راي شماره : 1 - 25/2/1375 هيات عمومي اصراري شعب كيفري ديوانعالي كشور ادعاي بانو000 داير بر اينكه آقاي 000 ويرا با سخنان فريبنده و وعده وعيد اغفال كرده و وجوه متعلق به او را دريافت داشته است اولا" با اظهارات مغاير وي منعكس در پرونده كه گفته ((000من از دست شوهرم و زندگي و بدبختيهائي كه داشتيم دست به اين كارزدم )) مردود و غير موثر در مقام است ، ثانيا": حسب محتويات پرونده متهمه (000) به دنبال رابه با متهم (000) وجوه و اموال مورد ادعا را شخصا" با ميل و رضايت خود در اختيار وي قرار داده و ضمن ترك خانواده (به بهانه احساس بدبختي ) با نامبرده به شهرهاي مختلف مسافرت كرده است 0 ثالثا" : بفرض صحت ادعا نظر به اينكه بزه كلاهبرداري كه شرط اصل تحقق آن توسل به وسائل متقلبانه است تنها با عنوان نمودن وعده ازدواج كه امري لفظي است تحقق و مصداق پيدا نمي كند0 عليهذا حكم مزبور از جهت عدم تطبيق مورد اتهام با ماده قانوني استنادي دادگاه مخدوش بوده طبق بندج ماده 24 قانون تشكيل دادگاههاي عمومي و انقلاب ضمن تاييد نظر شعبه بيست و ششم ديوان عالي كشور دادنامه شماره 104713/4/74 شعبه 9 دادگاه عممي يزد دو قسمت محكوميت از بابت كلاهبرداري نقض و رسيدگي مجدد به شعبه ديگري از دادگاههاي عمومي يزد ارجاع مي شود0 هيات عمومي ديوانعالي كشور(شعب كيفري ) 126 * سابقه * شماره راي : 251/2/1375 شماره پرونده : 137435 شماره جلسه : 13752 علت طرح : اختلاف نظر بين شعبه بيست و ششم ديوان عالي كشور و شعب ششم و نهم دادگاههاي كيفري يزد موضوع : كلاهبرداري اكل مال به باطل وعده ازدواج مواد اول و دوم قانون تشديد مجازات مرتكبين ارتشاء و اختلاس در ساعت 9 روز سه شنبه مورخ 25/2/1375 جلسه هيات عمومي شعب كيفري ديوان عالي كشور به رياست حضرت آيت الله محمدي گيلاني رئيس ديوانعالي كشور و با حضور جنابان آقايان قضات شعب كيفري ديوان عالي كشور و نماينده جناب آقاي دادستان كل كشور تشكيل شد و با تلاوت آياتي چند از كلام الله مجيد رسميت يافت 0 رئيس : دادنامه شماره 11588/9/74 شعبه بيست و ششم ديوان عالي كشور بتصدي جناب آقاي محمدعلي رازي زاده رئيس وجناب آقاي عطاءالله معنوي عضو معاونمطرح است جناب آقاي معنوي دادنامه راقرائت فرمائيد0 1 آقاي جواد فرزند محمد،30ساله ، زرگر، با سواد، اهل سنقر، مجرد، مسلمان ايراني فاقد پيشينه كيفري ، متهم است به معاونت در سرقت و فورش اموال مسروقه و كلاهبرداري و اخذ مبلغ 115 مثقال طلا و1450 مثقال نقره و10 مثقال مرواريد و700 دلار و مقداري پوند به ارزش هشت ميليون ريال و مبلغ 12400000 ريال وجه نقد از متهمه رديف 2 با تشويق به طلاق گرفتن از شوهرش و وعده ازدواج به او و جريحه دارد نمودن عفت عمومي و فرار باوي به شهرهاي مختلف ورابطه نامشروع با متهم رديف دوم 2 بانو حسنا فرزند احمد،33 ساله ، خانه دار، با سواد، اهل كر، مسلمان ،ايراني ، شوهردار، فاقدپيشينه كيفري ، متهم است به سرقت 4500 پوندو12000 دلار و1500 درهم و230000 ريال وجه نقد از شوهرش و جريحه دار نمودن عفت عمومي با داشتن رابطه نامشروع و فرار از منزل با متهم رديف يك بدين شرح : متهم رديف يك در صفحات 72و107 و121 و138 گفته من يك جواني بودم مجرد و بي تجربه اين خانم (متهمه رديف 2) مي گفت شوهرم و خانواده اش مرا درك نكرده اند مراتب كتك مي زنند و اززندگي به تنگ آمده و مرتب به خدا و قرآن سوگند مي خورد كه جانم در خطر است تو به من كمك كن مردانگي كن مرا تنها نگذار و به يك زن تنها كمك كن و با اين حرفها احساسات مرا جريحه دار كرد و من اغفال حرفهاي او شدم من او را تحريك نكردم و قصد فريب و كلاهبرداري نداشتم و اتهام را قبول ندارم ، مقدار 115 مثقال طلا و1200 مثقال نقره خودش به من داد تا برايش بفروشم يا با آنها كار كنم و ماهانه مقداري اجاره به ايشان بدهم و مبلغ 1240000 چك تضميني و مقداري پوند همراهش بود كه به صرافي رفتيم و به پول نقدتبديل كرد نقره را در يزد فروختم و طلا را به خواهرزاده ام دادم و پولش را به من داد و خانم گفت نزد شما باشد تا موقعي كه لازم داريد به من بدهيد و با او به شيراز و همدان و اصفهان رفتيم و پس از 20 روز دستگير شديم ودر مسافرت فقط من او را همراهي مي كردم به خاطر اين كه در دست آدمهاي گرگ صفت اسير نشود و هيچگونه تماس و رابطه باايشان نداشتم مرا گول زد و از راه بدر برد0 متهمه در صفحات 70و75و76و136 گفته : متهم رديف 1 مرتب مرا اغفال مي كرد وبا صحبتها مغز مرا شستشو مي داد و مي گفت حيف شما است با اين شوهر بداخلاق باشيد و من هميشه دنبال زني مي گشتم مثل شما با وقار و نجيب باشد از شوهرت طلاق بگير من با شما ازدواج مي كنم وچون موفق نشدم طلاق بگيرم گفت بايد هجرت كنيم و سيصد هزار تومان پول دستي از من گرفت حتي پوندها و دلارها كه متعلق به شوهرم بود از منزل برداشتم و مبلغ يك ميليون و دويست هزار هزار تومان از بانك گرفتم و به او دادم و با او فرار كرديم و به شيراز و آباده و همدان و اصفهان رفتيم كه در اصفهان پس از20 روز دستگير شديم 0 اما در صفحه 73گفته : من از دست شوهرم و زندگي و بدبختي هائي كه داشتم دست به اين كار زدم و چون چند دفعه به خانواده ام مراجعه كردم و آنها گفتند برو قرص بخور و خودكشي كن چون طلاق در شان ما نيست منهم ناچار دست به اين كار زدم ومتهم رديف يك مرا اغفال نكرد0 دادسراي عمومي يزد بموجب كيفرخواست شماره 22825/8/73 باتوجه به شكايت شاكي و اظهارات متهمه در مورد اتهام متهمان داير بر كلاهبرداري و ارتباط نامشروع تقاضاي تعيين كيفر كرده و قاضي شعبه دوم دادگاه انقلاب مامور به خدمت در شعبه ششم دادگاه كيفري يك يزد طي دادنامه شماره 8873/9/73 با توجه به محتويات پرونده و گزارش مامورين و شكايت شاكي و اعترافات متهمان و اظهارات غيرموجه متهم رديف يك و احراز بزه انتسابي و گذشت شوهر متهمه و رعايت تخفيف قانوني ، متهم رديف يك را به تحمل دو سال حبس بابت كلاهبرداري واستردادمال كلاهبرداري به صاحبش و تحمل 74 ضربه شلاق بابت رابطه نامشروع و سه سال تبعيد به خلخال و متهمه را به تحمل 74 ضربه شلاق تعليقي بابت رابطه نا مشروع و پرداخت صد هزار تومان جزاي نقدي محكوم نموده است 0 كه مورد اعتراض وكيل محكوم عليه رديف يك قرار گرفته و شعبه بيست و ششم ديوان عالي كشور طي دادنامه شماره 261/2/74مقررداشته است : راي صادره در مورد كلاهبرداري نقض مي شود به دليل اين كه با ملاحظه كيفيت فرار متهم رديف 2 از منزل صدق كلاهبرداري مشكل است و نسبت به رابطه نامشروع راي صادره ابرام مي گردد و نسبت به كلاه برداري پرونده به شعبه همعرض ارجاع مي شود0 پرونده در دادگاه عمومي يزد شعبه 9 مورد رسيدگي ماهوي واقع مي شودو اين دادگاه طي دادنامه شماره 1471472473/4/74. با احراز بزه انتسابي كلاهبرداري متهم رديف يك را به تحمل 20 ماه حبس و تحمل 35 ضربه شلاق و استرداد عين اموال شكات ومعادل آن جزاي نقدي به صندوق دولت محكوم نموده كه مودر اعتراض محكوم عليه قرارا گرفته و پورنده جهت تجديد نظر به شعبه بيست و ششم ديوان عالي كمشور ارسال گرديد0 هيات شعبه در ترايخ بالا تشكيل گرديد پس از قرائت گزارش آقاي معنوي عضو مميز و اوراق پرونده مشاوه نموه چنين راي مي دهد: به لحاظ اينكه دادگاه عمومي يزد شعبه 9 متهم را كلاهبردار دانسته و او را در اين خصوص محكوم نموده است راي اصراري محسوب مي شود چون بنظر اين شعبه هرچند عمل متهم بسيار ناپسند و مذموم بوده و استحقاق تعزير دارد ولي صدق كلاهبرداري بر عمل او نمي كند و لذا طبق بندج ماده 24 قانون دادگاههاي عام پرونده به دفتر معاون محترم ديوانعالي كشرو ارسال مي شود تا در هيات عمومي طرح گردد شعبه بيست و ششم ديوان عالي كشور0 رئيس : آقايان به ترتيب نوبت صحبت فرمائيد، جناب آقاي معنوي اين مساله همانطور كه در گزارش آمده اين است كه بالاخره اين خانم باختيار خودش فريب اين آقا را خورده آمده اموالي را در اختيار اين مرد قرار داده و با يكديگر به مسافرت رفته اند و در شهريهاي مختلف مدتي بوده اند تا اينكه در اصفهان دستگير شده اند0 اين عمل ، عمل بسيار قبيح و خلاف شرع و رابطه نامشروع است ، تصرف اين مرد در اين اموال تصرف بي مورد و غيرجايزي بوده ،ضامن اموالي است كه تصرف كرده ، آنهائي را كه پس نداده بايد به صاحبش پس بدهد ولكين اختلاف ما با دادگاهها، در اين مسئله است كه آيا در اين عمل كلاهبرداري صدق مي كند كه بايد معدل آن را مسترد نمايد و طبق قانون كلاهبرداري بايد رفتار شود يا اينكه نه ، عمل خلافي انجام داده و تعزير بايد بشود و مال مردم را هم بايد پس بدهد ماگفتيم كه كلاهبرداري مصداق ندارد و نمي توان گفت كه متهم به مجازات كلاهبرداري هم محكوم شود0 رئيس : جناب آقاي اعلمي همان طوريكه در خود گزارش آ'ده اين مرد اين زن را فريب داده آقايان خودشان هم معتقدند كه او را فريب داده ، پول راازاوگرفته كسي كه فريب بدهد يك شخصي را، پول را از او بگيرد اين شخص كلاه بردار محسوب مي شود0 كلاهبردار كيست ؟ اگر فريب بدهد و پول رابدون حق از او بگيرد اين مي شود كلاهبردار0 بنابراين كلاهبرداري در مانحن فيه صادق است و راي دادگاهها بنظر من درست مي باشد0 رئيس : جناب آقاي نيري كلاهبرداري در قانون تعريف شده است و در مواردي كه مردي مي آيد با خانمي ارتباط برقرار مي كند، ارتباط نامشروع ، لازم است كه از قبل برنامه ريزي كرده باشد، براي اينكه به طريقي پولي را، طلائي را، نقره اي را از چنگ اين خانم در بياورد اين مصداق كلاه برداري است ، ولي اگر نه واقعا" اين جوان فريب شيطان را خورده و از نظر جنسي يك رابطه اي با اين خانم برقرار كرده مواردش هم متاسفانه زياد است ، نسبت به يكديگر عشق و علاقه پيدا مي كنند،بعد مي آيد وسوسه مي كند كه توبيا از شوهرت طلاق بگير، من باتو ازدواج مي كنم و قصد كلاهبرداري از نظر مالي ندارد0 اين شخص گرفتارمسائل جنسي شده ، شيطان هم او را فريب داده و آمده سراغ اين خانم و با يكديگر توافق كرده اند كه از منزل فرار بكنند0 خوب براي اينكه يك مقدار هم در اين مسافرتها راحت باشند مرد كه پول نداشته اين خانم مي گويد من خودم پول دارم يا از پول شوهرم برمي دارم يا حداكثر اينكه اصلا" مرتكب سرقت هم بشود در اينجا بعيد است كه كلاهبرداري صدق پيدا بكند و اين عمل مصداق كلاهبرداري باشد0 رئيس : جناب آقاي رازي زاده خوب ما حق شبهه داريم ، به اعتبار اينكه شركت در راي داريم 0 ببينيد كلاهبرداي ، آن چيزي كه در ماده 1و2 قانون تشديد مجازات آمده انصراف دارد از اين ، انصافا"0 زيرا همانطور كه آقاي نيري اشاره فرمودند، از پرونده هم كه ما بررسي كرديدم مجموع برداشت ما اين بوده كه واقعا" مساله جنسي خيلي دخالت داشته و اين خانم در منزل اين آقا دچار مشكلاتي از اين قبيل بوده است 0 زمنيه سرقت يا كلاهبرداري را خود اين خانم فراهم ساخته بوده است 0 كلاهبرداري جايي است كه با قانون منطبق باشد، كه لااقل دراينجا انطباق ندارد وبنطر شعبه ما انصراف دارد و اينجا باقانون منطبق نمي شود0 گرچه كلمه فريب هست و يا اينكه صدق عرفي كلاهبرداري شايد داشته باشد و با تعبيراتي مسامحتا" بتوان به آن كلاهبرداي هم گفت اما با اين تعبيرات مسامحه اي كلاهبرداري ثابت نمي شود و با قانون تشديد مجازات مرتكبين ارتشاء و اختلاس و كلاهبرداي مصوب سال 67 منطبق نيست 0 رئيس : جناب آقاي محمد سليمي همانطوري كه از مندرجات پرونده استفاده مي شود متهم پرونده به غير از ارتباط نامشروع كه در مدت طولاني با اين خانم داشته اموال مربوط به شوهر اين خانم را كه اين زن از خانه شوهرش آورده بوده تصرف و تصاحب نموده است 0 اين عمل يعني تصرف درمال غير وتصاحب آن حرام و گناه است و مرتكب آن مستحق تعزير است و بنظر اينجانب ذيل ماده دوم قانون تشديد مجازات مرتكبين ارتشاء و اختلاس و كلاهبرداري با علم متهم تطبيق دارد0 زيرا در ذيل ماده مزبور آمده است يا به طور كلي مالي يا وجهي را تحصيل كند كه طريق تحصيل آن فاقدمشروعيت قانون بوده است كه (ظاهرا" اين قسمت از قانون اشاره به لاتاكلوا اموالكم بينكم بالباطل مي نمايد) برا يمرتكب سه ماه تا دوسال حبس و يا جريمه نقدي معادل دو برابر مال به دست آمده تعيين نموده است 0 در مانحن فيه نيز چون متهم با تزوير با اين خانم رابطه برقرار و اموال مربوط به شوهرش را نيز تصاحب نموده مستحق اين مجازات مي باشد يا معاونت كرده خان موصوف را در سرقت اموال شوهرش كه باز مستحق تعزير است 0 بنابراين ديوان موظف بوده مستند راي را اصلاح نمايدويادادگاه را ارشاد نمايد نتيجتا" من با تاييد و اصلاح راي دادگاه موافق هستم 0 رئيس : جناب آقاي سپهوند ابتدا خالاصه ماده 1 قانون تشديد مجازات را كه مستند احكام دادگاههاست اشاره و بعد نظرم را عرض مي كنم 0 فعلا" موردنزاع ماده 3 نيست بكله مورد نزاع ، كلاهبرداري و ماده 1 قانون تشديد مجازات كه مستند احكام دادگاههاست مي باشد0 مقررات ماده 1 به اين ترتيب است كه هر كس از راه حيله و تقلب مردم را به وجود شركتها تجارتخانه ها يا موسسات مرهوم يا به داشتن اختيارات و اموال واهي فريب بدهد يا از حوادث و اتفاقات غير واقعي بترساند يا به امور غيرواقع اميدوار كند يا اسم و عنوان جعلي انتخاب يا به هر وسيله تقلبي ديگر وجوه و اموال و نوشتجات ومفاصاحساب بدست بياورد و از اين راه مال ديگري راببرد كلاهبردار است 0 اين خلاصه ماده 1 قانون تشديد مجازات است كه مستند احكام دادگاههاست 0 از ظاهر ماده چنين استنباط مي شود كه نيازي ندارد وقتي كسي مي خواهد ديگري را فريب بدهد به يك عمل مادي هم متوسل بشود اما از لحاظ اصول ، كلاهبرداري يك جرم عمدي است و از جمله جرائم فعل است نه ترك فعل 0 بنابراين صرف اينكه مثلا" با لفظ مطلبي گفته شود]كافي نيست [ چون واكنش افراد در مقابل مسائل تقلبي كه كلاهبردار به كار مي برد متفاوت است ، عده اي سفيه هستند، زود باوردند و با لفظ فريب مي خوردند0 ملاك قاعده كلي است ، جرم عمدي است ، ركن مادي دارد، بر فرض كه ما قبول بكنيم در اين مورد اين خانم فريب خورده 0 فريب معنايش لفظ است ، وعده ازدواج است و مسائلي است كه ملاحظه گرديد در حكم دادگاه اشاره كرد0 بنظر من خلاف مقررات بود راي دادگاه بداهتش به حدي است كه نيازي به هيچ استدلالي ندارد، خانم با وعده وعيدي كه آقا داده وجوهي را در اختيارش قرار داده ضمان مالي دارد اگر بناحق تصاحب كرده بايد مسترد بكند، جنبه كيفري ندارد0 بنظر من راي شعبه محترم بيست و ششم ديوان عالي كشور كاملا" راي صحيحي است و قابل تاييد مي باشد0 رئيس : جناب آقاي عروجي در بدو امر اگر موافقت بفرماييد بنده پيشنهاد مي كنم آراء محاكم خوانده شود، بعدا" بنده عرايضم را عرض كنم 0 رئيس : بله اين خيلي خوب است كه راي دادگاه خوانده شود0 جناب آقاي معنوي شما راي دادگاه را بخوانيد0 الف راي شعبه 6 دادگاه كيفري يك يزد: در خصوص اتهام خانم حسنا فرزند احمد32 ساله ساكن كرج دائربر سرقت چهارهزار و پانصد پوند و1200 دلار و150 درهم و230000 ريال وجه نقد از شوهرش و جريحه دار نمودن عفت عمومي با داشتن رابطه نامشروع و فرار از منزل با متهم رديف دوم ، متهم رديف 2 جواد فرزندمحمد30 ساله ، اهل و ساكن سنقر داير به كلاهبرداري در اخذ مبلغ 115 مثقال طلا و1450 مثقال نقره و10 مثقال مرواريدو 700 دلار و مقداري پوند به ارزش هشت ميليون ريال و مبلغ 12400000 ريال وجه نقد از حسنا با تشويق به طلاق و وعده ازدواج با نامبرده وجريحه دار نمودن عفت عممي بنابه قراري رابطه نامشروع با متهمه رديف 1 و فرار با وي به شهرهاي مختلف نظر به شكايت شاكي و گزارش مرجع انتظامي واقرار ضمني متهمين و اظهارات غيرموجه متهم در مراحل تحقيق و دادگاه و ساير قرائن و امارات منعكس در پرونده بزهكاري متهمان نسبت به بزه اهنتسابي محرز مي باشد لذا در موردسرقت متهمه رديف 1 به استناد ماده 203 مجازات اسلامي و رعايت ماده 22 قانون مذكور با توجه به گذشت شاكي نامبرده را به پرداخت مبلغ 1000000 ريال جزاي نقدي تعزيري محكوم مي نمايد و در مورد رابطه نامشروع به استناد ماده 101 قانون تعزيرات متهمه را به 74 ضربه شلاق در مدخل ندامتگاه محكوم ولي با توجه به وضع خاص متهمه باستنادماده 25 قانون مجازات اسلامي شلاق نامبرده را به مدت 2سال تعليق مي نمايد و در مورد متهم رديف دوم در مورد كلاهبرداري به استناد ماده 1 قانون تشديد مجازات اختلاف وارتشاء وكلاهبرداري نامبرده را به دو سال حبس و استرداد مال كلاهبرداري شده و معادل مبلغ كلاهبرداري شده جزاي نقدي تعزيري محكوم مي نمايد و در مورد رابطه نامشروع با استناد ماده 101 قانون تعزيرات به 74 ضربه شلاق در مدخل ندامتگاه و به عنوان مجازات تتميمي باستناد ماده 19 قانون مجازات اسلامي به سه سال تبعيد در شهرستان خلخال محكوم مي نمايد0 راي صادره طبق مقررات ظرف مدت 20 روز پس از رويت قابل رسيدگي تجديدنظرمي باشد0 ب راي شعبه 9 دادگاه كيفري يك يزد: اتهام آقاي جواد فرزند محمد30 ساله ، اهل و ساكن يزد دائر بر كلاهبرداي ومعاونت در سرقت و فروش اموال مسروقه محرز به نظر مي رسد زيرا با مداقه در محتويات پرونده و تحقيقات معموله خصوصا" اظهارات خانم حسنا ومتهم مبرهن است نامبرده به نحوي افكار و عواطف شاكيه ]را[ در مورد دلخواه خود معطوف داشته است كه طلا و جواهرات و حتي وجوه پس انداز خود را بدون اخذ هيچگونه مدرك و سندي در اختيار وي گذاشته مضافا" به اينكه با تحريك و ترغيب مشاراليه مبادرت به سرقت ارز خارجي متعلق به شوهرش كه جهت معالجه فرزندشان تهيه كرده بوده است نموده و در اختياروي گذاشته است ومتهم با علم واطلاع از مسروقه بودن آن به فروش رسانده ووجوه حاصله را به نفع خود تحصيل و تصاحب كرده است وادعاي نامبرده مبني بر اينكه وجوه حاصله از فروش پوند و دلارهاي مسروقه ]را[ تحويل حسنا داده صحيح به نظر نمي رسد چون ارزهاي مزبور در شيراز و اصفهان فروخته شده و هنگام دستگيري در اصفهان وجهي همراه شاكيه نبوده است ومتهم از اصفهان مبلغ 22000000 ريال به حساب خواهر زاده اش در سنقر حواله كرده است لذا با انطباق موضوع با ماده 1 قانون تشديد مجازات مرتكبين ارتشاء و اختلاس وكلاهبرداري و تبصره ذيل ماده 203 قانون مجازات اسلامي و ماده 110 قانون تعزيرات اسلامي جمعا" به 20 ماه حبس با احتساب ايام بازداشت و 35 ضربه شلاق و ضربه شلاق و استرداد عين اموال شكات به مقدار115 مثقال طلا و1450 مثقال نقره و10 مثقال مرواريد و شانزده ميليون و سيصدهزار ريال و4500 پوند12000 دلار معادل آن جزاي نقدي به نفع صندوق دولت محكوم مي گردد0 رئيس : آقاي عروجي با عنايت به متن هر دو راي و با عنايت به وضعيت متهمه كه سرخوردگي ووازدگي از وضعيت خانواده پيدا كرده بود، از مجموع حرفهاي اين خانم كه از رهگذر متن اين دو را يدستگيرمان مي شود و اينكه زن سنش از مر بيشتر است زن 32 ساله بوده و مرد30ساله بوده ومجرد حالا سابقه نداشته ولي به عنايت به شغلش طبعا" با زنها سروكار دارد و جذابيت هر چه بيشتر براي جلب و جذب زنا از خودش مي تواند نشان بدهد و جوان و مجرد هم بوده آن زن هم سرخوردگي از نظر خانوادگي پيدا كرده و سنش بيشتر از اين بوده است 0 از مجموع اين قرائن وامارات و اينكه دادگاه اولي كيفرخانم را تعليق كرده ولي كيفر متهم را نه تنها تعليق نكرده بلكه بوي تشديد كيفر هم از آن بر مي آيد، همه اين قرائن وامارات اين نتيجه رابه ما مي دهد كه يك نحوه اغفال و فريب از طرف اين متهم نسبت به اين زن صورت گرفته است حالا وعده ازدواج هرچه بوده كه زمينه هم با عنايت به وضعيت متهمه بوده كه اگر تو طلاق بگيري من مي گيرمت و جهات ديگر، بنظر بنده فريب و اغفال نمودن مرد نسبت به زن دور از واقعيت به نظر نمي رسد و از رهگذر همين فريب و اغفال نمودن مرد نسبت به زن دور از واقعيت به نظر نمي رسد و از رهگذر همين فريب و اغفال و قدرت و جذابيتي كه در خودش داشته توانسته اين ول راهم از دست اين خانم بيرون كند و به هر نحوي كه دلش خواسته مصرف نمايد حالا مستند قانوني ماده 1 قانون تشديد باشد يا بخش اخير ماده 2 باشد كه جناب آقاي سليمي خواندند0 بنظر بنده بايد مستند قسمت اخير ماده 2 باشد و بنظر بنده يك نحوه فريب واغفال شدن اين زن از رهگذر اين مرد يك واقعيتي است كه مي شود گفت ملموس است 0 رئيس : يعني راي دادگاه راتائيد مي كنيد؟ بلي ، راي دادگاه را درست مي دانم 0 رئيس : جناب آقاي فرج اللهي همانطوري كه آقاي سپهوند فرمودنديكي ازشرايط تحقق كلاهبرداري عنصر غرور است كه كلاهبردار با يك مانور متقلبانه امور غيرواقع را آنگونه جلوه مي دهد كه طرف از حركات وي فريفته شده وتحت تاثير آنها، پندارها را واقعيت مي بيند0 شرط ديگر جهل مغرور به متقلبانه بودن و دروغ بودن و بعبارت كلي تر غير حقيقي بودن حركات كلاهبردار است ، يعني اگر طرف بداند و ملتفت باشد كه غار يا فريبنده به دروغ و نيرنگ و تقلب متوسل شده و آنچه كه وعده مي دهد يا مي گويد دروغ است ، كلاهبرداري صدق نخواهد كرد0 در اين پرونده از ناحيه متهم حركت متقلبانه اي كه موجب فريب يا غرور زن مورد بحث شود، انجام نشده 0 سومين شرط علوه بر شرايطي كه ايشان فرمودند كه براي تحقق كلاهبرداري لابزم است اين است كه انگيزه كلاهبردار تحصيل مال غير باشد، در حاليكه متهم چنين انگيزه اي نداشته وصرفا" هدفش كاميابي جنسي و ارضاء اميال حيواني بوده است 0 ]قانون مي گويد[ بالاخره مالي از اين طريق به دست بياورد كه متهم مالي را به دست نياورده بلكه زن با ميل و رغبت پول را در اختيارش قرار داده است 0 در تحقيقات به عمل آمده و درمحضر دادگاه اظهار داشته (من خودم پولها و ارز را آوردم و به او دادم )) هيچ جركت فريبده و دروغي كه باعث شود زن مذكور عقل و هوشش را از دست بدهد و قدرت اراده و آگاهيش تحت تاثير قرار بگيرد و مال را به او تسليم كند از ناحيه متهم صورت نگرفته است 0 آنچنان كه يك كلاهبرداري كه بعنوان مثال عنوان مجعول اختيار مي كند يا خودش را صاحب اختيارات موهومي قلمداد مي نمايد، مانند شركتهاي مضاربه اي ، دفتري و تلفني تهيه مي كند، تابلوئي برافراشته مي كند، اشخصا مي بينند و تصورمي كنندكه حقيقتا" شركتي است و ا عبتار قانوني دارد، در حالي كه در پس اين ظاهر فريبنده هيچ حقيقتي وجود ندارد0 با توجه به اين سه عنصر وعناصري كه ايشان فرمودند،كلاهبرداري بر عمل متهم صدق نمي كند گرچه ماده 2 قانون تشديد مجازات مرتكبين ارتشاء و اختلاس و كلاهبرداري كه جناب آقا سليمي فرموديد شايد بر عمل وي منطبق باشد زيرا بهرحال مالي را كسب كرده كه طريق اكتساب آن مشروع نبوده ولي در اين مقام جاي طرح آن نيست 0 بنابراين بنده راي شعبه بيست و ششم را تاييد مي كنم 0 رئيس : جناب آقاي رازي زاده اين مساله انصراف كه من مي خواستم عرض كنم ممكن است بين گفته من با نظر آقايان فاصله ايجاد كرده باشد، مي خواهم عرض كنم كه اصلا" انصراف معنايش اين است كه اين مواد كنار هم گذاشته بشود بعد هم استظهار بشود و يك مرتبه بياييم ماده 2 را بگيريم ، خانم فريب خورده و پول گرفته خب ، مي شود كلاهبرداري ،اين يك تبادرسريعي است كه وقتي تامل مي كنيم ، منتفي مي شود0 براي اينكه اين خانم پولها را در كرج به او نداده رفته اند اصفهان و شيراز، وقتي كه رفتند به مسافرخانه و كنار هم ماندند اينها چيزهائي است كه باعث گرفتن پول شده و يك امر جنبي و غير از كلاهبرداري به معني اصطلاحي امروز است كه در قانون سال 67 آمده است 0 بهرحال مساله انصراف را آقايان دقت بكنند مساله انصراف اين است كه عنوان مجعول گرفتن يا اينكه طرف را به داشتن يك ككارخانه كذائي مغرور كردن ، اينها باعث مي شود كه طرف بگويد خب حالا من براي يك سود زيادي بيايم اين كار را بكنم ، در حالكيه اينهانبوده و مسائل جنسي وسرخوردگي آن زن در داخل خانواده بيشتر موثر شده است 0 رئيس : جناب آقاي جليليان ظاهرا" اموالي كه مرد به دست آورده دو قسمت است :يك قسمتش مال خود زن است اين قسمت از مصاديق كلاهبرداري خواهد بود، قسمتي از اموال شوهر است اين قسمت از مصاديق ماده 2قانون تشديدمجازات ارتشاء، اختلاس و كلاهبرداري يعني تحصيل غيرمجاز مال خواهدبود0 ]در گزارش پرونده ) مساله شكافته نشده بود از اموال ، كدام قسمت مال زن است ،كدام قسمت مال شوهر من از اين گزارش اين طوراستنباط كردم 0 رئيس : بفرمائيد كه بالاخره حاصل بيان شما]تاييد[راي دادگاه است ؟ راي دادگاه درست است منتها متهم در قسمتي از اين عملش با ماده 2 بايد مجازات بشود، دادگاه ماده 2 را اصلا" مد نظر قرار نداده و اگر باصطلاح مال اين خانم را با فريب به دست آورده باشد، قسمتي از اموال مال خانم است آنوقت با ماده يك قابل مجازات خواهد بود و بايد قائل به تفصيل شد0 رئيس : جناب آقاي عروجي بنظرم تعجب آور مي آيد كه بعضي از عزيزانمان در عين حال كه خودشان دقيقا" به متن ماده قانوني آگاهي دارند ازفرمايششان بر مي آيدكه كلاهبرداري را صرفا" در اين مي دانند كه فردي كسي را در رابطه با داشتن اختيارات تامه كذا مخصوصا" بعنوان مثال داشتن شركتي ، دفترخانه اي ، موسسه اي ، چاپخانه اي كسي را فريب دهدومالي را از چنگ او بيرون بياورد0 عنايت داريد كه اين كل كلاهبرداري نيست اين از مصاديق بارز كلاهبرداري است 0 اما كلاهبرداري منحصر به يك مورد يا موارد مشابه اين مورد نيست كه ما بگوئيم چون اينجامساله شكرت نبوده ، دفتر و دستكي نبوده ، موسسه اي نبوده ، كارگاهي نبوده ، پس كلاهبرداري نيست 0 در اواخر ماده اول هم بالصراحه مي گويد كه به هر طريق ديگري كه مالي رااز چنگ كسي بيرون بياورد حالا اينجا ديگر كدام رشوه بالاتر از اين باشد كه طرف را فريب داده كه من تو را براي خودم به عنوان عمسر انتخاب مي كنم ، چه مي كنم ، چه او را برداشته برده اصفهان ، شيراز و لذت خودش را هم برده آخر سر هم بناچار ما براي اينكه مسير را خيلي طولاني نكنيم و به جاهاي باريك كشيده نشود رابطه نامشروع آنهم در حد مثلا" ملامسه وامثال انيها گرفتيم و بعد چندتا شلاق 0 آيا واقعا" همين جرم ارتكابي را شلاق بايد زد0 رئيس : جناب آقاي دكتر احمد هاشمي بفرمائيد0 در اينجا موضوعي كه بايد مشخص شود اين است كه چه شخصي مدعي است كه از او كلاهبرداري شده يا بعبارت ديگر بايد معلوم شود كه شاكي كلاهبرداري كيست ؟ اگر شوهر شكايت كلاهبرداري كرده باشد چنين شكايتي صحيح نيست و آنچه به نظر مي رسد شوهر در اين مورد شكايتي نكرده اما اگر زن يعني بانو حسنا كه خود متهم به سرقت وجه نقد و پوند ودلارو درهم و غيره از شوهرش مي باشد مدعي است كه از او كلاهبرداري شده اگر دليل قانع كننده بر اثبات ادعايش اقامه نمايد ايرادي ندارد ولي آنچه از گزارش استنباط مي شود زن با ميل و رغبت و براي جلب محبت واحتمالا" راضي كردن جواد به ازدواج با او پولها را به او داده است و موضوع اغفال و صحنه سازي در كار نبوده لذا در اين موردنيز نمي توان ارتكاب بزه كلاهبرداي را محرز و محقق دانست و نتيجتا" راي ديوان عالي كشور صحيح است 0 رئيس : كفايت مذاكرات را اعلام مي كنم ، جناب آقاي اديب رضوي نماينده دادستان محترم كل كشور اعلام نظر فرمائيد0 نظر به اينكه برابر سابقه امر متهمان با هم رابطه نامشروع داشته و حسنا از منزل شوهرش مقاديري ارزهاي خارجي و طلا و نقره و وجه نقد برداشته باتفاق جواد به شهرهاي شيراز همدان و اصفهان مي روند تا اينكه پس از20 روز در اصفهان دستيگر مي شوند0 با توجه به اينكه حسنا با ميل خود اموال شوهرش را برداشته و همراه متهم به مسافرت رفته است و جواد عملي كه بتوان آنرا كلاهبرداري تلقي كرد مرتكب نشده 0 از نظر كلاهبرداري جواد قابل مجازات نمي باشد0 بنابراين راي شعبه بيست و ششم ديوانعالي كشور موجه بوده معتقد به تاييد آن مي باشم 0 رئيس : آقايان محترم آراء خود را در برگهائي كه توزيع گرديده مرقوم فرمايند0 رئيس : عده حاضر در جلسه 32 نفر مي باشند كه اكثريت 21 نفر راي شعبه ديوان عالي كشور را تاييد اقليت 11 نفر، راي دادگاههاراصحيح دانسته اند0 مرجع : كتاب مذاكرات وآراء هيات عمومي ديوان عالي كشور سال 1375 دفترمطالعات وتحقيقات ديوان عالي كشور، چاپ اول 1377 126
هيچ موضوعي مرتبط با اين ماده ثبت نشده
آدرس : تهران خیابان فاطمی روبه روی سازمان آب پلاک 207
تماس اضطراري : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵
پست الکترونیک : info (At) Dadfaran (dat) com