سامانه جستجو قوانین




رای وحدت رويه ديوان عالی كشور

قرارداد ساز آرش علیزاده نیری وکیل پایه یک دادگستری آژانس هواپیمایی عصر پرواز مجری ویزای شینگن ویزای ایتالیا ویزای چین ویزای دبی
راي شماره : 15 - 2/5/1369

راي اصراري هيئت عمومي ديوانعالي كشور(شعب حقوقي )
نظربه اينكه شعبه دوم دادگاه حقوقي يك يزدمرجع رسيدگي پس ازنقض بدون كوچكترين اقدامي درجهت رفع نقائص مندرج دردادنامه شماره 66/627/18-29/11/66شعبه هيجدهم ديوان عالي كشورمبادرت بصدوردادنامه تجديدنظرخواسته كرده است وباتوجه به اينكه رفع نقائص عنوان شده موثردر دعوي مطروحه تشخيص مي گرددلهذانظربه مراتب فوق دادنامه تجديدنظر خواسته مستندابه قسمت اخيرماده 576 قانون آئين دادرسي مدني نقض و رسيدگي ورفع نقائص مذكوردرراي شعبه 18ديوان عالي كشوروصدورراي مقتضي به شعبه ديگردادگاه حقوقي يك يزدارجاع مي شود.

* سابقه *
پرونده اصراري كلاسه :18-22/721             رديف :69/13هيئت عمومي
تجديدنظرخواه :آقاي علي كمالي اردكاني فرزندغلامرضابه نشاني اردكان 12متري رسالت كوچه موسوي پلاك 17.
تجديدنظرخوانده :آقاي نصرت الله شاكرفرزندشعبانعلي بنشاني اردكان خيابان باهنركوچه كلاهدوزان منزل شخصي .
تجديدنظرخواسته دادنامه شماره 259-19/7/67صادره ازشعبه دوم دادگاه حقوقي يك يزد.
تاريخ ابلاخ دادنامه به تجديدنظرخواه 11/10/1367 تاريخ وصول دادخواست تجديدنظري :1/11/67
مرجع رسيدگي :شعبه هيجدهم ديوان عالي كشور
هيئت شعبه :آقايان حسين شايگان رئيس وحسن اذاني مستشار
خلاصه جريان پرونده :
درتاريخ 28/9/64 آقاي علي كمالي اردكاني بطرفيت آقاي نصرت الله شاكربخواسته الزام به استردادچك سفيدامضاءبه شماره هاي 902303و902304 بانك ملي ايران شعبه بازاراردكان مقوم به سيصدهزارريال دادخواستي به دادگاه عمومي حقوقي اردكان تسليم داشته كه تحت كلاسه 64/666دردادگاه مزبوركه بعدابه دادگاه حقوقي يك تبديل گرديده به جريان رسيدگي گذاشته شده است .
خواهان ضمن دادخواست توضيح داده قطعه چكهاي سفيدامضاءبشماره هاي فوق راكه بدون قيدمبلغ وتاريخ بوده بابت پشتوانه مبلغ سيصدهزارريال وجه دستي كه ازپدرزن خودآقاي نصرت الله شاكردريافت كرده بودبعنوان امانت به نامبرده سپرده بودبه علت اختلاف خانوادگي آقاي خوانده ازموقعيت سوءاستفاده كرده ويكي ازچكهاي امانتي به شماره 902303راباقيدتاريخ و مبلغ به اجراءگذاشته است براثررسيدگيهاي بعمل آمده دردادگاه صلح مستقل اردكان برابرنظريه مورخ 12/6/63دادگاه كيفري دويزدمطروحه درپرونده 63/938ك 2قرارمنع پيگردوي صادرگرديده كه چون جهت احقاق حق خودبه محكمه حقوقي راهنمائي شده است لذاباتقديم اين دادخواست استدعاداردمقرر فرماينددوفقره چك سفيدامضاءموردخواسته امانتي وي راازآقاي خوانده اخذوبه وي مستردفرمايند.
خواهان فتوكپي مصدق قرارشماره 1029-31/6/63كلاسه پرونده 63/938ك 2وقرارشماره 55-10/2/64به كلاسه 64/50 ك  2وقرار64/159به كلاسه 64/28ك 2راضميمه دادخواست خودكرده وبه پرونده 64/51 بايگاني دادگاه اردكان استنادكرده است .
خوانده براي جلسه رسيدگي 12/12/64كه به لحاظ بلاتصدي بودن دادگاه تشكيل نشده بشرح لايحه اي چنين دفاع كرده است :
"...اظهارات خواهان بطوركلي دروغ مي باشدودادخواست وي متكي به دليلي نيست واستفاده ازپرونده هائي كه استفاده نموده اصولاارتباطي با موردنداردوچكشماره 902303مورخه 15/4/63به مبلغ "14360000ريال "در موردبدهي خودش كه دروجه حامل صادروتسليم نموده كه متاسفانه وجهي درحساب وي نبوده وبانك بي محل بودن آن راگواهي نموده كه فتوكپي چك منظوردرپيوست تقديم است واينكه ادعاي سيصدهزارريال نموده وبه بهانه متوسل شده است به كلي حقيقتي نداردمشاراليه همان مبلغ چك وجه نقدبراي احتياجات خوداز بنده قرض گرفته وبعداهم متاسفانه خيال خوردن وندادن آن رانموده وبه هزار حيله زدسيسه متوسل شده است وتابحال ديناري ازبدهي خودش رانپرداخته و اينك نيزدرصددپاپوش وپس گرفتن چك منظورافتاده كه بدهي خودش راندهد واينكه خواسته راسيصدهزارتعيين نموده است آنهم ازروي حيله ودسيسه وبوده وخواسته مزبورمعادل مبلغ چك منظورمي باشدوبه منظورصرفه جوئي خواسته را كم تعيين نموده كه هزينه دادرسي آن رانپردازدبنابراين تقاضاي عطف توجه وتعيين خواسته واقعي رااستدعاداردتاصلاحيت دادگاه ازلحاظ موقعيت امورقضائي نيزمشخص گرددوچك شماره 902304كه سفيدوبدون امضاءوبدون تاريخ است همانطوركه درپونده كلاسه 64/50كيفري انعكاس داردوگواهان به حقيقت امرگواهي داده اندچون مشاراليه درمجلس عقدقراربوده است دو دانگ خانه شخصي خودش واقع درجعفرخان صداقيه دخترم نموده كه درمجلس عقد بلافاصله مقدورش به تنظيم سندرسمي نبوده وبراي تضمين اجراي آن چك سفيد امضاءمزبوررابه بنده داده كه هرآني دودانگ خانه موردصداقيه انتقال بدهدبنده چك مزبوررابه وي مستردنمايم پس دراين صورت بنده وظيفه ندارم چكي كه دروجه صداقيه دخترم مي باشدبدون اخذوجهي به وي مستردنمايم كه اين تقاضاي وي نيزازروي دسيسه كلاهسازي مطرح مي باشدبنابراين بااستفاده از پرونده كلاسه فوق الذكروملاحظه فتوكپي چك مذكوركه درهردوموردصحت ادعاي بنده ثابت ومدلل است ودروغكوئي خواهان نيزثابت است بشرح عرايض بالا تقاضاي رسيدگي واحضاردونفرآقايان حجت الاسلام حاجي شيخ محمودصحرائي و جناب حجت الاسلام حاجي سيدعلي حسيني پوروآقاي علي كهني كه درمجلس عقد بوده اندوشهودقضيه مي باشندوسايردلائلي كه عنداللزوم درجلسه آتي به عرض مي رسدتقاضاي رسيدگي وصدورحكم مبني برمحكوميت به بي حقي خواهان والزامش به جبران خسارات وارده ازآن مقام عالي رااستدعادارد."
درجلسه رسيدگي مورخ 23/1/65خواهان مندرجات دادخواست راتائيد كرده واضافه نموده دوفقره چك موردخواسته رادريك زمان بابت سي هزار تومان پول دستي به خوانده داده وهردوچك  بدون مبلغ وتاريخ بوده وفقط امضاءشده وكلمه حامل درآن قيدشده وچكهادرمنزل خودش ودرحضوراعضاء خانواده اش به وي داده شده است .
درپايان جلسه 23/1/65 دادگاه قرارملاحظه پرونده استنادي كلاسه 64/51 كيفري دادگاه صلح سابق اردكان ونيزقراراستماع شهادت شهودخوانده راصادركرده است .
درجلسه رسيدگي مورخ 5/3/65 شهادت شهودخوانده مورداستماع واقع شده وهرسه نفربالاتفاق كواهي داده اندكه بنابودخواهان دودانگ ازخانه را بنام زوجه خودبنمايدلكن چون مشاع بودومقدورنبودلذاچك  دادكه وقتي دو دانگ  خانه راانتقال دهدچك خودراپس بگيردوازمبلغ چك كه سفيدامضاء بوداطلاعي ندارندخواهان پس ازاستماع شهادت شهودخوانده اظهارداشته اول بنابودكه خانه باشدولي چون مقدورنبودتبديل به پول كرديم وچك دادم و تبديل كردن به پول قبل ازعقدبوده كاغذي بوده كه پيش پدردختربوده من از متن آن اطلاعي نداشتم وليسندكه تنظيم شدمبلغ يكصدوپنجاه هزارتومان پول است نه خانه سپس دادگاه ازخواهان سوال كرده اگرتبديل به پول كرده ايدپس چراچك سفيدامضاءداديددرحالي كه مبلغ مذكوردرسندخوداعتبارداردو خواهان جواب داده آن چك غيرازاين چكهابوده كه چون پس گرفته ام پاره كرده ام واين چكهاغيرازآن چكي است كه به مبلغ يكصدوپنجاه هزارتومان نوشته بودم واينكه مي گويندچك سفيدامضاءبوده قبول ندارم آنگاه خوانده درپاسخ سئوال دادگاه راجع به اينكه چكهاي مورددعوي بابت چه بوده است پاسخ داده يكي سفيدامضاءبابت صداق بوده كه بنابوده دودانگ خانه رابنام دخترم بكندوبعدپس بگيردويكي هم بابت طلب بوده كه چك داده است كه الان همطلبكارم كاغذي دركارنبوده چون من نامبرده راقبول داشتم چك تضميني داد كه خانه رابنام دخترم بكندوماقبول كرديم چك ديگري هم نبوده است درپايان جلسه مذكورخواهان اضافه كرده دوچك مورددعوي ازدسته چكي بوده كه درآخر نيمه اول سال 61ازطرف بانك ملي اردكان شعبه بازارصادرشده درحاليكه وقوع ازدواج درتاريخ 4/1/60بوده است كه مغايرت اين دوتاريخ حقيقت گفته هايم راروشن ميكندومبلغي كه مي گويدطلب دارداگرسندي داردمورد قبول است چك دومي هانطوركه عرض شددروغ است وسندازدواج خودمدركي است جهت صحت ادعاي من وبالاخره دادگاه دستورمطالبه پرونده هاي 64/28ك 2و 64/50 ك  دادسراراداده است وسرانجام دادگاه درجلسه رسيدگي مورخ 3/6/65 كه خواهان پيوست لايحه دوصفحه اي فتوكپي سندازدواج شماره 4894 14/1/60تنظيمي دردفترازدواج شماره 43اردكان ونيزوگواهي شماره 208 19/4/65 بانك ملي ايران شعبه بازاراردكان يزدراكه حاكيست دسته چك به شماره 902301الي 902325عهده حساب جاري شماره 90660بنام خواهان در تاريخ 22/2/61تحويل خواهان شده تسليم داشته بااعلام ختم رسيدگي مبادرت به صدورحكم بشرح زيركرده است :
"...باتوجه به محتويات پرونده واظهارات طرفين وشهادت شهودو قرائن موجودنظربه اينكه چكهاي خواسته شده درقبال تعهدي مبني برانتقال دو دانگ خانه بوده است لذاچون نامبرده هم هنوزبه تعهدخودعمل ننموده است خواسته خواهان موجه بنظرنمي رسدوحكم به ردآن صادرمي گردد."براثرتجديد نظرخواهي خواهان بدوي نسبت به دادنامه شماره 65/279موضوع حكم فوق و ارجاع رسيدگي به شعبه 18ديوان عالي كشوراين شعبه بشرح دادنامه شماره 66/627/18-29/11/66چنين راي داده است :
"بردادنامه تجديدنظرخواسته ايرادات زيروارداست :
1-درشرايطي كه تجديدنظرخواسته (خوانده بدوي )به حكايت محتويات پرونده صرفاچك  سفيدامضاي شماره 902304اقدام نشده موجوددرنزدخودرا بابت تضمين تعهدخواهان مبني برانتقال دودانگ خانه به دخترش (زوجه خواهان )اعلام كرده وچك شماره 902303مورخه 15/3/63به مبلغ "14360000 ريال "رابابت طلب خودازخواهان دانسته است .دادگاه درراي تجديدنظر خواسته بدون توجه به مراتب فوق هردوچك رابابت تضمين تعهدفوق الاشعار شناخته است .
2-تجديدنظرخواه (خواهان بدوي )بشرح صورتجلسه مورخ 5/3/63مرحله بدوي اظهارداشته چكي كه بابت مهريه همسرش به تجديدنظرخوانده داده بود غيرازچكهاي مورددعوي بوده وهنگامي كه مهريه رابه پول يعني بمبلغ "يكصدو پنجاه هزارتومان "تبديل كرده وآن مبلغ رادرعقدنامه نوشته اندآن چك راپس گرفته وپاره كرده است وبراي اثبات اين مراتب ادعائي اضافه كرده چكهاي مورددعوي ازدسته چكي است كه درآخرنيمه اول سال 1361ازبانك ملي شعبه بازاراردكان صادروبه وي تسليم شده درحالي كه تاريخ ازدواج وي ودخترخوانده طبق عقدنامه رسمي 4/1/60بوده كه مغايرت اين دوتاريخ مي تواندحقيقت گفته هاي وي راروشن كندوباوجودي كه خواهان گواهي شماره 208مورخه 19/4/65 بانك ملي ايران شعبه بازاراردكان يزدرامبني براينكه دسته چك ازشماره 902301 الي 902325مربوط به حسابجاري شماره 90660وي درتاريخ 22/2/1361 به وي تسليم شده به دادگاه ارائه داده ودادگاه هم طي تماس تلفني بابانك مربوطه صحت گواهي مزبوررااحرازكرده ولي معلوم نيست دروضعيتي كه چكهاي مورددعوي ازهمين دسته چك صادرشده چرادادگاه به مندرجات اين گواهي ونيز مندرجات عقدنامه كه تاريخ وقوع عقدرا4/10/60نشان مي دهدباوجودموثر بودن دردعوي مطروحه ترتيب اثرنداده است .
3- اگرمساله صدوروتسليم دسته چك مربوط به چكهاي مورددعوي به خواهان درتاريخ 22/2/61كاملامحرزباشدچگونه مي تواندمنطقي وعقلائي باشد كه خوانده چك سفيدامضاي شماره 902304موخررادرتاريخ 4/1/60بابت تضمين تعهددودانگ خانه خواهان به دخترش ازوي گرفته باشدوچك شماره 902303 مقدم رادرتاريخ 15/5/62مندرج درآن ....
4- باتوجه به اينكه درعقدنامه رسمي مورخ 4/1/60ميزان مهريه دختر خوانده مبلغ "1500000ريال "تعيين شده دادگاه ضمن تحقيق ازشهودخوانده اولابررسي وتحقيق نكرده كه آياغيرازمبلغ فوق الاشعارخواهان تعهدانتقال دودانگ خانه اش رابه همسرش (دخترخوانده )به عنوان مهريه كرده وبابت آن چك سفيدامضاءبه خوانده داده است ياموضوع مهريه تنهاهمان دودانگ خانه است كه موردتعهدواقع شده بوداست وثانياتحقيق نكرده است آياشهود چك موضوع گواهي خودرادرصورت ارائه مي توانندشناسائي كنندياخير....
5-ضرورت داشته دادگاه درمساله طلب خوانده به ميزان وجه چك شماره 902303كه 14360000ريال است ازخوانده توضيحات لازم رااخذمي نمودتاروشن شودخوانده اين وجوه ادعائي رادرچندجلسه وبه چه ترتيب ودرچه زمانهاو مكانهائي به خواهان داده است وچك مذكوررادرقبال آنهاگرفته است بنابه مراتب فوق دادنامه تجديدنظرخواسته به لحاظ نقص رسيدگي مستندابه بندب ماده 12قانون تشكيل دادگاههاي حقوقي يك ودونقض ورسيدگي مجددبه دادگاه حقوقي يك يزدارجاع مي شود.
شعبه دوم دادگاه حقوقي يك يزدكه رسيدگي پس ازنقض به آن شعبه محول شده است بدون هيچگونه رسيدگي به مراتب مندرج دردادنامه شماره 66/627/18 29/11/67شعبه 18ديوان عالي كشوردرجلسه رسيدگي مورخ 719/67باكسب نظر آقاي مشاورواعلام ختم رسيدگي مبادرت به صدوردادنامه شماره 67/259به شرح زيركرده است :
"دعوي خواهان به استرداددوقطعه چك موردبحث (صادره ازناحيه خواهان )بطرفيت خوانده دون ارائه دليل برپرداخت وجه ياانجام تعهدموجه نيست زيراوجودچكهاموصوف نزدخوانده دليل براشتغال ذمه ياانجام تعهدي ازناحيه خواهان درقبال خوانده است عليهذادعوي به كيفيت معنونه غيرموجه وحكم به ردصادرواعلام مي گردد"نسبت به دادنامه مزبورخواهان بدوي تحت فرم فرجامخواهي درخواست رسيدگي تجديدنظري كرده واعتراضات تجديدنظري تجديدنظرخواهعيناهمان ايراداتي است كه درپرونده بدوي عنوان كرده است تجديدنظرخوانده بشرح لايحه جوابيه تائيددادنامه صادره رادرخواست كرده است پس ازارسال پرونده به ديوان عالي كشوروثبت به كلاسه 22/3721رسيدگي به آن به اين شعبه ارجاع شده است .
هئيت شعبه درتاريخ بالاتشكيل گرديدپس ازقرائت گزارش آقاي حسن اذاني عضومميزوبررسي اوراق پرونده نسبت به دادنامه شماره 259-19/7/67 تجديدنظرخواسته مشاوره نموده چنين راي مي دهند:
نظربه اينكه حكم تجديدنظرخواسته مستندبه همان علل واسبابي است كه حكم منقوض مبتني برآن بوده استلذاباتشخيص اصراري بودن آن مستندابه ماده 576قانون آئين دادرسي مدني مقررمي شودپرونده جهت طرح درهيئت عمومي حقوقي ديوان عالي كشوربه دفترهيئت مزبورارسال گردد.
به تاريخ روزسه شنبه 2/5/1369جلسه هيئت عمومي ديوانعالي كشوربه رياست حضرت آيت الله مرتضي مقتدائي رئيس ديوانعالي كشوروباحضور جناب آقاي علي رضائي نودهي نماينده دادستان محترم كل كشوروجنابان آقايان روساومستشاران واعضاءمعاون شعب حقوقي ديوانعالي كشورتشكيل گرديد.
پس ازطرح موضوع وقرائت گزارش وبررسي اوراق پرونده واستماع عقيده جناب رحيم علي رضائي نودهي نماينده دادستان كل كشورمبني بر:"نظربه اينكه پرونده آماده براي صدورحكم نبوده دادگاه بدون تحقيق كافي وبدون رفع نواقص موردنظرديوان عالي كشورمبادرت بصدورحكم نموده است لذاراي دادگاه موجه نمي باشدنظرشعبه هيجدهم ديوان عالي كشورموردتائيداست ."مشاوره نموده واكثريت قريب به اتفاق بدين شرح راي داده اند:

مرجع :
مجموعه آراءاصراري هيئت عمومي ديوانعالي كشور( 1369 )
ضميمه روزنامه رسمي جمهوري اسلامي ايران صفحه 34 تا 40

2

بررسي ماده در رويه قضايي


هيچ موضوعي مرتبط با اين ماده ثبت نشده