راي شماره : 122-24/7/47 راي اصراري هيات عمومي ديوان عالي كشور نظربه اينكه دادگاه ضمن دادنامه فرجامخواسته به اشاره به دلائل استنادي دادستان وتوجه به اختلاف گوئي زهراكه يكبارازاله بكارت خودرا نسبت به متهم اعلام ودفعه ديگراظهارنموده شوهرش ازوي ازاله بكارت نموده ودرنظرگرفتن گواهي احمدوجعفرومحمدوربابه كه جريان عزيمت زهرابه قم ودو شب اقامت مشاراليهارادرشهرستان مزبورتشريح وكوچكترين اظهاري عليه متهم ننموده اندوباسنجش وارزيابي دلائل وشواهدموجوددرپرونده دلائل اقامه شده رامفيدحصول علم ويقين برارتكاب بزه انتسابي به متهم ازناحيه مشاراليه تشخيص نداده وبالنتيجه برائت وي رااعلام نموده عليهذادادنامه فرجامخواسته كه ازجهت رعايت اصول وقواعددادرسي هم اشكال موجب نقضي بر آن متوجه نيست به اكثريت آراءابرام مي شود. * سابقه * عمل منافي عفت به عنف ازاله بكارت - كافي نبودن دلائل طبق كيفرخواست شماره 27-29/1/41فرجامخوانده به اتهام ازاله بكارت اززهرابيگي 17ساله كه درعقدعلي بوده واخذمال بعنف ازاحمدمورد تعقيب دادسراي شهرستان قم قرارگرفته وبه استنادبه شكايت وگواهي پزشك واظهارات متهم وگواهي گواهان وسايرقرائن موجوددرپرونده بزهكاري متهم راثابت وطبق مواد207و234قانون كيفرعمومي كيفروي راازدادگاه جنائي مركزدرخواست كرده است . شعبه 5 دادگاه جنائي مركزدرتاريخ 24/6/41به هيئت سه نفري باحضور نماينده آقاي دادياردادسراي استان ومتهم ووكيل مدافع وي تشكيل وپس از رسيدگي به موجب دادنامه شماره 791-24/6/41اجمالاچنين راي داده است : اولادرخصوص اتهام منوچهربه اخذمال به عنف ازاحمدنظربعدم وجود دليل كافي وباتوجه به اينكه حسب ادعاي شاكي اخذگندم نامبرده مدتي قبل از دستگيري متهم بوده وبعيدبنظرمي آيدكه شاكي كه دهبان وكدخداي محل بوده به تهديدوعنف مالي به متهم بدهدواعلام وشكايتي هم ننمايدوفقط پس از دستگيري متهم به اتهام ديگرمدعي اين عنوان باشددرنظردادگاه انتساب اتهام مذكوربه متهم يادشده محرزنيست وراي به برائت مشاراليه دراين قسمت صادرواعلام مي گرددثانيادرخصوص اتهام ديگرمنوچهرنامبرده به ازاله بكارت زهراعيال 17ساله علي باتوجه به اظهارات زهرامشاراليهادر تحقيقات مورخ 9/9/40مبني براينكه منوچهرمتهم ازاوازاله بكارت ننموده است وسه روزاست كه باماشين سنگي به قم آمده است وشبي رادرمسافرخانه حسين آقانزديك حرم وشب ديگررادرمنزل محمدخوابيده است ونظربه اظهارات و شهادت احمدوفضل اله وجعفروعلي اكبرومختاروبانوربابه ومحمددرخصوص كيفيت مسافرت زهراازفرح آبادتاقم واقامت اودراين شهروباتوجه به مواجهات انجام شده بين زهراواقدس خواهرش بااحمدوفضل اله وجعفر فوق الذكرونظربه عدم صحت اظهارات وادعاهاي زهراسابق الذكردرتحقيقات مورخ 14/9/40ومابعدبه اينكه بامنوچهرمتهم وسيله تاكسي به قم آمده ودر منزلي كه محلش رانمي داندمتهم ازاوازاله بكارت كرده است واختلاف اين اظهارات وادعاهابابيانات قبل مشاراليهاواظهارات وشهادات احمدو فضل اله وجعفروعلي اكبرومختاروربابه وبالجمله ازنظرفقددليل كافي درنظر دادگاه ارتكاب ازاله بكارت زهراوسيله منوچهرثابت ومحرزنيست دراين قسمت نيزراي برائت مشاراليه صادرواعلام مي گردد. دادسراي استان ازراي مذكورفرجامخواهي نموده وپرونده به شعبه 12 ديوان عالي كشورارجاع گرديده است .شعبه مذكورپس ازتنظيم گزارش و قرائت آن وملاحظه نظريه كتبي آقاي داديارديوان عالي كشورمبني برنقض دادنامه فرجامخواسته مشاوره نموده وچنين راي داده است : اعتراضات دادسراي استان وتقاضاي ماهوي نماينده جناب آقاي دادستان كل بشرح زير:(باعنايت به لايحه فرجامي دادسراي استان مركزونظريه مورخ 8/10/41داديارديوان عالي كشورمستندحكم دادگاه جنائي دربي تقصيري متهم برخلاف محتويات پرونده بنظرمي آيدوتقاضاي فرجام حكم رادارم )در قسمت اتهام متهم به ازاله بكارت موجه بنظرمي رسدزيراباتوجه به اعتراضات دادسراي استان وگواهي پزشك درموردكيفيت ازاله بكارت استنباط دادگاه درصدورحكم برائت برخلاف قرائن ودلائل وشواهدموجوده در پرونده مي باشدلذادادنامه دراين موردبااجازه ماده 430مكررازقانون آئين دادرسي كيفري نقض ورسيدگي به شعبه ديگردادگاه جنائي استان مركزارجاع مي شود.درقسمت اخذمال به عنف دادسراي استان به گواهي گواهان استنادكرده كه دادگاه به گواهي گواهان توجه كرده وآنرابراي احرازبزه كافي ندانسته استنباط دادگاه دراين موردبرخلاف دلائل وشواهدموجودنيست وچون ازملاحظه محتويات پرونده اشكال موثرموجب نقضي مشهودنيست لذاباردتقاضاي دادسراي استان وتقاضاي ماهوي نماينده جناب آقاي دادستان كل حكم فرجام خواسته درمورداخذمال به عنف به اتفاق آراءابرام مي گردد. پرونده به شعبه 5 دادگاه جنائي استان مركزارجاع گرديده وشعبه مذكور پس ازانجام تشريفات قانوني درتاريخ 10/12/44باحضورآقاي داديار دادسراي استان ومتهم ووكيل وي تشكيل وپس ازرسيدگي بموجب دادنامه شماره 367-19/12/44اجمالاچنين راي داده است : باتوجه به اظهارات ومدافعات منوچهرمتهم پرونده وانكارمشاراليه درارتكاب بزه منتسب درمراحل تحقيق ودرمحضردادگاه وباتوجه به مدافعات وكيل متهم درجلسه دادرسي ودرنظرگرفتن اينكه اظهارات زهرابدون مقرون بودن به دليل چون درمقام شكايت ودادخواهي ازمتهم است نمي تواندعليه متهم دليليت داشته باشدواظهارات عباس وزهراوعلي شوهرزهراواقدس خواهر نيزصرفنظرازاينكه شخصاناظرواقعه نبوده اندچون نقل قول اززهرامي باشد مضافابه لحاظ بستگي بازهراقطع نظرازاينكه عباس وعلي خوددرمقام شكايت ازمتهم اظهاراتي عليه اونموده انداظهارات مشاراليهانيزبدون مقرون بودن به دليل نمي تواندعليه متهم قابل ترتيب اثرباشدوگزارشات مامورين ژاندارم هيچيك حاكي نيست كه شخصاناظرواقعه بوده اندبلكه حاكي ازنقل شكايت واظهارات شاكيان است كه آنهم بدون دليل عليه متهم نمي تواند دليليت داشته باشدازمطلعين قضيه بنام احمدوجعفرومحمدوربابه هيچيك درمراحل تحقيق اظهاري عليه متهم كه دلالت برارتكاب بزه منتسب مذكوردر كيفرخواست دادستان ازناحيه متهم داشته باشدننموده اندصرفنظراز اختلافگوئي كه دراظهارات زهرادرمراحل تحقيق موجوداست گواهي نامه مورخ 9/9/40اداره بهداري وبهداشت قم درباره زهرامشعراست براينكه دوپارگي درروي پرده بكارست مشاهده مي شوديكي قديمي وديگري كاملاتازگي داردو24يا 48ساعت بيشترازپارگي آن نمي گذردكه باتوجه به تاريخ شكايت شاكيان اساسا چون گواهي نامه مذكورحاكي ازاين نيست كه ازاله بكارت ازناحيه متهم موصوف بعمل آمده باشدتابتواتن اين گواهي نامه راعليه متهم قابل ترتيب اثردانست وچون درپرونده دليلي كه مثبت وقوع بزه منتسب مذكوردركيفر- خواست دادستان وموجب حصول علم به وقوع بزه ازناحيه متهم موصوف باشد ملاحظه نمي گرددلذادادگاه حكم برائت منوچهرراصادرواعلام مي نمايد. دادسراي استان ازاين راي نيزدرخواست رسيدگي فرجامي كرده وبا استنادبجهات ودلائلي كه سابقادرلايحه فرجامي شماره 18406/16-9/7/41 اشعارداشته درخواست نقض دادنامه فرجامخواسته رانموده است .وجناب آقاي دادستان كل بافرجامخواهي دادسراموافقت فرموده اندورسيدگي به شعبه 12ارجاع گرديده است . درتاريخ 21ارديبهشت ماه 46موضوع اصراري وقابل طرح درهيئت عمومي ديوان عالي كشورتشخيص ومقررگرديده پرونده به هيئت مزبورارجاع شود. پس ازطرح پرونده موضوع درهيئت عمومي ديوان عالي كشوروقرائت گزارش پرونده وملاحظه اوراق لازم وكسب نظريه جناب آقاي دادستان كل بشرح زير: "دلائل اتهام منوچهربشرح زيرمي باشد: قبلالازم مي دانم عين اظهارات زهرامجني عليهاراكه باسادگي در بازجوئي هاي ژاندارمري اداءكرده ذيلانقل نمايم : "علي شوهرم كه مراعقدكردمراتصرف نكرده وامسال مي خواسته مراعروس كندقبول نكردم وبه قم فراركردم ازدوسه ماه پيش منوچهر(متهم )هرروزمي آمد بامن صبحت واظهارعشق مي كردكه شماطلاقت رابگيرمن شماراعقدمي كنم اگرهم طلاقت رانمي دهندمن شمارامي برم نگاهداري مي كنم من قبول نمي كردم حتي چند مرتبه عباس بامسعودبرادرمنوچهروعصمت ازقول منوچهربه من وعده ونويد مي دادندتااينكه من راضي شدم وبامنوچهررابطه عشق بازي پيداكردم ودر محلهاي مخفي باهم رازونيازمي كرديم يك شب كه پدرم درسرآب بودومادرم هم مريض بودعصمت باعباس ومسعودآمدندمنزل مابنام شب نشيني وچون مادرم مريض بودخوابيدنداين سه نفرگفتندهرچه اثاث وطلاآلات وپول نقدداريد جمع كن ببريم تحويل منوچهربدهيم اثاث راتحويل آنهادادم بردندمنزل منوچهروشب ديگرشبي كه پدرم درخانه نبودمنوچهردستورداده بودمن بيايم توي باغچه خانمان وآنهاهم بيايندباهم فراركنيم نصف شب شده بودكه من رفتم توي باغچه ديدم عباس ومسعودوعصمت هم آمدندباهم رفتيم آنطرف ديدم منوچهربايك تاكسي ايستاده مراسواركردندوبطرف قم حركت كرديم واين سه نفررفتندبه خانه هايشان ماهم به طرف قم رفتيم ووقتي كه نزديك سحربه قم رسيديم منوچهرمرابه خانه اي بردكه نمي دانم دركجاوچه محل بدتاسرآفتاب و اذان آنجابوديم وبه من گفت شمابرويدمسافرخانه من مي خواهم بروم محمدآباد كاخ وشب ديگري مرابرددرمنزل ميرزامحمددرهمان سحري كه مراداخل خانه برد دختري مرابرداشت دريك ماه جلوتريك شب وعده ملاقات بامن گذاشت توي منزل خودمان درآشپزخانه اين عمل رابامن كرد." حقايق زيرازاظهارات ساده زهرااستخراج مي گردد. 1- دوشيزه زهرامايل به مزاوجت باعلي نبوده وبه عنف اورابه عقد علي درآورده بودندووقتي مي خواستندعروسي كنندازجهت اكراهي كه ازشوهر خودداشته به قم فراركرده . 2- منوچهرازاين اكراه دوشيزه زهرااستفاده كرده شروع به عشق بازي نموده وپيوسته اوراتشويق مي كرده طلاق بگيردتابااوازدواج كند. 3- پس ازيك سلسله عشق بازي واغفال زهرايك شب منوچهردرآشپزخانه منزل زهرابااومواقعه كرده ولي به واسطه ايمن نبودن ازمحل وخوف ازآشكار شدن عمل ناشايسته خودموفق نشده بودكاملاازاوازاله بكارت كند. 4- منوچهركه نه فقره سابقه كيفري غيرقطعي سرقت داشته پس از علاقمندساختن زهرابخودطلاآلات وپول هاي نقداوراازاوگرفته واينطور وانمودمي كرده كه مي خواهدوسائل فراراورافراهم كندتاباهم زندگي كنند. 5- منوچهربالطائف الحيلي كه بكاربرده بالاخره زهراراحاضركرده كه بااوبطرف قم حركت كند. 6- پس ازرسيدن به قم منوچهرمجددابازهرامواقعه كرده واين دفعه كاملاازاوازاله بكارت نموده است . 7- بالاخره پس ازاطفاءشهوت خوديك شب زهرارابه مسافرخانه وشب بعدبه منزل شخصي به اسم محمدبزازدوست خودروانه كرده است . آيااين اظهارات زهراكه باسادگي بيان كرده واقعيت دارد؟ براي كشف حقيقت لازم است آنراموشكافي كرده وباسايرقرائن و مويدات پرونده تطبيق نمائيم . 1- دراين واقعه دونفردرمظان ازاله بكارت اززهرامي باشنديكي شوهر اوكه اوراعقدكرده وهنوزعروشي ننموده وديگرمنوچهرباتوجه به اينكه زهرا ازعلي شوهرخودتنفرداشته وبراي اينكه بااوعروسي نكندبه قم فراركرده مسلم است كه علي ازاوازاله بكارت نكرده است مويدديگراين امرشكايت پدروشوهرزهرامي باشدپدراودررديف 23و35چنين اظهارداشته :"منوچهر دخترم رابه قم برده وازاله بكارت كرده وچهارصدتومان وجه نقدوگلوبندو النگومتعلق به دخترم رازهرابه منزل منوچهربرده است ." همينطورعلي شوهراودررديف 258اظهارداشته كه "منوچهردوشيزه زهرا عقدكرده مرافريب داده وازاله بكارت ازاونموده ." درايران پدروشوهرتعصب فوق العاده به ناموس دختروزن خوددارندو معقول نيست كه اگرازاله بكارت ازطرف علي شوهرزهرابعمل آمده باشداوو پدرزنش درمقام شكايت برآيندوحيثيت خودرابين اكفاءواقران خود جريحه دارسازند. به دلائل فوق مسلم است كه ازاله بكارت ازطرف شوهرزهراواقع نشده است . اينك بايدديدكه آيامنوچهرمرتكب اين عمل شده ياشخص ديگر؟ مويدات ذيل مسلم مي داردكه منوچهرمرتكب اين گناه شده است : اگرمسلم شودكه اثاث زهرادرنزدمنوچهرپيداشده اين يكي ازقرائن و امارات قويه است كه منوچهرمرتكب ازاله بكارت شده است . باتوجه به رديف 49معلوم شده اثاث راكه زهرااظهارداشته منوچهردر ساك گذارده متهم آنهارادرزندان همراه خودداشته است . بودن اثاث زهرادرزندان نزدمنوچهراظهارات زهرارابه اينكه مرا تشويق مي كردكه فراركنيم تاباهم زندگاني كنيم تاييدمي نمايدزهرااين دختر برگشته بخت هفده ساله كه فاقدقوه مميزه كامل بوده خيال مي كرده كه منوچهر مي خواهدواقعابااوازدواج كرده وبراي هميشه باهم زندگاني نمايندغافل از اينكه عشقبازي اوبراي به چنگ آوردن طلاآلات پول نقدواثاث اووتامين غريزه حيواني خودش بوده است . امروزيكي ازوسائل اغفال دوشيزگان ساده لوح نويدازدواج ازطرف مردان است درصورتي كه پيشنهادكنندگان ازدواج غالبادراظهارات خود كاذب مي باشندوپس ازتامين غريزه حيواني خوددخترفريب خورده رارها مي كنندهمين بليه دامنگيرزهراشده است . دليل ديگراختلاف گوئي متهم درصفحه 23ودررديف 48مي باشدزيرادر صورت مجلس مورخ 9/9/40درضمن تحقيقات اظهارداشته "هيچگونه سابقه و آشنائي بادوشيزه زهرانداشتم وحتي بااوحرف نزده ام "درصورتي كه درصورت مجلس مواجهه اوبازهرادرآگاهي آشنائي اومسلم مي گرددودرمقابل اظهارات صريح مجني عليهافقط اظهارداشته "پدرومادراويادداده اندچنين اظهاراتي نمايد." آيابابودن اثاث زهراهمراه منوچهردرزندان مي توان قبول نمودكه متهم زهرارانديده وحتي بااوحرف نزده است ؟انكاراوازآشنائي اوبامجني عليهابراي اين است كه اتهام ازاله بكارت رابه اين وسيله ازخودنفي كند. يكي ازمويدات ديگرگواهي نامه شماره 9/9/40-3216است .بانو گلخواه ماماي رسمي دررديف 11بشرح ذيل اظهارنظرنموده است :"بانوزهرا معاينه شدبكارت اوازبين رفته است دوپارگي درروي پرده بكارت مشاهده مي شوديكي قديمي وديگري كاملاتازگي داردو24يا48ساعت بيشترازپارگي آن نمي گذرد"اين گواهي نامه مويداظهارات زهرااست به اينكه منوچهردردو مرتبه موفق شده ازاوازاله بكارت كامل نمايديك مرتبه درقم ويك مرتبه در يكماه قبل ازآن درآشپزخانه منزل زهرا. يكي ازدلائل ديگرواقعيت داشتن اظهارات زهراموداي اظهارات محمد است كه زهرارانمي شناخته واظهارداشته اوبه تنهائي به منزل من آمدزيرا همانطوري كه فوقااشعارگرديدمجني عليهااظهارداشته منوچهرپس ازازاله بكارت ازاويك شب اورابه مسافرخانه فرستاده وشب ديگربه منزل محمدبزاز دوستش برده است . آيابااين همه قرائن ودلائل مي توان دراظهارات صادقانه مجني عليهاي نگون بخت ترديدكردوكسي غيرازمنوچهررامرتكب ازاله بكارت ازاو دانست ؟ اگرمقررشودكه درمسائل منافي عفت كه به اغفال جامعه تماس داردفقط به چهارمرتبه اقراروياشهادت شرعي جرم راثابت شده دانست بايدديگر انتظام خانواده هاوپاكي نسل رادرآن جامعه انتظارنداشت وپيدايش بزرگترين عامل انحطاط اخلاقي رادرآن پيش بيني كردامروزاعتلاءهرملتي را قائم به عواملي چندمي دانندومهمترين آن خانواده است اگردرخانواده هااز لحاظ بروزبي عفتي زن ومردبه يكديگرمحبت نداشته باشندواولادي كه بوجود مي كيدازلحاظ فرزندي موردشك وترديدواقع شودوالدين آنهادرتعليم و تربيت اوجان فشاني نمي نمايندوچنانچه نيروي انساني درآن جامعه بدون تعليم وتربيت نشونمايندمعلوم نيست چه بليه عظيمي دامنگيرآن جامعه مي شود. قانون مجازات درماده اول حدودوتعزيرات مقرره درشرع رادرصورتي قابل اعمال مي داندكه جرائم موافق موازين اسلامي تعقيب ومجري شودوالا مجازاتهاي عرفيه پيش بيني شده درآن بايدمجري شود. آيادراين پرونده مجازات ازاله بكارت كه درقانون مجازات پيش بيني شده همان است كه درشرع اسلام وضع گرديده اگرمجازات اين عمل متفاوت است ديگرنبايدتنهاموازين اسلامي رادركشف آن موثردانست بعلاوه اگرفرض شودكه اثبات ازاله بكارت تنهابااقراروياشهادت شرعي قابل اثبات است ودراين پرونده اتهامات منوچهرازلحاظ فقدادله طبق موازين عرفي قابل اثبات نيست آيارابطه نامشروع اوهم بايك زن عقدشده بايدمقتصر باشد. اگرمقررشودكه همان موازين كشف رايگانه دليل مجرميت دانست بايد ترقيات شگرفي كه درعلوم جزائي به وقوع پيوسته به چشم حقارت نگريست . موضوع دلائل يكي ازمسائل بسياردقيق امورجزائي است زيراسرنوشت جزائي متهم ازروي دلائل اقامه شده معلوم مي گردد. دربين دلائل (اسنادومراسلات ،اعتراف ،علائم مادي واقعه وبالاخره شهادت شهود)،علائم مادي واقعه كه به مثابه شهادت صامت اشياءمحسوب مي شودمتقن ترين وسيله تشخيص است اگراشخاص به دروغ گفتن ابتلاءدارند زيان اشياءدرصورت شناخت آن حقايق راافشاءمي كندنتايج حاصله ازاثر انگشت وتجزيه خون وآزمايش سموم بيش ازاقراردرافشاءحقيقت قاطع مي باشد.اقرارمخصوصادرمسائل جزائي خاصيت موضوعيت خودراازدست داده وصرفاجنبه طريقيت راداردودادرس به اقرارواظهاراتي كه خواه شاكي وخواه متهم مي نمايددرصورتي كه باعلائم مادي واقعه وفق ندهدنبايدترتيب اثردهد وتنهاگفته هائي ملاك حكم بايدقرارگيردكه باقرائن وامارات منطبق وعقل سليم وبالخصوص جريان واقعه آنراتاييدكندبهمين جهت اطاق بازپرس بايد آزمايشگاه پليس جنائي نيزباشدتابتواندجرائم ارتكابي عصرحاضرراكه به واسطه تحول تجارت وصنعت ووسائل حمل ونقل بيشترآميخته بامكروحيله است كشف كند. شهادت برعكس علائم مادي واقعه سست ترين ادله محسوب مي شودزيرايك دسته ازشهوددراثرضعف حواس وناخوشيهاي گوناگون ودسته ديگربه واسطه نداشتن تقوي وملكات فاضله موجب گمراهي قضامي شوند.براي نظارت گفتار شهودبايدآنان رامانندمتهمين تحت مطالعات جسمي ورواني قراردادتاضعف قواي مادي ودماغي واحساسات وكينه وعفاف آنهامعلوم شودبعلاوه بايدوضع اجتماعي آنهاومحيط ونفعي كه درافشاءاظهارات خوددارندموردتوجه قرار دادبهمين جهت قاضي جزائي كه عهده داروظيفه خطيرمي باشدعلاوه برخصائل اخلاقي واستقلال مطلق بايددرامورجزائي واجدصلاحيت وتخصص باشدوبه علوم تاريخ طبيعي جنائي انسان وروان شناسي وعلم امراض دماغي وطب قانوني و پليس علمي وعلم الحيات معرفت داشته باشدتابتوانندامنيت جزائي كشور راتثبيت وتامين نمايد. دراين پرونده كراهت زهراازشوهروآمادگي اوبراي فريب خوردن پيدايش اثاث اودرساك منوچهرپارگي پرده بكارت زهرادردومرحله علاقه منوچهربه طلاآلات وپول نقدواثاث زهراباتوجه به اينكه نه فقره سابقه غير قطعي سرقت داشته كاملامنطبق بااظهارات ساده زهرامي باشدوبراي يك قاضي محقق ومتفرس قاطع ترين دلائل مجرميت منوچهربه شمارمي آيد. بنابه مراتب بالادادسراي ديوان عالي كشورمنوچهرراكه نه فقره سابقه سرقت غيرقطعي بشرح زيرداردتنهاعامل نگون بختي وتباهي زهراي ساده لوح مي داندوبدين لحاظ تقاضاي نقض حكم برائت اورامي نمايد. تاريخ بازداشت تاريخ صدورحكم نوع بزه 1-24/9/28 28/10/28 سرقت 2-31/8/34 27/4/34 " 3-25/3/36 6/6/36 " 4-18/7/36 30/7/36 " 5-19/1/37 23/5/37 " 6-19/1/37 10/10/36 " 7-19/1/37 14/4/37 " 8-19/3/39 12/7/39 " 9-19/3/39 10/10/37 " دادستان كل كشور- عبدالحسين علي آبادي " مشاوره نموده بشرح زيرراي داده اند: مرجع :آرشيوحقوقي كيهان ازصفحه 98تا109 سال 1347چاپ 1348 مجموعه رويه قضائي كيهان آراءهيئت عمومي ديوان عالي كشور 16
هيچ موضوعي مرتبط با اين ماده ثبت نشده
آدرس : تهران خیابان فاطمی روبه روی سازمان آب پلاک 207
تماس اضطراري : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵
پست الکترونیک : info (At) Dadfaran (dat) com