سامانه جستجو قوانین




رای وحدت رويه ديوان عالی كشور

قرارداد ساز آرش علیزاده نیری وکیل پایه یک دادگستری آژانس هواپیمایی عصر پرواز مجری ویزای شینگن ویزای ایتالیا ویزای چین ویزای دبی
تاريخ رسيدگي :11/4/72
شماره دادنامه :212/3
مرجع رسيدگي  : شعبه سوم ديوان عالي كشور

خلاصه جريان پرونده :
در تاريخ 28/8/68 آقاي (ح ) دادخواستي به طرفيت بنيادمستضعفان و جانبازان كرمان به خواسته اثبات ماليكت خود بر درختان و تاسيسات مزرعه (د) به دادگاه حقوقي يك كرمان تسليم و اظهارداشته آقاي (د) در تاريخ 5/3/51 نامه اي خطاب به مرحوم (ع ) مي نويسد واز او مي خواهد مزرعه اش را با استفاده از يك حلقه چاه و تلمبه موجود تسطيح و درخت كاري نمايد و از بابت حق الزحمه و مخارج سه دانگ از شش دانگ مزرعه متعلق به او باشند و مرحوم (ع ) پس از حفر و تجهيز يك حلقه ديگر و غرس حدود75 هزار اصله درخت وايجادتاسيسات ديگر فوت مي كند و وراث ايشان كليه حقوق خود در سه دانگ مزرعه را به آقاي (ص ) منتقل مي نمايندو مشاراليه نيز عينا" آن را به من منتقل كرده ومنهم تاسياست ديگري در قسمت ابتياعي ومتصرفي خود ايجاد كرده ام اما بنياد به استناد اينكه نوشت مالك براي مرحوم (ع ) موجد حق مالكيت براي من نيست بر عليه اينجانب طرح دعوي كرده متهم از نظر تثبيت مالكيت خود فتواي امام خميني قدس سره الشريف را مبني بر اينكه عامل استحقاق اجرت المثل عملي كه نفع آن به مالك رسيده دارد و اعياني كه از مال خودش در زمين مالك احداث يا غرس كرده ملك خود اوست و اجرت المثل زمين را به مالك بدهكار است كسب كردم و موارد ديگر كه در فتوي مندرج است و به استناد فتوي تقاضاي صدور حكم و بشرح خواسته داردومتعاقبا" توضيح داده شعبه دوم دادگاه حقوقي يك كرمان در پرونده كلاسه 65/723 حكم بر خلع يد از عرصه صادر كرده و دعوي فعلي در رابطه با مالكيت اعياني و مستحدثات است به علاوه در پرونده كلاسه 67/87 شعبه دوم آن دادگاه دادخواستي براي مطالبه اجرت المثل به طرفيت بنياد تنظيم كرده ام كه اين دعوي نير معارضه با مالكيت من بر اعياني ندارد و اجرت المثل درختان متعلق به خود را مطالبه كرده ام وكيل بنياد اظهار داشته : دعوي مطروحه مشمول اعتبار امر مختومه بوده و قابل استماع نمي باشد زيرا دعوي خلع يد از كل مزرعه اعم از زمين ، اشجار مستحدثات و غيره قبلا" به طرفيت خواهان فعلي طرح و منتهي به صدور حكم خلع يد شده كه قطعيت يافته و به مرحله اجرا درآمده و كل مزرعه اعم از عرصه و اعيان از تصرف ايشان خارج و به تصرف بنياد كرمان داده شده و براساس بند4 ماده 198 قانون آئين دادرسي مدني بدون پاسخ در ماهيت نسبت به طرح دعوي واستماع ايراد مي شود و در فتواي حضرت امام نيز اعلام شده قرارداد به چه استنادي نسبت به درخت ريزي و چه نسبت به زراعت صحيح نيست و نيازي به فسخ ندارد كه در حكم جعاله است و نه مغارسه و مزارعه دادگاه با رد ايراد اعتبار امر مختوم انجام يك سلسله اقدامات به صدور حكم بر مالكيت خواهان نسبت به سه دانگ از شش دانگ مستخدثات زمان صادره ملك اظهار عقيده مي نمايد و اين شعبه برابر دادنامه شماره 640/3-7/10/71 در مقام رسيدگي به اعتراض طرفين بر نظريه ابرازي نظر دادگاه در مورد تعلق سه دانگ از دو حلقه چاه وتلمبه مربوطه را كه قبلا" به موجب احكام صادره درمالكيت (د) تشخيص شده صحيح نداشته به علاوه تعدادي از درختان نيزازحبه واصله متعلق به آقاي (ح ) نبوده و كسب نظركارشناس وانجام تحقيقات در مورد تعداد درختان غرس شده وسيله نامبرده ضرورت دارد.نظريه دادگاه در باب تعلق اشجار واعيانيهاي مستحدثه در مزرعه به خواهان دعوي ( به استثناي دو حلقه چاه و تلمبه ) صحيح است لكن تجديد به سه دانگ ناصواب مي باشد زيرا اسناد و مدارك موجود پرونده دلالت بر اينكه آقاي (د) هزينه غرس اشجار را پرداخت كرده باشد ندارد لذا نظريه دادگاه در اين خصوص نيز تائيد نشده است پس از وصول پرونده دادگاه توضيحات طرفين را استماع و با اعلام كفايت رسيدگي به لحاظ اينكه مالكيت بنياد و يدقبلي بر ملك مورد بحث برابر احكام صادره محرز است (دادنامه شماره 67/147) شعبه دوم دادگاه حقوقي يك كرمان لكن دادگاه صادره مفوما" مبني بر مالكيت آنان بر عصه ملك بوده و بر اعيانيهائي احداثي در زمين شمول ندارد ومحتويات پرونده حكايت دارد نيمي از هزينه غرص اشجار و احداث اعياني توسط آقاي (ع ) و(د) تاديه شده و در نتيجه نيمي از حبه و بذر اشجار و نيمي از هزينه احداث چاه و موتور پمپ ( به استثناء چاه و موتور پمپ اولي كه قبل از دخالت آقاي (ع ) حفر گرديده ) وسيله ايشان پرداخت شده لذا به استناد قسمت اخير ماده 33 قانون مدني وفتواي صريح حضرت امام مالكيت مرحوم (ع )نسبت به نيمي از شجار مغروسه در زمان مصادره ملك محرز است و با توجه به نظريه كارشناسان در مورد تعداد درختان موجود در زمين وكسر وضع آنچه كه قبلا" در مزرعه موجود بوده و درختاني كه وسيله نبايد غرس شده مالكيت آقاي (ح ) بر نيمي از درختان مغروسه كه تعداد آن بر اساس نظر كارشناس 080/137 اصله مي باشد مورد تائيد و تثبيت قرار مي گيرد و در خصوص ادعاي مالكيت وي بر سه دانگ ديگردرختان مغروسه دعوي مردود اعلام مي گردد و در مورد سايردعاوي پرونده ها مفتوح است راي صادره مورد تجديدنظرخواهي وكيل بنياد مستضعفان قرار گرفته واين شعبه برابردادنامه هاي شماره 348/2و337/3-7/6/72 به دلايل و موجباتي كه برابر دادنامه شماره 640/3-7/10/71 باعث عدم تنفيذ قسمتهائي از نظريه ابرازي دادگاه شده بود دادنامه معترض عنه را نقض و رسديگي را به شعبه ديگر دادگاه حقوقي يك كرمان ارجاع نموده است پرونده با كلاسه 72/385 در شعبه سوم دادگاه مرقوم در جريان رسيدگي قرار گرفته وكيل بنياد مستضعفان و جانبازان با استناد به راي وحدت رويه شماره 581-2/12/71 هيات عمومي ديوان عالي كشور كه هر نوع ادعاي حق از طرف اشخاص حقيقي يا حقوقي نسبت به اموالي كه به موجب حكم در دادگاههاي انقلاب اسلامي مصادره مي شوند بر صلاحيت آن دادگاه ها دانسته مدعي عدم صلاحيت دادگاه شده و آقاي (ح ) نيز اظهار داشته پرونده قبلا" به دادگاه انقلاب ارسال شده و آن دادگاه از خود نفي صلاحيت كرده و صدور قرار عدم صلاحيت مجدد به اعتبار صلاحيت آن دادگاه وجهه قانوني ندارد. در تاريخ 26/8/72 كفايت رسيدگي اعلام و ضمن رد ايراد عدم صلاحيت با وضع وكسر تعداد درختاني كه قبل از تصدي مرحوم (ع ) در مزرعه وجود داشته و درختاني كه وسيله بنياد غرش شده براساس نظريه كارشناسان كه به دفعات از مزرعه بازديد و راجع به نوع و تعداد درختان اظهارنظر كرده اند با احرازمالكيت آقاي (ح ) نستب به بقيه اشجار موجود حكم بر تعلق و تنفيذ وتثبيت مالكيت ايشان نسبت به تعداد157/60 اصله درختان پسته مزرعه موصوف صادر مي نمايد وكيل بنياد مستضعفان و جانبازان درخواست تجديدنظر نموده و پرونده جهت رسيدگي به اين شعبه ارجاع شده قبل از طرح پرونده در شعبه دفتر شعبه سوم دادگاه حقوقي يك كرمان پرونده را مطالبه نموده و به حكايت صورت جلسه مورخه 8/11/72 طرفين دعوي در جلسه فوق العاده دادگاه اعلام داشته اند اختلاف خود را به سازش خاتمه داده و تقاضاي تنظيم گزارش اصلاحي دارد و نتيجتا" گزارش اصلاحي شماره 591-9/11/72 تنظيم گرديده و طرفين دعوي بشرح آن قسمتهائي از مرزعه و اعياني و اشجار را متعلق به يكديگر دانسته و حقوق فرضيه و احتمالي خود را به يكديگر صلح و حق هر گونه دعوي و ادعاي حق را در آينده از خود سلب نموده اند و پرونده مجددا" به دفتر شعبه اعاده گرديده است لوايح طرفين و مفادگزارش اصلاحي هنگام شور مورد توجه قرار خواهد گرفت.
هيئت شعبه در تاريخ بالا تشكيل گرديد پس از قرائت گزارش آقاي ...  عضو مميز و اوراق پرونده و نظريه مشاوره نموده چنين راي مي دهند.
راي
اعتراض وكيل تجديدنظرخواه نسبت به دادنامه شماره 499-30/8/72 صادره از شعبه سوم دادگاه حقوقي يك شهرستان كرمان موثر و موجه نيست و نقض دادنامه تجديدنظر خواسته را ايجاب نمي نمايد و با عنايت به اوراق پرونده كار دادنامه مذكور صحيح و بلااشكال است و بااستناد مدارك مضبوط در پرونده مطابقت دارد و مستندا" به بند1 ماده 5 قانون تجديدنظر راي دادگاهها تائيد وابرام مي شود النهايه از آنجا كه طرفين دعوي مطورحه به شرح گزارش اصلاحي شماره 591-8/11/72 صادره از شعبه سوم دادگاه حقوقي يك كرمان دعوي را به صلح و سازش خاتمه داده اند و گزارش اصلاحي فوق الذكر صدور يافته بنابراين و با عنايت ماده 624 قانون آئين دادرسي مدني اين حكم كه از شعبه سوم ديوانعالي كشور بر ابرام دادنامه تجديد نظر خواسته صدور يافته اثري براي اصحاب دعوي نداشته و فقط براي محافظت قانون است و آنچه كه بين طرفين و وراث وقائم مقام آنان نافذ ومعتبر و لازم الاجراء مي باشد همان گزارش اصلاحي شماره 591-9/11/72 صادره از شعبه سوم دادگاه حقوقي يك شهرستان كرمان است.

مرجع :
كتاب صلح و اجاره و احكام راجع به آنها ، تاليف يداله بازگير
چاپ اول ، سال 1379 ، چاپ گيتي ، انتشارات فردوسي

بررسي ماده در رويه قضايي


هيچ موضوعي مرتبط با اين ماده ثبت نشده