كلاسه پرونده : 25/27/3865 شماره دادنامه : 980 تاريخ رسيدگي : 14/9/71 فرجامخواه : آقاي ... پدر مقتول فرجامخوانده : آقاي (ب ) فرجامخواسته : دادنامه شماره 26304/6/71 صادره ازشعبه هشتم دادگاه كيفري يك ... مرجع رسيدگي : شعبه 27 ديوان عالي كشور هيات شعبه : آقايان ... خلاصه جريان پرونده : طبق كيفرخواست شماره 52238/8/70 دادسراي عمومي ... ، آقاي (ب ) فرزند ... 19 ساله ، اهل و ساكن ... ، فاقد پيشينه محكوميت كيفري ، به اتهام قتل عمدي مرحوم (ج ) با كارد تحت پيگرد و بازجوئي قرار گرفته و با احراز اتهام انتسابي به نامبرده ، پرونده به دادگاه كيفري يك ... شعبه 7 ارجاع شده و دادگاه مزبور، پس از رسيدگي ماهوي ،طي دادنامه شماره 27549/11/70 اعلام داشته است : (بنا به جهات معروضه فوق و محتويات پرونده و اظهارات شهود و ساير قرائن و امارات ، به نظر مي رسد كه عمل متهم از موارد دفاع مشروع بوده و در آن موقعيت توسل به مقامات مسئول ممكن نبوده و با توجه به تحمل چند ضربه چاقو و غيره ، عمل وي متناب بوده و دفاع مشروع تلقي مي گردد و قابل تعقيب و مجازات نيست ) كه دادنامه صادره مورد اعتراض داديار جانشين دادستان واقع (شده ) و اظهار داشته است (نظر به اينكه ايراد جرح و قتل با چاقو در مقابل سنگ يا آجر، دفاع مشروع (يعني متناسب ) محسوب نمي شود، لذا حكم را خلاف صريح موازين شرع و قانون دانسته ،به حكم اعتراض و تقاضاي تجديدنظر دارم ) كه متعاقبا" پرونده در اجراي ماده 3 قانون تجديدنظر جهت رسيدگي به اعتراض تجديدنظرخواه در شعبه 27 ديوانعالي كشور مطرح و اين شعبه ، اعتراض داديار محترم را وارد دانسته و اعلام داشته است. (دفاع با تجاوز و خطر متناسب نبوده و دفاع مشروع نخواهدبود و قتل موصوف ، عمدي به نظر مي رسد)وطي دادنامه شماره 25448/1/71 راي دادگاه كيفري يك شعبه هفتم را نقض كرده و پرونده را در اجراي ماده پنج قانون تجديدنظر احكام دادگاهها مصوب سال 67 به مرجع مربوط جهت اقدام بايسته ، بازگشت داده است كه پرونده مجددا" تحت بررسي و تحقيق در شعبه هشتم دادگاه كيفري يك ... قرار گرفته است و دادگاه مرجوع اليه ، طي دادنامه شماره : 26304/6/71 اعلام نموده : (با توجه به اظهارات مطلعين مبني بر اينكه مرحوم (ج ) با آجر يا سنگ يا كلوخ بدوا" به متهم حمله كرده و متهم نامبرده به اعتقاد دفاع از خود و مهدورالدم بودن مقتول ، مرتكب عمل فوق (يعني عمل ) گرديده ولي نظر به عدم تناسب دفاع با چاقو با عمل مقتول و عدم اثبات آن در دادگاه ، عمل وي منطبق است باصدر تبصره 2ماده 295 و بند ب ماده مزبور و ماده 297 و بند ب ماده 302 و 304 قانون مجازات اسلامي ) كه شعبه هشتم دادگاه كيفري يك ... بااستناد به مواد مذكوره ، قتل را شبه عمد تشخيص (داده ) و لذا متهم موصوف را به پرداخت يك ديه كامله مرد مسلمان در حق شكايت (اولياي دم ) محكوم كرده است كه اين بار، دادنامه صادره از شعبه هشتم دادگاه كيفري يك ... ، مورد اعتراض و تجديدنظرخواهي پدر مقتول واقع (شده ) و خواستار نقض دادنامه صادره و اجراي حكم قصاص متهم گرديده است. متعاقبا" دادگاه مزبور ضمن رد اعتراض فرجامخواه و بقاءبرراي خود پرونده را در اجراي قانون تجديدنظر به ديوان عالي كشور ارسال (كرده ) و به لحاظ سابقه به اين شعبه ارجاع شده است. هيات شعبه در تاريخ بالا تشكيل گرديد و پس از قرائت گزارش آقاي ... عضو مميز و اوراق پرونده دادنامه شماره : 26304/6/71 فرجامخواسته مشاوره نموده چنين راي مي دهند: (بسمه تعالي. با توجه به محتويات پرونده و اينكه دادگاه اخير در دادنامه فوق الاشاره ، نظراين شعبه مبني بر اينكه عمل متهم آقاي (ب ) (ايراد ضرب وجرح با كارد يا چاقو به كتف و گردن ، منتهي به فوت آقاي (ج ) دفاع متناسب و مشروع نبوده را تصديق و قبول كرده ، النهايه اينكه عمل مذكور را با صدر تبصره 2 ماده 295 قانون مجازات اسلامي منطبق دانسته ،صحيح به نظرنمي رسد، زيرا به قول خود متهم (دربرگ 44) انگيزه نزاع و قتل بر سر بچه بازي و لواط در مورد آقاي (الف ) بوده كه چند شب قبل از درگيري اتفاق افتاده بنابراين مقتول قصد تجاوز فعلي به او يا شخص ديگري را نداشته تا متهم در مقام جلوگيري و در آن تا حد كشتن او برآمده باشد تا عنوان (اعتقادمهدورالدم ) بر اوصدق نمايد وباعنايت به اظهارات ديگر متهم (در برگهاي 43تا45و68و69) كه متهم جريان درگيري و قتل را توضيح داده و در آخر مي گويد: (چون چاقو خورده بودم ، سرجوش بودم و ناشي هستم چنين چاقوي زدم ) كه درمجموع اعتقاد مهدورالدم معني و مفهومي ندارد( ضمن اينكه از اظهارات متهم عمل شنيع لواط با عنف و اكراه و ايذاء نسبت به آقاي (الف ) به طور متعارف علم حاصل است ) و اظهارات شهود و مطلعين (در برگهاي 6،7،13،15،17 تا20،24و27 و خصوصا"66و181تا184) و ساير قرائن و امارات ، بخوبي معلوم مي گردد كه متهم قصد درگيري و زدوخورد راداشته والا به آساني مي توانست فرار كند و بالجمله احتمال دفاع مشروع متهم و اعتقاد مهدورالدم بودن مقتول منتفي است و اعتراض پدر مقتول ، وارد است.لذادادنامه شماره : 26304/6/71 نقض مي گردد و پرونده در اجراي ماده 5 قانون تجديدنظر، عودت داده مي شود. ) مرجع : قانون مجازات اسلامي درآيينه آرا ديوان عالي كشور(قتل عمد)جلد2 تاليف يداله بازگير ،انتشارات ققنوس ،چاپ اول ، 1376 51
هيچ موضوعي مرتبط با اين ماده ثبت نشده
آدرس : تهران خیابان فاطمی روبه روی سازمان آب پلاک 207
تماس اضطراري : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵
پست الکترونیک : info (At) Dadfaran (dat) com