تاريخ رسيدگي : 25/10/73 شماره دادنامه : 610/21 مرجع رسيدگي : شعبه 21ديوانعالي كشور خلاصه جريان پرونده : بدوا" در تاريخ 18/6/66 وكيل تجديدنظر خواهان به وكالت از آقاي (الف) دادخواستي به طرفيت (ش) خواسته صدور حكم به رفع تجاوز خوانده و خلع يد از ملك موكل مقوم به دو ميليون و يكصدهزار ريال به دادگاه حقوقي يك آمل داده كه به شماره 66/530ح ثبت گرديده خلاصتا" ادعا اين است كه بانو (م) خوانده دو هزار متر مربع مشاع ازپلاك 1733رضوانيه رابه موجب سند2431744/2/28 از مرحوم مهدي ... مورث خواهان خريداري كرده خوانده احد از وراث وي سه برابر موردمعامله را تصرف و تملك نموده و خوانده با وجود اسال اظهارنامه حاضر به تخليه نيست تقاضاي رسيدگي و صدور حكم بر خلع يد نموده وكيل خواهان اضافه كرده موكل سهميه پرويز000 وارث ديگر مهدي ... را نيز خريدراي نموده است . 2 متعاقب دادخواست فوق وكيل مرقوم همراه آقاي (ي) در تاريخ 5/10/67 دادخواست ديگري به وكالت از آقاي (الف) (ج) (ص) به خواسته ابطال سند مالكيت شماره 40862 مورخ 9/12/66 مربوط به پلاك 28 فرعي از1733 اصلي و رفع تجاوز سه نفر از خواندگان و خلع يد آنهاجمعا" مقوم به مبلغ چهار ميليون و پانصد هزار ريال به طرفيت اداره قيمت اسناد و املاك آمل و آقايان نصرالله و ولي الله و (ت) وآقاي (ع) به دادگاه آمل داده كه به شماره 67/1183 ثبت گرديده است و اجمالا" توضيح داده اند كه طبق استعلاميه به شماره 2619986/10/60 اداره ثبت اسناد آمل مرحوم مهدي ... احد از وراث مرحوم (ح)به موجب تقسيم نامه مورخ 11/4/1313 ورثه مالك تمامي ششدانگ پلاك 1733 اصلي آمل مي باشد كليه ورثه مرحوم (ح) در تاريخ 2/13/22 در اقرارنامه 11590 اقرار كرده اند كه ششدانگ پلاك شماره 1733 هر سهميه مهدي ... قرار گرفته است مرحوم مهدي قطعاتي از پلاك مزبور را فروخته و از جمله دو هزار متر آن را به خواهرش (م) (مورث خواندگان) واگذار نموده است لكن ورثه خريدار (بانوم) آنچه در تصرف وتملك دارند بيش از دو هزار متر است و چون قبلا" نيز دادخواستي به وكالت (الف) عليه خواندگان به دادگاه تقديم گرديده است آقاي (ش)ازآن دادخواست مطلع شده به فوريت اداره ثبت مراجعه و سند مالكيت شماره 40862 6/12/66 را دريافت نموده و براي ساير ورثه هم سند مالكيت صادر شده عليهذا تقاضاي صدور حكم بر ابطال سند مالكيت را دارد برگ وكالتنامه تفويضي آقاي پرويز000 به آقايان (ص) و (ج)صلحنامه 31744 24/1/28 صلحنامه 9249و گواهي حصر وراثت مبني بر معرفي وراث مرحوم مهدي ... و گزارش اداره ثبت راجع به وضعيت ثبتي و برگ وكالتنامه وكيل را ضميمه دادخواست نموده است در جلسه رسيدگي به پرونده 67/530 اشاره و تقاضا نموده هر دو پرونده به لحاظ ارتباط به يكديگر تواما" رسيدگي شود آقاي (ك) به وكالت ازخواندگان وارد دعوي شده و لايحه دفاعيه فتوكپي تقسيم نامه ديگري را به تاريخ 5/9/1312 ارائه داده كه در اين تقسيم نامه ماترك مرحوم (ح) اعم از منقول و غير منقول بين ورثه تقسيم شده و هر يك از وراث به ميزان سهم الارث خود مقدراي از اموال منقول و غير منقول مورد را به عنوان ارثيه خود برداشته و قبول نموده است و توضيح داده كه مرحوم بانو (م) از دو طريق مالك قسمتي از پلاك 1733اصلي آمل گرديده است الف مقدار سه هزار مترمربع سهم الارث خود طبق تقسيم نامه عادي 5/9/12ب دو هزار متر به موجب صلحنامه 2431734/1/28كه از مهدي دقيق گرفته كه مجموعا" پنج هزار مترمي باشد و اين مقدار زمين را از زمان قديم ملاك و متصرف بوده است تقسيم نامه 5/9/1312 كه به خط سياق تنظيم شده حاوي اين است كه كليه ماترك مرحوم (ح) صورت برداري و تقويم شده و سهام هريك از ورثه معين گرديده كه سهم الارث بانو (م) بيست هزار تومان مي شده كه از اين بابت اقلامي از اموال متوفي به وي داده شده از جمله از زمين بهجاري معادل يكهزار تومان و آقاي (ع) احد از امضاء كنندگان تقسيم نامه مذكور در جلسه دادگاه شهادت داده كه سه هزار متراز زمين بهجاري جزءسهم بانو (م) اختصاص يافته است دادگاه حقوقي يك بدوا" به پروند67/530 رسيدگي و پس از استماع اظهارات طرفين براساس ماده 14قانون تشكيل دادگاههاي حقوقي يك و دو بدوا" نظر استنباطي خود را كه بر رد دعواي خوهان بوده اعلام و به طرفين ابلاغ كرده و بر اثر اعتراض وكيل خواهان پرونده به شعبه 18 ديوانعالي كشور ارجاع گرديده و شعبه در راي شماره 71/607/18 نظر دادگاه از آن جهت كه با وجود ارتباط دو دعوي به يكديگر به يكي از آنها رسيدگي نموده واحتمال صدور آراء مختلف ومتضاد هست تنفيذ ننموده و پرونده را اعاده نموده كه مجددا" دادگاه به هر دو دعوي تواما" رسيدگي و درتاريخ 29/8/70 نظر خود را بر رد دعاوي خواهان ها صادر و اعلام نموده وكلاي خواهان ها به نظر دادگاه اعتراض نموده و شعبه بيست و يكم ديوانعالي كشور بشرح راي 332/21 اعتراض را وارد نديده و آن را تنفيذ نموده و شعبه بيست و يكم ديوانعالي كشور به شرح راي 332/21 اعتراض را واردنديده و آن را تنفيذ نموده و پس از اعاده پرونده دادگاه حكم تجديدنظرخواسته را براساس نظريه قبلي خود صادرنموده و آقاي دكتر ... تقاضاي تجديدنموده و پرونده بديوانعالي كشور ارسال و به اين شعبه ارجاع گرديده است جريان رسيدگي به هر دو پرونده در آراء71/607 شعبه 18و333/21 شعبه 21 مرقوم گرديده است لايحه وكيل تجديدنظرخواه در هنگام شور قرائت مي گردد. بسمه تعالي هيئت شعبه در تاريخ بالا تشكيل گرديد پس ازقرائت گزارش آقاي ... عضو مميز و اوراق پرونده و لوايح طرفين و دادنامه شماره 478479 25/8/71 تجديدنظرخواسته مشاوره نموده چنين راي مي دهند: ايرادات و اعتراضات وكيل تجديدنظرخواهان نسبت به دادنامه تجديدنظرخواسته ملخصا" اينست كه : با توجه به اينكه : 1 - طبق پاسخ اداره ثبت اسناد آمل به شماره 2019986/10/60 ملك بهجاري پلاك 1733 اصلي به موجب تقسيم نامه مورخ 11/4/1313 بين وراث مرحوم (ح) در سهم آقاي مهدي ... قرارگرفته و برابر سند رسمي شماره 211590/12/22 نيز كليه وراث آن مرحوم به تقسيم ماترك و تعلق ملك بهجاري به نامبرده به عنوان سهم الارث اقرار و اعتراف كرده اند. 2 - اولاد ذكور ان مرحوم هم به موجب تقسيم نامه مورخ 11/4/1313 و هم حسب سند شماره 11590 پلاك مذكور را سهم الارث مرحوم مهدي ... 0 دانسته و ذيلا" تعهد نموده اند كه هرگونه ادعائي از درجه اعتبار ساقط و قابل ترتيب اثر نمي باشد. 3 - اولاد آن مرحوم (ح) نيز به موجب سند رسمي فوق الذكر به تصرف سهم الارث خود اقرار و هر ادعائي نسبت به سهم الارث يكديگر را از تاريخ 2/12/22 بي اعتبار نموده اند. 4 - در پاسخ ثبتي مذكور درفوق فقط به تقسيم نامه مورخ 11/4/1313 اشاره شده و در مورد تقسيم نامه عادي مورخ 5/9/1312 كه دادگاه به آن استناد نموده اشاره اي نشده مضافا" با فرض تراضي موخر،تقسيم نامه و تراضي مقدم قابل ترتيب اثر نبوده و در صورت تعارض بين اين دونيز تراضي موخر حاكم مي باشد. 5 - برابر پاسخ ثبتي 19986 مذكور ملك بهجاري به رضا000 انتقال قطعي يافته و براساس احكام صادره از دادگاههاي املاك واگذاري و صورتجلسه تحويل وتحول به آقاي مهدي ... مسترد و تحويل گرديده وبا اين ترتيب با فرض انتقال قطعي ملك به رضا پهلوي يد مالكانه فرضي كليه وراث مرحوم (ح) درپلاك موصوف قطع گرديده و پس از صدور حكم دادگاه املاك واگذاري و انتقال آن به آقاي مهدي ... علت عدم اعتراض ساير وراث صرفا" به اعتبار تعهدي بوده كه ذيل تقسيم نامه رسمي 11590 عنوان و قبلا" قبول نموده اند. بنابراين با توجه به جهات مذكور در فوق و عدم قيد كلمه بقيه در هيچيك از اوراق راجعه به پلاك 1734 اصلي موضوع بحث وتقسيم ماترك كلا" و تعهد خواندگان در سند رسمي شماره 11590 و عدم تاثير تصرفات طولاني خواندگان نسبت به دادنامه تجديدنظرخواسته كه بر اساس توضيحات و گواهي آقاي (ع) از ورثه مرحوم (ح) و نامه مورخ 29/7/68 و مشاراليه و فتوكپي دفترچه سند مالكيت خواندگان و تصرفات طولاني آنان صادر گرديده معترض و تقاضاي رسيدگي و نقض آن را دارد. ايرادات و اعتراضات مذكور وارد به نظر نمي رسد زيرا: 1 - با توجه به فتوكپي مصدق صورت كليه اموال محروم (ح) (مورخ 5/9/1312) و تقسيم اموال به كيفيت منعكس در صفحه دوم آن كه مقدار سه هزار زرع از زمين بهجاري در سهم بانو (م) منظور گرديده وكليه وراث آنرا امضاء نموده اند. 2 - با توجه به فتوكپي مصدق تقسيم نامه مورخ 11/4/1313 وعبارت مندرج در صدر آن به اين شرح : براي رفع اختلافات احتمالي آينده به رضايت خاطر اينجانبان ميرزامهدي ... (ع) و سيدجعفر ... سهام ارثيه خود را كه تا حال مشاع بوده به شرح ذيل تقسيم مي نمايم و نيز عبارت مندرج در ذيل آن مبني بر اينكه تقسيم فوق درباره اين سه نفر خواهان نافذ و مجرا است . 3 - با عنايت به اقرارنامه رسمي شماره 21590/12/1322 وعبارات مذكور در آن كيفيت ( ... تقسيم نامه عادي كه قبلا" بين تمام ورثه تنظيم و سپس سهام سه برادر نيز بين آنها طبق تقسيم نامه ديگري تقسيم و تعيين گرديده و هر يك از ورثه سهم اختصاصي خود رامتصرف و معامله نمودند كليه ورثه و شركت كنندگان تنظيم كننده ورقه نامبرده به صحت مندرجات آنهاازلحاظ سهم تصديق وموافقت داريم ... ) 4 - باتوجه به عبارت مذكوردرصلحنامه رسمي شماره 2431744/1/1328 مبني بر صلح مقدار دو هزار متر مربع با حدود معين از پلاك شماره 1733 توسط آقاي مهدي ... به بانو (م) و قيد حد شرقي آن به ملك متصالح (م) كه در سطر بعد به حد شمالي به ملك متصالح تصححيح شده كه حاكي از اينست كه بانوي مذكور قبل از صلح ملك شرقي موضوع صلح بوده است . بنابراين با توجه به جهات مذكور چنين استنباط مي شود كه بدوا" كليه وراث طي تقسيم نامه مورخ 5/9/1312 كليه اموال وماترك مرحوم (ح) را به كيفيت منعكس در آن بين خود تقسيم ، منجمله مقدار سه هزار زرع از زمين بهجاري در سهم اختصاصي بانو (م) قرار گرفته و متعاقبا" وراث ذكور (آقايان مهدي ... و سيدجعفر00) طي تقسيم نامه مورخ 11/4/1313 منحصرا" سهام متعلق به خود را كه به موجب تقسيم نامه قبلي به آنها اختصاص يافته با عنايت به صدور ذيل تقسيم نامه اخير (كه در بند2 به آن اشاره شد مجددا" بين خود تقسيم مي نمايند و اين موضوع يعني اعتبار دو تقسيم نامه صريحا" در سطر هشتم اقرار نامه رسمي شماره 311590/12/1322 به اين شرح : (تقسيم نامه عادي كه قبلا" بين تمام ورثه تنظيم و سپس سهام سه برادر نيز بين آنها طبق تقسيم نامه ديگري تقسيم و تعيين گرديده ... به صحت مندرجات آنها از لحاظ سهم تصديق و موافقت داريم )0 منعكس و تاييدگرديده و با اين وصف ادعاي عدم اعتبار تقسيم نامه مورخ 5/9/1312 به استناد تقسيم نامه موخر مورخ 11/4/1313 (كه منحصرا" نسبت به سهام وراث ذكور بوده) يا به لحاظ اقرار اولاد اناث طي سند رسمي شماره 11590 (كه صحت و اعتبار تقسيم نامه قبلي توسط كليه وراث تاييد شده)يا به علت عدم قيد آن در پاسخ ثبت آمل به شماره 19986 غير موجه به نظر مي رسد مضافا" اينكه حسب مندرجات ذيل پاسخ ثبت در مورد ملك بهجاري اعلام گرديده ( ... از اينكه براي ورثه از پلاك 1733 چيزي باقي است يا خير اين اداره هيچگونه اطلاعي ندارد زيرا معاملاتي كه انجام شده (توسط مرحوم آقاي مهدي ... ) بيش از اين مقدار است (شش قفيز) و هيچگونه مسئوليتي را از نظر معامله تقبل نمي نمايد و اما استدلال وكيل مذكور به انتقال ملك موضوع بحث به رضا پهلوي و انتقال مجدد آن به مرحوم مهدي دقيق واستنتاج قطع مالكيت ورثه اساسا" نظر به اينكه انتقال ملك به رضاپهلوي صرفا" ازلحاظ ثبتي بوده و از لحاظ فقهي و قانون مدني به لحاظ عدم مشروعيت آن با عنايت به مقررات ماده 190 قانون اخير ثمره اي نداشته وبالنتيجه انتقال مجدد آن به مرحوم مهدي ... در حقيقت ادامه مالكيت قبلي آن هم در حد و ميزان مالكيت وي بوده و تاثيري در مالكيت قبلي ساير وراث نداشته و نتيجتا" اين استدلال و استنتاج نيز وارد و موثر به نظر نمي رسند لذا دادنامه تجديدنظرخواسته به لحاظ عدم ايراد و اعتراض موثري نسبت به آن و عدم اشكال موثري از لحاظ رعايت اصول و مقررات دادرسي نتيجتا" ابرام مي گردد. مرجع : كتاب قانون مدني در آيينه آراء ديوان عالي كشور - عقود وتعهدات به اهتمام يدالله بازگير- انتشارات فردوسي - چاپ اول - چاپ دريا
هيچ موضوعي مرتبط با اين ماده ثبت نشده
آدرس : تهران خیابان فاطمی روبه روی سازمان آب پلاک 207
تماس اضطراري : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵
پست الکترونیک : info (At) Dadfaran (dat) com