كلاسه پرونده : 8/23796 شماره دادنامه : 307/2 تاريخ رسيدگي : 2/6/71 فرجامخواه : متهم آقاي (ي ) فرجامخواسته : دادنامه شماره 9160/3/71 صادره از شعبه 12 دادگاه كيفري يك ... مرجع رسيدگي : شعبه دوم ديوان عالي كشور هيئت شعبه : آقايان ... خلاصه جريان پرونده : در تعقيب گزارش قبلي و دادنامه شماره 376/122/6/70 اجمالا" اينكه به موجب كيفرخواست شماره 218/1/67 دادسراي عمومي ...آقاي (ي ) فرزند... 50 ساله به اتهام قتل عمدي (ن ) تحت تعقيب قرار گرفته و توجها" به شكايت اولياي دم وصورتجلسه معاينه جسد و اظهارات متناقض متهم بزهكاري وي محرز اعلام و طبق مادتين 1و2 قانون قصاص درخواست رسيدگي و صدور حكم شده است. ماحصل جريان اين بوده كه مقتول به اتفاق چند نفر ديگر از جمله پسر متهم موصوف به نام (ب ) كه طرف مقابل مقتول بوده اند درگير شده و اولياي دم در تحقيقات اوليه مدعي شده اند كه متقول توسط (ب ) فرزند متهم به قتل رسيده است و (ب ) نيز درتحقيقات اوليه اقرار كرده است كه يك ضربه به شانه مقتول زده است ،ليكن درادامه تحقيقات اولياي دم ضمن اينكه سعي كرده اند اثبات نمايند كه متهم موصوف درنزاع شركت داشته از شكايت خود عليه (ب ) انصراف حاصل نموده و منحصرا" و مصرا" عليه متهم موصوف شكايت كرده اند ودرخواست قصاص او را نموده اند . شعبه هفتم دادگاه كيفري يك ... پس از رسيدگي به موضوع طي دادنامه شماره 14839/11/69 مفادا" چنين راي داده است : ( با عنايت به محتويات پرونده و شكايت اوليه شكات و اقرار شخصي به نام (ب ) بر ايراد ضرب به مرحوم مقتول و با توجه به گزارشات مراكز انتظامي از اينكه متهم (ي ) در هيچ يك از مراحل تحقيق اقرار به قتل و يا ايراد جرح و يا شركت در ايراد جرح و يا شركت در ايراد جرح ننموده و شاهدي نيز عليه وي شهادت نداده و از كليه پرونده حتي ظني براي دادگاه بر توجه اتهام نسبت به وي حاصل نگرديده و همچنين اولياي دم مطالبه سوگند از متهم را ننموده اند، مستندا" به اصل برائت حكم به برائت متهم موصوف از بزه انتسابي صادر و اعلام مي گردد .) پس از اعتراض وكيل اولياي دم نسبت به دادنامه مورد اشاره و ارجاع پرونده به اين شعبه مفادا" چنين راي داده شد: (هر چند از ناحيه اولياي دم منحصرا" عليه متهم مورد برائت اعلام شكايت شده و دادگاه از اين حيث با رعايت جوانب امررسيدگي و اصدار حكم نموده است ، ليكن نظر به اينكه خون مسلمان نبايد ابطال گردد و حسب محتويات پرونده مقتول در يك نزاع معين الاطراف به قتل رسيده است كه شقوق احتمالي كشته شدن توسط فرد خاص يا افرادي به نحو شركت با ترديد است و براي هر يك حكم خاص وجود دارد كه پس از در خواست اولياي دم بايد بررسي و حكم قضيه روشن شود . مضافا" اينكه با توجه به اظهارات و اصرار اولياي دم خصوصا" دو نفراز فرزندان مقتول به (اظهارات محمد نوشته شده است ) وسايرقرائن موجود در پرونده زمينه حصول ظن در حد اجراي ماده 27 قانون قصاص و احتمال اينكه مورد از موارد لوث باشد وجود دارد كه لازم بود دادگاه بررسي و توجه بيشتري مي نمود، لذا راي مورد اعتراض نقض و پرونده به دادگاه همعرض محل وقوع بزه ارجاع مي گردد .) پس از عودت پرونده شعبه 12دادگاه كيفري يك ... با جري تشريفات قانوني به موضوع رسيدگي نموده است كه متهم در جلسه اين دادگاه گفته است : (بله مرحوم كشته شده است چون با پسر من به نام (ب ) درگير شده 0 من اطلاع ندارم توسط چه كسي كشته شده 0 وقتي من رفتم نزاع تمام شده بود) و اظهارات خانم (ز) در تاريخ 24/4/64 را تكذيب كرده است و مي گويد: (اظهارات آقاي (و) مربوط به بعداز نزاع بوده 0 من در نزاع نبودم چه در مرحله اول و چه در مرحله دوم 0 من در خانه مرحوم (ن ) نرفتم 0دروغ مي گويند .) واظهارات محمد و جعفر... فرزندان مقتول را نيز تكذيب كرده است و در مورد اظهارات (م ) گفته ( او هنگام دعوا در روستاي ... بود،در محل دعوا اصلا" نبوده است.) وكيل متهم نيز دفاعياتي دارد به اين مضمون كه (ب ) فرزند متهم اقرار و اعتراف به ايراد جرح با چاقو نسبت به مقتول دارد و شكات از بدو امر عليه او اعلام شكايت كرده اند . پس از آن محمود فرزند مقتول از طرف خود و كليه اولياي مقتول درخواست قصاص (ي ) را نموده است و جعفر... فرزند ديگر مقتول گفته (من با چشم خودم ديدم كه (ي ) با چاقو پدرم رازد) و فرزند ديگر مقتول به نام محمد نيز همين را گفته است و وكيل اولياي دم اظهاراتي در مورد اثبات ادعاي آنان دارد ازجمله اينكه (ي ) در تاريخ 18/4/64 صراحتا" گفته است (من به داخل دعواي آنها رفتم ، اما (ن ) را صدا نكردم 0 ولي (ن ) پشت سر من مي آمد و فحش مي داد و روي پايش ايتساده بود و من پسرم را خودم جداكردم كه آوردم ) و ديگر اينكه شاهدي به نام آقاي (ل )درتاريخ 9/9/66 كه در محل نزاع حضور داشته اظهار داشته از فرزندان (ن فقط جعفر را ديدم كه گريه مي كرد و علت گريه را پرسيدم گفت (ي ) پدرم را با چاقو زد و احساساتي شده بود گريه مي كرد و ديگر اينكه آقاي (س ) به عنوان گواه در تاريخ 16/8/66 گفته آقاي (ن )و (ي ) مشاجره مي كردند و هر دو سر پا بودند يكدفعه (ن ) افتاد و ديگر اينكه (ب ) فرزند متهم گفته است من يك كارد به شانه (ن )زدم 0 پس از آن دادگاه از متهم خواسته كه اگر شهودي دارد جهت اثبات برائت خود معرفي نمايد وتعدادي رامعرفي نموده كه ...(اظهاراتشان ) در صورتجلسه دادگاه منعكس است و به نظر دادگاه شهود تعرفه شده اظهاراتشان موثر در احراز عدم توجه بزه نسبت به او نبوده لذااز اولياي دم خواسته كه در صورت تمايل مي توانند اقامه قسامه نمايند و اولياي دم كه عبارتند از فرزندان ذكور و اناث متقول قسم ياد كرده اند كه (ي ) عمدا" پدرشان را كشته است. ضمنا" در نظريه پزشكي قانوني آمده است ( يك بريدگي در قسمت فوقاني شانه راست وجود دارد كه ناشي از فرو رفتن چاقو از بالاي شانه رادرحد مياني به طرف باطن است كه حدود هفت سانتيمتر عمق دارد و باعث پارگي نسج ريه شده است يكي بريدگي در كنار سات ستون فقرات در انتهاي تحتاني دنده ها وجود دارد كه مسير چاقو به طرف راست بوده است و عمق آن حدود پنج سانتيمتر مي باشد، يكي بريدگي در سمت چپ قفسه صدري در قسمت خلفي در زير استخوان كتف چپ وجود دارد كه عمق آن حدود دو سانتيمتر مي باشد و باعث پارگي جزئي نسج ريه شده است و يك بريدگي سطحي در قسمت خلفي بازوي راست وجود دارد . علت مرگ خونريزي داخلي و... پنومرتوراكس ناشي از ضربه چاقو به قفسه صدري تعيين مي شود .) به هر حال دادگاه طي دادنامه شماره 9160/3/71 وفق مواد 129و 240و241و248و206و264و219و265 قانون مجازات اسلامي حكم به قصاص نفس متهم موصوف صادر و اولياي دم را ماذون نموده است در اجراي آن 0 پس از ابلاغ راي دادگاه متهم طي لايحه اي نسبت به آن اعتراض و تجديدنظر خواهي نموده است كه مقبول دادگاه واقع نشده وپرونده به ديوان عالي كشور ارسال و جهت رسيدگي به اين شعبه ارجاع شده است. هيئت شعبه درتاريخ بالا تشكيل گرديد و پس از قرائت گزارش آقاي ...عضو مميز و اوراق پرونده و نظريه كتبي آقاي ... داديار ديوان عالي كشور اجمالا" مبني بر اتخاذ تصميم شايسته قانوني شماره 9160/3/71 فرجامخواسته مشاوره نموده چنين راي مي دهند . ( از ناحيه معترض ايراد و اعتراض موثر و مدللي كه موجب نقض دادنامه صادره گردد به عمل نيامده است و از لحاظ رعايت تشريفات قانوني وضوابط آيين دادرسي نيز اشكالي مشهود نيست ، لذا با رد تجديدنظرخواهي دادنامه تجديدنظر خواسته ابرام مي شود .) مرجع : قانون مجازات اسلامي درآيينه آرا ديوان عالي كشور(قتل عمد)جلد2 تاليف يداله بازگير ،انتشارات ققنوس ،چاپ اول ، 1376 45
هيچ موضوعي مرتبط با اين ماده ثبت نشده
آدرس : تهران خیابان فاطمی روبه روی سازمان آب پلاک 207
تماس اضطراري : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵
پست الکترونیک : info (At) Dadfaran (dat) com