سامانه جستجو قوانین




رای وحدت رويه ديوان عالی كشور

قرارداد ساز آرش علیزاده نیری وکیل پایه یک دادگستری آژانس هواپیمایی عصر پرواز مجری ویزای شینگن ویزای ایتالیا ویزای چین ویزای دبی
تاريخ رسيدگي : 6/2/1373
شماره دادنامه : 42/8
مرجع رسيدگي  : شعبه هشتم ديوانعالي كشور

خلاصه جريان پرونده :
در تاريخ 23/3/68 آقاي (ج ) داخواستي بطرفيت آقاي (ح )والزام وي را به تنظيم سند رسمي وخلع يد مورد معامله تقاضا نموده است و مستند دعوي را قولنامه مورخ 10/8/67 ارائه نموده متعاقبا" در تاريخ 2/5/68 آقاي (ح ) دادخواستي بطرفيت آقاي علي (ج ) مطرح و فسخ قولنامه مذكور را به علت غبن فاحش تقاضا نموده است كه هر دو پرونده سرانجام به شعبه چهارم دادگاه حقوقي يك مشهد ارجاع و دادگاه مذكور پس از توام نمودن پرونده ها و رسيدگي و استماع مدافعات طرفين در جلسه مورخ 27/4/69 و اعلام سازش مبادرت بصدور نظريه مورخ 27/4/69 مينمايد كه طي ان با اين استدلال كه طرفين پس از طرح دعاوي در تاريخهاي 2/10/68و9/10/68 با يكديگر سازش نموده اند و برابر توافقنامه تنظيمي كه صحت و اصالت آن مورد تائيد قرار گرفته است موضوع قولنامه مورخ 10/8/67 كه مورداستناد طرفين دعوي است منتفي گرديده و در نتيجه دعاوي اصحاب دعوي را بر فسخ معامله و خلع يد و الزام به تنظيم سند را درحال حاضرموضوعا" منتفي تشخيص داده و بر رد دعاوي ياد شده اظهار نظر نموده است كه پس از اعتراضات طرفين در جهت اعمال ماده 14 قانون تشكيل دادگاههاي حقوقي 1و2 پرونده به شعبه هشتم ديوانعالي كشور و طي راي شماره 674/8-8/12/1369 نظريه صادره را قابل تنفيذ ندانسته و اعلام راي نموده كه دادگاه تالي از آنجائيكه در جريان رسيدگي سازشنامه غيررسمي به دادگاه تنظيم شده بايد طبق مواد629و630 قانون آئين دادرسي مدني و مندرجات پرونده نسبت به دعاوي مطروحه تصميم مقتضي اتخاذ نمايد پس از اعاده پرونده به دادگاه رسيدگي كننده و تعيين جلسه و استماع اظهارات وكيل آقاي (ج ) و آقاي (ح ) دادگاه مبادرت به انشاء راي شماره 442-12و342-11 -2/6/70مي نمايد كه طي آن مفادا" بر مبناي نظريه واستبناط قضائي خود حكم به رد دعاوي طرفين صادر مي نمايد بر اثر تجديدنظرخواهي آقاي (ج ) با وكالت آقاي (ق ) اين شعبه به موجب راي شماره 68/8-12/1/371دادنامه تجديدنظرخواسته را نقض و رسيدگي پس از نقض راي را به شعبه ديگر دادگاه حقوقي يك مشهد محول مي نمايد كه پرونده به شعبه اول دادگاه حقوقي يك مشهد ارجاع و آن دادگاه پس از استماع مدافعات متداعيين و خواستن اصل توافقنامه و اظهارات طرفين در اين خصوص و استعلام وضعيت ثبتي پلاك مورد دعوي و سئوال از اداره املاك اسناد قدس رضوي و وصول پاسخ استعلامات سرانجام به شرح حكم شماره 292/9و 291/8و290/7-5/4/72 مبادرت به صدور راي نموده با اين توضيح كه در تاريخ 1/6/70 آقاي (ح ) دادخواستي بطرفيت آقاي (ج )بخواسته خلع يد از يكباب اطاق مسكوني واقع در منزل مورد نزاع و الزام خوانده به اجراي توافقنامه هاي مورخ 4/10/68و9/10/68 - به دادگاه مذكور تقديم و بشرح دادخواست تنظيمي اعلام داشته كه پس از فروش منزل موردادعاي چون از انجام معامله پشيمان شده است با توافق خوانده (آقاي (ج ) ) معامله در تاريخ 4/10/68 - اقاله شده ليكن خوانده در يكباب اطاق منزل مورد ادعا سكونت نموده است. و در نهايت دادگاه بااستدلالي مفادا" بدين مضمون.00 با توجه به شرط پنجم آن كليه خيارات و منجمله خيار غبن از طرفين ساقط شده است حاكي ازوقوع بيع منزل مورد ادعا بنحو منجز و قعطي بين طرفين مي باشد.00هرچند كه اصلو توافقنامه هاي استنادي آقاي (ح ) از طرف مشاراليه ارائه نگرديده و باين لحاظ قابل اعتناء نمي باشد. ليكن با توجه به فتوكپي توافقنامه مورخ 4/10/68 چون براي عدول از مفاد آن ضمانت اجراء تعيين شده است بر فرضش صحت كافي جهت اثبات اقاله معامله منزل مورد ادعا نمي باشد.
اولا" دعوي آقاي (ج ) داير بر الزام خوانده به انتقال رسمي و خلع يد از آن را ثابت و صحيح تشخيص داده و حكم بر الزام خوانده وخلع بدوي از آن صادر نموده و ثانيا" دعاوي آقاي (ح ) را بطرفيت آقاي (ج ) داير بر فسخ مبايعه نامه مورخ 10/8/67 وخلع يد از يك باب اطاق و الزام خوانده به اجراي سازشنامه هاي مورخه 4/10/68و 9/10/68 صرفنظر از شرط پنجم مندرج در مبايعه نامه از آنجائيكه خيار غبن را فوري دانسته در حاليكه آقاي (ح ) پس از وقوع بين با تنظيم فرم درخواست انتقال آستان قدس رضوي در تاريخ 19/8/67 قطعيت معامله را عملا" تائيد نموده لذا دعاوي مطروحه وي را غير ثابت دانسته و حكم به رد آن صادر نموده است. آقاي (ح ) نسبت به راي صادره تقاضاي تجديدنظر نموده و ايراداتي را به راي صادره وارد دانسته است كه مفادا" عبارت است از اينكه رضايت در تسليم در ميان نبوده و تجديدنظر خوانده اتاق تصرفي فعلي خود را عدوانا" متصرف كشته واستدلال دادرس دادگاه محترم به شرط پنجم مبايعه نامه عادي مورخ 10/8/67 صحيح نيست و قرارداد جديدتري در تاريخ 9/10/68 نزد آقاي داديار دادسرا و بامهر شعبه اول تحقيق دادسراي ناحيه 2 تنظيم و امضاء شده است كه قرارداد عادي را كان لم يكن اعلام نموده  ...  و با توجه به مراتب منعكس در دادخواست تجديدنظر تقاضاي گسيختن راي صادره را نموده است وكيل آقاي (ج ) به خواسته الزام به انجام معامله ضميمه نيست دفتر آنرا مطالبه و پيوست نمايد كه واصل و ضميمه شده است.
هيئت شعبه در تاريخ فوق تشكيل گرديد گزارش آقاي  ...  عضومميز در هنگام شور و صدور را خوانده مي شود.
پس از قرائت گزارش آقاي (ق ) و اوراق پرونده مشاوره نموده چنين راي مي دهد:
راي
اعتراض تجديدنظرخواه نتيجتا" وارد است زيرا طبق توافقتنامه 9/10/1368 كه در پيرو توافقنامه 4/10/1368 نوشته شده و در جلسه 27/4/1369 شعبه چهارم دادگاه حقوقي يك مشهد طرفين توافقتنامه صراحتا" قصد دارد كه قولنامه مستند دعوي آقاي (ج ) كان لم يكن است با اينحال صدور حكم بر الزام به انجام معامله صحيح نبوده و بايستي دادگاه با عنايت به توافقنامه و محتويات پرونده پس از رسيدگي راي صادر مي كرد و نظر ديوانعالي كشور در حكم شماره 68/8-12/2/1371 مبني بر نقض حكم شعبه چهارم دادگاه حقوقي يك مشهد نتيجتا" اين بوده كه دادگاه بايستي با توجه به محتويات پرونده در خصوص اختلاف طرفين حكم صادر مي كرد و صدور جكم به رد دعوي و هدايت متضرر به تقسيم دادخواست و طرح دعوي مجدد صحيح نبوده نتيجتا" دادنامه تجديدنظر خواسته كه برخلاف توافقتنامه طرفين و محتويات پرونده صادر گرديده است نقض مي شود و رسيدگي و صدور حكم به شعبه ديگر دادگاه حقوقي يك مشهد محول مي گردد.

مرجع :
كتاب صلح و اجاره و احكام راجع به آنها ، تاليف يداله بازگير
چاپ اول ، سال 1379 ، چاپ گيتي ، انتشارات فردوسي

بررسي ماده در رويه قضايي


هيچ موضوعي مرتبط با اين ماده ثبت نشده