سامانه جستجو قوانین




آرا شورای عالی ثبت

قرارداد ساز آرش علیزاده نیری وکیل پایه یک دادگستری آژانس هواپیمایی عصر پرواز مجری ویزای شینگن ویزای ایتالیا ویزای چین ویزای دبی
راي شماره 560 15/9/1345

راي شوراي عالي ثبت
پس ازصدوراجرائيه عليه چنديكي ازبدهكاران بازداشت شدپزشك قانوني تصديق كرداگرزنداني معالجه نشوداحتمال خطرداردودوماه معالجه راتجويزكرد.ثالثي ازاوكفالت كردكه درفرم چاپي مخصوص كفالت نوشته شده است :
(كفالت مشاراليه رامي نمايم كه ازاين تاريخ ...تاهرموقع كه اجرا اورااحضاركندبدون عذرتسليم كرده ودرصورت عدم تسليم بدهكار،مبلغ مذكور رابه صندوق اجراثبت بپردازم ).
درمحل نقطه چين بالاكفيل نوشته است :"براي مدت دوماه كه پزشك قانوني به موجب گواهي نامه "باقي عبارات چاپي است .
كفالت مذكورموجل است يعني ازتاريخ انعقادعقدكفالت تادوماه مذكوركفيل تعهدبه تسليم مكفول عنه نداردوپس ازانقضادوماه باتوجه به مفادعقدكفالت بايدحتي بدون تقاضاي اداره ثبت ومكفول له ،مكفول عنه را تسليم اداره ثبت وزندان كند(ذيل ماده 739قانون مدني ناظربه همين معني است هرچندكه اشتباهابجاي اصطلاح كفالت موجل ،كفالت موقت رانهاده است )دليل امراين است كه براي اجراماده 137نظامنامه اجرااسنادرسمي بجزكفالت موجل راه ديگري نيست .
عقدكفالت درتاريخ 29/8/39منعقدشده ودرتاريخ 3/11/42به كفيل اخطارشدكه مكفول عنه خودراحاضركندكه مورداعتراض كفيل قرارگرفت به اين استدلال كه مدت دوماه منقضي شده وتعهدي به تسليم مكفول عنه ندارد.
مديرثبت اعتراض اورابه دلائل ذيل ردكرد:
الف - دليلي نيست كه كفيل مكفول خودراطرف  دوماه به اجراتحويل داده باشد.
ب - عبارت چاپي كفالت نامه (هرموقع كه اجرااورااحضاركندبدون عذرتسليم كرده )به اعتبارخودپس ازمدت دوماه مذكورنيزباقي است .
هيئت تجديدنظركه كفالت راموقت ميدانست وازطرفي درمدت دوماه مطالبه احضارمكفول عنه نشده بودومدت منقضي شده بودتعهدكفيل راساقط و اعتراض اوراواردشمرده وراي بدوي رافسخ كرد.
راي مورخ 15/9/45شورا:
"باتوجه به جريان پرونده راي هيئت تجديدنظردرنتيجه اشكالي ندارد"
* سابقه *

***
نكات توضيحي :
اول - كفالت سه قسم است :موجل ،موقت ،مطلق وماده 737 قانون مدني كه كفالت رادوقسم گرفته اشتباه صرف است بااينكه نويسنده اين قسمت از قانون مدني مردفقيهي بوددراين ماده دواشتباه بزرگ كرده است .
اولا- كفالت راكه سه قسم بوده دوقسم گرفته است .
ثانيا- بجاي كفالت موجل ،كفالت موقت رااستعمال كرده ولي باتوجه به ذيل ماده 739ازاصطلاح (كفالت موقت )معني (كفالت موجل )راخواسته است ودرواقع بين دواصطلاح كفالت موجل وكفالت موقت فرق ننهاده است در حاليكه اين فرق درمتون فقه بخوبي روشن است .
دوم - كفالت موجل كفالتي است كه ازتاريخ انعقادعقدكفالت تاراس موعدمعين ،كفيل تعهدبه تسليم مكفول عنه نداردوپس ازانقضاموعدتعهداو شروع ميشودمانندموردمذكورفوق كه ازتاريخ انعقادعقدكفالت تادوماه پزشك وقت معالجه براي زنداني (مكفول عنه )معين كرده است تعهدبه تسليم مكفول عنه موردنداردوبرخلاف تجويزپزشك است درپايان مدت معالجه بايد مكفول عنه تحويل زندان شود.
كفالت موقت كفالتي است ك براي تعهدكفيل به تسليم مكفول عنه مدت معين شوديعني آغازوانجام تعهداورادرعقدكفالت معين كنندبه اين ترتيب كه درظرف آن مدت هرگاه ازاومكفول عنه رابخواهندبايدتحويل دهدوپس از انقضاآن مدت ديگرتعهدي ندارددراين صورت فرق نمي كندكه آغازمدت تعهد همان تاريخ عقدكفالت باشديانه .دركفالت موجل براي مدت تعهدكفيل آغاز هست ولي انجام نيست چنانكه درمثال دوماه مذكورپس ازگذشت دوماه ،مدت تعهدكفيل آغازميشودولي انجام نداردهروقت كه ازاوبخواهندبايدمكفول عنه راتحويل دهدبه همين جهت چون كفالت ماده 137نظامنامه اجرا،كفالت موجل است كفيل بايدمكفول عنه راتحويل بدهدوراي مديرثبت صرفنظراز استدلالات اودرست بوده است نه راي هيئت تجديدنظراجرائي .
نتيجه -ازذيل ماده 739 قانون مدني معلوم است كه نظرقانونگذاربه كفالت موجل بوده است واشتباهالفظ كفالت موقت رابكاربرده است .
كفالت مطلق كفالتي است كه براي تعهدكفيل مدت معين نشده است يعني : اولا-آغازمدت تعهدازحين عقداست وازاين جهت باكفالت موجل فرق دارد.
ثانيا- مدت تعهد،انجام نداردوازاين جهت باكفالت موقت فرق دارد.پس اين يك قسم سوم است .
نتيجه - درحقيقت اشتباه نويسنده قانون مدني موجب بروزاين اختلاف شده است .
سوم - لزوم معالجه درماده 137نظامنامه اجرادرمفهوم اخص آن بكار رفته است يعني وضع مريض طوري است كه اگرمعالجه نكندبراي اومخاطراتي (دست كم افزايش وشدت مرض ياپيداشدن عوارض بدديگر)پيش بيني ميشود كه عرفااقدام فوري وبدون تعويق براي جلوگيري ازآن لازم است ودراين صورت ظاهرافرقي بين مفهوم (لزوم معالجه )دراين ماده ومفهوم (خطرناك بودن بيماري )درماده 26نظامنامه اجرابنظرنمي رسد.
معذلك ميتوان احتمال دادكه (خطرناك  بودن بيماري )درماده 26 دامنه اش محدودتراز(لزوم معالجه )درماده 137به معني اخص آن است زيرادر موردخطرناك بودن بيماري بدون تعيين مدت آزادميشودودرموردلزوم معالجه باتعيين مدت ودادن ضامن ياكفيل ،بنابراين مورداين ماده بكلي باهم فرق داردودرموردماده 26نبايدكفيل ياضامن گرفت .
مرجع :آراشورايعالي ثبت وشرح آن                    صفحه 685-689
تاليف :دكترمحمدجعفرجعفري لنگرودي
70

بررسي ماده در رويه قضايي


هيچ موضوعي مرتبط با اين ماده ثبت نشده