كلاسه پرونده : 4/6/3283 شماره دادنامه : 13/4 تاريخ رسيدگي : 21/1/70 تجديدنظرخواه : وكلاي محكوم عليهم فرجامخواسته : دادنامه شماره 3335/8/69 صادره از شعبه 12 دادگاه كيفري يك ... مرجع رسيدگي : شعبه 4 ديوان عالي كشور هيات شعبه : آقايان ... خلاصه جريان پرونده : آقايان جعفر به اتهام قتل عمدي سياوش وايراد ضرب و جرح عمدي با چاقو نسبت به مسيب و شخص اخيرالذكر به اتهام ايراد ضرب عمدي به جعفر فوق التوصيف تحت تعقيب كيفري واقع شده اند با صدور كيفرخواست مورخ 22/3/69 پرونده در دادگاه كيفري يك ... مورد رسيدگي قرار گرفته و در تاريخ 2/8/69اولياي دم مقتول تقاضاي قصاص نفس نموده اند. وكيل آ;ها به لايحه هشت برگي تقديمي خوداستناد كرده است. متهم به نام جعفر اتهام را دروغ دانسته ، آن را قبول ندارد و جريان واقعه را شرح داده كه از ... به طرف ... جاده ... همراه پدرش عازم شده ، پدر را درب آرايشگاه پياده كرد، خودش براي خريدلوازم الكتريكي به ... رفته ، بعد از اتمام كارسراغ پدرش رفته وبه اتفاق پس از اتمام كار راهي روستاي خود شده اند و به طرف روستاي ... رفته اند. (وي ) مي گويد: (در سيصد متري ناگهان با موتورسيكلت كه سه نفر سرنشين (داشت ) مواجه شديم ، سلام كرديم ، مسيب به سياوش گفت خودشان هستند. به سرعت خود اضافه كرديم. ناگهان مسيب باچوب به طرف چپ جاده آمد و محكم به بازوي چپم زد كه نگه داشتم. آنها با چوب و كارد به ما حمله كردند، پدرم به لحاظ بيماري قلبي شوكه (شدو) روي زمين افتاد. آنها خيال كردند مرده ، بهمن حمله كردند. مسيب با كارد حمله كرد،دست او را گرفتم كه ضربه به سرم زد. نقش زمين شدم خيال كردند من هم مرده ام ، رفتند. ديگرچيزي نفهميدم. بعد خود را در بيمارستان ديدم. آنچه در صفحات 5 و20 نوشته شده را نگفته ام ، در حال بيهوشي اين طمالب را گفته ام ) و قبول دارد با مرحوم سياوش درگيري پيدا كرده است. در مقابل سوال دادگاه براي معرفي شاهد حواب داده ( از خود آنهابودند كه نمي آيندوبگويند. ) در آخرين دفاع خود را بيگناه معرفي كرده است. مسيب در قبال اتهام انتسابي مي گويد:(سه نفري با موتورسيكلت به طرف ... مي رفتيم ، بنزين تمام كرديم (در جاده معروف به ... ) آمدم پآئين صداي پا شنيدم ، برگشتم ديدم جعفر با يك چوب و سر نيزه به طرفم مي آيد. سرنيزه را خيال كردم كلت است دو ضربه به سينه ام زد. ديدم به قلي حمله كرد يك ضربه هم به او زد. چوب از خورجين برداشتم از خود دفاع كردم. يك چوب به گردن او زدم يك چوب ديگر هم زدم. بعد پدرش رسيد ضربه سوم را به ظايم زد. سرنيزه ازدستش رها شد. برداشتم همانجا او و پدرش سوار موتور شدند و رفتند او يك ضربه به سياوش زد) و علي را شاهد ادعاي خود به دفاع معرفي كرده (است.) در آ)رين دفاع مي گويد: (از خود دفاع كردم. او قصد كشتن ما را داشت.) دادگاه از علي 16ساله (برادرزاده مسيب ) و بيگانه نسبت به مقتول با اتيان سوگند استماع شهادت كرده (است.وي ) مي گويد: ( با مسيب مي خواستيم برويم. .. سياوش را ديديم او هم گفت مي آيد و عهده دار رانندگي شد در اثر خاموش كردن موتور ما ايستاديم. من و مسيب پياده شديم. سياوش هندل مي زد. ديديم بنزين تمام كرده . ناگهان شخصي كه او را نمي شناختم به طرف آنها حمله كرد. من فاصله گرفتم آنها درگير شدند. از ترس فرار كردم چون دعوا در محل پيچ بود نيددم. فقط اول به او كه جعفر حمله كرد ديدم ، يك چوب در دستش بود يك چيز ديگر هم دستش بود. بعد ديدم جعفر باپدرش رفتند. موتور را خم كردم مقداري بنزين به كاربوررراتور آپد آنها راسوار كردم تا7.. 6.. متر برود. به طرف بهدراي رفتيم. سياوش پياده شد، ديگر افتاد روي زمين 0) در مقابل سوال وكيل متهم مي گويد: (من به آنها گفتم برويد دنبال اينها، ولي اينها رفتند. ) آقاي ... (وكيل جعفر) به لايحه هفت برگي خود استناد كرده است اولياي دم مي گويند (ديه نمي خواهيم قصاص مي خواهيم. ) جعفر نيز مي گويد: (گذشت نمي كنم. ) مسيب مي گويد: (من ازخوددفاع كرده ام. ) (دادگاه با ذكر دلايل از جمله شكايت اولياي دم و اقارير صريح جعفر و مسيب و وقوع درگيري متهم رديف يك (جعفر) با مقتول و دو نفر متهمان 1و 2 با يكديگر جرم انتسابي به جعفر را محرز تشخيص (داده ) و بر طبق آيه قرآن كريم و مواد قانون 1 و28 (به ) قصاص نفس راي داده و اضافه كرده : (انكار متهم بعد از اقرار بر طبق ماده 1277 ق 0م مسموع نيست ) و با استناد به گواهي پزشكي كه بريدگي را عميق نظر داده با مردود شناختن اظهارات متهم به اينكه كارد به طرف مقتول انداخته ، جرائم انتسابي به متهمان ار محرز تشخيص داده ، براي شانه چپ به موجب ماده 187 ناظر به بند 2 ماده 186 ديات به پرداخت يك شتر ديه و پنجهزارتومان براي بريدگي قفسه صدري به عنوان ارش بر طبق ماده 187 و براي بريدگي ساق پابه موجب 187 ناظر به بندذ ماده 186 به پرداخت يك شتر ديه ظرف يك سال عليه جعفر در حق مسيب و راجع به مصدوم شدن جعفر وسيله مسيب با ذكر دلايل از جمله اقرار در صفحه 23 پرونده و گواهي پزشكي مورخ 10/2/69 و تعيين موارد اتهام سه رقم متتلاحمه و غيره متهم رديف دو را به پرداخت نه نفر شتر براي سه جراحت متلاحمه بر طبق بند 3 ماده 186 و پرداخت دو دينار و ربع دينار براي سه قرمزي در دست چپ ،بر طبق بند د ماده 190 يك دينار و نيم براي قرمزي ناحيه پشت ، به موجب ماده اخيرالذكر نصف شتر براي پوست رفتگي زانو، به موجب ماده 187 ناظر به بند 1 و ماده 186 ظرف يك سال از تاريخ وقوع جراحات درحق مصدوم حكم محكوميت صادر كرده و اضافه كرده ادعاي متهمين به دفاع مشروع ثابت و مدلل نيست و آن را مردود اعلام كرده است. وكلاي طرفين طي لوايح تقديمي نسبت به محكوميت موكلين اعتراض كرده اند. آقاي رباني به محكوميت موكل به نام مسيب اظهار داشته ( جعفر با همراهان به قصد قتل يا استفاده از كاردي كه قبلا" تهيه ديده بود به مسيب و قلي حمله ور شده و موكل به منظوردفاع از جان خود با چوب ضرباتي به جعفر زده و اگر دفاع نمي كرد او رانيز به قتل مي رسانيد) و تعجب كرده با احراز قتل سياوش و محكوميت جعفر توجه به مدافعات او نشده و دفاع پذيرفته نگرديده است (سپس ) ماده 33 مجازا اسلامي را توضيح داده تقاضاي نقض حكم را در اين قسمت دارد. آقاي ... طي لايحه هشت برگي بهوكالت از جعفر به حكم اعتراض كرده كه بر طبق مواد24و25 ق ح ق مدعي بايد نسبت به مورد دعوي جازم باشد، شكايت شاكي كه مورد استناد دادگاه قرار گرفته براي ورود و شروع دعوي است نه براي صدور حكم (قصاص ) آنها ... اقرار متهم نيز از چندين جهت مخدوش است كه توضيح داده مي گويد: (اين اظهارات (كه ) در ژاندارمري و بيمارستان بوده با خط موكل نزد بازپرس مغاير است ،به علاوه اقرار صريح وجود ندارد. اظهارات صفحات 20و 5 را يك نفر تنظيم كرده و به موكل گفته امضاء كن 0آيا اين اقرار است. استناد به آيه كريمه و مواد قانون با مورد انطباق ندارد. دادرس صادركننده حكم در سطر 7 و13 در استدلال دچار تناقصگوئي شده . عمل موكل به اينكه با پدر70 ساله اش بيايند براي دعوا نامعقول و خلاف عقل ... (است.) مگرنمي دانست پسران يابرادران ديگر را بفرستند، آن هم با وسايل مجهز0 تناقضگوئي در اظهارات مسسيب و علي وجود دارد. وكيل جعفر نيز ماده 33 دفاع مشروع را توضيح داده و شرايط دفاع مشروع را موجود مي داند(وبه ) طرز استدلال دادگاه اشاره و بيان كرده و نتيجه گرفته (اين سه نفر به لحاظ چشم هم چشمي و رقابت و كينه توزي موكل وپدرش را تعقيب (كرده ) در محل مناسب به آنها حمله (برده ) و مورد ضرب و شتم قرارداده اند و وقتي مطمئن شده اند كه مرده اند سوار موتور شده و رفته اند. امكان برخورد ديگري وجود دارد) و موكل را بيگناه (دانسته ) تقاضاي نقض دادنامه را نموده است. لوايح وكلاي طرفين به عنوانديوان عالي كشور نوشته شده (است ) رئيس دادگاه صادركننده حكم طي نظريه مورخ 1/11/69 در عقيده خود باقي مانده و پرونده به ديوان عالي كشور ارسال و به اين شعبه ارجاع گرديده است. هيات شعبه در تاريخ بالا تشكيل گرديد و پس از قرائت گزارش آقاي ... عضو مميز و اوراق پرونده و نظريه كتبي آقاي ... داديار ديوان عالي كشور اجمالا" مبني بر (اينكه ) (از طرف وكلاي محكوم عليهم اعتراض موثري به عمل نيامديه عقيده بر رد اعتراض و تاييد دادنامه دارد) مشاوره نموده چنين راي مي دهد: (با توجه به مجموع اوراق پرونده ازجمله تحقيات انجام شده و مفاد حكم صادره و نظر به اينكه از جانب معترضان ايراد و اشكال موجهي به عمل نيامده و به نظر نمي رسد، لذا دادنامه تجديدنظر خواسته را تاييد مي كند. ) مرجع : قانون مجازات اسلامي درآيينه آرا ديوان عالي كشور(قتل عمد)جلد2 تاليف يداله بازگير ،انتشارات ققنوس ،چاپ اول ، 1376 51
هيچ موضوعي مرتبط با اين ماده ثبت نشده
آدرس : تهران خیابان فاطمی روبه روی سازمان آب پلاک 207
تماس اضطراري : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵
پست الکترونیک : info (At) Dadfaran (dat) com