تاريخ رسيدگي : 21/8/73 شماره دادنامه : 39/73/19 مرجع رسيدگي : شعبه 19 ديوانعالي كشور خلاصه جريان پرونده : در ابتدا آقاي (د) در تاريخ 9/5/70 دادخواستي بخواسته صدورحكم بر فسخ وعده معامله (قرارداد) مورخ 11/2/70 بطرفيت آقاي (س ) تقديم داشته خلاصتا" توضيح داده است كه برابر قرارداد مزبور مقرر شده بود ششدانگ مغازه مستحدثه در شارع مترو كه بمساحت 120 مترمرب -ع را در قبال مبلغ سيزده ميليون ريال بفروشم بعد متوجه شدم درصورت وقوع معامله غبن فاحش پيش خواهد آمد لاعلاج اعلام بي اعتباري قرارداد را نمدم چند نفر با تدابير خاصي مبلغ سي هزارتومان يكباروهفتاد هزار تومان بار دوم بوعده ثمن اضافه و جمع ثمن بمبلغ چهارده ميليون ريال رسيد چ ءون غبن فاخش مرتفع نگرديد در فسخ قرارداد اصرار و بموجب اظهرانامه شماره 407-27/4/70 كه عرفا" فوري است مراتب رااعلام نموده امو بعلاوه طبق مواد 47و48 قانون ثبت اينگونه قرادادي فاقد اعتباراست وازطرفي عرصه مغازه طي شماره 01351-2/4/61 از طريق سازمان زمين شهري بپدرمانتقال داده شده كه مدت پنجس -ال نقل وانتقال آن ممنوع است تقاضاي رسيدگي و صدورحكم به بي اعتباري قرارداد مورد بحث را نموده است. خوانده نيز در تاريخ 30/5/70 متقابلا" دادخواستي بطرفيت خواهان تقديم نموده و طي آن درخواست الزام مشاراليه به تنظيم سندرسمي داير بر انتقال ششدانگ مغازه مورد معامله را نموده و توضيح داده كه خواهان اصلي مغازه مبحوث عنه را بمبلغ سيزده ميليون ريال بوي فروخته كه با ادعاي غبن جمعا" در و بار بمبلغ يك ميليون ريال به ثمن معامله اضافه شده و مبلغ ده ميليون يالنقدا" پرداخت داشته و قرار شدم مبلغ چهار ميليون ريال را موقع تنظيم سند دريافت نمايد مضافا" باينكه مغبون نبوده منظور وي اخاذي است و بدستور ماده 421 قانون مدني مغبوءن با اخذ تفاوت قيمت راضي گرديده خيار غبن ساقط است لذا تقاضاي محكوميت وي را ضمن رد دعوي اصلي به تنظيم سند رسمي داير بر اتنتقال بيع نموده است ضمنا" بانو عالم ... طي دادخواست تقديمي بطرفيت طرفلين دعوي اصلي ثالثا" وارد دعوي گرديده و مدعي شده كه مرحوم مناف ... پدرشوهرش كه پرستاري وي را بنموده بمنظور حليت ملك مورد بحث را با وي مصالحه نمودهكه عمرش وفا نكرده بوي سند رسمي بدهد و لذا تقاضاي رسيدگي و صدور حكم بر فسخ معامله و استرداد مبيع را نموده است شعبه اول دادگاه حقوقي يك اردبيل هر سه پرونده را توام نموده و با ورود آقاي (م ) بوكالت از خواهان اصلي در دعوي اصلي دادگاه پس از استماع اظهارات وكيل مزبورونيز خوانده اصلي در جلسه مورخ 4/11/70 بمنظور اينكه اصولا" در معامله مورد بخث غبن وجود دارديا خير موضوع را بكارشناس ارجاع داده و وضعيت ثبتي پلاك مورد معامله را از اداره ثبت محل استعلام نموده است كه پاسخ لازم از اداره مزبور واصل و ضميمه پرونده است سرانجام دادگاه پس از وصول نظريه كارشناس باستنادنظريه مزبور غبن را در معامله مزبور محرز تشخيص داده و با رد دعوي تقابل حكم بر فسخ قولنامه ومعالمه را صادر نموده است آراء صادره مورد اعتراض محكوم عليه قرار گرفته و سابقه پس از ارسال به ديوانعالي كشوربه اين شعبه ارجاع گرديده است مندرجات دادخواست تجديدنظر و لايحه جوابيه وكيل تجديدنظرخوانده هنگام شور قرائت خواهد گرديد. هيئت شعبه در تاريخ بالا تشكيل گرديد پس از قرائت گزارش آقاي ... عضو مميز و اوراق پرونده مشاروه نموده باكثريت چنين راي مي دهد: بسمه تعالي اعتراض تجديدنظرخواه بنحوي نيست كه باركان تجديدنظرخواسته خللي وارد آورد و لذا راي مزبور توجها" بمندرجات پرونده رسيدگي هاي معموله اساس استدلال دادگاه صادر كننده راي چون هيچيك از جهات مندرج درماده 10 قانون تجديدنظر آراء دادگاهها در آن مشهود نيست بلااشكال بوده ابرام مي گردد. مرجع : كتاب قانون مدني در آراء ديوان عالي كشور- خيارات واحكام راجع به آن - به اهتمام يداله بازگير - انتشارات فردوسي - چاپ اول 1379 - چاپ دريا
هيچ موضوعي مرتبط با اين ماده ثبت نشده
آدرس : تهران خیابان فاطمی روبه روی سازمان آب پلاک 207
تماس اضطراري : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵
پست الکترونیک : info (At) Dadfaran (dat) com