تاريخ رسيدگي : 28/4/1372 دادنامه : 72/185/18 مرجع رسيدگي : شعبه 18ديوانعالي كشور خلاصه جريان پرونده : آقاي (الف ) دادخواستي بتقاضاي رسيدگي و صدور حكم مبني بر محكوميت بپرداخت مبلغ دويست و پنجاه هزار تومان و صدور قرار تامين خواسته طبق ماده 225 از قانون دادرسي مدني بطرفيت آقاي (ج ) تقديم دادگاه هاي حقوقي يك همدان نموده و بشرح مذكوردر دادخواست توضيخ داده است خوانده بموجب قرارداد مورخ 1/8/69مبلغ دويست و پنجاه هزار تومان بوي بدهكار است با مراجعات مكرر حتي با ارسال اظهارنامه شماره 1873مورخ 6/7/1370 با اينكه اقرار واعتراف به بدهي خود نمود تا كنون از پرداخت دين خودش امتناع نموده است و باستناد سند عادي واظهارنامه رسيدگي و صدور حكم را خواستار شده همچنين آقا (ج ) دادخواستي بخواسته تقاضاي صدور حكم به فسخ معامله بعل غبن در معامله مقوم به پانصد هزار تومان و استرداد مبلغ دويست و پنجاه هزار تومان بطرفيت آقاي (الف ) تقديم داشته و بشرح مذكور در دادخواست توضيح داده است در تاريخ 1/8/1369 با خوانده معامله يك قطعه زمين با قيمت پانصد هزار تومان در صحراي جهان آباد كرده ام و مبلغ دويست و پنجاه هزار تومان نقدا" بوي پرداخت كه پس از معامله ومراجعه به زمين متوجه شده ام كه زمين مذكور ارزش فوق را نداشته واز معامله مغبون شده ام و بلافاصله بفروشنده مراجعه واعلام نمودم كه درمعامله مغبون هستم و زمين وي بارزش فوق نمي ارزد و ارزش ندارد و در معامله سرش كلاه رفته و چون با مراجعه به فروشنده بعلت غبن وجه پرداختي را مطالبه نمودم نداده است و باستناد رونوشت قولنامه رسيدگي و صدور حكم را خواستار گرديد دادگاه مرجوع اليه (شعبه اول دادگاه حقوقي يك همدان ) ضمن توام نمودن دو پرونده و اينكه آقاي (خ ) نيز بوكالت آقاي (الف ) در دعوي دخالت نموده و در جلسه 21/2/1371 خواهان پرونده كلاسه 6832 و وكيل خواهان پرونده 6464-70 حاضر شدند و پس از مدافعات آنان و انعكاس در صورتجلسه وكسب نظر آقاي مشاور نظريه بدين خلاصه ( در خصوص دادخواست آقاي (ج ) بطرفيت آقاي (الف ) بخواسته صدورحكم به فسخ معامله بعلت غبن درمعامله واسترداد مبلغ دويست و پنجاه هزار تومان و در خصوص دادخواست آقاي (الف ) به طرفيت آقاي (ج ) بخواسته مبلغ دويست و پنجاه هزا رتومان اولا" در خصوص دادخواست آقاي (ج ) بطرفيت آقاي (الف ) بخواسته صدور حكم فسخ معامله بعلت غبن در معامله واسترداد مبلغ دويست وپنجاه هزار تومان با توجه بتاريخ قرارداد وتاريخ تقديم دادخواست كه 14/11/1370 بوده واينكه حسب ماده 420 قانوني مدني استفاده از خيار غبن فوري است و فاصله بين دو تاريخ فوق الذكر با فوريت استفاده از خيار غبن منافات دارد و باتوجه باينكه خواهان مذكور در ستون پاسخ اظهارنامه پيوست در پرونده 6464-70 در مورخه 7/7/1370 معامله واقع شده و بدهكار خود نسبت به بقيه ثمن را قبول نموده است لذا دعوي مطروحه مذكوربنظر دادگاه موجب نبوده و دادگاه نظر به بطلان دعوي اقامه شده دارد ثانيا" در خصوص دادخاست آقاي (الف ) بطرفيت آقاي (ج )بخواسته مطالبه دويست وپنجاه هزار تومان بقيه ثمن معامله موضوع سند عادي مورخه 1/8/69با توجه بقراردادمذكور واقرار خوانده به نپرداختن مبلغ مذكور خواهان معامله و با توجه به مراتب مندرج درقسمت اول نظريه به محكوميت خوانده آقاي (ج ) به مبلغ دو ميليون و پانصد هزار ريال در حق خواهان آقاي (الف ) دارد ) صادر و براثر اعتراض آقاي (ج ) بنظريه در مهلت مقرر قانوني شعبه 18ديوانعالي كشور بموجب دادنامه شماره 71/501/18 مورخ 22/10/1371 نظريه را موجه و صحيح تشخيص و ضمن رد اعتراض و تنفيذ نظريه پرونده جهت صدور حكم به دادگاه رسيدگي كننده اعاده گرديده و دادگاه نيز بموجب دادنامه هاي شماره هاي 662و663 مورخ 12/12/71 (تجديدنظرخواسه ) بدين خلاصه (اولا" در خصوص دادخواست آقاي (ج ) بطرفيت آقاي (الف ) بخواسته صدور حكم به فسخ معامله بعلت غبن در معامله واسترداد مبلغ دويست و پنجاه هزار تومان با توجه به تاريخ قرارداد و تاريخ تقديم دادخواست كه 14/11/70 بوده واينكه حسب ماده 420 قانون مدني استفاده از خيار غبن فوري است و فاصله بين دو تاريخ فوق الذكر با فوريت استفاده از خيار غبن منافات دارد و با توجه باينكه خواهان مذكور در ستون پاسخ اظهارنامه پيوست در پرونده 6464-70 در مورخه 7/7/70 معامله واقع شده وبدهكاري خود نسبت به بقيه ثمن را قبول نموده است لذا دعوي مطروحه مذكور بنظر دادگاه موجه نبوده ودادگاه حكم ببطلان دعوي اقامه صادر و اعلام مي نمايد ثانيا" در خصوص دادخواست آقاي (الف ) بطرفي آقاي (ج ) به خواسته مطالبه مبلغ دويست و پنجاه هزار تومان بقيه ثمن معامله موضوع سند عادي مورخه 1/8/69با توجه بقرارداد مذكور واقرار خوانده به پرداختن مبلغ مذكور بخواهان فوق الدكر و با توجه بمراتب مندرج در قسمت اول نظريه اعلامي مديونيت خوانده نسبت بمبلغ خواسته در قبال خواهان فوق الذكرمحرز است دادگاه حكم به محكوميت خوانده (ج ) بپرداخت مبلغ دو ميليون و پانصد هزار ريال در حق خواهان آقاي (الف ) صادر و اعلام مي نمايد) حكم بمحكوميت خوانده به پرداخت بملغ دو ميليون و پانصد هزار ريال در حق خواهان ودر قسمتي حكم حكم برد دعوي خواهان صادر وبر اثر تجديدنظرخواهي آقاي (ج ) از دادنامه هاي بطرفيت آقاي (الف ) پرونده به ديوانعالي كشور ارسال و باين شعبه ارجاع گرديده و تجديدنظرخواه ضمن لايحه تجديدنظرخواهي پس از شرح مطالبي ... نقض حكم را خواستار شد و وكيل تجديدنظرخوانده نيز لايحه تقديم داشته و با ذكر مطالبي در آن تائيد وابرام حكم را خواستار شد كه لوايح هنگام شور قرائت خواهد شد. هيئت شعبه در تاريخ بالا تشكيل گرديد پس ازقرائت گزارش آقاي ... عضو مميز وبررسي اوراق پرونده نسبت به آراءشماره 662و663-12/12/71 تجديدنظرخواسته مشاوره نموده چنين راي مي دهد: راي اعتراضات تجديدنظرخواه نسبت به آراء صادره از شعبه اول دادگاه حقوقي يكهمدان با هيچيك از شقوق سه گانه مندرج در ماده شش قانون تعيني موارد تجديدنظراحكام دادگاهها ونحوه رسيدگي آنها انطباق ندارد لهذا مستندا" بماده سه قانون فوق الذدكر آراء تجديدنظر خواسته تاييد وابرام مي گردد. مرجع : كتاب قانون مدني در آراء ديوان عالي كشور- خيارات واحكام راجع به آن - به اهتمام يداله بازگير - انتشارات فردوسي - چاپ اول 1379 - چاپ دريا
هيچ موضوعي مرتبط با اين ماده ثبت نشده
آدرس : تهران خیابان فاطمی روبه روی سازمان آب پلاک 207
تماس اضطراري : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵
پست الکترونیک : info (At) Dadfaran (dat) com