل وكيل از وكالت عزل مي شود ولي قيد كلمه وصايت نمي تواند خللي در اقدامات موكله نمايد و مرحوم (ج) در وكالتنامه موكله را وصي قلمداد و مرقوم مي دارد احدي از وراث وي را نسبت به متن وكالتنامه حقي نخواهد بود و اگر چنين نمايد بلااثر است در واقع انتقال مال به طريق صحيح به موكله مصداق پيدا مي نمايد و اگر ايشان پس از فوت هم سند اخذ نمودند كسي را در آن حقي نيست و اگر مورد وكالت صرفا" وكالت مي بود ادعاي خواهان امكان داشت درست باشد ولي موضوع مطلبي است كه به عرض رساندم و مستفاد ازماده 7 قانون ثبت اسناد و املاك ناظر به ماده 1309 قانون مدني و ماده 22 قانون ثبت اسناد و املاك با عنايت به ماده 36 قانون مدني تقاضاي صدور حكم به رد دعوي خواهان را دارم . و دادگاه پس از استماع پاسخ وكيل خواهان ها و استماع اظهارات نماينده اداره ثبت نوشهر كه خلاصه اي از پرونده ثبتي را بيان كرده و در صورتجلسه منعكس شده قرار ملاحظه پرونده حصر وراثت استنادي وكيل خواهان ها را از جهت ترديد وكيل خوانده نسبت به تاريخ فوت مورث خواهان ها صادر كرده و در جلسه مورخه 17/9/64 خلاصه اي از پرونده مزبور مشعر براينكه طبق گواهي فوت صادره از ثبت احوال نوشهر و تاييد گواهان معرفي شده در آن پرونده توسط متقاضي حصر وراثت به تاريخ فوت مزبور صادر شده است و استماع مدافعات وكلاي طرفين و صدور قرار ملاحظه پرونده مربوط به پلاك 99 فرعي از 7 اصلي قريه سرد آبرود در اداره حسابداري اختصاصي سابق ( بنياد علوي ) و ملاحظه پرونده مزبور در جلسه رسيدگي مورخه 19/12/64 و انعكاس خلاصه اي از آن پرونده در صورتجلسه سرانجام با اعلام ختم رسيدگي مبادرت به صدور حكم شماره 622-19/12/64 كرده و ضمن آن پس از بيان مقدماتي موضوع دعوي خواهان ها و مدافعات وكيل خوانده درقسمت پاياني آن چنين آمده است : (… دادگاه همان طور كه از متن سند رسمي شماره 12053 – 19/3/41 بر مي آيد اين سند داراي دو جنبه بوده كه يكي وكالت و ديگري وصيت و هر چند كه با فوت وكيل (مورث خواهان ها ) وكالتنامه باطل شده است ولي بانوي خوانده به عنوان وصي داراي اختياراتي بوده كه به موجب آن عمل نموده است بنابراين اقدام خوانده به انتقال مقطوع سند شماره 12053 – 19/3/41 به خود وفق وصيتنامه رسمي شماره 12053 – 19/3/41 صورت گرفته و خدشه اي بر آن وارد نيست و اينكه وصيت زايد بر ثلث شده باشد ياخير يا نياز به تنفيذ وراث داشته باشد اشخاص ذي نفع مي توانند از اين حيث به دادگاه صالحه مراجعه نمايند بنا عليهذا دادگاه دعوي خواهان ها را غير مستدل و غير موجه تشخيص و حكم به رد آن صادر واعلام مي نمايد … ) با فرجام خواهي وكيل خواهان هاي بدوي نسبت به دادنامه شماره 622-19/12/64 و ارجاع رسيدگي به آن به شعبه هجدهم ديوان عالي كشور اين شعبه به شرح دادنامه شماره 682-18-1/10/65 چنين راي داده است : ( فرجام خواهي مالا" وارد به نظر مي رسد و بر راي فرجام خواست اشكالات زير وارد است 1 – دادگاه رسيدگي كننده نسبت به اعتبار سند انتقال شماره 12053 – 19/3/41 دفتر اسناد رسمي شماره يك چالوس اظهار نظر كرده در حالي كه سند مذكور وكالتنامه بوده و سند انتقال ملك از ناحيه فرجام خوانده به خود ظاهرا" به شماره 27009 – 6/8/47 مي باشد كه مورد توجه و رسيدگي دادگاه قرار نگرفته و مشخصا" معلوم نيست كه به عنوان وكيل مبادرت به انتقال ملك نموده است يا به عنوان وصي 2 –استدلال درجهت اعتبار سند انتقال به دلالت وصايت بدون ملاحظه آن و اين كه زايد بر ثلث هست يا نه محتاج اقامه دعوي ديگري مي باشد و اين نحوه عمل مي تواند از مقوله وصايت عهدي باشد يا نه كلا" محتاج امعان نظر قضايي بود كه با فرض انتقال سبب يا سمت وصايت رسيدگي به موضوع مي بايستي در دادگاه صلاحيت دار به عمل آيد نظر به جهات بالا رسيدگي به دادگاه حقوقي يك تنكابن ( نزديك ترين دادگاه ) ارجاع مي شود . دادگاه حقوقي يك تنكابن كه رسيدگي پس از نقض فرجامي به آن ارجاع شده با تعيين وقت و دعوت طرفين و تشكيل جلسه رسيدگي مورخه 10/4/66 ابتدا مدافعات وكيل خواهان ها را مورد استماع قرار داده كه قسمت هايي ازآن به شرح زير است (… با اين توضيح كه در تمامي اوراق مربوط به تنظيم سند انتقال سمت خوانده وكيل مورث موكلين قيد گرديده است از جمله در متن و ظهر برگ خلاصه معامله غير منقول كه در پرونده ثبتي موجود است از اين رو همان طور كه در جهات نقض فرجامي آمده است دادگاه عمومي نوشهر نمي توانسته چنين سندي را وصيت نامه و خوانده را به عنوان وصي مورث موكلين قلمداد كند … و اما چنانچه مساله وصايت مطرح باشد كه محتويات پرونده ثبتي خلاف آن را مي رساند اساسا" وصيتي دركارنبوده و هيچ گاه وصيت نامه ابراز نشده و اين سند نيز به عنوان وكالتنامه ابراز گرديده نه وصيت نامه علاوه بر آن وصيت زياده بر ثلث نافذ نيست و مرجع رسيدگي به آن دادگاه ديگري است و چگونه خوانده وصي مورث موكلين است كه به عنوان امين همه مايملك موث موكيدي را به خود منتقل كرده است و چرا اينان وصي مورث موكلين باشد تقاضا دارم محتويات پرونده ثبتي راكه به وسيله نمايند معرفي شده از سوي اداره ثبت اسناد نوشهر به دادگاه آورده شده ملاحظ… ) و آنگاه اظهارات نماينده اداره ثبت نوشهر را مورد استماع قرار داده و سر انجام پس از انعكاس خلاصه اي از پرونده ثبتي در صورتجلسه به اين شرح (… با ملاحظه پرونده ثبتي پلاك 99 فرعي از هفت اصلي بخش يك قشلاق كلاروستاي نوشهر اولين اقدام مربوط است به معامله شخص (ج) سرد آبرودي يا اداره املاك و مستغلات پهلوي كه در برگ خلاصه معامله غير منقول اثر انگشت نامبرده به عنوان متعامل منعكس شده است اقدامات بعدي براي دريافت سند مالكيت به وسيله بانو (ث) راي با تسليم تقاضاي وارده به شماره 7794 – 27/6/46 به اداره ثبت اسناد و املاك نوشهر پيوست رونوشت سند رسمي 12053 – 19/3/1341 دفتر يك چالوس به عمل آمده و در اين تقاضانامه خانم (ث) را نوشته است ( … با تقديم يك برگ رونوشت وكالتنامه پيوست خواهشمند است با توجه به مفهوم وكالتنامه امر و مقرر فرمايند نسبت به صدور سند مالكيت اقدام فرمايند .) و اقدامات ديگر از قبيل فك رهن و تنظيم سند انتقال بعد از اين تاريخ يعني از سال 1346 به بعد صورت گرفته و بانو (ث) راي اسناد و اوراق را وكالتا" از سوي مالك يعني (ج) به شناسنامه شماره 147 صادره از سرد آبرود امضاء كرده است.) بااعلام ختم رسيدگي به شرح دادنامه شماره 22 – 66 مبادرت به صدور حكم كرده كه قسمت پاياني آن به شرح زير است :(… با توجه به مراتب بالا و اينكه برابر سند رسمي 12052-19/3/1341 دفتر اسناد رسمي شماره يك چالوس اداره املاك ومستغلات پهلوي شش دانگ يك قطعه زمين به مساحت 1440 متر مربع تحت پلاك 99 فرعي از 7 اصلي واقع در قريه سرد آبرود بخش يك قشلاقي كلارستان را به آقاي (ج) سرد آبرود منتقل نموده كه منتقل اليه شخصا" به عنوان متعامل سند را انگشت زده است آنگاه بانو (ث) راي با تسليم رونوشت سند 12053 – 19/3/1341 دفتر اسناد رسمي شماره يك چالوس برابر در خواست كتبي وارده به شماره 7794-27/6/1346 از اداره ثبت اسناد و املاك نوشهر با توجه به( مفهوم وكالتنامه ) در خواست صدور سند مالكيت نموده كه سند مالكيت به نام (ج) در تاريخ 5/7/146 صادر و به بانوي متقاضيه تسليم گرديد سپس بانو (ث) راي برابر سند رسمي 27009 – 6/8/47 دفتر اسناد رسمي شماره يك چالوس وكالتا" از سوي آقاي (ج) پلاك ياد شده را به خود منتقل نموده است و در هيچ يك از اوراق پرونده ثبتي به فوت آقاي (ج) اشاره اي نشد ه و ذكري از اقدام بانو (ث) راي به وصايت به ميان نيامده است ا زآنجا كه اقدام خوانده رديف يك داير به انتقال ملك آقاي (ج) مورث خواهان ها به خود وكالت از مالك صورت گرفته است در حالي كه اين اقدام پنج سال پس از فوت (ج) است و دفاع وكيل بانو (ث) براي داير بر اينكه موكله اش به وصايت از مرحوم (ج) اقدام كرده به علت مغايرت آن با بررسي هاي به عمل آمده در پرونده ثبتي موجه نمي باشد اولا" دعوي خواهان ها داير به ابطال سند 27009 – 6/8/47 دفتر اسناد رسمي شماره يك چالوس به علت اينكه اداره ثبت اسناد نوشهر يكي از طرفين معامله نيست به اين اداره توجه ندارد و از اين رو قرار رد دعوي خواهان ها به طرفيت اداره ثبت اسناد و املاك نوشهرصادر مي گردد ثانيا" با رد دفاع وكيل بانو (ث) راي و انقضاي عقد وكالت با فوت موكل به استناد ماده 678 قانون مدني و صحيح نبودن عمل بانو (ث) راي داير به انتقال ملك موكل سابق متوفاي خويش به خود حكم به ابطال سند 27009 – 6/8/1347 دفتر اسناد رسمي شماره يك چالوس درباره پلاك 99 فرعي از هفت اصلي واقع در قريه سرد آبرود بخش يك قشلاقي نوشهر صادر و اعلام مي گردد … نسبت به دادنامه فوق التوصيف آقاي (ل) وكيل خوانده محكوم عليه تحت فرم فرجام خواهي در مقام تجديدنظر خواهي بر آمده و مطالب عنوان شده از سوي وي در دادخواست تجديد نظري تكرار مطالب عنوان شده در مرحله بدوي است وكيل خواهان ها ي بدوي به شرح لايحه جوابيه با اعلام عدم توجه دعوي تجديد نظر نسبت به خود رد در خواست تجديد نظري را در خواست كرده است پس از تكميل تبادل لوايح تجديد نظري پرونده توسط دفتر دادگاه بدوي و ارسال آن به ديوان عالي كشور رسيدگي به موضوع به اين شعبه ارجاع شده است لوايح طرفين هنگام شور قرائت خواهد شد . هيات شعبه در تاريخ بالا تشكيل گرديد پس از قرائت گزارش آقاي … عضو مميز و بررسي اوراق پرونده نسبت به دادنامه شماره 225-10/4/66 تجديد نظر خواسته مشاوره نموده چنين راي مي دهند . بسمه تعالي با توجه به اينكه اعتراضات تجديد نظر خواه نسبت به راي تجديد نظر خواسته يا هيچ يك از شقوق سه گانه مواد 12 قانون تشكيل دادگاه هاي حقوقي يك و دو و شش قانون تعيين موارد تجديد نظر احكام دادگاه ها و نحوه رسيدگي آنها مصوب 14/7/1367 انطباق ندارد لهذا مستندا" به ماده سه قانون اخير الذكر دادنامه تجديد نظر خواسته ابرام مي گردد . مرجع : كتاب وكالت و عقد ضمان و احكام راجع به آن تاليف يدالله بازگير , انتشارات فردوسي , چاپ گيتي , 79
هيچ موضوعي مرتبط با اين ماده ثبت نشده
آدرس : تهران خیابان فاطمی روبه روی سازمان آب پلاک 207
تماس اضطراري : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵
پست الکترونیک : info (At) Dadfaran (dat) com