كلاسه پرونده : 18/6649 24 شماره دادنامه : 108/24 تاريخ رسيدگي : 22/2/1372 تجديدنظرخواهان : آقاي (الف ) و بانوان (ب )، (پ )، (ت )، (ث ) با وكالت آقاي (ج ) تجديدنظرخواندگان : آقايان (د)، (ه0)، (س ) تجديدنظرخواسته : دادنامه شماره 60 24/3/71 صادره از دادگاه حقوقي يك 000 مرجع رسيدگي : شعبه 24 ديوان عالي كشور هيئت شعبه : آقايان 000 خلاصه جريان پرونده : به شرح مذكور در دادنامه شماره 504/24 2/10/70 صادره از شعبه 24 ديوان عالي كشور در تاريخ 15/9/68 آقاي (ش ) به وكالت از آقا و بانوان (الف ) و (ب ) و (ث ) و (پ ) و (ت ) دادخواستي تحت عنوان اعتراض ثالث به دادنامه شماره 3277/9/64 مربوط به پرونده كلاسه 65/630 حقوقي يك 000 و به خواسته خلع يد از 2798 مترمربع به شرح دادنامه و درخواست حكم صادره از نظر حقوق معترضين و تاخير اجراي حكم مقوم به پانصد هزار ريال عليه آقايان (د) و (ه0) (شخص اخير به عنوان مجلوب ثالث ) به دادگاه حقوقي يك 000 تقديم نموده و توضيح داده كه خوانده رديف يك با علم و اطلاع دادخواست در سال 65 به خواسته خلع يد و قلع و قمع بنا و افراز و غيره به عنوان داشتن سند صلح حقوق به طور عادي نسبت به هشت هزار متر مربع از يك قطعه باغ مشجر در هلستان بدوا به طرفيت (س ) پدر موكلين و اشتباها به نام احد از موكلين (الف ) تحت نام مهران تسليم نموده و در صورتي كه مالك مزبور طبق سند مورخ 22/1/59 و ساير مدارك مستند متعلق به ده نفر مالك به شرح زير مي باشد: 01 (الف ) 02 (گ ) 03 (ك ) 04 (ث ) 05 (ص ) 06 (پ ) 07 (ط) 08 (ت ) 09 (ض ) 010 (ب ) كه خواهانها از جمله اين اشخاص در مقام اعتراض برآمده اند و آقاي (س ) محكوم عليه پرونده اصلي تعقيبي در ملك مزبور ندارد و اگر اقدامي نموده من باب معنويت پدري و داشتن سمت نمايندگي از طرف مالكين كه فرزندان او مي باشند بوده و باغ مذكور 45000 متر بوده و حال آنكه در رسيدگي دادگاه به مساحت 23175 مترمربع و اسناد صلح ارائه شده از ناحيه خواهان كه طبق نظريه كارشناس 30270 مترمربع مشخص گرديده و چون موكلين در جلسه حضور نداشته سند آنها مورد توجه نبوده است در صورتي كه با عنايت به سند موكلين و مدارك پيوست دادخواست تاييد شده از تصرفات موكلين به قدرالسهم نهالكاري و صدور پروانه و امتيازات آب و برق و تلفن و جواز ساختمان و تنظيم اجاره نامه و استشهاديه و حتي تاييد خود دادگاه مالكيت و تصرف قطعه هفتهزار متري متعلق به ده نفر مالك بوده كه موكلين 5 نفر از آنها مي باشند و با عنايت به اينكه برابر ماده 18 قانون مدني حقوق متعلقه به املاك غيرمنقول از جهت حقوقي مشمول اموال غيرمنقول مي گردد و بر ماده 80 قانون مدني حق متعلقه در مال غير منقول مشترك تعلق به شريك مي باشد0 در مورد سند صوري تنظيمي بين آقاي (ه0) و (د) كه به استناد رونوشت اسناد صلح كه در سال 64 از دفترخانه اخذ و ضميمه نموده مسلم است كه در سال 63 به تاريخ ماقبل سال 58 تنظيم يافته و تنظيم چنين سندي به تاريخ ماقبل خالي از اشكال به نظر مي رسد و در كيفيت فعلي نيز با عنايت به حكم صادره (خلع يد خوانده ) غير ذينفع در دعوي اصلي و مشخص ننمودن مالكين اصلي قطعه يكم كه موكلين به قدرالسهم مالك 6 سهم از 13 سهم آن مي باشند از يكسو و قبول ننمودن مالكين اصلي قطعه يكم از متصرف ادعايي غاصب آقاي (س ) به علت ذكر ماده 23 آيين نامه اجرايي و به تصديق مالكيت خواهان اصلي در قطعه مزبور به ميزان 1850 متر روشن است كه بقيه با عنايت به سند موكلين و مدارك ديگر آن و عدم وجود معارض مالك بقيه 7 هزار متر مي باشد و آنچه در مورد صلح به آقاي (ه0) قرار گرفته 8 هزار متر حق اولويت بوده كه در اسنادي نظير 2696 قطعه يكم بر فرض قبل تصلح آقاي (ه0) و (د) كه آقاي (د) قائم مقام آقاي (ه0) باشد قيد گرديده يك قطعه زمين خشك باير غير مزروعي به مساحت 7 هزار متر مربع در صورتي كه طبق نظر كارشناس در فروشنامه زمين مزبور ساختمان و مشجر از نهال مركبات بوده كه قدمت نهالها را 8 ساله و برابر پيمان رسمي آقاي (ق ) با اداره حسابداري اختصاصي برابر سند اصلي و پيمان زمين شاليزار را آقاي (ف ) متعهد گرديده به مركبات تبديل و طبق قرار مندرج در پيمان در سال 58 مورد بازديد واقع و اجاره تعيين كرده كه در اين باره نيز آقاي (ب ) به موجب سند وام و بازديدي كه از طرف بانك كشاورزي جهت بررسي وام انجام شده روشن است كه كل باغ 45 هزار متري كه بعدا در سال 59 مورد معامله قرارگرفته در اختيار خودش بوده و از آن تاريخ نيز تا سال 65 كه آقاي (د) دادخواست عليه غير ذينفع آقاي (س ) داده و به موجب آن اقرار نموده تصرفي در باغ مزبور نداشته محرز است كه مالكيت نهالكاري متعلق به موكلين بوده و مطلقا در مورد صلح عملا نه آقاي (ه0) و نه آقاي (د) دخالتي نداشته و تصرفي ننموده اند لذا درخواست رسيدگي و صدور حكم دارد0 بعدا بر اثر اخطاريه دادگاه آقاي (س ) نيز طرف دعوي قرار مي گيرد و آقاي (ي ) به وكالت از آقاي (د) در دعوي شركت مي نمايد و آقاي (ر) به وكالت خواهانها در دعوي دخالت مي نمايد0 بعد از فوت (ش ) دادگاه پس از رسيدگي طبق نظريه مورخ 3/6/69 اظهارنظر بر رد دعوي خواهان نموده بر اثر اعتراض وكيل خواهانها و ارسال پرونده به ديوان عالي كشور و ارجاع آن به شعبه 24 اين شعبه پس از رسيدگي چنين راي صادر مي نمايد: (دادگاه درذيل صورتجلسه مربوط به تاريخ 21/5/69 دادخواست را ناقص تشخيص و دستور رفع نقص صادر كرده ليكن پس از رفع نقص بدون دعوت طرفين و تعيين جلسه رسيدگي در تاريخ 3/6/69 در وقت فوق العاده مبادرت به اصدار نظريه نموده در صورتي كه با توجه به اصول كلي قانون آيين دادرسي مدني پس از رفع نقص مي بايستي طرفين جهت رسيدگي دعوت شوند0 چون خواسته معترضين ثالث در اين پرونده روشن نيست اقتضاء دارد كه از وكيل خواهانهاي ثالث در اين مورد تحقيق و توضيح خواسته شود و با توجه به محتويات پرونده قبلي و اسنادي كه محكوم له تقديم داشته معترضين چه ادعايي دارند0 به هر حال پرونده امر جهت اقدام مقتضي اعاده مي گردد) پس از اعاده پرونده و وصول آن دادگاه وقت تعيين و به طرفين ابلاغ نموده و پس از ملاحظه لايحه تقديمي آقاي (س ) احد از خواندگان و استماع اظهارات آقاي وكيل معترض ثالث و آقاي (ي ) وكيل آقاي (د) طبق صورتجلسه مورخ 24/3/71 سرانجام پس از كسب نظر آقاي مشاور چنين راي داده است (در خصوص دعوي اعتراض ثالث آقاي (الف ) و خانمها (ب ) و (پ ) و (ت ) و (ث ) با وكالت فعلي آقاي (ج ) و به طرفيت آقاي (د) با وكالت آقاي (ي ) و آقاي (ه0) و آقاي (س ) از دادنامه شماره 3377/9/62 صادره از دادگاه حقوقي يك 000 مبني بر خلع يد از 2798 متر مربع اراضي مورد بحث و استدعاي لغو حكم صادره به شرح متن دادخواست و به استناد سند تقديمي مورخ 22/1/1359 اولا در مورد اظهارات آقاي (س ) به اينكه حتي يك متر زمين ندارد و موضوع سند 3022622/6/52 را كه بين او و (ف ) (مصالح ) تنظيم گرديده به خود (ف ) انتقال داده و بالاخره در تاريخ 22/1/1359 آقاي (ف ) اراضي مورد صلح با آقاي (س ) را با اراضي ديگري به فرزندانش انتقال داده كه اكنون از معترضين ثالث مي باشد با عنايت به استدلالي كه در تاريخ 23/4/66 در پرونده 65/630 حقوقي يك شده است و ايراد عدم توجه دعوي آقاي (س ) مردود اعلام گرديده نوعي تباني در مرحله اعتراض ثالث به نفع معترضين ثالث است كه از لحاظ قضايي و حقوقي فاقد اعتبار بوده و موثر در مقام نيست چه در مورد اظهارات آقاي (س ) شعبه 24 ديوان عالي كشور باتمام جهات اعم از ايرادات و دفاع در ماهيت دادنامه شماره 2377/9/67 صادره از دادگاه حقوقي يك 000 را ابرام نموده است ثانيا خوانده ديگر دعوي 000 نيز اصولا هيچ پاسخي به دعوي نداده است و حقوق انتقالي خود به آقاي (د) (محكوم له دادنامه معترض عنه ) را كه به موجب مستند 18/1/1358 صورت گرفته نفي و تكذيب نكرده است 0 ثالثا اسناد تقديمي آقاي (د) (محكوم له دادنامه معترض عنه ) 18/1/1358 و نيز شماره 35140 11/7/52 (سند صلح ) مقدم الصدور سند عادي 22/1/1359 تقديمي معترضين ثالث است و دلايلي كه اين تقدم و تاخر را واژگون و مخدوش نمايد از ناحيه معترضين ثالث اقامه نشده است 0 و دادنامه شماره 61/932/4/61 صادره از دادگاه صلح سابق 000 با التفات به مفاد آن و تاريخ سند خريداري 000 (18/1/1358) موثر در حق مشاراليه و مالا موثر در دعوي اعتراض ثالث نمي باشد رابعا آقاي (ف ) ناقل ملك با توجه به انتقال و صلح حقوق خود به موجب اسناد مقدم الصدور به غير اين حق را نداشته موضوع همان اسناد را به موجب اسناد موخرالصدور بر ثالث برگذار نمايد چه مالكيتي نداشته است 0 بنابه مراتب مذكور واينك استنادهاي وكيل معترضين ثالث به تحقيق از گواهان با التفات به مجموع محتويات پرونده تاثير در دعوي ندارد0 دعوي اعتراض ثالث و ديگر فراز عنوان شده در دادخواست ثالث توجيه قانوني و شرعي ندارد وراي بر رد دعاوي معنونه معترضين ثالث صادر و اعلام مي نمايد) خواهانها با وكالت آقاي (ج ) از دادنامه مذكور تجديدنظر خواهي كرده اند كه پس از انجام تشريفات قانوني پرونده به ديوان عالي كشور ارسال و به اين شعبه ارجاع گرديده است 0 هيئت شعبه در تاريخ بالا تشكيل گرديد، پس از قرائت گزارش آقاي 000 عضو مميز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنين راي مي دهد: (اعتراضات تجديدنظر خواهان نسبت به راي تجديدنظر خواسته به نحوي نيست كه نقض راي مذكور را ايجاب نمايد0 از لحاظ رعايت و قواعد دادرسي نيز اشكال موثري در رسيدگي دادگاه مشهود نمي باشد لذا راي مورد بحث نتيجتا ابرام مي گردد0) مرجع : كتاب آراي ديوان عالي كشور درامورحقوقي 1 صلاحيت ، داوري ، خسارات ، امورحسبي ، وقف ، معامله فضولي ، تهاتروغصب تاليف يدالله بازگير، ازانتشارات ققنوس ، چاپ اول ، سال 1377 103
هيچ موضوعي مرتبط با اين ماده ثبت نشده
آدرس : تهران خیابان فاطمی روبه روی سازمان آب پلاک 207
تماس اضطراري : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵
پست الکترونیک : info (At) Dadfaran (dat) com