كلاسه پرونده : 1/7530 شماره دادنامه : 726/25 تاريخ رسيدگي : 6/11/1372 فرجامخواه : آقاي (الف ) فرجامخوانده : بانو (ب ) فرجامخواسته : دادنامه شماره 73/136 صادره از دادگاه حقوقي يك 000 مرجع رسيدگي : شعبه 25 ديوان عالي كشور هيئت شعبه : آقايان 000 خلاصه جريان پرونده : در تاريخ 7/5/63 تجديدنظرخوانده به طرفيت تجديدنظرخواه دادخواستي به خواسته خلع يد نسبت به 2 قطعه زمين مزروعي پلاك 1731 و 1747 واقع در000 و 8 قطعه اراضي واقع در000 و قلع و قمع قلعه هاي جديدالغرس در قطعه 1747 مقوم به مبلغ 000/600 ريال تقديم و به استناد گواهي حصر وراثت و تقسيم نامه و صورت مجلس معاينه محل پرونده 57/8/59 حقوقي 2 و پرونده موضوع دادنامه شماره 25274/3/62 دادگاه كيفري 2 و معاينه محلي تقاضاي رسيدگي نموده است 0 خوانده لايحه ارسال و اعلام داشته است كه خواهان شناسنامه ديگري به نام 000 دارد و با هر دو شناسنامه كليه ارثيه پدري خود را باسند عادي به من واگذار كرده است كه تصوير سندها و رضايتنامه خطاب به بازپرس و نامه با امضاي 000 به مركز بهداشت پيوست است 0 دادگاه قرار اخذ توضيح از خواهان و رجوع به پرونده هاي ثبتي را صادر كرده است 0 در جلسه 12/12/63 نماينده ثبت مالكيت خواهان را نسبت به 6دانگ پلاكهاي 1741 و 1731 تاييد نموده و خواهان توضيح داده است كه پلاكهاي 8 قطعه عبارتند از 000 و سندهاي عادي را كه به زور گرفته است قبول ندارم و گذشته نامه را هم قبول ندارد0 دادگاه وضعيت ثبتي پلاكهاي 8 گانه را استعلام واز گواهان تحقيق و قرار اخذ توضيح در رابطه با چگونگي تقسيم ارثيه صادر و محل را معاينه و از اداره كشاورزي استعلام و تصوير بعضي اوراق پرونده هاي استنادي خواهان را از وي دريافت و سرانجام در تاريخ 2/5/72 به وقت مقرر پايان دادرسي را اعلام و چنين انشاء راي كرده است : (000 مسجلين ذيل سند عادي ابرازي خوانده 000 همگي حضور خود را در موقع انجام معامله 000 انكار و از چگونگي آن و اينكه وجهي بابت آن به خواهان پرداخت شده باشد اظهار بي اطلاعي نموده اند 000 در زمان تنظيم سند ادعايي 000 هنوز سهم الارث خوهان به جهت عدم تقسيم تركه مورث 000 معين نبوده 000 پرداخت ثمن 000 هيچ گونه دليلي بر پرداخت آن ارائه ننموده 000 پرونده كيفري 000 من حيث المجموع حاكي از عدم مشروعيت معامله ادعايي 000 و اخذ سند به نحو غيرمتعارف از خواهان مي باشد000 مدافعات وي به نحوي نيست كه صحت وقوع 000 را ثابت نمايد بنابراين 000 حكم به خلع يد خوانده از قطعات و پلاكهاي مورد دعوي 000 و قلع و قمع قلمه و اشجار مغروسه توسط خوانده در پلاك 1747 فرعي مورد دعوي در حق خواهان صادر و اعلام مي گردد000) كه منتهي به تجديد نظر خواهي گرديده است 0 اعتراض اين است كه خواهان به علت اعتياد قصد فروش داشته است و اينجان خريده ام و در اين 21 سال ادعايي نشده است و در همين مورد كتبا رضايت نامه داده است و دليلي بر بي اعتباري معامله وجود ندارد0 اعترضنامه عينا هنگام شور قرائت مي گردد0 هيئت شعبه در تاريخ بالا تشكيل گرديد و پس از قرائت گزارش آقاي 000 عضو مميز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنين راي مي دهد: (بسمه تعالي 0 با لحاظ محتويات پرونده بر دادنامه مورد تقاضاي تجديدنظر اشكالات ذيل وارد است 01 با توجه به سند شماره 1069117/10/60 تجديدنظرخوانده سه دانگ مشاع از شش دانگ پلاكهاي 17471731 را با خريداري از (ج ) مالك مي باشد و به شرح مذكور در گواهي شماره 72376/5/62 ثبت 000 نيز سه دانگ پلاك 1747 و 1731 و 1833 به موجب تقسيم نامه 1049110/10/63 دفتر000 در سهمي نامبرده قرار گرفته كه در نتيجه وي مالك شش دانك هر يك از دو پلاك 1731 و 1747 و سه دانگ 1833 مي باشد در عين حال برابر نامه شماره 167295/12/63 ثبت 000 بانوي مرقوم مالك سه دانگ پلاك 1803 نيز هست و آقاي (ج ) كه مورث نامبرده نيزبوده در پلاكهاي 1803423 و 1833 و 1906 به ميزان سه دانگ در هر يك مالكيت داشته است كه با توجه به مراتب اولا درپرونده مشخص نشده طبق تقسيم نامه رسمي مورد مالكيت مورث تجديدنظرخوانده به چه نحوه بين وراث تقسيم گرديده و مشاراليها از پلاكها 423 و 1906 نيز سهمي داشته يا خير ثانيا مالكيت شخص مذكور درخصوص پلاكهاي ديگر مورد ادعا كه شامل پلاك 277172167 و 280 است چگونه احراز گرديده ثالثا در جريان رسيدگي روشن نشده تجديدنظرخواه در آنچه كه تجديدنظرخواه غيروارث از پدر خود مالكيت داشته (سه دانگ از پلاكهاي 1731 و 1747 و 1703) با توجه به اينكه مدعي است سهم بانوي مرقوم ازماترك مورد معامله سند عادي بوده در بقيه نيز تصرفي دارد يا خير 02 به شرح مذكور در صورتجلسه معاينه محل مورخ 7/2/72 (صفه سوم ) بانوني خواهان خواسته را منحصر به خلع يد نموده و از قلع و قمع قلمه هاي جديدالغرس به ادعاي اينكه خوانده آنها را جمع آوري نموده منصرف بوده كه مورد توجه قرار نگرفته و قلع و قمع نيز مورد حكم واقع شده است 03 خواسته دعوي خلع يد بوده نه رسيدگي به اعتبار يا عدم اعتبار سند عادي ابرازي خوانده دعوي 0 در اين رابطه خواهان به استناد حكم صادره در پرونده كيفري آن را فاقد ارزش دانسته است ( هر چند راي مزبور در باب تعيين تكليف معاملات و قراردادها صادر نشده است ) از ناحيه خوانده دعوي نيز دعوايي در ارتباط با آن مطرح نبوده است بنابراين با توجه به مواد 46 و 47 و 48 قانون ثبت اتخاذ تصميم مقدور بوده است و اقدامات ديگر ضرورت نداشته است 0 04 در فتوكپي صورتجلسه 23/3/62 كه ظاهرا مربوط به پرونده كيفري است تجديدنظرخواه اظهار داشته تجديدنظرخوانده بعد از تنظيم سند عادي ملك را به نام خودش به ثبت رسانيده است 0 دراين رابطه پرونده ثبتي ملاحظه نشده و با فرض صحت اين ادعا تاثير آن در دعوي مورد توجه قرار نگرفته است 0 ضمن تاثير گذشت شاكي (خواهان دعوي ) در پرونده كيفري مورد اظهار نظر واقع نشده است علي هذا با نقض راي موصوف رسيدگي به دادگاه حقوقي يك شهرستان 000 محول مي شود0) مرجع : كتاب آراي ديوان عالي كشور درامورحقوقي 1 صلاحيت ، داوري ، خسارات ، امورحسبي ، وقف ، معامله فضولي ، تهاتروغصب تاليف يدالله بازگير، ازانتشارات ققنوس ، چاپ اول ، سال 1377 102
هيچ موضوعي مرتبط با اين ماده ثبت نشده
آدرس : تهران خیابان فاطمی روبه روی سازمان آب پلاک 207
تماس اضطراري : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵
پست الکترونیک : info (At) Dadfaran (dat) com