93 ارتكاب عمل زنا قتل عمدي 16/8/1371 بسمه تعالي رياست محترم دادسراي ديوان عالي كشور با احترام طبق محتويات پرونده پيوست : 1 غ 0س 0 معروف به ص 0 فرزند م 0 2 ا0ر0 فرزندغ 0 3 غ 0ر0 فرزند ح 0 4 ر0ر0 فرزندغلام هم به اتهام شركت در قتل عمدي مرحوم ح 0ع 0 ونيز متهم رديف 1 به ارتكاب عمل زنا با ر0ر0 و متهم رديف 4 (ر0ر) به اتهام دادن زنا به متهم رديف 1 تحت تعقيب قرار گرفته اند و ازطرف دادسراي عمومي مشهد درباره ايشان كيفرخواست شماره 163473/8/71 صادرگرديده است جريان قضيه از اين قرار در كيفرخواست آمده : متهم رديف 1 بامتهم 4 طرح آشنايي ريخته و با وعده ازدواج به او تجاوز مي كند كه ازاله بكارت مي شود وو بعد به او مي گويد كه اگر پدرت از اين جريان مطلع شد به او بگو پسران م 0م 0 به من تجاوز كردند متهم رديف 4 هم به همين نحو به پدرش يعني متهم رديف 3 مي گويد كه پدرش شديدا" ناراحت شده و در صدد انتقام بر مي آيد و با پسرش (متهم رديف 2) جريان را در ميان مي گذارد از طرفي در شهر شايع بوده ر0 خواهر متهم رديف 1 با پسران م 0م 0ص 0 ياح 0(مقتول ) رابطه نامشروع داشته كه اين انگيزه و همچنين انگيزه ديگري به اين شرح كه همسر دوم متهم رديف 1كه با وي اختلاف داشته و پدر مقتول ميانجيگري كرده و متهم رديف 1 به وي بدگمان بوده كه در صدد است همسرش طلاق بگيرد و با او ازدواج كند0 اين دو انگيزه باعث مي شود كه متهم رديف 1 به شرحي كه فوقا" اشاره شد احساسات خانواده ر0 را عليه ص 0 ياح 0 تحريك و با همكاري و طرح نقشه بامتهمان رديف 2و3و4 قرارمي گذارند كه يكي از پسران م 0ص 0 يا ح 0 را از شهر بيرون برده و به قتل برسانند لذا شبانه با تاكسي تلفني زنگ مي زنند كه سرويس بيايدتا مريض خود را به روستا ببرند كه ح 0(مقتول ) با سرويس مي آيد وچهار نفر متهمين با سرويس حركت مي كنند در بين راه متهم رديف 1باتهديد چاقو به راننده دستور مي دهند مسيرخود را تغيير دهد و سپس او را به زور از ماشين بيرون كشيده و با روسري متهم رديف 4 دستها و چشمهاي او را بسته و از محل توقف اتومبيل دور كرده و متهمان رديف 1و2 با چاقو به جان او مي افتند و با وارد كردن 16 ضربه چاقو كه به سر و سينه و نقاط ديگر بدنش وارد مي كنند اوو را به قتل مي رسانند در تحقيقاتي كه از متهمين به عمل آمده غ 0س 0 متهم رديف 1 در تمام مراحل تحقق بزه انتسابي و شركت در قتل را انكار كرده ولي در صفحات 000 يكبار اقرا كرده كه به اتفاق ا0 و غ 0ر0(متهمين رديف 2و3) ح 0 را از ماشين پائين كشيده و دستهاي او را غ 0و من هم شانه ح 0 را گرفته و ستهاي او را باطناب و چشمهايش را با روسري ر0 و سپس ا0ر0 (متهم رديف 2) با چاقو به ح 0 مي زد غ 0 هم چاقوداشت و او هم مي زد من شانه ح 0 را داشتم تا اينكه ح 0 افتاد و000ولي بلافاصله در آ[ر برگ تحققات نامبرده اظهار داشته تمام مطالبي كه گفتم از روي ترس بوده كه به امضاء بازپرس رسيده است متهمان رديف 2و3 و غ 0ر0 به بزه انتسابي و شركت در قتل ومعاونت در آن اقرار كرده اند ولي بعدا" انكار نموده اند متهم رديف 2 بانو ر0 نيز به معاوت در قتل اقرار و اعتراف كرده است 0 آقاي بازپرس دادسراي عمومي مشهد پس از تحقيق از متهمين و استطلاع از گواهان و استماع شكايت اولياءدم نهايتا" اظهارنظر به مجرميت متهم رديف 1 به معاونت در قتل عمدي و ارتكاب زناي محصن با ر0ر0 و داشتن رابطه نامشروع با دو زن ديگر و نير اظهارنظر به مجرميت متهمين رديف 2 و3و4 شركت در قتل عمدي به اضافه متهم رديف 4 به دادن زنا به رديف 1 كرده آقاي داديار مجرميت متهم رديف 1 را به شركت در قتل عمدي محرز دانسته كه با حدوث اختلاف نظر و تذكر دادگاه كيفري مرجع حل اختلاف به اينكه چون در اصل مجرميت اختلاف وجود ندارد و طبق قسمت اخير ماده 38 قانون آئين دادرسي كيفري دادسرا مي تواند اقدام نمايد به شرح فوق عليه متهمين كيفرخواست صادر و پرونده به دادگاه ارسال گرديده است 0 شعبه 16 دادگاه كيفري يك مشهد پس از رسيدگي به موضوع به موجب دادنامه شماره 591/27126/5/72 با توجه به شكايت اولياءدم و گواهي پزشكي وگزارش مامورين واظهارات متهمين و اجراي مراسم قسامه به اين شرح كه پدر ومادر مقتول به اضافه 48 نفر ديگر از اقوام ايشان در محضر دادگاه قسم خورده اند كه متهمان رديف 1و2 مشتركا" مقتل ر به قتل رسانيده اند و متهمان رديف 3و4 نيز معاونت در قتل عمدي نموده اند، متهمان رديف 1و2 را به قصاص نفس پس از پرداخت نصف ديه كامله به هر كدام از آنها و تضمين سهم الديه صغار متقول از سوي اولياءدم و متهمان رديف 3و4 را به استناد ماده 207 قانون مجازات اسلامي هر كدام را به تحمل 15 سال حبس بابت معاونت در قتل و ضمنا" متهمان رديف 1و4 را از بابت ارتكاب زناي غيرمحصن و غيرمحصنه هركدام به تحمل يكصدضربه شلاق محكوم نموده است 0 با اعتراض محكوم عليهم و نيز وكيل محكوم عليه رديف 1 به راي صادره پرونده جهت رسيدگي به تقاضاي تجديد نظر شعبه 26 ديوان عالي كشور ارسال گرديده و اين شعبه به موجب دادنامه شماره 232436/8/72 با توجه به اظهارات متناض خانواده ر0 در مراحل مختلف بازجوئيها و انكار متهم رديف 1 در تمام مراحل و اظهارات گواهان مبني بر اينكه متهم رديف 1 در شب وقوع حادثه در منزل شخصي به نام ا0 بوده و راننده تاكسي گفته كه ساعت 5/10 شب او را به منزلش رسانيدم و همسر متهم مذكور نيز قسم ياد كرده كه او تاساعت 4 صبح كه مامورين آمدند از منزل خارج نشده لذا قرائن را نسبت به متهم رديف 1 متعارف دانسته و مضافا" به اينكه انگيزه هاي ذكر شده چگونگي آنها روشن نيست زيرا000 و در مورد يك بار اقرار متهم كه گفته من شانه مقتول را داشتم بلافاصله در ذيل همان صفحه گفته كه حقيقت ندارد و از روي ترس بوده و000 نتيجتا" راي دادگاه را نسبت به متهم رديف 1 در مورد شركت در قتل عمدي به قصاص به لحاظ اينكه مورد از موارد لوث نبوده بلكه از بابت مدعي و منكر است و در مورد زنا بحد نيز به لحاظ انكار متهم و نبودن بينه و دليلي كه موجب علم متعارف باشد در هر دو مورد نقض و پرونده از جهت رسيدگي به شعبه همعرض ادعاده ولي راي دادگاه را نسبت به متهمان رديفهاي دوم و سوم و چهارم قابل ابرام دانسته و باتاييد آن اضافه كرده : چون اولياءدم قسم هب شركت خورده اند بايد نصف ديه را به متهم رديف 2 قبل از قصاص بپردازند0 با اعاده پرونده و ارجاع به شعبه 26 دادگاه كيفري يك مشهد: اين دادگاه پس از رسيدگي به موجب دادنمه شماره 2284385/3/73 غ 0س 0 (متهم رديف 1) را از اتهامات مشاركت در قتل عمدي و ارتكاب زنا به لحاظ فقد دليل تبرئه و راي صادره را قبال تجديدنظر اعلام كرده است با اعتراض و تجديدنظرخواهي وكيل اولياءدم از راي صادره فوق پرونده مجددا" جهت رسيدگي به اعتراض به شعبه 26 ديوان عالي كشور ارجاع و اين شعبه به موجب دادنامه شماره 11754/11/73 راي دادگاه را مبني بر برائت متهم موصوف مطابق با موازين تشخيص و با قيد اينكه ((چون متهم قسم داده نشده بايد حكم به توقف دعوي داد و برائت تبديل به توقف دعوي مي شود)) طبق بند 2 ماده 5 قانون تجديدنظرآراء دادگاهها آن را با قيد اصلاح فوق تاييد و ابرام كرده است 0 سپس پرونده به اجراي احكام مربوطه ارسال و پرونده در جريان اجراي حكم قرار گرفته و از محضر رياست محترم قوه قضائيه با ارسال فتوكپي مدارك مربوطه جهت اجراي حكم قصاص در مورد محكوم عليه ا0ر0 استيذان به عمل آمده است 0 با وصول گزارش مشاوره قضائي و نظريه مورخه 19/9/74 مشاور عالي قضائي به عنوان رياست محترم قوه قضائيه مبني بر اينكه : اولا"000 بعد از نقض حكم اشتراك بوسيله ديوانعالي كشور قسامه هم باطل مي شود كه در اين صورت قاتل منحصر به فرد است حال آنكه ورثه مدعي شركت بوه اند و شركت هم منتفي شده ثانيا" اگر بعد از نقض حكم اولي قاتل منحصر به يك نفر شد چرا اولياءدم بايد نصف ديه را بدهند تا قصاص كنند به نظر مي رسد دوباره قسامه بايد تكرا رشود تضاد قسامه قتل به صورت اشتراك و انفرادي هم جاي تامل خود را دارد بايد پرونده از طريق دادستان محترم كل كشور طبق ماده 31 قانون تشكيل 000 حكم اولي نقض ودوباره رسيدگي شود0 رياست محترم قوه قضائيه نيز مرقوم فرموده اند((بسمه تعالي با توجه به اشكالات فوق كه در گزارش هم مشروحا" آمده طبعا" نمي توان موافقت كرد پرونده ببه دادستاني كل ارسال حضرت آيت 0000 مقتدائي ملاحظه و بعد از نظر نهائي اقدام مناسب مي توان داشت ))0 سپس پرونده به اين دادسراي كل ارسال و جهت تنظيم گزارش اظهار نظر هب انيجانب ارجاع گرديده است 0 اينك با توجه به مراتب فوق به شرح زير اظهارنظر مي نمايد: نظريه اولا" ايرادي كه بر دادنامه صادره مبني بر قصاص ا0ر0 وارد است اينست ك دادگاه قتل را از طريق قسام احراز كرده ونهايتا" معلوم شده كه قاتل منحصر به يك نفر است در حالي كه در قسامه قاتلين دو نفر معرفي شده اند كه اين دو با هم در تضاد هستند فلذادادگاه بايد با رسيدگي مجدد در مورد ا0ر0 و از طريق تكرار قسامه و يا حصول علم قتل را احراز و اقدام به صدور راي نمايد0 ثانيا" وقتي كه دادگاه احراز مي كند قاتل منصحر به يك نفر است ديگرپرداخت نصف ديه امله به او قبل از قصاص فاقد وجهه قانوني است عليهذا دادنامه شماره 27126591/5/72 صادره از دادگاه كيفري يك مشهد (شعبه 16) و دادنامه شماره 232436/8/72 صادره از شعبه 26 ديوان عالي كشور در مورد ا0ر0 از جهات فوق واجد ايراد واشكال مي باشند در اين مورد عقيده دارم كه پرونده در اجراي بند2 ماده 18 قانون تشكيل دادگاههاي عمومي و انقلاب جهت نقض احكام صادره در اين قسمت و تجديدرسيدگي به ديوانعالي كشور ارسال گردد0 داديار ديوان عالي كشور نظريه همكار محترم جناب آقاي 000 مورد تاييد اين جانب نيز مي باشد0 داديار ديوان عالي كظور بسمه تعالي به نظر مي رسد نظر ديوانعالي كشور كه دادگاه مرجوع اليه نيز از آن نظريه متابعت كرده صحيح است و نسبت به آنكه مورد لوث تشخيص داده شده كافي است و نسبت به نفر دوم كه ازمورد لوث خارج گرديده با امتناع اولياءدم از احلاف پرونده متوقف مي شود ليكن چون قسامه ابتداء به عنوان هر دو به اشتراك در قتل انجام گرديده احتياط در دماء اقتضاء مي كند قسامه مجددا" براي يك نفر به عنوان شركت در قتل اجراء شود لذا با بند2 از ماده 18 موافقت مي شود0 مرتضي مقتدائي دادستان كل كشور راي شعبه 000 ديوانعالي كشور نظر به مندرجات پرونده و كيفيات منعكس در آن همان طوري كه دادسراي ديوانعالي كشور بيان عقيده نموده است ايرداتي كه بر راي صادره مبني بر قصاص متهم ا0ر0 وارد است عبارتنداز: اولا" دادگاه صادر كننده راي قتل را از طريق قسامه احراز كرده است نهايتا" معلوم شده كه قاتل منحصر به فرد و يك نفر است درحالي كه در قسامه قاتلين دو نفر معرفي و بالاشتراك بوده است كه اين دوبا هم متضاد مي باشند0 ثانيا" وقتي كه دادگاه احراز كرد قاتل منحصر به فرد و يك نفر است ديگر پرداخت نصف ديه كامله به قاتل قبل از قصاص وجهه شرعي و قانوني ندارد0 عليهذا بنا به جهات ياد شده دادنامه شماره 27126591/5/72 صادره از شعبه 16 دادگاه كيفري يك مشهد كه به موجب دادنامه شماره 232436/8/72 صادره از شعبه 26 ديوانعالي كشور مورد تاييد قرار گرفته در اجراي بند2 ماده 18 قانون تشكيل دادگاههاي عمومي و انقلاب مصوب 15/4/73 كه مورد موافقت آقاي دادستان محترم كل كشور قرار گرفته نقض مي شودورسيدگي مجدد به دادگاه همعرض يا قائم مقام آن ارجاع مي گردد تا دادگاه مرجوع عليه مجددا" از طريق اجراي قسامه براي يك نفردر قتل اقدام به رسيدگي و مبادرت به صدور راي نمايد0 مرجع : كتاب نظريات قضائي دادستاني كل كشوردراجراي مواد 18 و 31 قانون تشكيل دادگاههاي عمومي وانقلاب آراء جزائي 1375 جلداول تهيه وتدوين : محمدهاشم صمدي اهري انتشارات گنج دانش 140
هيچ موضوعي مرتبط با اين ماده ثبت نشده
آدرس : تهران خیابان فاطمی روبه روی سازمان آب پلاک 207
تماس اضطراري : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵
پست الکترونیک : info (At) Dadfaran (dat) com